Midnight Mass

Midnight Mass

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Midnight Mass S01E07 WEBRip x264-ION10
Midnight Mass S01E07 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-NTG
Midnight Mass S01E07 iNTERNAL 1080p WEB x264-STRiFE
Midnight Mass S01E07 iNTERNAL 720p WEB x264-STRiFE
Midnight Mass S01E07 iNTERNAL WEB x264-STRiFE
Midnight Mass S01E07 1080p WEB H264-STRONTiUM
Midnight Mass S01E07 720p WEB H264-STRONTiUM
Midnight Mass S01E07 WEB H264-GGEZ
Midnight Mass S01E07 720p WEB H264-GGEZ
Midnight Mass S01E07 WEB H264-GGEZ fa
A Commentary by greatR_96
██► تورج پاکاری و رضا کارگران | Bia2Movies.bid | Series FiNALE! ◄◄

Tags

web
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
Published on: 2021-09-25
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

« عشای ربانیِ نیمه‌شب »

‫« کتاب هفتم » ‫« مکاشفه »

»» تــرجــمــه: تورج پاکاری و رضا کارگران «« :.:.: greatR & Stef@n :.:.:

‫صدمه‌ای بهت زد؟

‫بله

‫نه! نه!

‫دارن مردم رو از خونه‌هاشون بیرون میکِشن

‫- باید از اینجا بریم ‫- کجا بریم؟

‫بریم کلیسا تا پسرم رو بگیریم. ‫اون هنوز تو کلیساست

‫- باهاش چیکار کردن؟ ‫- اِدی...

‫- چه اتفاقی واسه بابا افتاد؟ ‫- اونا چیکار کردن؟

‫- نمیدونم ‫- تو که گفتی اینو مطالعه کردی

‫گفتی که نمونه‌هایی داری

‫- این کارو نکردم. نمیدونم ‫- ساکت باشین. ساکت

‫گوشی کسی آنتن میده؟

‫نه. حتما دَکل ارتباطات رو از کار انداختن

‫و کشتی‌ها رو راهی کردن که برن

‫استورج داشت با قایق‌ها ور میرفت. ‫امروز دیدیمش

‫قایق‌ها، تلفن‏ها، برق. ‫دارن ارتباط‌مون رو با بیرون قطع میکنن

‫- قایق‏ها ‫- من کنار آپاردز یه قایق بلم دارم

‫یعنی، فکر نکنم کسی رو به شهر برسونه

‫ولی حداقل تا بیرون جزیره میرسونه

‫والدین‏ام اون بیرونن. ‫باید باهامون بیان، درسته؟

‫ببریمشون پیش یه دکتر. ‫جا هست

‫- تو قایق‌های ماهی‌گیری، کلی جا هست ‫- منظور من این نیست

‫اون از رفتن حرف نمیزنه

‫چون میان دنبالمون، همونطور که بِو گفت

‫واسه همین قایق‌ها رو غرق نکردن

‫واسه همینم فقط پلاگین‌هاشون رو در آوردن. ‫چون به قایق‌ها نیاز دارن

‫تا بعدش بتونن از اینجا برن

‫سارا، تو گفتی که یه شیوع هستش

‫اگه فقط یکی از اونا، ‫فقط یکی‌شون پاش به شهر برسه...

‫این چیکار میکنه؟

‫این چیزها به چه دردی میخورن؟ ‫اسلحه‏ها و چاقوها؟

‫اونا دوباره بلند میشن

‫خودتون که دیدین، اونا... ‫این راهش نیست

‫این هرگز راهش نیست

‫شاید نباشه

‫شاید فقط چند دقیقه برامون وقت بخره

‫یه چند دقیقه بیشتر زنده موندن

‫و ممکنه آخر سر همین چند دقیقه ‫همه‌چی رو رقم بزنه

‫شاید حتی چندین ثانیه

‫هرگز خیلی برام جور در نیومد

‫همه‌مون میگیم که بهشتی وجود داره

‫و انتظارمون رو میکشه

‫بعد چنگ میزنیم، می‌جنگیم، ‫التماس میکنیم...

‫آخر سر برای چند دقیقه

‫چند دقیقه

‫دیگه مسئله ما نیستیم

‫مسئله بقیه‌ آدم‌های دنیان

‫مُردن واسه آدم‌هایی که ‫حتی ندیدیم‌شون

‫هیچ عشقی بزرگ‌تر از این وجود نداره

‫کتاب مقدس همین رو میگه، مگه نه؟

‫اول اینکه، باید شما بچه‌‌ها ‫رو ببریم یه جان امن

‫- نه، ما میتونیم کمک کنیم ‫- نه

‫- نه ‫- لطفا، نه

‫اگه بریم ساحل و مسیر کرانه رو بگیریم ‫بریم به آپاردز چی،

‫بعدش شما قایق بلم رو بردارین ‫و پارو بزنین برین...

