Dangerous Women

Dangerous Women (Mogli pericolose)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dangerous Women (Mogli pericolose) 1958
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
تقدیم به عزیزان، تبدیل و ویرایش از روی نسخه هارد ساب (چسبیده) به اس آر تی

Tags

other
Published on: 2023-04-05
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫صبح شد ، برخیز

‫صبح شد و چشمان خود بگشا

‫چی چی رو صبح شد! ظهر شد؛

‫بیدار شین!

‫تو حسودیت نمیشه؟ زنت رو تو شهرول کردی و خودت اومدی اینجا؟

‫معلوم میشه هنوز زنم رو ندیدی!

‫بگیر ، مامان.

‫فهمیدی؟

‫بسه! بیدار شین

‫عجب گرفتاری شدم! پیداش نیست!

‫مثل اینکه آب شده و رفته تو زمین.

‫ببینم شاید گذاشته این تو ، نخیر! وقتی نیست و نیست دیگه

‫اورنلا ، اورنلا جونم، پای چپم کجاست؟

‫پای چپ چیه؟-بابا ، کفش پای چپم کجاست؟ استغفر الله

‫ساعت چنده؟ ساعت هفته و همه رفتن دنبال شکارشون

‫من اینجا دارم دنبال لنگه پوتینم میگردم

بگیر

‫-بزن اونور ببینم -زهر مارت بگیره

‫هیچ نمیفهمم ، آدم شاخ در میاره آخه کجا میخواستی برم من؟

‫پیش دختر قهوه خونه چی

‫من بدبخت که اصلا اونو ندیدمش! من دیدمش.

‫بیا تو بگیر بچرخونش.

‫شلیک نکنین ، صبر کنین که برسن به تیر رستون ، موقعش که شد بهتون میگم.

‫واینستا! بچرخون! -تمامشون دررفتن.

‫من نمیفهمم این پرنده ها واسه چی باید صاف دور سر ما بگردن!

‫واسه اینکه اونام مثل زنها عادت دارند دورو بر مردها بچرخن.

‫ نه ، اینقدرا هم احمق نیستن که بیان دور ما بگردن

‫تو رو خدا شکار کردن ما رو تماشا کن.

‫آخه من برگشتم شهر جواب اورنلا رو با دست خالی چی بدم؟

‫اوناهاشن دارن بر میگردن! . اما شلیک نکنین ، ها! شلیک نکنین!

‫باریکلا همه شون نجات پیدا کردن

‫نگاه کنین

‫دیدین؟مثل یه سرباز پیاده راه میری

‫و چطور باید راه برم؟،تو راه نمیری! فقط راه برو

‫توسکا ، بهش نشون بده. چه فایده داره؟ نمیخواد یاد بگیره

‫نه! میخوام ببینم. نمیشه.

‫نشونش بده ، منتت رو که نباید بکشیم .-باشه.

‫تو داری قر میدی -یه زن باید همینطور راه بره ، مگه نه؟

‫منم اگه بخوام میتونم

‫بیخیال! کاملا مشخصه که داری تعمدا اینکارو میکنی ، مهمترین مسئله ، میزانشه

‫محرك شبیه کاری که تو میکردی. -مگه من چکار میکردم؟

‫-رقص شکم -خدای من

‫آره عکست رو تو مجلات دیده بودم

‫عکسهای نیمه عریان ، درسته؟

‫و طبیعیه که خوب یاد گرفتی چطوراز این کارا بکنی

‫خب ، اورنلا تو بهش نشون بده!همین الان

‫اورنلا که تو کار رقص نبوده

‫هیچوقت حتی به مدرسه راهبه ها میرفتم

‫بسیار خب! خوب تکون میخوره در ایتالیا همه ی خانمها اینطور راه میرن

‫به آجلینا نگاه کن ، اون دیگه یه دختر کاملا ساده س.

‫با من بودین؟نه ، هیچی

‫اجازه میدین ، خانم؟خواهش میکنم.

‫و چرا یه زن باید اینطور راه بره؟تا مردا رو حالی بحالی بکنه؟

‫مگه چشه؟

‫شوهرامون خوششون نمیاد.

‫واسه همین باید همیشه باظرافت عمل کرد

‫خودشون اونوقت زودتر از همه برمیگردن نگاه کنن

‫فدریکو اینجوری نیستش. اوووه!

‫امل؟اونم یه مرده مثل مردای دیگه.

