Release info

Can We Love 2014 E10
A Commentary by Rahpooyan
کاری از تیم ترجمه ای ار کرهwww.irkorea.org

Tags

other
Published on: 2014-08-12
Downloads: 16
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من یکی رو دوست دارم

چی؟

گفتم که یکی رو دوست دارم

اگه میخوای بهونه بیاری یه بهونه ی خوب بیار

کاری نکن که از شر من خلاص شی

ببینم یعنی قیافه م شبیه دروغگوهاست؟

کیه؟

احتیاجی ندارم که بهت بگم

پس دیگه از این کارا نکن

قسمت دهم

مامان ، حقیقت داره ؟

با بابا قراره آشتی کنی؟

نه

آخه بابا گفت چند دقیقه پیش

بابا اشتباه کرده پسرم

زود باش برو بگیر بخواب

دیره دیگه زود باش

شب بخیر

چطور تا این وقت شب بیدار نگهش داشتی؟

... مهم نیست بابا ، اونو ولش

بگو ببینم صحبتت با هان چی شد؟

میخوای برگردی پیشش؟حقیقت داره؟

گفتم که نه

ولی هان آدمی نیست که حرف بیخود بزنه

پس یعنی من حرف بیخود میزنم؟

دیگه همچین اتفاقی نمی افته پس دیگه اون آدمو راه ندید خونه

باشه؟

چرا سر من داد میزنه ؟

چی شده که هان یهو فکر کرده باز باهاش ازدواج کنه؟

راستش کارگردان اوه در حال حاضر کِیس خیلی خوبیه

اگه بخوام به ته گوک هم فکر کنم فکر کنم هان بهتر باشه

ولی اگه بذاریم یکی دیگه نگهش داره واقعا شرم آوره

خدای من ، این دیگه چه وضعشه؟

چی شده که یهو دوتا خواستگار پیدا کرده؟

چطور میتونی بذاری این اتفاق بیافته؟

چطور میتونی به خودت اجازه بدی که در مورد سه را چیزی بهم نگی؟

چی؟ بچه دبیرستانی؟

باردار؟

شرمنده م

چون سرت خیلی شلوغ بود نخواستم مشغله های فکریتو بیشتر کنم

چرا چرت و پرت میگی؟

دهنمو سرویس کردی حالا اومدی میگی که نخواستی ذهنم درگیر بشه؟

دخترم توی همچین وضعیه ، ببینم اینکه از این قضیه چیزی به پدرش نگی اصلا منطقیه؟

میدونی الان چقدر شوکه و گیج هستم؟

واقعا شرمنده م ، بچگانه فکر کردم

بچه مال کدوم خریه؟

کی این بلا رو سر سه رامون آورده؟

یه دورگه ی آمریکایی کره ای به اسم اندرو که گویا همکلاسی بودن

نمیذارم اون آشغال قسر در بره

وقتی که متوجه شدم سه را بارداره ، میخواستم زود برم پیش پسره و حالشو بگیرم

ولی بعد دیدم این چیزی رو عوض میکنه مگه؟

شرمنده م

میخواستم بهت بگم ولی نتونستم

هی به خودم میگفتم :باید بهش بگم ، باید بهش بگم ولی نتونستم

باشه

بیا بگیم قضیه چیزی نبوده که بشه راحت مطرحش کرد

اگه میخواستی خودت حلش کنی باید حلش میکردی

ببینم دقیقا داشتی چیکار میکردی؟

فکر میکنی همونطوری بیکار نشستم؟

به محض اینکه فهمیدم بارداره بردمش بیمارستان

ولی توی بیمارستان گفت که نمیتونه و فرار کرد

میگه که بچه رو بدنیا میاره و براش یه پدر و مادر خوب پیدا میکنه

به همین خاطر سعی کردم متقاعدش کنم ببرمش بیمارستان

