The first 144 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
آفرین ، همینه
من اولین بار وقتی هنوز بچه بودم راز یوکیتو رو فهمیدم
یوکیتو ، بیا اینجا
جیگی ، جیگی
آفرین ! عجب گل پسری ، یوکیتو خودمی
میخوای بغلت کنم ؟
چی ؟
این چیه ؟
خودنمایی در شاٌن هیچ مردی نیست
معذرت میخوام نباید چشم ازش برمیداشتم
اون چی بود ؟
خب ، عه... راستش یوکیتو یکمی خاصه
یوکیتو خاصه ؟
آره ، انرژی آب اون واقعاً قویه
وای ببین عجب گل پسری
تو و یوکیتو خیلی باهم سازگارین چون انرژی آب تو هم در سطح بالایی قرار داره
پس در اینصورت فکر کنم خطرناک باشه اگه اینو بهت نگم
استاد ؟
خیله خب
جینگی خوب به حرفام گوش کن
و این چیزی که میخوام بهت بگمو به هارواکی یا آکا نگو
این بینمون راز بمونه
چشم
...حقیقت اینکه ، یوکیتو
...یوکیتو
« قسمت دهم : « منم با تو میام
یوکیتو-کون ؟
! شما بچه ها
...ولی ، چرا
! رئیس
! استاد
ما اینجا هستیم تا به شما کمک کنیم
! بس کنین این حماقته
! نه نمیخوایم
! چون ما هم شاگردای مکتب استاد یاناگی هستیم
خب ، در هرصورت اونا دیگه اینجان
آکا
هی ، ایبارا
! بله
یوکیتو
! بله
و شاگردای هارواکی
بله ؟
پشت سرمون بمونین و ازمون پشتیبانی کنین
ایبارا ، تو این بچه ها رو رهبری کن
بروی چشم
آکا
! اینجا برای اونا خیلی خطرناکه
اگه شرایط به اون حد رسید خودشون میتونن فرار کنن
...استاد
چاتارو ، یاکو یوکیتو-کون و ایبارا-چان
ازمون پشتیبانی کنین
اما هر کاری که انجام میدین بدین ولی زیاده روی نکنین
! چشم
فوکوواکه چاتارو و آمانو یاکو تا جایی که میتونین حملات رو مسدود کنین
یاناگی یوکیتو ، توئم بهم کمک کن تا هدف رو مهار کنم
! حله
من دوست ندارم ازت دستور بگیرم
! اما چاره ای نداریم
! وقتشه که بریم تو کارش
! داره میاد برامون
منعطف ترین ماده به راحتی سخت ترین ها را شکست می دهد
آنچه بی شکل است به کوچکترین شکاف ها می لغزد
آرامش آبی است که به همه چیز سود می رساند و به جاهایی سرازیر می شود که مردم از آن دوری می کنند
راه بهشت همچون زه کش کمان است
نیازی به این کار نبود
! الان وقت این حرفا نیست
نمیتونم باور کنم که اونا دارن باهم همکاری میکنن
آره ، اگه اینطوری پیش بریم ممکنه واقعاً بتونیم اژدهای آتشین رو شکست بدیم
اگه من واقعاً اژدهای آب باشم ...پس چرا هنوز نمیتونم از قدرتم استفاده کنم
...هویت یوکیتو رازی بود که استادم باهام در میون گذاشت
...ناشناخته برای هارو-نی و آکا-نی به طوری که تبدیل به بزرگترین راز و گنج زندگیم شد
و وقتی شاگردای بزرگتر ازم دور بودن از گفتگوی مخفیانه درباره این راز لذت میبردم
اون خیلی کوچیکه
منظورت چیه ، جینگی ؟
یعنی واقعاً یوکیتو یه روزی دوباره تبدیل به اژدهای آب میشه ؟
و وقتی اینکارو کرد یعنی من دیگه نمیتونم اونو ببینم ؟
خب ، تا زمانی که سنش به سن هارواکی و آکا برسه احتمالاً به اندازه کافی قوی شده باشه