‫چرا باید با مرادای دیگه فرق داشته باشه؟ چون با تو ازدواج کرده؟

‫چون همدیگه رو دوست داریم

‫به راستی که خیلی بچه ای

‫نخیر ، اصلا بچه نیستم این چه ربطی داره؟

‫برونو هم خیلی منو دوست داره اما اگه مواظبش نبودم

‫میدونی واسم چه دوری برداشته بود؟

‫ من درست برعکس رفتار میکنم آزادش میذارم

‫حالا داره خودش رو واسه کنکور حاضرمیکنه که بره آمریکا ، تنها

‫منم دارم بهش کمک میکنم که قبول بشه

‫چی؟ آمریکا؟ معلومه دیگه! یه سال هم میخواد بره اونجا تنهایی بمونه

‫اگه من جای تو بودم یه کاری میکردم که تو این کنکور رد بشه

‫تو چقدر بدی

‫ببینم ، حاضری یه شرطی بیندی؟

‫چه شرطی؟

‫که یکی از ماها ، من نه ، ها!..یکی دیگه رو

‫-یه کمی سر بسر فدریکو بذاره و اونم یه کلمه بهت حرف نزنه

‫اصلا انگار نه انگار فدریکو دروغ نمیگه.

‫موضوع دروغ گفتن نیست ، موضوع اینه که هر چی باشه بالاخره یه مراده

‫اگه جراتش رو داری ، شرط رو ببند.

‫خب ، ببینم حالا کی دنبالش میفته؟

توسکا؟اورنلا

‫نه ، من نمیتونم . دو تا بچه و کار و زندگی دارم ، بال! تو برو!

‫منو میگی من حاضرم! اگه بتونم کاری برات انجام بدم

‫البته با کنترل اورنلا

‫خاطرت جمع باشه ، اون در مقام شخص ، ثالث هم حسودی میکنه

‫خب مستر چی میخواین شرط ببندین؟سر هر چی! ما که میبریم

‫اینکه معلومه!

‫اگه ببازی باید جلوی همه رقص شکمب کنی ، مثل اونموقعها در تئاتر

‫چی گفتی؟ چرا حالا رقص شکم؟

‫اگه ببازم من میرقصم و اما اگه ببرم تو باید برقصی

‫میدونم که میبرم باشه خوبه! قبوله ، توسکا؟

‫قبوله

‫خب؟چی شد؟

‫نه نه ، قبول نمیکنم ، این میتونه به شروع شک تبدیل بشه

‫بد کاری میکنی شرط رو قبول نمیکنی

‫گفتم قبول نمیکنم یعنی قبول میکنم

‫چیزی لازم ندارین؟چی داری؟

‫جنسهای اعلا دارم -رو کن ببینیم

‫اینا که کبکه.منظور؟

‫ما رفته بودیم مرغابی بزنیم-گیرتون اومد؟شاید

‫باشه ، نفری دو تا بده.

‫نه من یکی میخوام و واسه زنم نمیخوام

‫پس نه تا به.

‫چرا نه تا؟ دو، چهار و شش ، یکی هم اون میخواد میشه هفت تا۔

‫چرا اینقدر دخالت میکنی؟ من دو تاشعر میخوام

خب خوبه

‫من مناظر رو خوب میشناسم.

‫کسی تشنه س؟

‫آب پرتقال و شربت آلبالو و.نه! بمن شربت به لیمو بده.

‫شربت به لیمو ندارم ، الان واست میارم.

‫نه ، نمیخواد همون آب پرتقال بده

‫اونوقت تا خود رم سرم غر میزنی این حرفا چیه میزنی؟

‫جان خودم قبل از عروسی مثل فرشته بنظرم میومد.

‫ولی کیه که اینطور بنظرش نیاد؟

‫ولی تا ازدواج کردیم همه چی عوض

‫امروز فهمیدم زنم از ببر بنگال هم..

‫خب ، باقیش؟

‫پس شما و زنتون باهم جنگ سرد دارین!

‫میرم شربت به لیمو بیارم. متشکرم

‫اجازه میدین؟ ببینین ، کفشدوزکه.

‫اسمش کفشدوزکه ولی ظاهرا لباس هم میدوزه.

‫چه خوش رنگه! نمیترسین که؟همه جا رو میبینه دکتر

‫- یه کفشدوزک- -آره ، تو بمیری.

‫گوش کن و بنی- ها؟

‫بنظرت اینکاری که تو فروشگاه بزرگ بهم دادن ، چطوره؟ خوبه؟ معلومة

‫برای سایرین پیدا کردن همچین کاری مشکله حتما همینطوره.

‫برونو واقعا در حقم خیلی رفاقت کرد

‫ببینم ، اونو پیش از ازدواج میشناختی من نه ، زنم میشناخت، که اینطور!

‫چطور مگه؟ فقط گفتم زنت بهت معرفیش کرده؟

‫اره خب پس

‫بین بنی-ها؟

‫زن تو از اول اینطور چیز و-چیز و چی؟

‫چیز و همینطوری بدترکیب؟

‫نه! بدترکیب نه و خشک و بیروح -چرا میترسی بگی؟

‫ بد ترکیبه دیگه از اولش هم بد ترکیب بود . زن آدم باید با ترکیب باشه

‫درست

‫به دلم افتاده تو این شرط رو میبازی بهت گفتم نه

‫مگه ندیدی چطور بهش نگاه میکرد؟ کفشدوزک رو داشت نگاه میکرد

‫شب ، دلت رو خوش کن که کفشدوزک رو نگاه میکرد

‫اصلا ناراحت نشو ، مامان -بر عکس ، خیلی ناراحتم ، من یه مادرم

‫سربازی رو کی اختراع کرده؟ مادرها؟ نخیر! پدرها!

