Hathyar: Face to Face with Reality

Hathyar: Face to Face with Reality

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Hathyar 2002 All Web Farsi
Hathyar 2002 860p WebDL BollyCine Exclusive
Hathyar 2002 720p WEB-DL x264 AAC Esub -DDR
Hathyar 2002 1080p AMZN WEB-Rip DD 2 0 -DDR
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - WebHD

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
Published on: 2020-03-24
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"اسلحه: رو در رو با واقعيت"

بمبئي...شهري که هرگز نميخوابه

نه در روز و نه در شب

"يک طرف جنگلي بتني هست"

در طرف ديگه مايل ها مملو از زاغه هاي فقراست

اين داستان مربوط به افراد يکي از اين محله هاي فقيرنشين است

هي رفيق, من هيچوقت نتونستم اين زندگي لعنتي رو درک کنم

يعني چي؟

بعضي ها وقتي دارن راه ميرن, راه ميرن

بعضي ها موقع بازي, بازي ميکنن- خب؟-

بعضي ها وقتي ميخوان چيزي رو ياد بگيرن, ياد ميگيرن

خب؟

پس چرا کسي وقتي زنده ست, زندگي نميکنه؟

چرا ميميره؟

رو مخ من راه نرو...مشروبت رو بخور

...نه, بگو ببينم اين زندگيه؟ نه, اين زندگيه؟

"اين زندگي ماست"

"اين روش ماست"

"اين قسمتِ بامزه يِ زندگي ماست"

"واو, گل گفتي"

"اين قسمتِ بامزه يِ زندگي ماست"

"يه پامون تو قطاره...يه پامون تو زندون"

"يه پامون تو قطاره...يه پامون تو زندون"

"يه پامون تو قطاره...يه پامون تو زندون"

"بذار برقصم بابا" "اين مرغه ميخواد برقصه؟"-

"ميخواد کمرش رو بلرزونه اما سرش ميلرزه"

"چي گفتي؟ ها؟ چي گفتي؟"

"از ترس شلوارش رو خيس کرد"

"چي ميگيد داداش ها؟"

"اين هم پاکيا....دلبر رو ديدي؟"

"نه تنها ديدم بلکه کلي هم عشق بازي کرديم"

"چي ميگي؟"

"....محشر بود"

"36, 24, 36"

"داستان هاي عاشقانه ي ما خيلي مشهورن"

چند تا دختر رو محله ي مالاد" "چند تا هم تو محله ي پارل

چند تا دختر رو محله ي مالاد" "چند تا هم تو محله ي پارل

"يه پامون تو قطاره...يه پامون تو زندون"

"اين يارو چقدر مسته"

"اگه قراره کتک کاري بشه...بذار بشه"

"اسلحه رو بگير رو سرشون و نگران چيزي نباش"

"اگه قراره کتک کاري بشه...بذار بشه"

"نگران نباش بابا" "بدترين اتفاقي که ممکنه بيوفته چيه؟ ها؟"

"يا مي اُفتيم زندان يا با وثيقه آزاد ميشيم"

"شگفتي زندگي همينه"

"شگفتي زندگي همينه"

"يه پامون تو قطاره ....يه پامون تو زندون"

"يه پامون تو قطاره ....يه پامون تو زندون"

"الان فهميدي؟ اين زندگي ماست"

"اين زندگي ماست"

"اين روش ماست"

"داداش, تو مثل پدر مايي, مثل پدر"

