The first 200 lines.
این رولز رویس
اونا همین الان ضربالاجل رو سه هفته جلو انداختن
من به کمک بیشتری نیاز دارم
باید سر موقع تمومش کنید
توروخدا!
هول نکنید
مدلهای کورگی طبق مشخصات کارخانه ساخته میشن
میشه بیشتر از یه ذره دیگه روی ماشین پیشرفت کنیم...
قبل از اینکه یه مشکل دیگه پیدا کنی؟
میرسیم به قسمت عقب ماشین. اوه، نه، نمیتونیم. باشه.
تقریباً سه سال از زمانی که "کوچکترین چرخدنده" کارش رو شروع کرده میگذره
این کسبوکار هنوز یه عالمه پول بهم بدهکاره
صورتحسابهای بانکی رو قایم میکردم
من در واقع دارم یه کلوپ اجتماعی اداره میکنم!
پس، وقت یه تغییر و تحول بزرگه
صبحها کارت بزنید و سر کارتون حاضر شید
طلوع دوران جدید
ولی همه تغییر رو دوست ندارن
من از همهاش خیلی نگرانم
این قرار نیست به من دستور بده. اینو همینجوری بهت میگم
ما با مهمترین بازسازیمون تا به امروز، تاریخسازی میکنیم
مونتگومری یا چرچیل هیچوقت تصور میکردن تو توش بشینی؟
احتمالاً نه
کار باید سر موقع تموم شه
اوه، چه مشتاقه!
میتونیم به سوی آیندهای روشن و جدید بشتابیم؟
با من پشت فرمان؟ اوه، اوه، اوه!
با این رولز رویس حسابی تو تنگناییم
این بدون شک مهمترین ماشینه...
که تا حالا روش کار کردیم
خب، خدا رو شکر که حالا دو تا چرخدنده دیگه هم داریم
کالم و مت
که میتونن بهمون کمک کنن تا شانس تموم کردنش رو داشته باشیم
و امروز یه روز بزرگه برای رولز رویس مونتی
چون نیل قراره بدنه اصلیش رو رنگ کنه
البته بدون درها و گلگیرها
که هنوز دارن روشون کار میکنن
ولی خیلی چیزا بستگی داره به اینکه اون...
رنگآمیزی رو کاملا بینقص انجام بده
فکر کنم کمکم استرس داره بهم غلبه میکنه
فقط یکم بیشتر از یه هفته داریم
باید اون ماشین رو به وزارت دفاع برگردونیم
تا آماده باشه برای شرکت در هشتادمین سالگرد "روز دی"
پس، هیچ فشاری نیست!
به جز یه ضربالاجل تغییرناپذیر!
اون داره با دقت نگاه میکنه...
به کار آمادهسازی من
این یکی از اولین بارهاییه که در تمام زندگیم...
من واقعا باید یه ماشینی رو رنگ کنم...
که کار آمادهسازی بدنهاش رو خودم انجام ندادم
جیمی بخش عمدهای از آسترکشی رو انجام داده
ولی راستشو بخواید، به نظر من که خیلی خوبه
من مشکلی با رنگ کردنش ندارم
خوب به نظر میاد
اون یه... خیلی بزرگه. به زحمت میافتی رفیق
برای این یکی به یه قلمموی بزرگ احتیاج داریم
آره، خیلی عریضه. واقعا عریض و بلنده
آره
شاید باید از سقف آویزونت کنیم
آره، مثل یکی از اون فیلمهای علمی تخیلی
که آویزونی و بعد ماشین رو عقب و جلو میکنی!
میتونی بفهمی من... چیه بهش میگن؟
دارم وقتکشی میکنم، نه؟
جایی که درباره یه چیزی حرف میزنی...
چون نمیخوای سراغش بری
میدونم بابت این کار استرس دارم
من واقعا استرس دارم، ولی...
من تو زندگیم ماشینهای زیادی رنگ کردم
و این مهمترین ماشینیه که تا حالا رنگ کردم
اگه اینو خراب کنم، فقط خودم رو ناامید نکردم...
فقط شرکت رو ناامید نکردم...
من کشور رو ناامید کردم. کشور!
یه خورده فشار رومه
دارم نگاهت میکنم. ثابت برگرد
همینه
در سوی دیگر مقیاس ماشینهای کلاسیک...
حداقل از نظر اندازه، ماشینی که امروز میاد اینجاست
یه "باند باگ"ئه
احمقتر از اینا پیدا نمیشه
فایبرگلاس، سهچرخه، شبیه یه تیکه پنیر
اونا خیلی بامزهن
من یه علاقه شدید به اینا دارم و مخصوصا به این یکی
چون صاحبش اولین مشتری "کوچکترین چرخدنده" بود
مک
و داره برش میگردونه برای کارهای بیشتر، که عالیه
به دلایلی آنتونی داره کمکش میکنه بیارش تو
و من اینو نمیفهمم
ایناهاش!
خوبی مک؟ سلام نیل!
"باند باگ" قدیمی خوب به نظر میاد. آره، خوب کار میکنه رفیق
آره، آره، آره
چند تا چیز کوچولو هست که میخوام برام نگاشون کنی
باشه، حله
و یه چیز دیگه هم دارم که میخوام بهت نشون بدم
آره، چی؟ اینجا؟ الان میاد
سلام ریچ! سلام مک! چطوری؟
خیلی خوبم، رفیق
این چیزیه که میخوام بهت نشون بدم
هِیهِی! چی؟ اون چیه؟
اوه، ایناهاش! منم!
نپرس. مال توئه؟
آره، رفیق، آره.
کاری که واقعاً میخوام انجام بدم اینه که این دو تا رو یه کم بیشتر جفت و جور کنم.
