The first 200 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
،برای دختر اشرافزادهای که بیابرو شده و پیداش کردم یه کلاس فشرده در مورد چیزای زشت و بد میذارم
نادرست آشناییِ
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
تله یخی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
گمان پریشی
،برای دختر اشرافزادهای که بیابرو شده و پیداش کردم یه کلاس فشرده در مورد چیزای زشت و بد میذارم
،برای دختر اشرافزادهای که بیابرو شده و پیداش کردم یه کلاس فشرده در مورد چیزای زشت و بد میذارم
قسمت بعد
استرس یه راه بد و زشت برای خالی کردن
!از اون طرف رفت
!برین دنبالش
به هر قیمتی شده بگیریدش
!اون طرف
بله قربان
صبر کنین! از این جلوتر نرین
چی شده؟
خونهی ارباب شیاطین تو اعماق این جنگله
ارباب شیاطین؟
اره، شایعهها میگن که از ادمها متنفره
هر کسی که نزدیک خونهاش بشه، با خشم و عصبانیت اون روبهرو میشه
..باورش یکم سخته
!این طرف
اون آدم روستایی میگه که اون زن نابکار رو دیده
واقعا؟
ناتالیا ببخشید که بدون اینکه چیزی بگم رفتم
..اما مطمئنم تا وقتی که من زندهام
..ناتالیا
K.zahra :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
زن نابکاری از کشور همسایه گم شده
از کشور رفته؟
..یکی اونجاست
هیولاست؟
پاک و معصومه
فکر کردم مجرم فراریه اما بهنظر از چنگ اونها فرار کرده
...مثلا
از دست همچین ادمهایی
!!به این میگن خوش آمد گویی
چی؟
!یه جادوی توهمی ابتداییه
..از پادشاهی نروز
نگهبانهای شخصی خانوادهی سلطنتی
آدمی مثل تو اینجا چه کار میکنه؟
اون زن رو بده به ما
اون مایه ننگ کشور ما و یه جنایتکاره
واقعا؟
بهت قول میدم اگر بدون درگیری دختره رو به ما بدی، بهت هیچ آسیبی نزنیم
اما اگر دخالت کنی، بهت رحم نمیکنیم
که اینطور
..خب اگر اینجوریه
قبول نمیکنم
بین شما ادمهای مشکوک و این دختر بدبخت لاغرمردنی
معلومه که تحت هر شرایطی طرف گروه دوم رو میگیرم
نمیتونه از دستهاش استفاده کنه
همه با هم نابودش کنین
تله یخی
طلسم غیرلفظی؟
موهات سفید و سیاهه
ارباب شیاطینی هستی که تو جنگل زندگی میکنه؟
ارباب شیاطین؟
واقعا خودشه؟
..نه، نه راستش
من ارباب شیاطین اعظمم
!گمان پریشی
بذار ببینم
دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
بهم بگو
جنگل رو خوب گشتیم
هیچ رد پایی از دختر نبود
بهخاطر همین به این نتیجه رسیدیم که یه هیولا بهش حمله کرده
و برگشتیم خونه تا بهتون گزارش بدیم
افرین
خیلی زود ذهنهاشون خالی میشه و دیگه هیچی از اون یادشون نمیاد
این همون جنایتکاری که کل کشور دنبالش میگرده؟
باورم نمیشه
زن نابکاری از کشور همسایه گم شده
..خلافکاری که در پادشاهی نروز
بیدار شدی؟
تو کی هستی؟
این رو بخور
..باشه
چرا غش کردی؟
تو جنگل گم شدم و از دور یه عمارت دیدم
...سعی کردم برم اونجا و
اينجا همون عمارته
