The first 200 lines.
.باورم نمیشه
.میدونم
،از اونجایی که تو گذاشتی اون کار رو بکنی .منم باید میگذاشتم اون کار رو باهام بکنی
.اون نه
گرچه، یادم بنداز اون اسباب بازی .گربه رو بندازم دور
نه، منظورم این بود که تو داری
.با یه ممدکار اجتماعی به شوهرت خیانت میکنی
تو الان فانتزی رو برام گفتی که .نمیدونستم بهش علاقه دارم
.مددکار اجتماعی شیطون
روی عروسک بهم نشون .بده که کجات رو لمس کنم
باشه، من باید کار رومانتیکی که اینجا انجام میدم
.رو از کار حرفهای که اونجا انجام میدم جدا کنم
،گرچه توی هر دو مورد
.به نظر میرسه من با بی خانمانها و بیکارها سر و کار دارم
.من فکر کنم ما یه رابطه حرفهای داریم
،تو به ما بچه دادی .من به تو ارگاسم میدم
خب، حقیقتش هر دوتاشون .هنوز کامل اجرا نشدن
.ولی جدی میگم
اگه ما قراره این کار رو بکنیم .باید یه محدودیتهایی رو در نظر بگیریم
یعنی، من دارم روی سرپرستی "لوئیس" روی .والدن" نظارت میکنم"
درسته، درسته، من واقعاً .نمیخوام این رو خراب کنم
.فقط من دوست دارم که با تو وقت بگذرونم
-و من
-در کمال تعجب
.دوست دارم با تو وقت بگذرونم
.من مثل پیچک سمی هستم
تا وقتی که خارش نگرفتی نمیفهمی .که سم وارد بدنت شده
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
.هی
اوه، اون چیه؟
.بله، من لباس دیشب رو پوشیدم
نپرس که کی باهام تماس گرفت .تا باهاش سکس کنم
. برای سکس با من تماس گرفت
پس فکر نکنم تا وقتی ازت بپرسم
.با کی بودی بیخیال بشی
،یه مرد محترم کارهای خصوصی رو به دیگران نمیگه
،ولی من مرد محترم نیستم
.و این سخته که پشت یه زن رو ببوسی
الن"، باشه، طرف کی بود؟"
.من با مددکار اجتماعیمون سکس کردم
خانم "مکمارتین"؟
دوباره؟
چی میتونم بگم؟
.اون برای کیر من یه خونه خوب پیدات کرد
فکر کردم این یه کاریه ،که فقط یه بار انجام دادی
مثل تراشیدن پشمات .با تیغ تیز
.خواهش میکنم اینکار رو برام خراب نکن
.اوه، نه، نه، این چیز خوبیه
،در ضمن، ما واقعاً از همدیگه خوشمون میاد
.و تصمیم گرفتیم که محدودیتها رو در نظر بگیریم
میدونی-- زندگی حرفهای .رو از خصوصی جدا کنیم
باشه، چطور داری محدودیتها رو رعایت میکنی
وقتی جلوی من پز میدی که باهاش سکس داشتی؟
این چیزیه که یه مرد باید .با شوهرش در میون بگذاره
.اوه، اوه، اون خانم "مکماترین"ـه
.اون اومده که به "لوئیس" سر بزنه
.قرار بود که سورپرایز باشه
...صبر کن، وایسا
اون این رو بهت گفت؟
--نه اون بهم نگفت .من از حد خودمون رد نمیشیم
وقتی داشتم پیامکهاش رو میخوندم .تقویم کاریش رو دیدم
."سلام، "والدن
."خانم "مکمارتین
.سلام
.چه سورپرایزی
.بیا تو
.هی، دختر
.تو داری مددکاری تمیزی انجام میدی
میتونم چیزی برات بیارم؟
مثلاً یه دوست پسر جدید؟
.باشه، مشخصه که "الن" درباره ما بهت گفت
.آه، بله، گفت
ببین، میخوام که بدونی
این اصلاً روی رابطه حرفهای ما .تاثیر نمیگذاره
من اینجا فقط به عنوان مسئول .پرونده شما و "لوئیس" اینجا هستم
،بگذار الان یه چیزی بهت بگم
.من میخوام از پست از این پرونده پشتیبانی کنم
،میدونی، شانس آوردی که بعد از اینکه من بزنمت
.یه مددکار اجتماعی اینجا هست که شهادت بده
خب، وضعیت "لوئیس" چطوره؟
.میدونی، خوبه
.آه، ولی من چند تا سوال دارم
،مثلاً برای مثال
بهترین راه برای تربیتش چیه؟
.آه، فکر کنم اون دوست داره درکونی بخوره
خیلی خب، چی باید بگم
وقتی اون درباره پدر و مادر واقعیش پرسید؟
و چقدر پنیر بهش بدم که زیاد نباشه؟
باشه، چطوره هر بار با یه سوال پیش بریم؟
.باشه، باشه
-یه مسائل فرهنگی وجود داره، مثلاً
من باید بهش یه شیوه دست ،دادن باحال یاد بدم
یا اینکه این باعث میشه آدم ضایعی به نظر بیام؟
.سوال خوبی بود، رفیق
.نابودش کردم
میدونی چی شاید بهت کمک کنه؟
.با بقیه والدینی که بچه گرفتن حرف بزنی
