The first 124 lines.
گروه اسکرین چنل تقدیم میکند
کانال تلگرامی:
ارائهدهندهی آثار نایاب سینمای جهان
،لوسیَن
.دیگه تمومه
.من دیگه عاشقت نیستم
مطمئنی؟
.آره، فکر کنم
.شماها خیلی احمقین
.دلم برای زیباییهات تنگ میشه
کدوم یکی؟
.اونی که روی برآمدگی بینیته
.پس برای آخرین بار ببوسش
.برای آخرین بار من رو ببوس
،من دوستت دارم
.تا ابد دوستت خواهم داشت، پاول
،باعث تاسفه
.عشقمون خیلی زیبا بود
.خیلی سخته
.سرنوشتمون با هم بودن نبود
«لوسین در دنیایی بدون انزوا»
.زود باش لوسین، منتظرم
چی شده؟
.متوجه شدیم که کلی از اقلام توی فروشگاه گم شده
.یک مشکلی هست
،ما فکر میکردیم مشتریها میدزدن
.اما این رو شب ضبط کردیم
کی هست؟ - اون قل دیگهش کجاست؟ -
.نمیدونیم
.هیچ وقت همچین چیزی ندیدم
.برادرش هیچ جا نیست
.و همه جا رو هم چک کردیم
.هیچ نشونی از ورود غیرقانونی هم نیست
!باید پیداش کنیم
.پاول، من خیلی ترسیدم
.اونا توی ویدیو دیدنت
.میخوان دنبالت بگردن
.دیگه نباید به فروشگاه بری
.بالاخره یک روزی قرار بود بفهمن - !نه -
...نه
.تقصیر منه
.باید بیشتر مراقب میبودم
.نه، تقصیر تو نیست
الان من باید چکار کنم؟
...مواد غذاییای که میخوای رو
.یک جور دیگه تامین میکنم
.تا وقتی پیداش کنیم بیشتر میام
.ما پیداش میکنیم
.اگه براش اتفاقی بیفته، یک چیزی حس میکنی
.من اینجام
چرا انقدر زود بیدار شدی؟
.بخواب
چیزی هست که بخوای بهم بگی؟
میخوای به چی فکر کنی؟
.هیچی
.من باید برم
.اینجا موندن فایدهای نداره
.دیگه هیچ وقت نمیبینمش
.باید یک سرنخی باشه
واقعا؟ - .آره -
.مردی که بدون برادرش دیده شده
.امکان نداره، باید خودش باشه
کجا بود؟
رفتی چک کردی؟
.میرم
کِی؟
انقدر دوستش داشتی؟ - کِی؟ -
.به زودی
انقدر دوستش داری؟ - .طبیعتا -
تو امانوئل رو دوست نداری؟
.معلومه که دارم
هنوز هم فکر میکنی قرار نبوده با هم باشیم؟
.من هیچ وقت همچین حرفی نزدم
چرا انقدر ترسیدی؟
.میدونم که اگه برنگرده چه اتفاقی برام میفته
قیچی دارین؟
.ممنون
همه چیز مرتبه؟
.آم، من عادت دارم .همونطور که میبینین خیلی دست و پا چلفتیـه
و اون مرده رو گرفتین؟ پیداش کردین؟
.نه هنوز
.اما دست بردار نیستیم
.میخوایم وارد عمل بشیم - چطور؟ -
!پیداش میکنیم
.همه جا رو میگردیم
.اگه لازم بود خونهها رو هم میگردیم
کی میگه که اومده اینجا؟
تا حالا آرزو داشتی یک چیزی رو فقط برای خودت بخوای؟
مثلا؟
،نمیدونم
یک شیء؟
.چیزی که با هم به اشتراک نذاریم
...یا مثلا عشق بازی با یک مرد
.بدون اینکه اون یکی توی اتاق باشه
،حتی به ذهنم خطور هم نکرده
.عحیبه
چرا؟
چه چیز عجیبی داره؟
...فکر کنم خیلی منحرفانهست
.که خودمون رو مخفی کنیم
این ایده از کجا میاد؟
،یک رویا
.چیز مهمی نیست
...رویای اینکه لبهایی رو بوسیدم
.که تو تا حالا طعمشون رو نچشیدی
.دهانی فقط برای من
.بدنی که دیگه با هم به اشتراک نمیذاریم
.من هیچ وقت همچین خوابی ندیدم
.نمیتونم از فکر کردن بهت دست بردارم
.همیشه بهت فکر میکنم
...و این دنیا
.این دنیا من رو افسرده میکنه
.دیگه درکش نمیکنم
.وقتی با توئم فراموشش میکنم
تو از بودن با من خوشحالی؟
،اون مردی که دربارهش گفتی
رفتی و بررسی کردی؟
میخوای با هم بریم و بررسی کنیم؟
!هیچ کس این اطراف نیست
.من عاشقتم پاول
.بدون اون نمیتونم عاشق بشم .واقعا نمیتونم
.حس میکنم به طرز مایوس کنندهای تُهیام، لوسین
.تو قبلا هم عاشقم نبودی
!فقط مربوط به من نبود، این رو خودت هم میدونی
No comments yet. Be the first to leave one.