‫خفه! باز خدا رو شکر که من یه کلنلی رومیشناسم

‫هر جور شدن یه کاری میکنم ازخدمت معافت کنه

‫حیوونکی!-تو خفه خون بگیر ، مرد.

‫اولاد منحصر بفرد بيوه زنها همه جا معافن

‫-آخه واسه چی تو رو معافی نکنن؟

‫تو پسر یه مادری هستی که از بیوه هاهم بیوه تره

‫چون زن یه مردی شدن که جنایتکار وآدمکشه ،قتله

‫علاوه بر اینکه بهم خیانت میکنه

‫با کمال پر روبی میاد جلو روم مثل خوک میمونه

‫گریه نکن و مامام گریه نکن زن، گریه نمیکنم

‫کبکهای من کجان؟

‫کاترینا ، به آقا بگو تو این خونه نبايد کبک خوردن بشه

‫واسه اینکه غذای تحریک کننده ایه.

‫پسره تنش پر جوشه و اونم با این کبد خرابی که من دارم

‫خانم میگن که به خانم بگو

‫اگه این آقا پسر یه کم تحریک بشن خیلی هم بهتره

‫ضمنا كبد منم خیلی خوب کار میکنه وگرنه تا الان تو این خونه بند نمیشدم

‫ارباب میگن که کاتریا و اون حیوون رو بیار آقا بخوره

‫کاترینا ، چه جوری واسم درستش کردی؟سرخش کردی؟

‫نخیر ، ارباب با پر؟

‫بابا، چرا همچین میکنی؟ كاترينا بله ، اقا؟

‫میوه رو بردار بیار اتاق من چشم اطاعت میشه

‫خدمت نظام وظیفه و رفقای بی ادب ۔ لاتها یه مشت حرف زشت و بیمعنی

‫میخواستی چی از آب دربیاد؟ -یک مردا

‫به پدرت بگو موزیک و مادرت

‫بیشتر از هر چیزی واسه زندگی لازمه

‫به خانم جونت بگو اگه پسرش هر چند وقت یه کبک بخوره ، قوت بگیره

‫زندگیش یه جور دیگه میشه؟

‫من خوب میدونم پدرت چی میخواد بگه؟ میخواد تو هم مثل اون هیز و الوات بشی

‫کاشکی بشه!

‫یک مرد! کاترینا؟ اما تو یه مرد هستی

‫بله، مامان مرد کوچولوی خودم

‫-در خدمتم و قربان اون چیه؟

‫در اتاق خواب خانم. میدونم ، کی کمد رو کشیده کنار؟

‫مثل اینکه خانم چیزی گم کردن بودن آره؟

‫شاید هنوز امیدواره.اوو

‫کاترینای عزیزم امید باطله

‫بین من و زنم یه سنگر قرار گرفته

‫که با به امید یک طرفه قابل جابجا شدن نیست

‫دیوانگیه! دیوانگیه؟ كمد زرهی

‫با من دیگه کاری ندارین؟نه ، برو

‫فهمیدی بالاخره چکار باید بکنی؟چی رو مامان؟

‫که از پدرت نباید سرمشق بگیری

‫مرد نخراشيده و بدخلقية ، مگه نه؟آره ، آره

‫-اینا چین؟ میوه واسه ارباب میبرم -همون بسشه

‫ارباب و میوه این حیوون رو برش دار

‫عزیزم ، حالا برو یه کم ويلون تمرین کن.چشم ، مامان

‫فردا باهم میریم کنسرت آره ، هر جور ميلته.

‫پیرهن صورتیم رو میپوشم ، خوشت میاد؟- آره ، آره

‫حالا بدو سر تمرینت

‫بر توتی ، اون تلویزیون رو خاموش كن فهمیدی؟

‫خب ، تاتو ، حالا واسم چی میزنی؟هر چی تو بخوای . مامان

‫کورلی بزن ، خیلی روحانيه

‫بسیار خب ، مامان متشکرم.

‫لعنتی

, 4, 1, 2, 5, 6.10

‫الو؟ من بنی هستم ، برونو نیستش؟ نه؟

‫عیبی نداره ، بیزحمت همون کار همیشگی رو برام میکنی؟ متشکرم ، اورنلا

‫سرت رو کلاه گذاشتم ، عفريته.

‫حالا تلویزیون رو روشن کنیم واسه عمو بنی تا گوش کنه.

Dangerous Women subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left