‫دوباره

‫ارین گرین!

‫میخوام گفتگومون رو تموم کنم!

‫- شاید اون... ‫- همون داخله

‫نه

‫تو برو. ‫بچه‌ها رو ببر یه جای امن

‫من میخوام دو کلوم با بِو حرف بزنم

‫مامان!

‫- دوستت دارم ‫- مامان!

‫- خیلی زیاد ‫- مامان!

‫برو

‫مشکلی با تو ندارم، انی فلین

‫فقط میخوام یه گپ کوتاه ‫با ارین گرین بزنم

‫و سارا گانینگ

‫شایدم اون کلانتر عشقِ به وحشت ‫اگه هنوزم پیش‌شونه

‫آره. همه‎شون داخلن

‫- دوتا بچه هم هست ‫- بچه‌ها طوری‌شون نمیشه

‫اونا همین الانشم نجات پیدا کردن

‫تو که یه وقت فکر نمیکنی من اون بچه‌‍‌ها ‫رو در خطر قرار میدم، مگه نه؟

‫اون واسه چیه، انی؟ ‫لطفا نگو که اون واسه ماست

‫- الان دیگه از این کارها گذشتیم ‫- نیست

‫بِو، میخوام به حرفم گوش بدی

‫چون تو کل زندگیت ‫باید اینو می‌شنیدی

‫تو شخص خوبی نیستی

‫خب...

‫لزومی به این حرف نبود

‫خدا تو رو از بقیه بیشتر دوست نداره

‫تو یه قهرمان نیستی

‫و بدون شک، ‫بدون شک یه قربانی نیستی

‫من جات بودم سخنرانی نمیکردم، انی فلین

‫نه تا موقعی که خودت همینطوری

‫بدم میاد از مُرده‌ها بد بگم، ‫ولی اگه رایلی فلین،

‫یه آدم مَست و قاتل،

‫مدرکی از طرز ترتیب شدنش بود...

‫بله، بود

‫کل وجودش

‫خدا دوستش داره

‫دقیقا همونقدر که تو رو دوست داره

‫چرا این اینقدر ناراحتت میکنه؟

‫فقط فکر اینکه خدا همه ‫رو به اندازه تو دوست داره

‫داره وقت تلف میکنه. ‫عقب خونه رو چک کن

‫خدای من!

‫طوری نیست. ‫حالت خوب میشه، انی

‫منو ببین. منو ببین. ‫خیلی زود حالت خوب میشه

‫تو...

‫ گنجشک‌ها

‫تو انجیل میگه، ‫"گنجشک روی زمین نمی‌افتد،

‫بدون اینکه خدا بداند، حتی یک گنجشک هم نمی‌میرد" ‫اون هر مرگ رو حس میکنه

‫من موقع جوونی توی آمریکای جنوبی بودم، ‫مأموریت داشتم...

‫و زیر یه...

‫آبشار بزرگ ایستادم

‫اندازه‌اش. ‫وزنش...

‫غُرشش، تمام صداهای تو جنگل رو خاموش کرد

‫هر پرنده و هر صدایی. ‫و بعد که سنم بیشتر بود،

‫به مرگ فکر کردم، ‫اینکه هر ثانیه چقدر مرگ رخ میده...

‫آدم‌ها، حیوون‌ها، گنجشک‌ها هستن

‫اگه هر قطره‌ی تو اون آبشار ‫یه مرگ بود،

‫با خودم فکر کردم، ‫"اوه. حتما واسه خدا اینطوریه"

‫هر لحظه از هر ساعتِ هر روز، ‫سِیلی از مرگ

‫صداش خیلی بلنده، ‫چطور میتونه...

‫دعاهای زمزمه‌کنون منو ‫با اون غُرش برق‌آسای مرگ‌ها بشنوه

‫وقتی که دیدم چی بهم اعطاء شده، ‫با خودم فکر کردم...

‫"اوه. این پایانِ اونه. ‫پایانِ غُرشه"

‫دیگه مرگی نیست

‫ولی اگه صادق باشم، ‫دیگه فایده نداره چیزه دیگه‌ای باشم

‫تو بودی

‫تو بودی. و سارا. ‫واسه همین انجامش دادم

‫واسه همین اون چیز رو تو ‫اون صندوق عقب گذاشتم

‫بخاطر همین رشوه دادم و دروغ گفتم ‫و قاچاقی آوردمش اینجا

‫دلیلش همین بود. ‫نمی‌خواستم تو بمیری

‫البته همینطورم بقیه اونا، ‫ولی نه...

