The first 200 lines.
افسانه ی شیائو چو
قسمت 29
تو کسی هستی که تمام مدت به عالیجناب خدمت میکنه
عالیجناب خیلی ضعیفن
باید زودتر بهم میگفتی
اصلا میدونی اگر ایشون اینجور ناگهانی
بیهوش بشن چه اتفاقی میفته ؟
بانوی من , الان باید چیکار کنیم ؟
از شی فانگ , شیو گه
شیان شی , هان درانگ و شیائو دالین بخواه همین الان بیان پیشم
باید باهاشون حرف بزنم
بله بانوی من
بانوی من
ولیعهد و همسرشون و همینطور خانواده ی حاکم دی لیه اینجان
دی لیه خوبه
من میترسم
یان سا گه نیت بدی داشته باش
عالیجناب چطورن ؟
چرا اینقدر ناگهانی بیهوش شدن ؟
حاکمِ یان اومد و بررسی کرد
عالیجناب خیلی خسته ن
موضوع جدی نیست
بیدار شدن ؟
وقتی بریم داخل و ببینیم میفهمیم
داری همچین جزئیاتی ازش میپرسی
اونوقت بقیه فکر میکنن عالیجناب واقعا مریضن
ولیعهد , یه لحظه صبر کنین
چی شده ؟
...حاکمِ یان بهم گفت که
عالیجناب خوبن
اما نباید کسی به دیدنشون بره
من عموشم
از خانواده شم
چون من غفلت کردم
این دستور حاکمِ یان موقع بیهوشی عالیجناب بوده
این دومین بار که ازم میخواد مراقب باشم
پس لطفا صبور باشین
وقتی بهتر بشن
شمارو ملاقات میکنن
ما از راه خیلی دوری اومدیم اونوقت تو حتی نمیذاری ما بریم داخل
به عالیجناب میگم
شما نگرانشون هستیم
اما الان
مهمترین چیز سلامتی عالیجنابه
اونقدر بی تابین که نمیتونین
چند روز صبر کنین
باشه
مشکلی نیست
نمیتونم مجبورت کنم
خیالمون راحته
که عالیجناب خوبن
بریم
ملکه خدانگهدار
لطفا خوب مراقب خودتون باشین
بریم
فردا صبح برو پیش یان یان
و قانعش کن تا منو نایب السلطنه معرفی کنه
نایب السلطنه ؟
اون راضی نمیشه
...قبلا
قبلا چی ؟
میدونی که قبلا چیکار کردی
خجالت میکشم
معلومه که اشتباه من بود
اما تو اون و پسرشو نجات دادی
اونا بهت بدهکارن
فقط باید باهاش سر سخت باشی
اون از دست تو عصبانی نمیشه
اون دقیقا میدونست
چطور اتفاق افتاد
با تنبیه نکردنم
لطف بزرگی بهم کرد
اینقدر اصرار نکن
میدونی چرا تنبیه ت نکرد ؟
فکر میکنی بخاطر اینه که نجاتش دادی ؟
پس بهم بگو چرا ؟
تحت این شرایط
حتی اگه ازم متنفر باشه
میاد سراغم
بیا بهش فکر کنیم
عالیجناب خیلی جدی بیمارن
یان یان نمیتونه تنهایی با مشکلات سروکله بزنه
به یه نفر نیاز داره که بهش کمک کنه
اون فقط دو تا خواهر داره
یان سا گه عموی عالیجنابه
اگر اون نایب السلطنه بشه
جایی برای اون و پسرش وجود نداره
...پس
به من نیاز داره
ما با هم بر علیه یان سا گه وایمیستیم
واقعا میخوام بهش کمک کنم
بمحض اینکه یان سا گه نایب السلطنه بشه
هونیان دیگه نمیتونه اونو کنترل کنه
میترسم اون موقع
اون مارو بکشه
حق با توئه
یه وقتی میرم بخاطر
هو نیان باهاش حرف میزنم
خانوم عزیز من
عالیجناب یه بار بیدار شدن
بعد از خوردن دارو ها حالشون بهتر
اما وقتی مریض شدن , دیگه بهبودی خیلی سخته
بخاطر همین عالیجناب الان خیلی ضعیفن
برای بهبودی به استراحت نیاز دارن
بنظر میرسه که لازمه
شما مسئولیت جلسه ی فردارو به عهده بگیرین