نامزد دومین شاهزاده پادشاهی نروز بانو شارلوت ایوانز
حرفهای که میگن حقیقت نداره
..من
لازم نیست نگران باشی
با نگاه کردن به چشمها میفهمم کسی داره دروغ میگه یا نه
شارلوت تو چشمهات هیچ اثری از دروغ نیست
ها؟
چی شده؟
آسیب ندیدی؟
تو...تو اولین کسی هستی که حرفم رو باور کرد
حالت بهتره؟
اره
بهم میگی چرا تبعیدت کردن؟
...خیلی یهویی شد
قبل از شروع جشن میخوام یه موضوعی رو به همه اطلاع بدم
شارلوت؟ شارلوت کجاست؟
شارلوت کیه؟
یه بانوی اشراف زاده که سالهاست با شاهزاده سیسیل نامزده
من اصلا خبر نداشتم
خب بین خودمون بمونه، شنیدم که بچهی یه معشوقه است
تا حالا ندیدم با هم حرف بزنن
شارلوت، اعمال شیطانیت آشکار شده
من هیچ کدوم از این کارها رو نکردم
اما کسی رو حرف شاهزاده سیسیل حرف نمیزنه
بهخاطر همین، شارلوت ایوانز، به جرم خیانت بازداشتی
چی؟ چرا؟
نامزدیمون هم تمومه
این زن نابکار رو ببرین زندان
بله قربان
صبر کنین! حرفم رو باور کنین
من کاری نکردم
واقعا هیچ کاری نکردم
معلومه که براش پاپوش درست کردن
یا شاهزاده نمیخواسته با بچه یه معشوقه ازدواج کنه
یا پای یه زن دیگه وسطه
لازم نیست به حرفهای یکی مثل من گوش کنی
واقعا از کمکت ممنونم
دیگه مزاحمت نمیشم
..قبل از اینکه یکی پیدام کنه باید
تمیز کاری بلدی؟
ها؟
میبینی که من خیلی بلد نیستم
خب؟
خب فکر کنم مثل هر آدم دیگه بتونم انجامش بدم
یه جواب عالی
من بهت کار میدم
مستخدم خونه
ها؟
تو مسئول کارهای خونهای
البته بهت پول میدم. با روزی سه وعده غذا و خوراکی
اینجا اتاق زیاد داره بهخاطر همین ..یه آدم دیگه هم
ببخشید؟
گوش دادی چی گفتم؟
من یه مجرم تحت تعقیبم
درسته
من تک و تنها وسط جنگل زندگی میکنم تا مجبور نباشم با ادمها سر و کله بزنم
پناه دادن به یه فراری دقیقا خلاف چیزی که میخوام
..بازم
قبلا به منم خیانت کردن، درست مثل تو
واقعا؟
من النم، الن کرافورد
سه سال پیش ازم دعوت کردن که برم به یه مهمونی
به امید یه ماجراجویی سرگرم کننده، رفتم
..هرچند
ازم استفاده کردن تا مهر و موم یه معبد رو بشکنن
تا بتونن گنجی که دنبالش هستن رو بدزدن
و من رو با یه عالمه هیولا تنها گذاشتن
فقط میخواستن ازم سوء استفاده کنن
وحشتناکه...واقعا وحشتناکه
خیانت به یه دوست؟
چهطوری میشه آدم اینقدر پاک باشه؟
بدون هیچ تردیدی داستانم رو باور کرد
اون موقع کسی نبود که به من کمک کنه
بهخاطر همین نمیتونم تنهات بذارم فکر میکنم من و تو مثل همیم
..الن
خیلی ازت ممنونم
اما من فقط برات دردسر درست میکنم
نمیتونم پیشنهادت رو قبول کنم
..که اینطور
خب میریم سراغ راه حل اخر
همین الان خودم رو نفرین کردم! نفرین مرگ
چی؟
تا وقتی قبول نکنی برام کار کنی برش نمیدارم
یعنی قلبم سه دقیقه دیگه وایمیسته
ها؟
بهتره زود تصمیم بگیری
وگرنه یه شهروند بیگناه بهخاطر تو میمیره
No comments yet. Be the first to leave one.