ار خونه فرار کرد و رفت یه جای نامعلوم ساکن شد

واقعا شرمنده م

حالا فهمیدی توی چه حالی بودم که نتونستم بهت بگم؟

برای من هم سخت بود

مطمئنم که اینطور بوده

حتما برات خیلی سخت بوده قضیه رو از کسی که باهاش توی رختخواب میخوابی پنهون کنی

ببینم چیز دیگه ای هست که بخوای بهم بگی؟

هان؟چی؟

خوب درباره ش فکر کن

اگه چیز دیگه ای هم هست همین الان بهم بگو

چیزی نیست

واقعا چیزی نیست که بگی؟

خیله خب

ولی عزیزم ، الان چیکار کنیم؟ مادر جان خیلی عصبی هستن

خودم راست و ریسش میکنم

ممنون

چی؟

یعنی شما هم میگید که من باید برم بیمارستان؟

همه چیزو از مادرت شنیدم

راستش امروز خیلی شوکه شدم نمیتونم خوب فکر کنم

نمیتونم چیزا رو از هم تشخیص بدم

ولی بازم به تصمیمت احترام میذارم

جدا؟

همیشه خواسته هات برام محترم بودن

وقتی که اولش میخواستی بری خارج یا اینکه بری کلاس هنر همیشه پشتت بودم

بهش فکر میکنم

ممنون

البته ، ولی کارتو تایید نمیکنم

وقتی که با دوست پسرت بودی باید بیشتر مراقب میبودی

و مطمئن بودم که رعایت میکنی

... تو خیلی برام عزیزی دخترم

دنیا رو با یه تار موت عوض نمیکنم

میدونی برا من ومادرت چقدر ارزشمندی؟

پس انقدر از مامانت بدت نیاد

تو هم اگه جای مامانت بودی همونکارا رو میکردی

خیله خب

دخترم

حتما خیلی سختی کشیدی

اوه

برمیگردم

نمیخوای خوراکی با خودت ببری؟

آخه گفتی معلوم نیست که چقدر ممکنه کارت توی هتل طول بکشه

اون دور و بر پر از رستورانه خودم میتونم یه چیزی بخرم

قبل از اینکه بری یه دقیقه بشین

درباره ش فکر کردم

من هان رو به کارگردان اوه ترجیح میدم

چی میگی تو؟

اونطوری که من میبینم قلبت پیش کارگردان اوه هستش

ولی وقتی به ته گوک و آینده فکر میکنم هان رو ترجیح میدم

مامان ، چی میگی تو باز؟ خودت گفتی که برا کارگردان سنگ تموم بذارم

اون برا وقتی بود که هان قرار بود با یکی دیگه ازدواج کنه به همین خاطر بود که گفتم اگه یه مرد خوب پیدا کردی باهاش رابطه برقرار کن

بین مردا و زنها

فرق زیادی وجود نداره

به همین خاطر بود که هان تصمیم گرفت با اون عجوزه ازدواج نکنه

ولی همه ی غریبه ها مثل هم نیستن

تو ... فکر میکنی که کارگردان اوه آدم خوبیه و دوستش داری مگه نه؟

اگه فکر میکنی آدم خوبیه ، فکر نمیکنی بقیه زنها هم همچین نظری داشته باشن؟

مردایی که تو فکر میکنی خوشگل خوشتیپن توو چشم بقیه زنها هم اینطوری هستن

به خاطر اینا دوستش ندارم ولی

وقتی که بیشتر باهاش آشنا میشی میبینی که از من هم بدبختتره

میخوام که حواسم بهش باشه و بهش محبت کنم

کارگردان هم احساسش مثل منه

الان شرایط اینطوریه منظورم اینه که این شرایط تا کی طول میشکه

زنای زیادی دور و برش هستن که هم خوشگلن هم موفق انقدر به خودت اعتماد داری که بتونی به پاش بمونی؟