خب، بیا بیرون. بذار یه نگاهی بندازیم.
این دیوونگیه! به ندرت یکی از اینا رو میبینی.
حالا، دوتاش هست!
خب. دوتا لیست.
آه، بله. میفهمم کدوم مربوط به کدومه.
آره، آره.
واقعاً وقت گذاشتی این کار رو بکنی؟
زیاد طول نکشید!
تودوزی. آره.
آخه من عاشق تودوزیشم. قشنگه، مگه نه؟
قشنگه.
واقعاً... باید بگم که واقعاً بهش روح میده... بوق؟
بوقش کار نمیکنه.
بوق. نشتی روغن موتور.
ظاهراً این ایراد جزو ویژگیهای این مدل محسوب میشه، قربان.
پس باید اینو بررسی کنیم و یه برآورد هزینه بهمون بدی.
آره، بررسی میکنیمش. یه نگاهی میندازیم.
نگران نباش. باشه.
هر چی ارزونتره.
و راحتترین و مؤثرترین گزینه.
دوباره بگو "ارزونترین". فقط از شنیدنش خوشم میاد.
حس کردم یه کم لرزید وقتی گفتی "ارزونترین".
فقط قبل از اینکه برم... خب.
آه، میدونم چیه. مثل همیشه.
آه! دوناتهای نیل!
تحویل دونات. چرا مستقیم میای سراغ من؟
دوازده تا دوناته!
خب، حالا چیزی که برای اینا لازم داریم، چای و قهوهست.
خب، بریم تو. خیلی ممنون.
این خیلی بهتر از جاییه که قبلاً داشت، میدونی؟
یعنی ماشین رولز رویس قدیمی مونتی رو نمیتونستی ببری...
تو کارگاه قدیمی نیل، مگه نه؟
امیدوارم قیمتاش مثل کیفیتش بالا نرفته باشه.
بعداً میبینمت. بای بای.
خب، نمیدونم دارم کار درستی میکنم یا نه
با تماشای این، ولی دارم واقعاً نگاه میکنم
یه تیکه فیلم از زمان جنگ که اون رولز رویس توش هست.
با وینستون چرچیل و فیلد مارشال مونتگومری
از اون ماشین پیاده میشن و سربازها رو بازرسی میکنن.
فکر میکنم این تو فرانسه باشه.
اون ماشین، یه رولز رویس ریت (Rolls Royce Wraith) هست که تو زمان جنگ
در واقع یه بیانیه بود.
میدونی، این داره میگه "ملت بریتانیا اینجاست.
میدونی، ما اینجاییم تا کمکتون کنیم.
بهترین نیروهای بریتانیایی رو فرستادیم.
و بهترین مهندسی بریتانیایی رو فرستادیم."
حالا یه جورایی دارم فشار بیشتری رو خودم میذارم.
ولی، میدونی چیه، منم کاری رو میکنم که همه اون مردا تو روز دی (D-Day) کردن.
من بهترین کارمو میکنم و این تمام کاریه که از دستم برمیاد.
وقتی دارم اینو رنگ میکنم، خب، لازم دارم که بیای
و بهم کمک کنی فقط این چیزا رو جابجا کنیم.
تا من پایین میام باید یه جورایی برگردی عقب.
آره، آره.
پس، میشه یه جعبه کوچیک از اونجا برام بیاری، مگه نیست؟
آه، آره. جعبه سبز کوچیک.
باشه.
مشکل اینه که این ماشین خیلی بلنده.
همین و بس. اون جعبه رو کجا گذاشت؟
باید اینجوری برم.
پس اگه یه کم قد بلندتر بشم اون وقت خوب میشم، مگه نه؟
پیداش کردم؟ نه. کجاست؟
آه، اینجاست.
ما یه موقعیتی نمیخوایم
که یه کم لق باشه یا بیفته، مگه نه؟
خب.
مشکل اینه که نمیتونم به اون دست بزنم تو لایه دوم رنگ، ببین.
اصلاً فشاری نیست!
حالا به لحظه حقیقت رسیده.
حالا همه چیز اینجا اتفاق میفته. راه برگشتی نیست.
خب، رنگ داره مخلوط میشه، کاسهها آمادهن.
پیستولهها آمادهن.
حالا اینه که کار رو میسازه یا خراب میکنه.
موفق باشی، نیل. موفق باشی.
فکر کنم تقریباً آماده لاککاری هستیم.
خوب و خشک.
قدیمترها، رولز رویس رو رنگ میکردن
با رنگ سلولزی که اون موقع همه ماشینا باهاش رنگ میشدن.
این بهترین تکنولوژی بود که اونا داشتن.
پس ما از رنگ با تکنولوژی مدرن استفاده میکنیم.
که البته رنگ مشکیه اما با یک لایه لاک شفاف همراهه.
اون لاک مثل یه لایه ورنی هست که روی اون میاد.
اما اگه اینو بزنیم و خیلی نازکش کنیم
در واقع شبیه رنگ سلولزی به نظر میاد.
با این تکنیک که توش تینر بیشتری میریزی
اگه تردید کنی، اگه خیلی سرعتتو کم کنی
همه جا شره میکنه.
پس این یه قمار بزرگه.
اگه بتونی واقعاً محکم به سطح بچسبونیش
مثل یه جت جنگندهست.
خیلی پایین و خیلی سریع.
تموم شد. رنگ، لاک روشه.
دیگه کاری از دستم برنمیاد. من تمام تلاشمو کردم.
ساعت نه و نیمه.
و الان میرم خونه.
و یه حموم داغ میگیرم و میرم بخوابم.
شاید یه نگاه آخر بندازم البته قبل از اینکه برم.
شب بخیر، بچهها.
No comments yet. Be the first to leave one.