The first 200 lines.
دوتا دوتا یکی ، درسته؟
= قسمت 23 =-
بدون اجازه من نباید اینو میدیدی
ببخشید
صبر کن ،یه لحظه
راستش میخوام یه چیزی ازت بپرسم
فقط از روی نگرانی
. میدونم مسخره است ولی میخوام بپرسم
احتمالا
...آیا شما
برحسب اتفاق منو دوست داری؟
ایوای نه - باورم نمیشه -
چطوری میتونی به این صراحت بپرسی
چطوری می تونی بی ملاحظه اینو بپرسی؟
نمیدونم فکر کنم برای چند لحظه عقلمو از دست دادم
وانمود کنید چیزی نشنیدین
چطوری میتونم این کارو بکنم وقتی اینقدر واضح شنیدم؟
مثل اینکه یه چیزیت میشه؟
منم اینطوری فکر میکنم احتمالا حق با شماست
خودمم فکر میکنم عقلمو از دست داده بودم
از روی قصد اینو نپرسیدم
فقط دیدم یه عالم از من عکس گرفتی
منم فقط کنجکاو شده بودم
من میدونستم که اشتباه میکنم ولی می خواستم مطمئن بشم
من واقعا متاسفم
خیلی جا خوردین؟
منم اگه جای شما بودم با شنیدن این حرف کلی جا میخوردم
همونطوری که بهتون گفتم من دیشب نتونستم خوب بخوابم
بخاطر همین فکر کنم یه کم قاطی کرده باشم
وقتی من خوب نمی خوابم
سیمهام قاطی می کنه
و روز بعدش نمی تونم هیچی رو درست انجام بدم
در مورد چی حرف میزنی؟
میخواین یه نوشیدنی خنک بهتون بدم یه کم آروم شین
نه خوبم
نه نه ولش کنید من تمیز میکنم
باشه
من چم شده؟
برای چی همچین چیزی گفتم؟
حالا از این به بعد چطوری تو روش نگاه کنم؟
چطوری تونست همچین چیزی رو مستقیم تو روم بگه؟
اون باور کردنی نیست
چرا واقعا این کارارو می کنم؟
...نکنه من واقعا
نه این نمی تونه باشه
قدم زدن با تو توی این خیابون برام مثل رویا می مونه
آره
قدم زدن با تو توی این خیابون
باعث میشه یاد قدیما بیفتم
دیگه هیچ وقت حق ندارین مارو ترک کنین
برای همیشه با ما باشید
نگاه کن ببین کی اینجاست؟
آقای لی شما برگشتی
سلام حال شما چطوره؟
تمام این مدت کجا بودین؟
در نبود شما کل محله خالی به نظر میومد
یه سری کار داشتم که باید بهش رسیدگی میکردم
آقای لی
نگران بودم نکنه قبل از مردنم نتونم شمارو ببینم
خوشحالم که برگشتین
به نظر جون تر شدین
تعارف میکنین - متشکرم -
!آقای لی - حالتون خوبه؟ -
بله خوبم
سلام سول گی مشتاق دیدار
سول گی از دور شمارو شناخت دووید که بهتون سلام بده
واقعا شما بودی
تا این حد دلت برام تنگ شده؟
اصلا نمی دونید چقدر دلم براتون تنگ شده بود
دیگه هر روز می بینمتون - بله -
مریض که نشدی؟ - خوش برگشتی -
اغلب به ما سربزنید - حتما -
آقای لی برگشتند
.آقای لی
مشتاق دیدار ...حالتون خوبه؟
بله یون شیل بهم گفت شما برگشتی
اصلا نمی دونین من چقدر خوشحال شدم خوش برگشتین
ممنون که در نبود من از فروشگاه مراقبت کردین
همه چی همونطوره
هیچی عوض نشده
البته که نشده
فروشگاه وولگیسو متعلق به شماست
نه ، از حالا به بعد تو استاد اینجایی
دیگه مال من نیست
منظورتون چیه استاد؟
شراب باید توی پوسته شراب جدید نگهداری بشه
افراد مسنی مثل من دیگه باید یه قدم عقب بذارن
درست مثل همونی که این فروشگاه از پدرم به ارث بردم
حالا که می بینم اعتمادمردم بدست آوردم
میتونم با یک قلب آروم بازنشسته بشم
هرگز من نمیذارم همچین کاری بکنید
من نمی تون این فروشگاه بدون کمک شما مدیریت کنم
خیلی چیزها هست که باید یاد بگیرم
شما اصلا نمی تونید باز نشسته بسید استاد
تو مهارت و ارزش کارت رو توی مسابقه اثبات کردی
حالا من دیگه پیر شدم
...چشمام کم نور و دستام ناتوان و
حتی گاهی میلرزه
استاد
گوش بده
