The first 200 lines.
"پـــســـر شــايــســتــــه"
ببخشيد خانوم
...وقتي سرباز ميدونه دير يا زود
بايد شکست بخوره...
ولي با اين حال محکم سرجاش ميايسته
تو به دشمن طعنه ميزني من بهش شليک ميکنم
توي دنياي جرم و جنايت من و تو هر دومون داريم پول در مياريم
تنها فرقش اينه که من پنکيک آردي ميخورم
ولي تو کيک مدفوع ميخوري
تا زماني که مواد ميفروشي ...و جون مردم رو ميگيري
تا اون موقع نميتوني... اين دشمني رو از دلم بيرون کني
پس فرض کن که اين مهره رو مات کردم
من الان جلوت ايستادم الان، نوبت حرکت کردن منه
...پس، خوب مراقب دلت و کلاهت باش
که الماس ميليوني توش هست...
ااااه! من که هنوز حرکتي نکردم ولي بازيت خراب شد
سينگانيا اگه من تو کلاهم ...الماس ميليوني دارم
تو هم با خودت شکلات يا آدامس نداري...
نه، منم الماس دارم
اين نخودهاي برشته رو تو جيبم ببين نشونت بدم؟
اينان
لطفا توجه کنيد همگي کمربندهاتون رو ببنديد
هواپيما به زودي به مقصد بمبئي فرود مياد
دماي هواي بمبئي 36 درجهست ممنونم
هنوز پات رو تو گرماي بمبئي نذاشتي
از الان شروع به عرق کردن کردي
چي شده افسر؟
به نظر ميرسه امروز خيلي سختگير شدن
...اطلاعاتي بهمون رسيده که
...پروازي که داخلش بودين...
الماس 20 کروري تو اون هواپيما هست...
...همچين کار بزرگي رو غير شما
پس شما هم دنبال الماس هستين آره-
الماسها تو جيب منن دستت رو بکن تو جيبم و درشون بيار
خيلي خوب شوخي ميکنيد
منظورتون چيه؟ اين...اين ديگه چيه؟
به من دست نزنيد، نميدونيد من کي ام من دانشور هستم
شما بازداشتيد، ببريدش
ولم کنيد، گفتم ولم کنيد يالا، تکون بخور-
ببينيد، داريد اشتباه خيلي بزرگي ميکنيد
شماها نميدونيد چه کارايي ازم برمياد
باشه...خيلي خب، اگه من رو دستگير کردين اين رو هم بايد دستگير کنيد
تو جيب اين هم الماس هست
...دانشور، من بهشون گفتم
که تو جيبم الماس هست...
ولي حرفم رو باور نميکنن
با نگه داشتن الماسهاي ميليوني ...روي سرت
آدم باهوش نميشه...
ميبينمت سينگانيا
زودباش نميبخشمت-
مانِک بله-
مامورهاي گمرک بابا رو گرفتن حالا چيکار کنيم؟
بيا به عمو زنگ بزنيم
الو. بله. بله. يه لحظه قربان، تلفن
الو الو عمو-
مامورهاي گمرک بابا رو گرفتن
چي دارين ميگين؟ تا وقتي تجشور هست چطور ميتونه زنداني بشه
داداش بزرگم حتي نزديک زندان هم نميشه
نترس مانِک
يه ارتش از بزرگتريت وکيلهاي شهر رو ميارم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: هانا
سلام قربان سلام قربان-
سلام قربان سلام قربان-
سلام قربان سلام قربان-
..."قبل اينکه دخترم بهم بگه "مجسمه "منظورش مثل مجسمه ايستادنـه"
"من ميخوام اول بهش بگم "مجسمه
مجسمه
چه قولي بهم داده بودي؟ که 3 روز زودتر مياي
بعدش زنگ زدي و گفتي فردا صبحش ميام
ولي الان کي رسيدين؟ عصرش رسيدين
مهمترين چيز بابا
اجازه ندادين من به فرودگاه برم
باز چي شده بابا؟
انگار اصلا دوستم نداري
اصلا بهم اهميت نميدي
کافيه دخترم
...ميخواي همهش شکايت کني
يا بهش فرصت حرف زدن هم ميدي؟....
خب الان از مجسمه در بيا
دخترم گوش کن. قربان هر لحظه زندگيشون رو با ياد دخترشون ميگذرونن
تو ماشين فقط يه چيز از ايشون شنيدم
شمشير، زود برو خونه دلم خيلي براي آنجلي تنگ شده
حتما منتظرمه واقعا؟-
وقتي بگي تمام، خودش بهت ميگه يالا
باشه، تمام
ديدي شمشير؟ ...با يک اشاره سينگانيا
روح شلوغ شهر از بين ميره....
ولي دختر سينگانيا با يه اشاره باباش رو تمام ميکنه
حتما تو زندگي قبليم مادربزرگم بوده
عزيزم، اينقدر بابات رو دوست نداشته باش
....وگرنه با خداحافظي کردن باهات
از اين خونه، بابات ميميره...