کنار معبد وايسا

سلام آقا- سلام-

اون اينجاست؟- بله, بفرماييد-

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سميرا

سلام, پاکيا- بشين-

سلام داداش- چرا اومدي اينجا گوساله؟-

بزن بيرون- به حرفم گوش بده داداش-

بزن بيرون و گرنه سوراخ سوراخت ميکنم گوساله

اشتباه کردم داداش من رو ببخشيد

ببخشم؟

ببخشم؟ ها؟

يک ساله که قانون گذار مملکت شدي الان مياي اينجا؟

آخه گوساله, اگه به خاطر حمايت ما نبود

تمام سپرده و پولت رو از دست ميدادي

و اما بعد از پيروزي, ناپديد شدي؟

تو حوزه ي انتخابي خيلي کارها بود که بايد انجام ميشد داداش

کار؟ تو حوزه ي انتخاباتي؟

تو محله هاي فقير نشين رو تخليه کردي و دو تا برج ساختي

رستوران و مشروب فروشي رادها کريشنا رو راه انداختي

تو لوکاندوالا براي معشوقه ي باليووديت

آپارتمان خريدي

پنج ميليون روپيه از شرکت ساخت و ساز آوتار گرفتي تا يه کم فضاي ساخت و ساز بيشتري بهشون بدي