در واقع، چند تا از پدرهای توی سرویس من
.یه گروه پشتیبانی غیر رسمی باز کردن
.اونها هر هفته به این سوالها جواب میدن
.اوه، این برای تو خیلی خوبه
،منم به یه گروه برای پدرهای طلاق گرفته رقتم
.و واقعاً بهم کمک کرد
من همینطور به گروه مردهایی که ،مادرشون مرده رفتم
.ولی اون فقط برای آرزوهام بود
هی، رفیق. من امشب میرم به جلسه
و "برتا" حواست به تو هست، باشه؟
.باشه
.ما قراره کلی خوشگذرونی کنیم
یادت میاد آخرین بار که درباره حیوانات و ریاضی یاد گرفتیم؟
.آره- چی یاد گرفتی؟ -
.فقط احمقها به شیوه ترایفکتا شرط بندی میکنن
و؟
اسبها اگه قبل مسابقه برینن .سریعتر مسابقه میدن
.این بچه مثل اسفنج همه چیز رو جذب میکنه
.صبح بخیر
.بحث از اسفنج شد- .واسه امروز برنامهای داری -
.من امشب برای اولین بار میرم به جلسه گروه پدرها
و قبل از اون من و"لوئیس" قراره .بریم فیلم ببینیم
.بعدش من میرم باشگاه
اوه، میدونی چیه؟
چطوره اول بریم باشگاه؟
اینجوری میتونیم یه کم آب بدزدیم
.و یواشکی ببریشون توی سینما
تو میخوای بیای؟
مگه امروز قرار نیست بری میوه فروشی
و برای خرید هلو ضربه خورده چونه بزنی؟
.من میتونم برم از سوپرمارکت بخرم
وقتی با خودت چیز تیز ببری .همشون ضربه خورده به نظر میان
.من میخوام روز رو با تو بگذرونم
.اوه، عالیه
میدونی، من میخواستم مستقیم از باشگاه
.برم به جلسه
...پس
...اگه تو بیای
.اوه، اوه، گرفتم .دیگه چیزی نگو
.ممنونم
.میتونی توی مسیرت من رو برسونی
برای شام چی میخوای؟
.نمیدونم
کی به فکر شامه
وقتی داری هنوز صبحانه رو قورت میده؟
.من هات داگ میخورم
کجا میری؟
.من میرم کاری بکنم که بهم کمک کنه تا سریعتر بدوم
،هی، بچهها .نفر جدید اومده
.هی - .هی -
هی، تو داری میری باشگاه، عزیزم؟
.آره. بعداً میبینمتون
.هی، من "ریک" هستم- .هی، "والدن". از دیدنتون خوشوقتم. دختر خوبی دارین -
،بله، همینطوره .ولی اون زنمه
.دختر من 40 ساله هست
.این خیلی برای من پیره
،این "لیو" هست .و اون "جک"ـه
.سلام - .از دیدنتون خوشوقم -
.اون که اونجاست "برایان" هست
.تازه یه دو قلو تازه دنیا اومده گرفته .اون میاد اینجا تا فقط بخوابه
،تو میتونی توی صورتش بگوزی .اون بیدار نمیشه
.بفرما - .ممنونم -
.اینجا فوق العاده هست
شما بار دارین .و میز بیلیارد و تلویزیون
فقط چند تا دختر بیارین و ،رنگش رو نارنجی کنید و یه جغد بیارین
.تا بشه مثل رستوران هوترز
شاید "هایدی" وقتی برگشت .بتونه برای ما آبجو سرو کنه
چرا نه؟ وقتی اولین بار .دیدمش داشت همین کار رو میکرد
خب، وضعیت بچه تو چطوره؟
.آه، من یه پسر دارم
.اسمش "لوئیس"ـه
اون شش سالشه. عاشق تردستی و لگو .و دو برابر پنیری که دکتر سفارش میکنه، هست
.خوبه. من سه تا دختر دارم
،من همیشه پسر میخواستم .برای همین ما "جاش" رو به فرزندی گرفتیم
حالا من نصف تیم والیبال دخترانه رو دارم
و یه پسر دارم که میخواد .چیرلیدرشون باشه
--ولی من عاشقشم .قضاوت نمیکنم
."من و زنم یه دختر چهار ساله به سرپرستی گرفتیم، "میکا
.من همینطور زنگ خطر نصب میکنم اگه لازم داشتی
،آدرس ایمیل بده
.میگذارمت توی لیست ایمیل هفتهای خودم
.همه بچهها توی لیست هستن
.به عنوان اسپم مارکش کن
.چه خنده دار
.کد زنگ خطر "جک" #227 هست
،من از اولین ازدواجم سه تا بچه بزرگ دارم
.من و "هایدی" تازه یه دختر 7 ساله به فرزندی گرفتیم
.واو. تو باید واقعاً عاشق بچهها باشی
.بچهها خوبن .من عاشق "هایدی" هستم
.تو دیدیش
،وقتی من توی کالج بودم
.مادرسش کلاس شیش میرفت
،و اگه بهش فکر کنی
.زن بعدی من هنوز دنیا نیومده
خب، چرا تو و زنت تصمیم گرفتین که بچه به سرپرستی بگیرین؟
.زن من نمیتونه بچه دار بشه
.اوه
.اسمش "الن" هست
.اوه
،گرچه
اون یه بار یه قرص شق کردن از چین سفارش داد
.که باعث شد شیر بده
No comments yet. Be the first to leave one.