که حتی اگه قدرت واقعیشو بازیابی کنه بتونه شکل انسانیشو حفظ کنه
مطمئنم از عهده اش برمیاد
اما برای مدیریت و کنترل شرایطش موظفم طلسم سختی رو انجام بدم
طلسم سخت ؟
آره ، تا زمانی که خودم هستم کلاً حواسم به اینکار هست پس تو خیالت راحت باشه
اما بعدش وظیفه توئه که از یوکیتو محافظت کنی
! چشم
یعنی یوکیتو-کون واقعاً باید توی پایتخت بزرگ بشه ؟
این آخرین خواسته ماکوتو بود
گفته بود اگه اتفاقی براش افتاد
یوکیتو-کون رو به یه یتیم خونه توی پایتخت بفرستیم
و کلیه مردم آیاکا رابطه شونو باهاش تا وقتیکه به سن 15 سالگی برسه قطع کنن
! ولی چرا ؟! اونکه تازه پدرش رو از دست داده
جدا کردنش توی کودکی اونم توی این سن از خانواده و جزیره ظالمانه اس
من واقعاً متوجه نمیشم اما استادم بی دلیل چیزی نمیگه
احتمالاً باید کاری که اون میخواست رو انجام بدیم
من آخرین خواسته استادم رو درست متوجه نشده بودم
اما مطمئن بودم به این دلیل بوده که یوکیتو اژدهای آبه
اما بعد از بزرگ شدن یوکیتو توی خارج از جزیره چه اتفاقی قراره براش بیفته ؟
یوکیتو برای تبدیل شدن به اژدهای آب به طلسم استادم نیاز داشت
اما استادم دیگه از بینمون رفته بود
هارو-نی و آکا-نی هم صدمه دیده بودن
و همه مون مثل باد از هم پراکنده شده بودیم
در هر صورت یه شخصی مجبور بود این وظیفه رو برعهده بگیره
پس همه چیز به من بستگی داشت
این چیه ؟
توی نوشته های استادم فقط یادداشت های تکه تکه ای رو پیدا کردم
اما من شاگرد یاناگی-ماکوتو بودم
پس تونستم رمزگشاییشون کنم و فهمیدم چه نوع طلسمی بودن
جدی نمیگی ؟
...استاد ، یوکیتو
آرامش مانند آبی است ! که برای همه چیز مفید است
...الان یوکیتو-کون از قدرتش آگاه شده ، اما
هیچ چیزی شایسته تر از داشتن ! یک دشمن قدرتمند نیست
این طلسم استادمونه
داری چیکار میکنی ؟
! استاد
...داره مهر و موم رو از بین میبره
! کار نکرد
! قاضی جلاد
! ای جنگجوی جسور ، خشمگین شو
زیرا پیروزی تنها با غرور به دست می آید و اوج شرارت همین است و بس
! رئیس
ما انسان هایی هستیم که میخوایم یه اژدها رو شکست بدیم
پس نمیتونیم از جزیره محافظت کنیم بدون اینکه چیزی رو از دست بدیم
کسی که خود واقعیش را حفظ کند مدت زمان زیادی زندگی میکند
اما کسی که با هستی یکی شود به طول عمر واقعیش میرسد
فایده ای نداره ، به سختی روش تأثیر گذاشت
اینجا دیگه آخر جاییه که شما بچه ها میتونین پیش برین
پس تا هنوز قدرت دارم شماها رو از اینجا دور میکنم
! استاد
! رئیس ، من هنوز میتونم به مبارزه ادامه بدم
! رئیس
! استاد
! ص-صبر کنین
! من هنوز میتونم بجنگم
چرا هیچ کاری از دستم برنمیاد ؟
اگه قدرتم که فقط به دیگران صدمه میزنه هدفی داشته باشه
الان موقع استفاده ازشه
...من
انگار میخوای گریه کنی
جینگی ؟
جینگی-سان ؟
سلام
...استاد ، یوکیتو
No comments yet. Be the first to leave one.