Specials

Release info

당신이잠든사이에-While You Were Sleeping E22 2017 opus sub
A Commentary by 8701293
Pilar :ترجمه و زیرنویس►► telegram ►►@opussub

Tags

other
Published on: 2017-11-02
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تیم ترجمه Opus-Sub تقدیم میکند

ترجمه و زیرنویس پیلار

فردا واقعاً میریم ساحل، نه؟

معلومه. اصلاً لازم نیست هی بپرسی

تو هم میتونی فردا رو مرخصی بگیری؟

عیبی نداره چون انقد زحمت کشیدم که لیاقتشُ داشته باشم

نگران من نباش. فقط تو اینترنت بگرد ببین کجا بریم بهتره

باشه، بریم تو

بیا تو، باید بیای خونه چرا؟

شنیدم قراره فقط برای دو روز بمونی خونه ی هونگ جو

دو روزت تموم شده دیگه بیا خونه

ولی وسایلم مونده خونه اشون

نگران نباش، خانوم یون امروز صبح آوردشون

انقدر مزاحمشون نشو و بیا خونه

باشه

پس، فردا میبینمت

باشه

برو تو خواهش میکنم

چرا مامان اینجوری میکنه؟

به موقع رسیدی بیا کمکم اینا رو تا کنم

باشه

مامان بله؟

شنیدم وسایل جه چانُ بردی خونه اشون

گفته بودیم قراره فقط دو روز اینجا بمونه

ولی اینطوری بیرون کردنش خیلی ظالمانه اس

مامان، اذیتت کرده یا چیزی گفته که ناراحت شدی؟

نه

نه، عوضش کردم

چیزی که توی خوابم دیده بودمُ عوض کردم ولی همه چی بدتر شد

...اگه مثل بابا اونم از دست بدم

با اینکه میدونستم بابا قراره بمیره نتونستم جلوشُ بگیرم

مامان، نتونستم جلوشُ بگیرم

نتونستم بابا رو نجات بدم

مامان، تقصیر منه چون نتونستم جلوشُ بگیرم

متأسفم دادستان جانگ

...نمیتونم تحمل کنم که

هونگ جو دوباره به هم بریزه

کدوم ساحل بریم؟

دریای نام برای یه سفر یه روزه زیادی دوره

عصاره ی پیاز فرستادم خونه تون، گرفتیش؟

هر روز برات دعا میکردم

نگران ما نباش، فقط خوب از خودت مراقبت کن، باشه؟

به خودت فشار نیار، اگه هنوز خوب نشدی بیشتر استراحت کن

حالا که تو نیستی من خوش تیپ ترین مرد این اداره ام

آدم اصلاً متوجه ی غیبتت نمیشه

هر چقدر لازم داری استراحت کن

خدای من، چرا یهویی انقدر مهربون شدن؟

هر چی، مهم نیست من میرم ساحل

مطمئنی لباست مناسب ساحله؟

آره، من معمولاً تو ساحل اینجوری لباس میپوشم

کت و شلوار، عینک آفتابی

و یه زیرانداز

چرا اتوبوس نمیاد؟

اتوبوسی که میره ساحل

انگار نگرانی

حتماً نگرانی که یکی دیگه به جای تو اذیت بشه

نه، برام مهم نیست

بعلاوه اگه یخورده جای من غم و غصه بخورن چیزی نمیشه

...منظورم اینه که من تنها کسیم که یه مظنون زده لهش کرده

تازه تیرم خوردم زیادی بلا سرم اومده

اگه مجبور شم کارمُ ول کنم دیگه خیلی ظالمانه اس

من تنها کسیم که هی بلا سرش میاد

اصلاً عادلانه نیست

اینجور سختیا باید عادلانه تقسیم بشن

ولش کن. میتونیم یه روز دیگه بریم ساحل

برو سر کارت

چرا؟ بیا بریم ساحل گفتی دلت میخواد بری ساحل

نه، مهم نیست، منم خیلی به دلم نبود برم

...ببین؟ لپ تاپمم آوردم

که اگه مجبور شدم برم سر کار همراهم باشه

اگه تلاشمونُ بکنیم احتمالاً میتونیم یه راه دیگه پیدا کنیم

برو سر کارت

باشه، میرم سر کارم

ولی اگه پشیمون بشم یه راست میرم ساحل

اگه خواستی بری ساحل بهم زنگ بزن منم باهات میام

بهت هشدار دادم که تصمیم سختی خواهد بود

باید خودتُ آماده کنی

باشه

زودباش! بیا هلم بده پایین

تو بودی؟

!آره

!اوه، نه !زودباش

خیلی بهت میاد

قبلاً منُ دیدی، نه؟

جلوی آسانسور

نه، قبلاً هیچوقت ندیدمتون

من ستوان اوه کیونگ هان هستم کوچولو، حالت خوبه؟

به جرم حمله بازداشتی

...حق داری وکیل بگیری

و سکوت اختیار کنی

صبر کن، فقط میخواستم با اون بچه حرف بزنم

