The first 200 lines.
. اون روز ، بشریت دوباره به یاد آورد
. ترسی که از حمله ی اونا توی جونمونه
و حقارتی که با زندگی توی قفسی . که بهش می گیم دیوار ، تحمل می کنیم
! همگی آماده ی مبارزه بشید
! فقط یه غوله
اونو نابود می کنیم و اولین مقرِ ! بیرون دیوارِ بشریت رو درست می کنیم
! هدف نزدیک می شه
! مثل تمرین به پنج گروه تقسیم شید
! ما حواس هدف رو پرت می کنیم
! همه ی تیم های حمله ، حرکتتون رو شروع کنید
! از طرفین بهش نزدیک می شیم و می کشیمش
! قدرت آدما رو... بچش و فراموش نکن
ها ، میکاسا ؟
. دیگه وقتشه برگردیم
تو اینجا چیکار می کنی ؟
توی خواب هفت پادشاه بودی و فک کردی هنوز داری خواب می بینی ؟
نه ، فک می کردم هنوزم دارم . یه رویای خیلی طولانی می بینم
خوابم درباره ی چی بود ؟
... یادم نمیاد
اِرِن ، چرا گریه می کنی ؟
ییﻤﺎﺳﻴﻨ ﻠﻢﻓﻴ
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
تیر
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
کمان
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
خونین
No comments yet. Be the first to leave one.