The first 200 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: SubKio@
خب داریو، چیزی دستگیرت شد؟
چیز خاصی دستگیرم نشد.
اصلا نمیدونی چرا به آلبرتو شلیک کرد؟
مسلما چون مجبورش کرده بود اون کار رو بکنه.
آره، خیلی مغرور بود،
ولی باورت نمیشه وقتی میکردمش چجوری ناله میکرد.
مجبورش کردم هر کاری بکنه...
و خوشش اومده بود؛
ولی جنده همیشه جنده است دیگه.
تنفروش بود؟
معلومه که بود.
نمیدونی کجا کار میکرد؟
پیش امیلیو کار میکرد. شاید اطلاعاتی داشته باشه؟
معلوم میشه.
داریو، اون زنیکه رو پیدا کن که بتونم بکشمش.
فهمیدی چی گفتم؟
چشم قربان، پیداش میکنم.
«گریسلدا»
به میامی خوش اومدی.
- ممنون. - خوش اومدین.
خوشحالم که اومدیم.
بیاین، بالاخره رسیدیم.
سلام ایزا.
خوشحالم که اومدی.
باورم نمیشه. نگاهش کن.
ذرهای پیر نشدی. حتی انگار جوانتر شدی.
تو هم خوشگلتر شدی.
خب، آخه اینها رو تازه اینجوری کردم. خوشت میاد؟
کلی پول به جیب میزنی.
معلومه که میزنم.
هوم.
آرتورو کجاست؟
خب، اونجاست.
سلام!
آرتورو! سوار شو دیگه. وقت نداریم مسخرهبازی دربیاری.
خیال میکردم سفر با این همه خانم خوش میگذره، ولی عین جهنم بود.
ای دروغگو. خیلی حال کردی.
حالت چطوره عزیز دلم؟
الان بهترم.
- بریم سر کارمون؟ - بریم سر کارمون.
یه کم جا باز کنین.
حالا که پله داره، واسه چی باید بپرم؟
- از پسش برمیای. -
- شما داشتین میافتادین. - نترس.
نهخیر، من نمیپرم.
- یک، دو، سه! - نه.
نمیپرم. وقتی پله هست، واسه چی بپرم؟
آرتورو!
سلام آرتورو!
- حالتون چطوره بچهها؟ - خوبیم.
مواظب مامانتون بودین بچهها؟
- معلومه. - معلومه.
واقعا؟ حالت چطوره؟
- خوبم. آلبرتو چطوره؟ - اِم...
خب...
یادت باشه بعد از نقلمکانمون به میامی سفر رفته بود.
اوهوم، هوم.
وای!
سلام، سلام.
اینها کیان مامان؟
اینقدر زل نزنین، از دوستان شهر خودمن.
ضمنا، اینقدر سعی نکنین اوزی رو گول بزنین که از بالای اون پله تخمی بپره.
چه استخر زشتی.
آب نداره، واقعا عالی شد.
نه.
خیال میکردم آمریکا خفنتر از این حرفها باشه.
حداقل نزدیک ساحله.
نه.
اینجا خیلی گرمه.
مگه نه؟
میشه یه آبجویی بهمون بدین؟
من «آبجو نمیدم». بنده تفنگدار خانم بلانکوئم.
امیدوارم چپدست باشی.
نفر بعدی بیاد.
سلام.
حالت چطوره؟
خوبم.
هوم. ببخشید.
راحت باش.
باشه.
بفرمایین رئیس.
ممنون.
آفرین.
مرسی. از صبح تا شب کیر ساک زدن خیلی بهتره.
واقعا همینطوره.
- کلیدت رو بگیر. - ممنون.
- چه دستبند قشنگی دارین رئیس. - هوم.
تو هم خیلی قشنگی.
دردسر درست نکنی.
چیزی نمیشه، مشکلی نیست.
همین که پولم رو بگیرم، پولت رو میگیری. نگاهش کن!
نذار به پسرانم نزدیک بشن.
بد نیست پسرهاتون چندتا چیز یاد بگیرن...
سلام.
اسمت چیه؟
کارلا هستم.
از این طرف.
واسه همین اومدم اینجا دیگه.
میامی از بهترین شهرهای جنوبیه که ازش غافل شدن.
اینجا قبلا سیناترا داشت،
کلی کادیلاک صورتی داشت...
و ساحلش پر از ممه بود.