چی بهش گفتی که خودشُ خیس کرد؟

باید ببرمت پاسگاه

وقتی رسیدیم میتونی هر چی خواستی بهم بگی

...صبر کن

هی، کوچولو، حالت خوبه؟

...ولی از کجا میدونستی اون مرده

میخواد دردسر درست کنه؟ گفتی باید دنبالش کنیم

من خیلی خوب بلدم از صورت آدما بفهمم میخوان چیکار کنن

فکر میکنی من سروان میشم؟

نمیدونم

دوهیون، من اومدم

درست به موقع اومدی

اون دستیار نویسنده رو یادته؟

معلومه که یادمه ...اون دستیار

که علیه آقای مون حرف زد

رفته بودی گشت و گذار؟

فکر کنم این روشش جدیدته برای دق دادن من

خب، دلیلش دقیقاً این نیست

خب دستیاره چی شده؟

آها، آره

...به جای تو زنگ زدم بیمارستان

ببینم میشه باهاش مصاحبه کرد یا نه

ولی گفتن مرگ مغزی شده

ظاهراً امروز اعضاشُ به هفت نفر پیوند میزنن

...هفت نفر

خودشه

چی؟

دوهیون، من باید برم بیرون

بله خانوم، روز خوبی داشته باشین

حتماً فکر کرده مافوق منه

اگه مظنون دستگیر شد زود بهم زنگ بزن

تلفنمُ چک میکنم

...و لطفاً ببین چیزی که امروز صبح تحویل دادم

تأیید شده یا نه

چشم

خانم سون، کجا میرین؟

باید برم بیمارستان چان هو رو ببینم

...خب

بیا اینم بگیر چشم

انگار پسرش مریضه

آره، ظاهراً

چون شوهر نداره دوبرابر سخت تره

خانم سون و آقای لی! حالا که انقدر نگرانم هستین حالم خیلی بهتر شد

...میدونم که خیلی نگرانم بودین

خوش اومدی

اومدی

خانم سون، صبر کنین

کاملاً مشخصه که اونقدرا هم نگرانم نبودن

خانم سون، چی شده؟

برای چان هو اتفاقی افتاده؟

ممکنه امروز پیوند کلیه بشه

یه اهداکننده پیدا شده؟

بله، یه مریض مرگ مغزی

فکر کنم امروز رسماً مرگ مغزی اعلامش میکنن

دکتر گفت وقتی این اتفاق بیفته چان هو میتونه عمل بشه

خیلی غیرواقعیه

اصلاً باورم نمیشه

مشکلی پیش نمیاد، نه؟

!معلومه معلومه که همه چی خوب پیش میره

نیمخوام دیگرانُ نگران کنم میدونی که چی میگم، نه؟

من آدم خیلی رازداری هستم

اگه دهن گشاد بودم

...همه توی دفترمون میدونستن که آقای پارک

بوتاکس میکنه و خانم شین بوداییه

آقای پارک بوتاکس میکنه؟

اصلاً نپرس

کلاً عاشق وسایل آرایشیه

اگه دقیق نگاهش کنین

میبینین که همه جای صورتشُ دستکاری کرده

خدای من خانم شینم بوداییه؟

آره خیلی هم مؤمنه

...مرتب میره معبد

تا 108 بار تعظیم کنه. اینجوری

خدای من. باورم نمیشه تا حالا از این چیزا خبر نداشتم

حالا یکم آروم شدین؟

خدای من

حتی وقتی رسیدین بیمارستان هم

باید مثل الان آروم و خونسرد باشین

باشه؟

ممنون

!موفق باشین

بهت زنگ میزنم

!برو، برو! تو میتونی

موفق باشین

اینا کجا رفتن؟

خانوم مون! من برگشتم

خوش اومدین آقای جانگ

چرا اینطوری میاین تو؟

چون شما ترجیح میدین منُ از پشت ببینین

از این به بعد میخوام اینطوری جلوتون راه برم

باشه، ممنون

سلام خانوم مون

!آقای جانگ

دیگه حالتون خوبه؟

کاملاً خوب شدین؟

امیدوارم به خودتون فشار نیاورده باشین که بیاین سر کار

وای، صورتشُ ببین چقدر لاغر شدین

صورتتون از اولشم کوچیک بود

آقای چوی، شما تنها کسی هستین که بهم خوشامد گفتین

اینطور نیست همه دلشون براتون تنگ شده بود

نه، انگار فقط شما دلتون برام تنگ شده بوده

بعداً میتونین با هم حرف بزنین اول به این رسیدگی کنین

این چیه؟

کار اداری یک تحقیقات

روند پیوند اعضا به محض تموم شدن این کاغذبازی ها انجام میشه

پس باید فوراً انجامش بدین

کجا گذاشتمش؟

اگه چیزی که توی خوابم دیدم اتفاق بیفته

فردا به محض اینکه بری سر کار باید تحقیقاتُ شروع کنی

More Farsi Persian subtitles for While You Were Sleeping

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left