با مهارت تو و دونگ جین می تونین خوب این فروشگاه مدیریت کنید
شما کم خانم گوم دارین و از همه مهمتر شما یون شیل دارین
دونگ سوک صبر کن
دیشب چشم رو هم نذاشتم
چرا؟
میدونستم بعدش پشیمون میشی
من بهت گفتم نخری خودت میگفتی آدم یه بار زندگی می کنه
حالا به خودت اومدی؟
من دیروز عقلم سر جاش نبوده
می شه اینو پس بدی و پولشو بگیری؟
چطوری آخه؟
شما اینو توی رستوران و کلوپ دستت گرفتی
نمی تونی پس بدی - واقعا نمی تونم؟ -
کار اشتباهی هستش
میتونی این کیف ازم بخری؟
بهت 30 درصد تخفیف میدم
پولم کجا بود همچین کیف گرونی بخرم
تازه خودم بفکر اینم که کیف های خودمو بفروشم
حق با شماست
کل پول این ماه خرج کردم
قبل از اینکه بیایم اینجا یه قرون یه قرون جمع کرده بودم
با این وضع بدبخت شدیم رفت
صبح بخیر .دونگ سوک
اینجا چیکار می کنید؟
یکی از مستاجرام اینو برام آورد
گفت مادر پدرش براش خرچنگ فرستادن
منم برای مادرت آوردم
باید خودتون استفاده میکردین
این حرفو نزنید من بدون شما از گلوم پایین نمیره
بله .دونگ سوک
ایشون برای تو آوردن بگیر و تشکر کن
نمی خوام بگیرم ، ولی ممنون
این سنگینه اجازه بده خودم ببرم داخل و یه سلامی به مادرت بکنم
مادرم رفته سونا بدش به من
.باشه
خوب بلدی کنه بشی
اما میدونی دونگ سوک چی رو از همه بیشتر دوست داری؟
چی رو از همه بیشتر دوست داره؟
منو ، پارک دائه سوب
واااو خدای من خیلی بامزه ای
...دونگ سوک از همه چی توی دنیا
کیف دستی های گرونُ دوست داره
کیف های گرون - ....دونگ سوک -
خیلی دلش یه کیف گرون میخواست
شما که خیلی پول داری میتونی یکی براش بخری
دونگ سوک زود باش بیا اینجا
چی؟ - .بیا اینجا -
اینو میخوای؟
.سون نیو
باورم نمی شه
.بله
اگه شما بخوای بخری من بهتون 20 درصد تخفیف میدم
بهتون 1600 دلار میدم
1600دلار؟
1,600?
بیا این کارو بکنیم
الان من چشمم دنبال یه ساختمون توی یونگ دونگ پو مونده
وقتی اونو خریدم حتما برات اینو میخرم
تا اون موقع صبر کن - چقدر خسیس -
مگه این کیف قیمتش چقدره که تا اون موقع صبر کنه؟
من یک قرون دوزار جمع میکنم تا اندازه بشه
همین کارارو کردم که صاحبخونه شدم
دوباره همون داستان
من میرم بالا
...چرا
.دونگ سوک
امشب وقت آزاد داری؟
برای چی؟ - میخواستم ساختمونم بهت نشون بدم -
وقتی که اونجا رو دیدی
دیگه یه کامیون از این کیفم بهت بدن نمی خوای
این چیه....چرا بغلش کردی؟
این یه کیف دستی یه که دونگ سوک میخواد
اگه بخوای بخریش
بهت 20 درصد تخفیف ...نه
من میدونم که تو زیاد پول نداری
بهت دو برابر یعنی 40 درصد تخفیف میدم
این کیفُ دونگ سوک میخواد داشته باشه؟
.بله
اگه اینو براش کادو بگیری مطمئن باش دیدش کاملا عوض میشه
روزی که اینو به دونگ سوک بدی
آقا پارک از جلوی چشمش میره گم میشه
اینو برای من نگهدار - چی؟ -
وقتی که آلبومم در اومد اینو براش میخرم
آخه واسه چی پرسیدم اصلا
به هیچ کس حق نداری بفروشی من خودم میخرمش
کی آخه؟
با تو باید چیکار کنم؟
بیا
.باشه
.آقای کانگ - .سلام داداش -
میخوای توی یه کاباره کار کنی ؟ - کاباره؟ -
مدیریت اونجا رو می شناسم داره دنبال یه خواننده میگرده
شما غرورت زیاده حتما نمیخوای توی کاباره بخونی
پس میخوای ولش کن - نه میخونم -
کاباره باشه یا هر جای دیگه من میخونم
چطوره از همین امشب شروع کنیم
.باشه
پدرت میگفت تا آخر عمرش میخواد خیاطی کنه
درک نمی کنم چرا یهویی میخواد بازنشست بشه
اون تمام زندگیش سخت کار کرده
No comments yet. Be the first to leave one.