The first 122 lines.
خدا رو شکر که اومدی خونه.
الان خیلی بهت نیاز دارم.
حلقهام افتاد تو فاضلاب.
شما پسرا میدونید چطوری...
اوه.
خب، کی بود؟
مثلا یه جور، آم، پاپتیکال ایلوژن بود.
فکر کردم اون دختره هاته از پایین
داره بهم میگه الان خیلی بهش نیاز دارم.
نه بیویس، مطمئنم که واقعاً
اتفاق افتاد و خواب نبودی.
آره، آره.
ما هیچوقت نمیتونیم مخ بزنیم.
آره، واقعاً.
بازم اون صاحبخونه عوضی.
اگه میخواستم اجاره رو بدم، تا الان داده بودم.
آره.
کی میخواد آدم بشه؟
وای!
ام، باتهِد، دوباره داره اتفاق میافته.
اون توهم رو دارم. بیا ببین.
چرا درو روم بستی؟
اون آیکیو بالایی نداره، خانوم.
میدونید مشاور گفت چند بود؟
۶۹.
شما چیزی از لولهکشی میدونید؟
حلقه مادرم افتاده تو چاه.
نگران نباش.
فکر کنم ما میدونیم چطور با لولههامون کار کنیم.
چطور بود؟
حلقه اومد بیرون؟
ام، هنوز نه.
بذار دوباره با تلمبه امتحان کنم.
و بفرمایید.
فکر کنم داره جواب میده!
شماها میتونید برید خونه.
من یه لولهکش واقعی صدا کردم.
آره، احتمالاً فکر خوبیه.
میدونی، بذار یه حرفهای حلش کنه، میفهمی؟
نه، خِنگول.
اون دختره هاته به ما نیاز داره.
ما این کارو میکنیم.
حالا من میخوام دستمو بکنم تو فاضلاب.
آره، آره.
پس هر کاری میکنی، اون آشغالخوردکنو روشن نکن.
خوردکنو. - باشه، فهمیدم.
آره.
آره، پس روشنش کنم، درسته؟
نه، خِنگول.
روشنش نکن.
باشه.
خب، یه جورایی دیوونهکنندهست، ولی، امم، من انجامش میدم.
همونجا وایسین، کثافتها.
اون دست لعنتیتونو همین الان از تو چاه بکشید بیرون.
تاد؟
واقعاً تاده.
اَه.
این یارو ایرلندیه؟
آره، ایرلندیه، حتماً.
"ای کاش" لال میشد و دیگه نمیخوند.
آره.
فکر کنم اون یه جک پدرانه بود، باتهِد.
ام، تو از کجا میدونی، بیویس؟
تو که بابا نداری. - آره، آره.
حرف تو درسته.
یه جک پدرانه برای تو اینجوریه که: "بیویس،
"خوشحالم که پسرم هستی.
"میخوام وقت بیشتری باهات بگذرونم.
و همه میدونن که من زندهام یا مرده."
آره، آره.
آره، خیلی خوب بود.
آه، بابا.
این آهنگ اصلاً قراره، مثلاً، تندتر بشه یا یه همچین چیزی؟
ام، نه.
فکر کنم داره کندتر میشه.
فکر کنم میدونم اینجا داره چیکار میکنه.
ببین، الان خیلی کنده، ولی همین الان قراره...
تو چند ثانیه اوج بگیره، میدونی؟
آره، آره، داره میاد. آره.
دووو-دو-دو-دو-دو-دو-دو-دوو!
بو-بو بو-پا بو-پا، بو-تا! بوووه! وووآ!
بیس رو بنداز. وووه-آهه!
بو-بو-بو-بو-ووا بو-بو-بو-بو باه-باه
بو-بو-بو-بو باه-باه
بو-بو-بو-بو باه-باه بو-بو-بو-بو باه-باه!
وواااا!
ام، نه.
فکر کنم اشتباه کردم.
ام، فکر کنم الان بیس کمتری داره.
هیچی ننداخت.
آره، فکر کنم نه. آه، بابا.
این یارو شبیه یکی از اون آدماییه
که، مثلاً، باباش میخواست مشتزنی یاد بگیره
و یه مبارز بشه، ولی اون میخواست
بشینه و شعر بنویسه.
باباش راست میگفت.
آره، آره، واقعاً.
اون میگفت...
"نه بابا، نمیخوام
"دعوا کردن یاد بگیرم.
کلماتم مشتهام هستن."
و بعد باباش گفت...
"خب، مشتهای منم مشتهای منن."
و بعد زد تو صورتش.
وُا.
الان داره رخت میشوره؟
آره.
جاشو خیس کرده.
"اینقدر ناله نکن و غر نزن
"و برو رختاتو بشور!
"ملحفههات نیاز به یه شستشوی اساسی دارن.
"اون تو داشتی جق میزدی،
درموت کندی."
میدونی، این، مثلاً، بدترین حالتیه که
ممکنه اتفاق بیفته، میدونی؟
آره.
اون، مثلاً، ویدیو رو به دوستاش نشون داد،
و اونا گفتن، "اوه، درموت، این یه جورایی مزخرفه."
و بعد اون گفت، "یه جورایی؟
"خب، فقط تماشام کن.
"من قراره کاری کنم که از هر چیز دیگهای
افتضاحتر بشه."
No comments yet. Be the first to leave one.