The first 200 lines.
این کمپ مزرعه اسکلتوفته
ما خدماتی خوبی رو در تمام قسمت ها ارائه میدیم
در ارتباط با وزارت کشور
برای اطمینان از اینکه کاغذبازی های مهاجرتی اوکی باشه
گرم، محل اقامت راحت
با داشتن حق انتخاب بین اتاق خصوصی یا چندنفره
تمام نیازهای شما مهیا است
همراه با آشپزخانه و رختشویی مشترک
من دارن بیلی هستم مالک کمپ مزرعه اسکلتوفت
اسکلتوفت جای بسیار مناسبی برای کار و زندگیه
«: مـتـرجـم: محمدرضا :» .:: MRSH33 ::.
داری به چی شلیک میکنی، لایه اوزون؟
از صبح یه پرنده هم نبوده - آره، میدونم -
فقط حال میکنم به اون چیز سرخ رنگ شلیک کنم
ولی راست میگی ها این طرفا هیچ خبری نیست
هیچ ضاربی نیست
سخت گیری وزارت کشور برای مهاجرت
هر دفعه اون ون های انفاذ قانون رو میفرستن
نصف بخش میرن زیرزمین قایم میشن
اگه میدونستم داره میاد یه میکروفون به خودم وصل میکردم
اولگ. یه سری از آدمات رو بهمون قرض نمیدی؟
آره، واسه مشت و مال دادن خوب چیزایی هستن
اتکای ملت شما روی نیروی کار مهاجر
قراره از داخل نابود بشه
اوه، پس تو مهاجر نیستی؟ - من برده نیستم -
من یک شخص حقوق بالام
مثل ما
قابلی نداشت
ولی من لهستانی نیستم
چارلین بیلی - اوه، تو دختر دارن بیلی هستی؟ -
قرار بود امروز بهمون ملحق بشه
یه برنامه ای داشت - آها -
حتما یه بطری تکیلا و کباب هم بعدش خورده
بابات رو که میشناسی، ها؟
آره
واسه همین پلیس شدم
در رابطه با قیمت شکنی غیرقانونی تحقیق میکنیم
قراره گند بخوره به ماشینت
مالکوف هزار
به نظر خارجیه
چی کار میکنی؟
ممکنه هر چیزی توش باشه - آره، ممکنه -
ممکنه مواد باشه خاطرات هیتلر باشه
سلاح برای کشتار جمعی پلوتونیوم، هر چی
میره از لینکس غربی سر در میاره
میتونن از پسش بر بیان من میرم
لینکس غربی که اونوره
خوشحالم که اینجا دوست پیدا کردی
عه، آره؟ - آره -
میدونی، چیزای مشترک زیادی دارید
والدین تون پلیسن
یجورایی خارجی هستید
اون همجنس بازه. تو آمریکایی ای
انگار خودت طراحیش کردی
یه پسر پلیس که هیچ علاقه ای به قرار گذاشتن با دخترت نداره
فکر میکنی انقدر سخت گیرم؟
اختیار دارید اگه میتونستی یه الگوریتم درست کنی
که رفتار من رو پیش بینی کنه درست میکردیش
چی باعث شده فکر کنی نکردم؟
پس فکر میکنم دیگه نمیخوای تو خونه بمونم؟
پسر، کارش درسته
اصلا نمیدونم چرا دارم اینکارو میکنم
چون کیث داره میره
و چرا کیث داره میره؟
چون دوست داره عکسش رو
جلوی ون های انفاذ قانون بگیرن
باعث میشه حوزه انتخابیه اش دیده بشه
پس من کل روز می شینم نیروهام رو میبینم که از تیم های مهاجرتی
محافظت میکنن تا کیث دوباره رای بیاره؟
تو استخدام شدی که کاری کنی کیث دوباره رای بیاره
عاشق دموکراسی نیستی؟
خیلی خب بچه ها بیاید بریم نمایش راه بندازیم
تقریبا شبیه پلیس های واقعی شدی
اسکلتوفت خیلی شبیه کامپتونه قربان
ولی لهستانی اش بیشتره هیپ هاپیش کمتر
خیلی خب، بهتره ما بریم و پوشک مرزبانی رو عوض کنیم
به حرکت ادامه بده
به خط مقدم خوش اومدی بیل - انگار خونه ام -
همه چیزی که نیاز داری یه دیوار 30 متری و غذای مکزیکی بهتره
شارلین رو که یادته
با مجوزت مشکل داری؟
معمولا بابام اینطور کارها رو راست و ریست میکنه
به افسر انفاذ قانون گفتم صبر کنه، ولی گوش نمیده
عجله کن. برو داخل ون - زنم باهامه -
اینجا. بدش بهم
با اون کفش های گرون این جنتلمن هارو سرگرم میکنی
عجله کن - وو، وو، وو، گوش کن -
میدونم داری کارت رو میکنی ولی منم کار خودم رو دارم
ولی این کارگرها برای گرفتن کار دارن دیرشون شده
بیاید بریم - بگو که شوخیه -
این پنج نفر مجوز دارن، احمق
مثل اینکه زیاد عجله میکنی - درت بذار -
اون کیه؟ - لوبیتزا -
دوست دختر بابا
بابای پیر خوش شانس
شارلین، یوگا کار میکنی؟ دستبند بودایی؟