حالا فقط مشتی مشروبفروشی آشغال داره،
یهودیهای پیر تو حیاطشون میشینن...
و کلی خلافکار از جنوب اومدن.
با موج خلافکارهای قهوهایپوست طرفیم رزا.
واسه همین باید باهام صادق باشی.
رک و راست بگو.
گفت خوشحاله که اومدی کمکمون کنی.
خیلی مهمه که شاهدان پا پیش بذارن.
احتمالا هر اطلاعاتی که باهام در میون بذاری حل این پرونده رو تسهیل کنه.
من چیزی ندیدم.
میگه چیزی ندیده.
خب، معلومه که ندیده.
خیلیخب، تو... سالندار...
رستوران ال فلوریدیتایی،
درسته رزا؟
تو سالندار رستوران ال فلوریدیتایی، درسته رزا؟
- آره. - میگه «آره.»
آره، خودم فهمیدم.
خب، حس میکنی تو اتاق پشتیش...
مواد خرید و فروش میکنن.
حس میکنی تو اتاق پشتیش مواد خرید و فروش میکنن؟
اونجا اتفاقات زیادی رخ میداد.
خیلی شلوغ پلوغ بود.
روز وقوع قتلها شاهد ورود کی به اتاق پشتی بودی؟
روز وقوع قتلها شاهد ورود کی به اتاق پشتی بودی؟
خانمی بود.
چیه؟
چی گفت؟ چیه؟
گفت خانمی بود.
مردانی هم همراهش بودن؟
- مردانی هم همراهش بودن؟ - آره، دو مرد همراهش بودن.
آره، دو مرد همراهش بودن.
یعنی دوستدختر کسی بوده؟
امیدواریم وقتمون رو تلف نکرده باشی رزا.
هیچکدوم از این آقایون برات آشنا نیستن خانم جان؟
خیلی هم بد نبود، مگه نه؟
نه.
چرا چرت و پرت میگم؟ خیلی بیشعوره.
نگران نباش، اینجا کسی جز من اسپانیایی بلد نیست.
ولی تو که پلیسی...
اما عین اون کارآگاه نیستم.
من تحلیلگر اطلاعات محسوب میشم.
اولین بچهاته؟
نه، یه بچه دیگه هم دارم.
نه سالشه.
- من هم یه بچه دارم. - واقعا؟
ولی پسر من ۱۲ ساله است. - آها؟
همیشه هم مشغول خوردنه.
ببین رزا.
متوجه شدم وقتی جنسن گفت زنی که تو فلوریدیتا...
دیده بودی دوستدختر کسی نبود، تأمل کردی.
راه رفتنش به دوستدخترشون نمیخورد.
- واقعا؟ - هوم.
چطوری راه میرفت؟
رئیسوارانه راه میرفت.
ده کیلوئه و کیلویی ۲۵,۰۰۰ دلاره.
میشه ۲۵۰ هزار دلار.
اگه ماهی یه بار رد کنیم، سالی ۳ میلیون درمیاریم.
یه سلامتی بریم بالا.
- آرتورو. - نه، نه.
خیلی خوب یادمه که بارها به دوستم گفته بودن...
اصلا تنهایی از پس این کار برنمیاد.
- ممنون. - ولی ببین الان به کجا رسیدی.
من هم به سلامتی آرتوروی شجاعم میخورم.
اصلا یادم نمیره که جلوی فرناندو هوام رو داشتی.
با اون همه زن هم سوار هواپیما شدی.
آخیش.
خب، حالا که بحث فرناندو رو پیش کشیدی،
الان که تصمیم گرفتی ناپدید نشی، چیکارش کنیم؟
باید آمادگیش رو داشته باشی.
آماده میشم.
داریو رو دنبالت فرستاده.
داریو.
هوم.
- اصلا از دختری به نام گریسلدا بلانکو... -
که قبلا برات کار میکرد خبری نداری؟
شاید داشته باشم.
ای حرومزاده.
الان چی؟
خیلی وقته ندیدمش؛
ولی هفته پیش تماس گرفته بود.
چیکار داشت؟
اصلا نمیدونم.
فقط صدای صحبت دخترها رو شنیدم.
یهو به خودم اومدم و دیدم ده دوازدهتاشون رفتن.
ده دوازده دختر رفتن؟
- همین رو گفتم دیگه. - کجا رفتن؟
کاش میدونستم.
کاش میدونستم.
No comments yet. Be the first to leave one.