بابا ببخشيد-
!بابا! بابا
بيا اينجا، خوبي؟ !بابا، بابا-
خوبم، خيلي هم خوبم
دلت برام تنگ شده بود؟ نه؟ برو
تنگ شده بود؟
خيلي تنگ شده بود بين، عکس
اوه من رو نزديک قلبت نگه داشتي
اينا چيه؟ اينا چيه به خودت زدي؟
صورتت رو پاک کن، اينجوري بده پسرم تميزه-
تو آينه صورتت رو ببين برو. برو و بازي کن
بازي نميکنيها؟ مالياتت رو ميخواي تا بري، آره؟
اين عمو براي تو، بگير راضي شدي؟
!بابا! بابا
کافيه، آروم تر خب عزيزم، اوضاع کالج چطوره؟
بد نيست بابا
چرا؟ خوشحال نيستي؟
راستي اونا کجان؟ دوتا پسراي خودم
داداش پريم رو که ميشناسيد بابا حتما تو کلاپ يا ديسکوئه
ولش کن، بذار بياد گوش رو ميگيرم. اون يکي چي؟
...از خوشحالي اومدن شما
پسر عزيزتون، ميخواد هتل مورد علاقهتون رو به عنوان هديه بهتون بده
رفته تا معامله رو جور کنه
چه معاملهاي؟ صاحب هتل که اصلا راضي به فروش هتل نيست
قصد اون نفروختن هتلـه
ولي قصد راج خريدن هتل و حتما ميخرش
راج سينگانيا کجاست؟ تو استخره قربان-
بايد بندازيش بيرون
جلوش رو نگرفتيد؟
قربان، جرات نميکنم دهنم رو جلوش باز کنم
با دهنش کم حرف ميزنه ولي به جاش با تفنگش حرف ميزنه
اوووه، خفه شو
قربان چيه؟ چيه؟-
قربان، اين موافقت نامه هتل همراه با يه چک خالي
راج سينگانيا اين رو فرستاده گفته موافقت نامه رو امضا کنيد
هر چقدر هم براي هتل ميخوايد ميتونيد تو چک بنويسيد
احمق، خريدن هتل يعني خريدن من همهتون آماده باشيد
به محض اينکه اشاره دادم بهش شليک کنيد
راج سينگانيا، با اومدنت به اين هتل فقط خودت رو به مرگت نزديک کردي
...موافقت نامه رو امضا نميکنم ولي
بدنت رو گلوله بارون ميکنم شليک کنيد
من رو نکُش. من رو نکُش خواهش ميکنم من رو نکُش
من؟ من ميام شليک نکن
بريد کنار، گوش کن، من رو نکش !!نه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بخون...و امضا کن
بخونم؟ مگه ديوونهام؟ عمرا؟ چي هست که بخونم؟
بهت اعتماد دارم مگه چي توش نوشته
که من اين هتل رو به تو فروختم، مگه نه؟ خب فروختم
ديگه مال تو شده
"اي عزيز،اي عاشق،اي زيبا،اي گوهر"
"اي بي خبر،اي پري"
"اي عزيز،اي عاشق،اي زيبا،اي گوهر"
من جوونم و تو زيبايي" "من اينجام و تو هم همين دو و برايي
من ديوونه دخترهام" "ديوونه دخترهام
من ديوونه دخترهام" "ديوونه دخترهام
"زندگي بدون دخترا هيچ معنايي نداره"
"زندگي بدون دخترا هيچ معنايي نداره"
نه شما اينجا بوديد" "نه من اينجا بودم
من ديوونه دخترهام" "ديوونه دخترهام
من ديوونه دخترهام" "ديوونه دخترهام
"ميگن دختراي لندني مثل پري ظاهر ميشن"
"اگه بهش دست بزني، پرواز ميکنه و ميره"
شنيدم وقتي تو پاريس" "....دختري ميخنده
"گلهاي باغ شکوفه ميدن..."
"شنيدم که دختراي روسي خيلي معصوم هستن"
"لبهاشون خجالتي و معصومن"
"بيندي دختر هندي تو کل کشور برق ميزنه" *بيندي: خال پيشوني*
چهرهش مثل روشنايي صبحه" "و موهاش مثل شب سياهه
"چشمهاش مثل خواب پر از آرامشه"
"زندگي بدون دخترا هيچ معنايي نداره"
نه شما اينجا بوديد" "نه من اينجا بودم
من ديوونه دخترهام" "ديوونه دخترهام
من ديوونه دخترهام" "ديوونه دخترهام
هر دختري تو دنيا" "استايل خودش رو داره
"براي همين براشون ميميرم"
چه دختر معصومي باشه" "چه دختر شيطون
از دختر جووني خوشم مياد" "که کج خلقي کنه
حتي اگه دختري تو ماه زندگي کنه" "ميرم دنبالش
ميارمش زمين و اون رو" "عروس خودم ميکنم
"زندگي بدون دخترا هيچ معنايي نداره"
نه شما اينجا بوديد" "نه من اينجا بودم
من ديوونه دخترهام" "ديوونه دخترهام
من ديوونه دخترهام" "ديوونه دخترهام
"اي عزيز،اي عاشق،اي زيبا،اي گوهر"
"اي بيخبر،اي پري"
صبح بخير بابا
بابا اين از سند اون هتل
....اين هتل اون مردي که
تو شرايط بد بارها به شما توهين کرد...
تو هنوز اون زمان رو يادته؟
و يادمه که شما چي گفتين
هيچوقت کسي رو که آزارت داده رو نبخش
و هيچوقت اون توهينها رو فراموش نکن
دوستت دارم بابا
مجسمه .....هي واي من
پدر و پسر عجب صحنهاي راه انداختن، نه؟
به اين پسر هم يه ذره جا بدين کافيه
آروم آروم تو زندگي موفق ميشي
ها چيه؟ تمام بابا همديگه رو تنها بغل کردين
پس من چي؟
پسرم، مگه دلم با بغل کردن يکيتون راضي ميشه؟
تا وقتي که شما دوتا رو بغل نکنم و صورت آنجلي رو نبينم
حس ميکنم ناقصم...
اميدوارم خدا عشقتون و برادريتون رو همينجوري نگه داره
برداري....اکتا اکتا؟؟ بايد به اکتا زنگ ميزدم
اوه، شما از کجا بدونيد؟
الان ميام داداش الان ميام
No comments yet. Be the first to leave one.