Release info

Miss Rose E17 [www kalicloob ir]
A Commentary by alireza_k
kalicloob.ir سلام. قسمت 17م از کالی کلوب

Tags

other
Published on: 2016-01-10
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

برای عشق هیچ فرمولی وجود نداره

اگه دو نفر واقعا همدیگه رو دوست دارن تو لازم نیست اینقد خودتُ به آب و آتیش بزنی

اون خودش به طرفت میاد

اما آینده چی میشه؟

تو چی داری به اون بدی؟

یه ماشین لباسشویی؟

میدونم تو در مورد رابطه مون شک داری

اما لطفا منو باور داشته باش

تو مهمترین شخص تو زندگیم هستی

معاون باید با بازرس در حال قرار گذاشتن باشه

اگه معاون،همچین آدم ناسپاسیه،باید با تحقیر بهش نگاه کرد

لو سی یی"به راحتی خجالتزده میشه"

اون قطعا نمیتونه از پس این شایعه بربیاد

صورتشُ از خجالت می پوشونه و میذاره میره

عالی میشه

بقیه ش دیگه با توئه

چرا تو خونه ی مامانِ من بودی؟

اخیرا هر وقت تونستم یه سر به خاله زدم

کی فکرشو میکرد در حال صحبت کردن خاله از حال بره

ویویان،عروسِ ایده آل منه

مگه نگفتمت سرنوشت تو تنهاییه؟ تو عشق واقعا بدشانسی

تازه با هرکی هم قرار میذاری،براش بدشانسی میاری

چطور میتونی ببینی،کسی که تو عاشقشی بخاطرت داره عذاب میکشه؟

بفرما لو سی یی

خیلی خب

اینا رو هم بگیر.سی یی

باشه

سی یی.ممنون

لو سی یی

این فایلها برا معاونه

سریع انجامش بده

خب

عجله کن

اینکه ویروسه

فلاشت ویروس....َ

کامپیوتر خودته که آلوده س

یعنی باید یه آنتی ویروس یا همچین چیزی برات نصب کنم؟

نمیخواد.خودم یه کاریش میکنم

تو نمیتونی حتا یه همچین کار کوچیکیُ انجام بدی

معلوم نیس چی بلدی؟

ببخشید،کدوم کامپیوتر مشکل داره؟

اینجا لطفا

پسوردت چیه؟

خودم میزنم

شماره موبایلتُ گذاشتی پسوردت؟

کار درستی نیستا.خیلی ریسکش بالاست

اوکی

مامان،چرا نمیای پیش من بمونی؟

من خیلی نگرانتم

نگران نباش

من عادت کردم تنهایی زندگی کنم

اینجوری راحت ترم

باید یادت باشه داروهاتُ سر وقت بخوری

دارو قبلی ها رو هم دیگه نخور

میدونم.نگران نباش

پسرم، من نباید نگرانت می کردم

مامان متاسفم

من وقتم طوری نیست که بتونم خوب ازت نگهداری کنم

من خوبم،خودتو سرزنش نکن

میدونم غیر از کارت

تو رابطه ت هم دردسر داری

وقتتو برا درست کردنش صرف کن

سعی کن به کسی صدمه نزنی

راستی،به ویویان نگفتیم که من مرخص شدم

ممکنه ناراحت بشه ها

من میگمش

برات یکم آب میارم

تو محکومی تمومِ عمرتُ تنها بمونی

تازه برا هرکی هم بهت نزدیک بشه بدشانسی میاری

اون بیچاره هم تو کارش شکست میخوره هم تو عشقش

میتونی تحمل کنی عشقت به خاطر تو اینقدر بدبختی بکشه؟

تعجبی نداره اگه بعد ازون اراجیفی که شنیده

بخواد بیشتر فکر کنه

چرا اون فالگیر باید دردسر درست کنه؟

الو؟

لو سی یی

کجایی؟

لو سی یی

فکر کردی اینجوری میتونی بینمون فاصله بندازی؟

اگه تو نگران منی که چطور محبت مدیر اجرایی رو جبران کنم

پس بذار بگم که

درسته اون به من فرصت و شانس رشد داد اما منم خیلی تلاش کردم

چون نمیخواستم بذارم اون ناراحت بشه

اگرم نگران شایعات هستی

میتونم بگم که

اجازه میدم همه بدونن

تو اون کسی هستی که من میخوامش

اگه نگرانی که من بدشانسی بیارم

پس بهت میگم که

من اصلن نمیترسم

اگه بخاطر تو نبود

من نمیدونستم تو زندگیم اینقد چیزای ممکن،وجود داره

بخاطر تو