دلیل اینکه ازتون خواستم به اینجا بیاین
اینه که درباره ی بعضی از استراتژی ها برای پیش رفتن حرف بزنیم
چیزی که بیشتر از همه منو نگران میکنه شی یینه
اون به اعضای خاندان سلطنتی نزدیکه
و نیروهای نظامی هم داره
فردا این فرصت رو از دست نمیده
باید حواسمون به یان سا گه هم باشه
اگر بخوایم همزمان با هر دو مقابله کنیم
راحته که فعلا یکی رو کنار بزاریم
مهمترین چیز الان
اینه که اول شی یین رو سرکوب کنیم
یان سا گه تازه نصف ارتششو تسلیم کرده
الان قدرت زیادی نداره
شیو گه
بله , ملکه
در هر شرایطی
باید مطمئن باشی عالیجناب و شاهزاده ی کوچیک در امانن
نگران نباشین , ملکه
تا وقتی که زنده باشم
اجازه نمیدم عالیجناب و شاهزاده ی کوچیک آسیبی ببینن
فردا به تنهایی جلسه برو برگزار میکنم
ممکنه بعضی هاشون ناراحت باشن و دردسر درست کنن
موضوع شایستگی عالیجنابه
سروصدا ممنوعه
شی فنگ .شیان شی
بله , ملکه
شما با تجربه و قابل اعتمادین
لطفا کمکم کنین تا کشتی رو ثابت نگه دارم
همینکارو میکنیم , ملکه
دا لین
بله , ملکه
فردا با دسته های قبایل سلطنتی بیرون در منتظر بمون
اگر اتفاقی فتاد
میتونی وارد عمل بشی
بله , ملکه
همین
فردا ادامه میدم
بله , ملکه
جناب هان , منتظر بمونین
ملکه
یه پیغام از قصر گرفتم
ملکه خیلی از ملازمینشون رو امشب جمع کردن
بنظر میرسه که درباره ی امور دربار بحث کردن
امور دربار
ظاهرا , داشتن بحث میکردن که چجوری جلوی منو بگیرن
بمحض اینکه مینگ یی سقوط کنه , اون عقلشو از دست میده
واقعا خودشو با ملکه ی مادر شو لو مقایسه میکنه
! مسخره ست
عالیجناب مریضن
دربار الان بدون رهبرِ
...سرورم , چطوره
هنوز وقتش نرسیده
اگه درست بگم , یه نفر بیشتر از من میخواد که از این فرصت استفاده کنه
حاکم جائو ؟
آره
عالیجناب بیماری جدی دارن
شی یین باید دوباره به فکر نایب السلطنه شدن باشه
! چه احمقی
ملکه اونو به عنوان یه تهدید در نظر میگیره
اما این چیز خوبیه
چطور ؟
هرچی سخت تر دعوا کنن , برای من بهتر
باید رابطه شونو بدتر کنم
اینجوری دعواشون شدیدتر میشه
نیان مو گون
بله سرورم
فورا به ملاقات نولی و گائو شون برو
و بهشون بگو
فردا هر جور شده درگیری بین ملکه و شی یین رو تشدید کنن
هر چقدر شلوغتر , بهتر
بله سرورم
چه اتفاقی افتاده ملکه؟
بنظر میرسید الان میخوای حرف بزنی
فهمیدی چطور باید به شی یین برخورد کنیم ؟
شی یین خیلی مغرور
و جسورِ
فکر نمیکنم
لازم باشه عمدا سرکوبش کنیم
میتونیم برعکسشو انجام بدیم
برعکسش ؟
بله
بهش یه عنوان دروغی میدیم البته بدون قدرت واقعی
فعلا اونو این جوری متعادل میکنیم
با اخلاق اون
حتی اگر یه عنوان دروغی باشه بازم مغرور میشه
باهاش برخورد نکردیم
به این خاطر بود که اون یکی از اعضای خاندان سلطنتیه
و درباریان مخفیانه ازش حمایت میکنن
اگر هم ی اونارو ناراحت کرده باشه
...پس
به زودی بهش خیانت میکنن
اون موقع
میتونیم برای همه ی کارایی که قبلا کرده مجازاتش کنیم
میدونم چیکار کنم
No comments yet. Be the first to leave one.