قبلا کار میکردم، آره
شارل، قبلا کارای زیادی میکرده
یوگا، پیلاتس، مدیتیشن اسم هر چی رو بیاری، ولش کرده
سعادت ملاقات تون رو نداشتم
من دی جی هستم. این برادرم متیوئه
ببخشید که بابا اینجا نیستش کیث جای کابینت نوشیدنی هاش رو بلده
آره، خب فرقی نداره داره؟ یالا
تو چته؟ - برو تو -
می شناسمت؟
موریل یاردزلی - موریل مدرسه؟ -
آره
موریل، از آخرین باری که
پدرم رو دیدم 6 روز میگذره
گوشیش رو جواب نمیده؟
نمیتونه، میتونه؟ چون جا گذاشتش
...مامورهای مهاجرت عوضی ها، همشون
پس باهاش هم مدرسه ای بودی؟
معلم ها ازش به عنوان درس عبرت استفاده میکردن
میدونی، "مثل بیلی نکنید" اینو میگفتن
الکل، مواد، تو 14 سالگی حامله شد
چهارده؟ پناه بر خدا دختر من 14 سالشه
خب، پس به نگرانیش برس
ببین چی میتونی توی اون گوشی پیدا کنی
پسورد گوشی دارن بیلی تاریخ تولد دی جیه
هشتم برج 9 سال 1989. میشه
پسر و وارثش
هیچ اطلاعاتی روی سیم کارت هست؟
یه چیز خیلی عجیبی هست قربان
روی گوشیش به دوربین های امنیتی کمپ دسترسی داشته
همه جا دوربین هست
لهستانی هایی که توی مزرعه ام هستن
میگن دارن بیلی مریض کنترل کردن و ایناست
انگار همیشه خبر داره بقیه چیکاره ان. و حالا میدونیم چجوری
هیچ نشونه ای بوده که کمپ رو ترک کرده؟ - هنوز نه -
ولی منظورم اینه کم نشونه موجود نیست
اون کیه؟
دوست دخترشه
تو بارون لباس خواب تنشه
همون شبیه که اون رفتش؟
آره، همونه
فکر کنم بهتره برم باهاش یه صحبتی بکنم
دریکس و کوبلی رو با خودت ببر
نمیخوام تنهایی بری اون پایین
چیکار داره میکنه؟
بهتره بپرسی، چی کار کرده؟
چرا برگشتیم اینجا؟
فکر میکنی توی اون چمدون چیه؟
بیشتر امیدوارم چیزی که فکر میکنم توش نباشه
عذاب وجدان گرفتی؟
خب سوال اینه، چی احمقانه تره
پرتش کردن توی رودخونه یا برگشتن و پیدا کردنش
آره. معمای سختیه
...هی
بفرما
ایناهاش
اوه
یالا
تونستی
متاسفم
بابات رو نزدیک فریتبانک پیدا کردن
چجوری؟ چجوری کشته شده؟
آسیب شناس فکر میکنه که به خاطر یه ضربه به پشت سرش بوده
تازه کشته شده، پس هنوز باید آزمایش هایی انجام بشه
بی خیال شارلین چهارصد نفر توی این کمپ هستن
و %90 شون با کمال میل گلومون رو میبرن
شارل، در تلاشیم اینجا صحبت کنیم ها
میتونه هر جایی دلش خواست گریه کنه
خونه اونم هست، نه؟ و پدر اونم هستش
بابا مرده. تو چرا هنوز اینجایی؟
بابات واسم مهم بود، دی جی
عه، بهش اهمیت میدادی؟ فکر میکردم عاشقشی که
حداقل عاشق پولش
همیشه میدونست پشت سرش چه مسخره بازی هایی میکنی
حرف چرت و پرت نزن بچه
باشه، آروم باشید فقط داریم باهاش صحبت میکنیم
اون شب، مثل یه دیوانه پرت و پلا میگفت
از میون دیوار صداش رو شنیدم - باهاش حرف نمیزدم -
داشتم باهاش سکس میکردم
میخوام بری بیرون. حالا
لوبیتزا
تو هم همینطور فکر میکنی؟ بخاطر پول داشتم بهش میدادم
اشتباه میکنن پس؟
منظورم اینه واسه قیافه اش بهش نمی دادم
یک ازدواج برای رفاه
آره، ولی ازدواج نکردیم
یا اینکه ازدواج تو کمتر باعث راحتیت شده؟
با توجه به شکلی که تموم شد خیلی خوب نبوده
فکر میکردم با هزارتا خواهش و تمنا و هدیه از این در میاد تو
تو فیلم دوربین های امنیتی دیدیمت که با لباس خواب زیر بارون بودی
به نظر خیلی عصبانی بودی
درست میگه. بحث کردیم
بین ما خیلی غیرمعمول نیست
مدرک اقتصاد؟
شاید شنیدنش غافلگیرت کنه این زندگی ای نبود که آرزوش رو داشتم
کجا میری؟
خوابگاه هشت یه تخت یدک داره
فردا واسه چیدن به بچه ها ملحق میشم
...بده من
بذار کمکت کنم
چرا باید کسی با بابا این کارو بکنه؟
شرکت مشکلی داشت؟
میدونی، بدهی های پرداخت نشده یا دعوایی
بابا چیزی نگفت. به من
تو بازپروری بودم، مطمئنم میدونی
No comments yet. Be the first to leave one.