من شجاعت مبارزه رو داشتم

پس تو کسی نیستی که بدشانسی بیاری

میتونی بیخیالِ اراجیف اون زن بشی؟

تو شنیدی اون فالگیر به من چی گفت؟

اینقد بلند چرت و پرت میگفت که نمیتونستم نشنوم

برا این چند روز گذشته

که الانم شاملش میشه

هرچند نمیدونم چرا،اما میتونم بگم تو خودتُ از من مخفی میکردی

واقعتیش،احساس خیلی بدی داشتم

متاسفم

گفتن"متاسفم"این مشکلُ حل نمیکنه

پس باید چیکار کنم؟

با من بیا

کجا داری منو میبری؟

چرا منو آوردی اینجا؟

از حالا،هرچی بگیم یا آرزو کنیم

قطعا اتفاق میفته

اون پرنس ادغام،"گائو چنگ کوان"نیست؟

آره خودشه

هرچی من میگمُ تکرار کن

...من

...من

...گائو چنگ کوان

...گائو چنگ کوان

فقط اسمتو بگو

فقط اسمتو بگو

تو میتونی بگی"لو سی یی"َ

..من لو سی یی

...از حالا به بعد

...از حالا به بعد

.....تموم تلاشمُ میکنم

.....تموم تلاشمُ میکنم

که همه عشقمو بدم به...َ

که همه عشقمو بدم به...َ

اون شخصی که الان کنارمه

اون شخصی که الان کنارمه

...اگه قولمو بشکنم

...اگه قولمو بشکنم

باید برا شونصد روز کمرشو مشت و مال بدم

چرا پس به نظر میرسه مهم نیس دارم چیُ از دست میدم؟

لو سی یی

تمایل داری دوست دختر من باشی؟

شوخی نکن

کلی آدم اینجان

خب،مایل هستی آیا؟

...بگو بله

بله

اون "بله" رو داد

..ببوسش

گائو چنگ کوان"چطور تونستی؟"

چرا به من نگفتی خاله از بیمارستان مرخص شده؟

به چند تا خبر توجه فرمایید

پرنس ادغام کننده ی شرکتها، گائو چنگ کوان

همین امروز در خیابان تایپه،عشق خود را به یک دختر ابراز کرد

و آن دختر رسما وی را پذیرفت

در حال حاضر این سوال پیش می آید

که آیا رابطه ی بین او و ویویان به پایان رسیده؟

گائو چنگ کوان"چطور تونسی با من اینکارُ بکنی؟"

پس من چی؟؟؟

....گوشیم

ویویان،راجر هستم

مگه تو با چنگ کوان بهم زدی؟

کی اینو گفته؟البته که نه

....اما خبرا

الان گرفتارم.بعدا زنگت میزنم

چطور جرات کردی اینجوری منو خجالتزده کنی؟

اگه میخوای همه چیزُ زشت جلوه بدی

پس بذار منم برات زشت ترش کنم

الو،"سونگ تینگ آی".منم

میتونی منو برگردونی دفتر؟

چرا؟

هارد دیسکمُ اونجا جا گذاشتم

یه گزارش دارم باید تو خونه تمومش کنم

شرکت بدون تو نابود میشه

بدون تو هم همینطور

منتظرم بمون

برش داشتم.بزن بریم

همه چیزُ برداشتی؟

بابا،ترسوندیم که

امروز تولدمه

یادت که نرفته.درسته؟

رفته

مردم آزاری نکن.کلی کار دارم

دو تا گزارش باید تحویل بدم

یه تصویب نامه و یکی هم...َ

اصلن هرچی،کلا گرفتارم

فکرکردم چه آدم احساساتی هسی

اما با من مثل یخ رفتار میکنی

مگه تو کار و زندگی نداری؟

معاون

چنگ کوان"میدونی امروز چه روزیه؟"

خب

یه روز کاریه دیگه

این یه گزارش تولیده

قبل از ظهر به من تحویلش بده که ببینم پیشرفتش چطوری بوده

بله- دیگه اینکه-

اینم پروپوزال فروش لامپهای جادوییه که دیروز نوشتمش

یه نگاه بهش بنداز و ببین میتونی راههای فروش دیگه ای پیدا کنی

اگه مشکلی داشتی بهم بگو

قبل از ظهر به مدیر"تانگ"تحویلش بده

خیلی خب.یه نگاش میکنم

ببخشید

میدونی من امروز متولد....َ

این اعدادُ نگاه کن

این روزا،خیلی از داروخانه ها مثل فروشگاههای شبانه روزی عمل میکنن

پس میخواین همراش محصولات بهداشتی آرایشی هم بفروشیم؟

اینجوری تو انرژی لامپا هم صرفه جویی میشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left