مگه راهبه؟

چون کارگردان سینماییه دخترای زیادی دور و برش هستن

گفتی که نترسم

دارم اینا رو بهت میگم چون میترسم بعدا ضربه بخوری

حالا که به این سن و سال رسیدم

با تجربه هایی که من دارم فکر کنم بهتره با یکی در حد و اندازه های خودت ازدواج کنی

هان در حد و اندازه های خودته

خودم راست و ریسش میکنم

من دیگه میرم

این موها رو توی آسیاب سفید نکردم که

اگه به حرف بزرگترت گوش بدی چیزی رو از دست نمیدی

سرده ، نیا بیرون

بوی چیه؟

چیه؟

یادم رفته زیر غذارو خاموش کنم نمیدونم ، وای نمیدونم

برا خونه ی ایچون دونگ شرقی از مصالح خوب استفاده کنید حتی اگه گرونتر دربیاد

این مشتریمون مشتریای زیادی رو بهم معرفی کرده

آره ، نگران نباش

مریضی؟

نه

دیروز زیادی مشروب خوردی حالت خوبه؟

تو که میدونی معده ت زیادی تعریف نداره

سر کار مراقب سلامتیت هم باشه

ببینم وقتی من بیرون بودم کسی رفته سر وسائل من ؟ - چی؟ -

انگار یکی به وسائلم دست زده ، اینجا چه خبره؟

ببینم کار سرپرست مون بوده؟

من میرم سر ساختمون

چرا نمیتونی بهم جواب بدی؟

تو چیزی میدونی ، درسته؟

بهم بگو

ببینم وقتی من نبودم سرپرست مون رفت توی اتاقم و به وسائلم دست زد؟

وقتی که برا تو کار میکرد زیاد سختی کشید

اگه چیزی با خودش برده به عنوان هدیه خداحافظی در نظرش بگیر

من دیگه میرم

خوشت میاد؟

فکر میکنی بتونی اینجا کار کنی؟

جای خیلی خوبیه

باید برام یه اتاق توی هتل عادی میگرفتی فقط

تو داری با یکی از بهترین کارگردانای دنیا کار میکنی؟ منظورت از هتل عادی چیه ؟ محل کار باید در حدمون باشه

بیا زود کار روی سناریوی اصلی رو از سر بگیریم و تمومش کنیم

باشه

چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن

حتی شرابی که دوست داشتی رو هم برات خریدم

ممنون ، تهیه کننده پارک

چرا از همین الان کارتو شروع نمیکنی پس؟

با هیون بین یه جلسه دارم

بعد از اینکه دیدمش میام همینجا تا صحبت کنیم

هیون بین؟ یعنی قراره باهاش ملاقات شخصی داشته باشی؟

آره ، چطور؟

بازیگر مورد علاقمه

چطور یه آدم میتونه انقدر خوش تیپ و خوش پوش باشه؟

چشمای نافذش ، گودی روی لپاش

از وقتی که توی یه برنامه ی تلویزیونی بود طرفدارشم

توی کیم سام سون هم خیلی دوستش داشتم

توی باغ مخفی هم عالی بود

برای من در حد کیم ته هی و جون دوهیونه

عاشقشم

پس میتونی باهامون بیای

میتونی بیای و باهاش یه عکس بگیری و امضا بگیری هم ازش

واقعا میتونم؟

وای اینکه از نزدیک ببینمش آرزوم بوده

اگه میدونستم آرایش میکردم و خودوم ترگل ورگل میکردم

کجا میری؟

چند بار بهت گفتم که سناریو عقب افتاده؟

ببینم اگه سناریو عقب بیافته و طول بکشه و فیلمبرداری رو عقب بندازه مسئولیتشو به گردن میگری

چی؟ تا وقتی که برمیگرم روی سناریو کار کن

میدونی که الان ساعت چنده؟

چرا یهو آب روغن قاطی کرد این؟

برات یه امضا میگیرم موفق باشی

ممنون

بفرمایید

درستش این بود که توی خونه همدیگه رو ملاقات میکردیم ولی جونگ وان گفت که دیگه توی خونه همدیگه رو نبینیم

چون نمیتونم دروغ بگم گفتم که بیای بیرون همدیگه رو ببینیم

Can We Love? (Can We Fall in Love Again? / Wooriga Saranghal Soo Isseulkka / 우리가 사랑할 수 있을까) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Can We Love? (Can We Fall in Love Again? / Wooriga Saranghal Soo Isseulkka / 우리가 사랑할 수 있을까)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left