‫نمی‌خواستم تو و سارا...

‫یعنی، کل زندگی‌هامون تلف شده

‫میدونی، فقط به تهه کلیسا خیره شده بودم

‫زیادی می‌ترسیدم که بیام ‫و پیشت باشم

‫یعنی، زیادی می‌ترسیدم که ‫حقیقت رو به دخترمون بگم

‫و هیچوقت حسش مثل یه گناه نبود، ‫مسئله همین بود

‫تو هیچوقت حسی مثل یه گناه برام نداشتی، ‫و دخترمون، اون هرگز یه گناه نبود

‫اون هرگز یه اشتباه نبود

‫هرگز

‫- چیکار می‌تونستیم بکنیم؟ ‫- هوم

‫جان

‫- یه دنیای دیگه بود ‫- خب...

‫قبلا به خودم می‌گفتم... ‫به خودم می‌گفتم، آم...

‫تو اون شب‌های سختی که ‫تو خیلی نزدیک بودی،

‫کنار مَردی می‌خوابیدی که ‫قرار بود باهاش باشی، که تو...

‫که تو...

‫اگه فقط میومدی و ازم می‌خواستی، ‫این یقه رو می‌کَندم

‫و باهات میومدم

‫با تو به هرجای دنیا میرفتم

‫من هرگز این کارو نمی‌کردم، جان

‫نه با تو، یا با اون

‫و با اون هم نه. ‫نه بعد از جنگ

‫زندگی چهار نفر رو خراب نمی‌کردم

‫ولی اون دیگه تموم شده، جان

‫ما انتخاب‌هامون رو کردیم

‫زندگی‌مون رو کردیم

‫اون بزرگ شد و ما محو شدیم، ‫و بایدم همینطور باشه

‫باید تموم بشه

‫آره، ولی یه فرصت دوباره؟

‫حالا این دفعه میتونیم یه خانواده باشیم

‫میتونی به معجزه‌ای حیرت ‌انگیزتر از این فکر کنی؟

‫یعنی، شفاء بخشیدن... ‫نابینایی شفاء دادن، قبول

‫یا دریا رو شکافتن، باشه

‫ولی یه فرصت دوباره؟

‫این معجزه‎ی واقعیه

‫کمک! یکی کمک کنه!

‫شوهرم! کمکم کنین!

‫- ساکت ‫- کمک! کمکم کنین!

‫- ما باید بریم. همین الان ‫- یکی کمک کنه!

‫- هی، فلین ‫- کمکم کنین، لطفا!

‫چه بوی خوبی میدین

‫یعنی... بوی محشری دارین

‫برو عقب

‫کله‌ عمامه‌ای

‫کمک! کمکم کنین!

‫کمک! کمک!

‫- لیزا ‫- بابایی؟

‫بابایی

‫فرار کنین!

‫برین، فرار کنین!

‫فرار کنین!

‫چرا اون کارو کرد؟

‫مهم نیست

‫باید این آتیش رو خاموش کنیم

‫نمیدونم

‫اگه زیاد گسترش پیدا کنه، ممکنه...

‫یعنی، کل جزیره. ‫با این باد همه‌جا رو می‌گیره

‫کل اینجا ممکنه مثل سال 1984 ‫بسوزه و خاکستر بشه

‫کل جزیره نمی‌سوزه. ‫آتیش باید بیشتر از ساحل غربی باشه...

‫تا کل جزیره رو بسوزونه، ‫و حتی اون موقع هم...

‫یعنی، کلیسا تو سال 1984 نسوخت

‫مکاشفه

‫"اولین فرشته شیپورش را دمید ‫و بعد تگرگ و آتش آمد...

‫ترکیب شده با خون، ‫و آنها به سمت زمین روانه شدند"

‫"و و یک سوم زمین سوخت، ‫و یک سوم درختان سوخت

‫و همه علف‌های سرسبز سوختند"

‫"اما بزدل‌ها، بی‌ایمان‌ها،

‫نجس‌ها، قاتل‌ها، ‫زناکارها، ساحره‌ها،

‫بت پرست‌ها و همه دروغ‌گویان، ‫جای آنها در رودخانه‌ای است که...

‫با آتش و گوگرد میسوزد، که مرگ دوم می‌باشد" ‫بگذارید بسوزد

‫بگذارید همه‌اش بسوزد

More Farsi Persian subtitles for Midnight Mass

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left