The first 200 lines.
...آنچه در «ملت زامبی» گذشت
خیلی آسیب دیده بودی سعیمو کردم تا بهترین بخیهمو بزنم
اون میخواد تو رو ازم دور کنه، روبرتا
هیچکس اندازه من درباره تو نمیدونه
خداحافظ، کوپر
اگه لیتیوم مواد مخفی بیسکویت ها باشه چی؟
فهمیدیم که استس
مسئول کل این ساز و برگهاس
سخنگوها فرار کردن
جورج و وارن روز
قبل از انتخابات به آلترا نفوذ کردن
سخنگوها کجا قایم شدن؟
به نظر اوتا منطقه ای رو
نزدیک پاسیفیکا واسه سخنگوها تدارک دیدن
میخوام تمام ادمای توی آلترا رو
بفرستم تا اونا رو از روی زمین خدا پاک کنن
موفق شدم
واکسن کار کرد
هرچی درمورد درمان نیاز دارید درست اینجاست
تنها راه مطمئن شدن اینه که قبل از اینکه
بمیرم مغزم رو بگیرید و حفظش کنید
شما مجرمید
هیچکس نمیتونه در مقابل آلترا مقاوت کنه
پیداشون کنید و همشون رو بُکُشید
کاش میتونستیم واسه سان می یه کفن دفن مناسب بگیریم
اون واسه یه دلیلی مُرد
این چیزیه که بیشتر مردم خواهند گفت
آره
مغزشو جایی قایم کن که استس نتونه پیداش کنه
،اگه اتفاقی واسه ما اُفتاد ببرش واسه مورفی
"یاد آوری مجدد برای همهی شهروندان"
"یادتون نره رأی بدید"
"...یادتون باشه همه به کارت شناسایی نیاز دارید"
نزار بره رو مُخت، هنوز تموم نشده
میدونم
،فقط داشتم فکر میکردم
خاطرارت رو
،ما اون پُستر ها رو نصب کردیم
من و دانته
کسانی که طراحیش کردن، سخنگوهایی که کمک کردن
همهی اونا مُردن
و الانم سان می
اگه بُردیم بعدش چی؟
اگه همهی اون زامبی ها رو بُکُشیم چی؟
و کسی درمورد سخنگوها ندونه؟
هنوز به اونجا نرسیدیم
هنوز کُلی آدم هست که میخوان زنده بمونن
از جمله خودت
ولی به چه قیمتی؟
تمرکزتو حفظ کن
بریم
مراقب باش، این نمونه خون ها میتونه به آخرالزمان پایان بده
خدا فقط میدونه چی اون تووـه
مستقیم ببرشون به دفترم
سرهنگ کیلر
بیا یه نگاهی به نقشه ها بندازیم
نظامی ها هنوز دارن گشت میزنن؟
حتی الانم که دارم حرف میزنیم، قربان
هرکسی که جُسه ای داشته رو مسلح و سوگند یاد کردن
پاندورا؟
بله، عشقم؟
میتونی لطفاً بیایی اینجا و بهمون نشون بدی که جورج کجا رو گفت؟
البته
خُب اولش کلنجار میرفت
،بعد وقتی که نقطه ضعفشو پیدا کردم
بعد تسلیم شد مثل باقی انسان ها
اینجا، دوتا جاده تقاطع دار هست
یه جای پاکسازی شده توی درختا پیدا میکنید
نگفت چند تا سخنگو اونجاست؟
همشونن
خُب پس، عالی شد
دور از چشمان کنجکاو
باید ترکونیمشون
قبل از اینکه جورج فرصتی پیدا کنه و بشون هشدار بده
و قبل از اینکه اونا ما رو بترکونن
قواعدی که بهش متعهد شدید هنوز تغییر نکرده
متوجهم، قربان
چرا اینقدر عصبی هستی؟
اون سیرک دیونهی مریض رو فراموش کن
الان فقط من و تویم، عزیزم
پاندورا - نه، نه -
الان فقط من و توییم
« قسمت پایانی سریال ملّت زامبی » « مترجم : سجاد بیرانوند » Telegram: @Sajjad_SJJB تاریخ ترجمه : 1397/10/12
مأمورای زیاد اونجا نیست
اُمیدوارم معنی خوبی داشته باشه
آره، بیا
مشکلی پیش اومده؟
بزار یه نگاهی به چشت بندازم
من خوبم
به نظر خوب نمیایی
ببین، باید مغزتو از نفرت پاک کنی
اینجا جای اشتباه نداریم
قضیه عدالته، نه انتقام
اون پشت با پاندورا چه اتفاقی اُفتاد؟
دقیقاً اتفاقی که باید می اُفتاد
به نظر خیلی مدته توی خودت نگرش داشتی
خودم تونستم این راه رو برم
مطمئنم که تونستی