کارت اين بود شترمرغ؟- موقع انتخابات خيلي شلوغ شد داداش-

دو ميليون روپيه ي من چي شد؟- يک ميليونش رو الان آووردم-

بذارش پايين, بذار زمين

ميري و دوباره يک سال ناپديد ميشي

نه نه, دو هفته ي ديگه بقيش رو هم ميدم

قسم ميخورم

تو سومين هفته, تو و زنت رو تو رختخواب ميکشم لوکاندوالا

اين کارها لازم نيست داداش- برو بيرون, بزن به چاک-

...داداش, يه- حالا ديگه چيه؟-

يه کاري داشتم داداش- عجب, پس به خاطر اين اومدي اينجا, گوساله؟-

بنال, بنال

تعداد وزيرها داره زياد ميشه

مثلا وزير ارشد و يا مجلس قانون گذاري رو ... وزيرهاي زيادي ميخوان استخدام کنن

....يعني- منظورت گسترش کابينه ست احمق-

عجب, حالا ميخواي وزير بشي؟

يه کار دولتي هم باشه عالي ميشه به همراه دعاي خير شما

چقدر سواد داري کيشان رائو؟- کلاس پنجم -چي؟-

پنجم رو هم مشروط شدم- ميخواي وزير هم بشي؟-

کلاس سومي و چهارمي هم هستن داداش

عجيبه داداش, براي کارگري بايد حداقل کلاس دهم رو خونده باشي

اما سياست جاييه که هيچگونه صلاحيت و ويژگي اي لازم نداره

چرا؟ بايد آدم فاسدي باشي ديگه, نه؟

خب...کيشن رائو موره ميخواي وزير بشي احمق؟

بله داداش

چهار ميليون ميگيرم اون هم قبل از اينکه سوگندنامه رو بخوني

سه ميليون- سه و نيم-

3.25- بزن بيرون, گمشو-

قبوله داداش....3.5

اَسلَم... يه زنگ بزن ديگمبر پاتيل

قربان تلفن- کيه؟-

اسمش اسلم هست قربان

من با هيچ اسلمي حرفي ندارم

بگو که رئيس خونه نيست- ميگفت که يه نفر به اسم داداش بوکسور باهاتون کار داره-

از اول نميتونستي اين رو بگي, احمق؟ بدش من

اسلم, پسرم...چطوري؟

داداش ميخواد باهات حرف بزنه- باشه-

سلام آقاي پاتيل- عجب سعادتي نصيب مون شده-

حالت چطوره پسرم؟

شنيدم که دارن کابينه رو گسترش ميدن

....داداش, اون- خفه شو-

بله, براي آروم کردن شرکا داريم اين کار رو مي کنيم

کيشن رائو مور رو هم وارد اين کار کن

اسم اون رو نيار, عليه ش پرونده ي قتل وجود داره

بگم چند تا وزير پرونده ي قتل دارن؟

نه, نه, وزير ارشد, آرجيت رائو قبول نميکنه

....بهش بگو که من خواستم....اگه قبول نکرد

بهش يادآوري کن که من اون رو به قدرت رسوندم

مشکله...خيلي مشکله روهيت

چي ميگي آقاي پاتيل؟

براي آدم هايي مثل شما هيچ چيزي مشکل نيست

چندتا دعوت نامه براي مراسم خوندن سوگند نامه بفرست

باشه, يه کاري ميکنم

اگه مجبورم کنيد کيشن رائو مور رو به عنوان وزير استخدام کنم, استعفا ميدم

بايد خجالت بکشي پاتيل

به خاطر فشاري که يه تبهکار روت گذاشته اين پيشنهاد رو به من ميدي؟

بالاخره دولت بايد اداره بشه آقاي دساي

نميخوام دولتي رو اداره کنم که پر از تبهکاره

من اشتباه کردم که بعد از حادثه ي مادهوري ديکشيت

سکوت کردم

اما الان ديگه نه با رئيس حزب صحبت ميکنم و استعفا ميدم

آقاي دساي, اگه به خاطر موضوعي به اين کوچيکي استعفا بدين

براي من خيلي شرم آور ميشه

اون کيشن مور, هرگز وزير نميشه

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

الو- ها, بگو-

چقدر گيرم مياد؟

هي کچل, پاکيا کجاست؟- اونه ها, با تلفن حرف ميزنه

هي, پاکيا...هي- يک لحظه-

بيا بيا, خبر دادن که گانشيام اينجاست

سه ماهه که از ما دوري ميکنه

کله ي اون گوساله رو خرد ميکنم, بيا

...امروز بعد از ظهر من- دختره؟-

آره, همون که هفته ي پيش باهاش آشنا شدم

اين دخترا آخرش به کشتن ميدنت احمق

بريم اسلم

سلام آقاي گانشام- کارت رو بگو-

صدام رو نشناختي گوساله؟

...داداش بوکسر

...بعدا بيا

من يه جاي دور زندگي ميکنم امروز صبح به فکرتون بودم

وقتي کمکت کردم اين زمين رو بگيري قول ندادي 3 ميليون بهم بدي؟

....نه نه, داداش

سه ماهه ازم دوري مي کني؟

نه نه...من- و الان مقدار پول رو تغيير ميدي؟-

دوست داري فرار کني, آره؟ حالا بذار ببينم چطور ميخواي فرار کني

چرا به پاهام شليک کردين؟ واي, واي, واي

عجله کن

آره, بگو- اين چيه؟-

اين گوساله کيه؟- ناتوار-

سريع تر برو, سريع تر

پاکيا؟- داداش-

آروم

عجله کنيد

بريد کنار

عجله کنيد- داداش بوکسره؟-

دکتر رو خبر کنيد

بجنبيد

دکتر رو خبر کنيد ببريدش داخل

ببريدش داخل- بله؟-

خداي من...سريع ببريدش اتاق عمل

اگه اتفاقي براي داداش بي اُفته از هيچکس نميگذرم

خفه شو و اسلحه رو بذار کنار

عذر ميخوام, شما همراه روهيت شيوالکار هستين؟- چي گفتي؟ گمشو-

مادربزرگ...روهيت...اون دکتر

بالاخره دير يا زود اين اتفاق بايد مي اُفتاد

نه مادربزرگ, نبايد اتفاقي براش بيوفته, نبايد

ساکت, هنوز که نمُرده؟ پس بعدا ماتم بگيريد

دکتر, عمل کردن فايده اي هم داره؟- منظورت چيه؟-

منظورم اينه که, به نظر شما جون سالم به در ميبره؟

ضربانش ضعيفه اما هنوز ميزنه

پس بيا سريع تر کار کنيم چاقو رو بهم بده

روهيت راگونات شيوالکار يا داداش بوکسر

امروز بين مرگ و زندگي گير افتاده امروز طعمه ي ستيزه هاي بين گنگسترها شده

چند سال پيش, اون اينطور نبود

مامان, من قراره به اين مدرسه برم؟- آره پسرم-

خب پسر جوون اسمت چيه؟

اسم من روهيت شيوالکاره

آفرين و اسم پدرت چيه؟

اسم پدر من راگونات شيوالکاره

شغل پدرت چيه؟

...ايشون يک ماه و نيم پيش

متاسفم اما شغل پدرش چي بوده؟

...اون

راگونات نامدو شيوالکار

راگو؟- بله-

تو اين شهر روشن فکرها

Hathyar: Face to Face with Reality subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left