بریم کایا و شهروند زامبی رو پیدا کنیم
قبل از اینکه کارمونو تموم کنیم کلی کار هست که باید بکنن
باید عجله کنیم و از اینجا بریم بیرون
تقریبا نوشابه ها تموم شدن
باید اخرین اطلاعات عملیات رو وارد کنیم
فقط چند تا تغییرات مونده
که باید روی این تصاویری که پهپادها گرفتن باید بدیم
،به محض اینکه بارگیری بشند
از اینجا میزنیم بیرون - عالیه -
چونکه در غیراینصورت باید تغییر بیشتری بدیم
باورم نمیشه قرار نیست رأی بدم
اُوه، ما رأی میدیم، ولی نه توی صندوق
شهروند زامبی گفت دستگاه فروش از این طرفه
به نظرت اونا رژیم دارن؟
برید برید برید
لعنتی - توی ماشین فروش -
یادتون باشه زنده میخوامشون
آمرزششون رو بزار واسه من
باید از اونجا بیاریمشون بیرون
دیر شده
سلام، بچها
زَهرمو ترکوندی
اُوه، خوبه
...فکرکردیم
بیچاره شدیم؟
درست سر وقت زدیم بیرون
حس کنجکاوی کایا هیچوقت شکست نمیخوره
کایا کجاس؟
جاش امنه. اون با مادربزرگ و جیزی هست
الان چه کنیم؟
میچسبیم به نقشه
الان اون نصف نقشه رو وارن باید جفت جور کنه
پس حس خوش شانسی داری، بچه؟
نه - خوبه -
چون این کار به بیشتر از شانس نیاز داره تا داغون نشه
میدونی که باید چکار کنی؟
تقریباً
دوست دارم، بچه
آوو
ببخشید - مشکلی نیست -
وردار برو - باشه -
خُب شما بچها آرومید؟
ببین، بشینید، بشینید
بمونید، بمونید
جدی میگم، نمیدونم چقدر میتونیم اونا رو مخفی نگه داریم
چقدر لیتیوم باقی مونده؟ - زیاد نیست -
چند تیکهن اُمیدوارم زیاد منتظرمون نزارن
یه چیزی داره میاد
همه آماده باشن، دارن میان
یه زامبیه
از اون مدلای قدیمی
خیله خُب، خودم ترتیبشو میدم
شما بچها، برگردید سرجاتون، باشه؟
یالا، یالا، یالا
اِددی، وایسا
بیایید بردارید، شما بچها گرسنتون نیست؟
بخورید
خُب، این باید تا یه مدتی نگرشون داره
شرکت کننده ها خیلی کم هستن
خیلی از مردم از سفر کردن یا مُردن میترسن
،با توجه به این
رأی " بله" اول واسه " ایمنی" هست
این رأی واقعاً برای حکومت نظامی هست
مردم آمریکای جدید رو رها کردن
تا وقتی که در امان باشند براشون مهم نیست که مسئول باشه
بدون رأی سخنگوها
استس برنده میشه
آلترا تا زمانی که اهرم دست اون باشه
یه تهدید باقی میمونه
اون رأی برای پایان دادن به جنگ هست
رأی دهی بزودی بسته میشه
این الان به اِددی و داک بستگی داره
ما باید توی موقعیت قرار بگیریم
بعدی
نام ؟
کوپر
مارتین کوپر
باشه
حالا که اون تموم شد، همه زنده به نظر میرسن
فقط یادتون باشه، شما مُرده نیستید
شما شهروندای مُرده هستید
اونا آمادن، مورفی
از این همه انتظار خوشم نمیاد
مثل اُردک این بیرون نشستیم
باشه، باز نرو سراغ اون اخلاق شخمیت
فقط بچسب به نقشه
عشقم، ما این همه طولش ندادیم و چسبیدیم به نقشه
وقت حملهس
بزار سگای جنگی رو هُل بدیم
خیله خُب ملت، وقت بیسکویته
بیایید و بیسکویتتون رو بگیرید
با چشم مسلح داریم کمپ سخنگوها رو میبینیم
به نظر صدها میان، شاید همشونن
عالیه. اونا هنوز ندیدنتون؟
نه، قربان، اونا دقیق همونجایی هستند که منبع شما گفته بود
حالا شکنجه گر کوچولوت کیه؟
تویی
به محض اینکه نیروهات در محل قرار گرفتن، دستورات رو اجرا کنید
بهشون معنی آمرزش رو نشون بدید و تمومش کنید
بله، قربان
با دستور من
اونا ما رو دیدن
No comments yet. Be the first to leave one.