Specials

Release info

Arang and the Magistrate E12 720p-KOR Forum KoreanDream in srt
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیرنویس : شهره

Tags

720p
720
Published on: 2012-09-28
Downloads: 34
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

براي چي اومدي اينجا ؟

مشکلش چي هست ؟

. اومدم که پدرت رو ببينم

. اتاق پدر من اينجا نيست

... اين مکان

. يه حرم خانوادگي مقدس براي خانواده ام هست

، حتي اگرم تو دادرس باشي

بازم اين حقو نداري که در مکان هاي .شخصي يه خانواده ام بدون اجازه قدم بزاري

. نمي دونستم که اينجا محل به اين بزرگي هست

پس بايد مينوشتيد که اينجا کسي . غير از شما ها نبايد وارد بشه

. دروازه بسته بوده

چطوري تونستي داخل بشي ؟

.بايد حتما از پرچين پريده باشي داخل

، حتي اگرم به خاطر کاري خيلي عجله داشته باشي

چطوري امکان داره پسر يه خانواده ي مطرح و نجيب از پرچين خونه کسي بپره؟

.اين چيزي هست که حتي نمي خوام بهش فکرکنم

بانو آرانگ داره چيکار ميکنه ؟

. سرت به کار خودت باشه

فکر نمي کنم توي جايگاهي باشي که .وقتي نمي بينيش بپرسي که داره چيکار ميکنه

. منم اينطوري فکر ميکنم

... اما ، خيلي عجيبه

... حتي با اين حال که اولين دفعه بود ميديدمش

نمي دونم که چرا اون بانو .انقدر به نظرم آشنا اومد

اينطوري به نظر مي رسيد که از .خيلي وقت پيش اونو مي شناختم

. واقعا اذيتم مي کنه

بايد در فصل هاي باروني خيلي خوب از خونه مراقب نکرده باشي که

... انقدر از اينجا بوي بد و رطوبت بيرون مياد

... هرچند که بوي کپک هم به مشام ميرسه

.بهرحال ، اين بوها نامطلوب خيلي مشکوکن

علي رغم اينکه ، من حتي براي يک .لحظه ي ديگه هم علاقه ندارم اينجا بمونم

به پدرت بگو

اون بايد بياد و شخصا با خودم رو در رو بشه . اگه خرده حسابي باهام داره

. نبايد به آرانگ حتي دست هم بزنه

از سرش تا نوک انگشتاش .اجازه نداره حتي يه مواش رو لمس کنه

.بهش نگاه نکن و بهش فکر هم نکن

، به عبارت ديگه

.سرت به کار خودت باشه

! اين الاغ واقعا اذيتم مي کنه

.حتي نمي دونه که توسط يه روح وسوسه شده

اون ديگه کي بود ؟

. اون دادرس بود

دادرس ؟

چرا به اينجا اومده بود ؟

! تو چيکار کردي ؟

بانوي من ... چرا انقدر از دستم عصباني هستيد؟

! واقعا پيرمرد ناداني هستيد

وقتي که جوان بودي حداقل ، مي دونستي که بايد چيکار کني

،اما حالا ديگه پير و ضعيف شدي !و هرچقدر هم که ميگذره نادونتر ميشي

حالا فهميدم که درخشش تو خيلي وقته ، که از بين رفته

! اما نمي دونستم که تو تا اين حد احمق شدي

! بانوي من

. از اين به بعد حتي به اون دختر دست هم نزن

اگه دوباره مثل کاري که الان کردي رو بکني ! به همين آسوني نمي زارم از دستم در بري

. حالا ديگه مي توني بري

براي چي اونجا وايستادي ؟

هنوزم مثل قبلي ؟

وقتي که بهت گفتم که اون بچه رو ميخوام

ازم پرسيدي که از گفتن اين حرف چه منظوري دارم ، درسته ؟

مي خوايد بکشيدش ؟

. نه

بهت نگفته بودم که نمي ميره ؟

پس ؟

گفتي که اسمش آرانگ بود ؟

، اگه من اون بچه رو داشته باشم

ديگه اون بچه آرانگي که تو مي شناسي . نخواهد بود

امکان ... امکان داره ؟

. درسته

. چيزي که من ميخوام روح اون بچه نيست

. بدن اون بچه هست

تو فهميدي که منظور من چي هست ،درسته؟

بدن اون براي اون بچه هست

. اما منم که درونش زندگي مي کنم

.با اين حساب اون ديگه نمي تونه مال تو باشه

. ببرش

، قبل از اينکه خيلي دير بشه .برو و افکارت رو از اين مسائل جدا کن

چرا هنوز برنگشته ؟

اتفاقي براش افتاده ؟

، امکان نداره . بايد برم

چرا اونجا وايستادي ؟

هان ؟ . نمي خواستم بنشينم

نگران من بودي ، درسته ؟

. نه

. تو نگران من بودي

. نه

.اما صورتت که ميگه خيلي نگران بودي

. خيلي شفاف و واضح مي تونم ببينم

. دقيقا روي صورتت نوشته

. نوشته شده که من نگرانت بودم

چيزاي خيلي زيادي هست که بايد نگرانشون .باشم ، پس چطوري مي تونم نگران تو باشم

. بيشتر نگران هلوها بودم تا تو

، سرورم منو احضار کرده بوديد ؟

. بيا داخل

.گفتي که ديروز يه نفر مانع شد

ببخشيد ؟

اون آدم جو وال بود ؟

جو واله ، حرومزاده بود ؟

. بله

هرچقدر هم که به اين قضيه نگاه ميندازم

.اينطور به نظر ميرسه که اون ارباب جوان بوده

اين دو تا ، اون زنيکه و اون حرومزاده دارن الان چيکار ميکنن ... ؟

با اون دختره چيکار کردي ؟

نگفته بودي که به طور قطع مرده بوده ؟

. بله ، اون مرده

مطمئني ؟

. خودم چک کردم که تنفسش قطع شده

اما چرا اون بهم گفت

که به اون دختر دست نزنم ؟

پس ، الان ميخواي چيکار کني ؟

نمي توني بري يه طوفان راه بندازي و بپرسي که چه اتفاقاتي افتاده ؟

. نمي تونم

فقط به خاطر اينکه اونا دقيقا همون طلسم .آرامگاه استخوان ها رو دارن ، دستگيرشون کن

. نمي تونم

. خوب

در اين مورد چطور ؟

شب برو و ازشون بازجويي کن و .ببين که چيز مشکوکي به نظر نمي رسه

. من به عنوان نگهبانت باهات مي مونم

، از وقتي که يه روح شدم .مهارتهام به عنوان نگهبان واقعا عالي هست

فکر مي کنم که دارم شوخي مي کنم ؟

. فراموشش کن . کافيه اه

. منم دارم به يه چيزايي فکر ميکنم

فکر ؟

اما دقيقا مشکل اينجاست که .هيچ گشت زني نيست که بتونم بهش اعتمادکنم

گشت زن ؟

چرا به کسايي براي گشت زني نياز داري؟

وقتي که سعي داري يک راکون رو بگيري . بايد دم لونه اش آتيش روشن کني

.ميرم لرد چويي رو ملاقات کنم

.اما اون پيرمرد حتما حرفي نمي زنه

. البته که اون اينو نمي گه

اما اگه يکم تحريکش کنيم .حتما يه حرکتهايي انجام ميده

هيچ کسي رو ندارم که مراقب حرکتهاش باشه ...و حتي بتونه مراقب اتفاقات اون خونه هم باشه

چطور يه دفتر ولايتي حتي يه دونه هم گشت زن نداره ؟

. غير قابل باوره

. خوب ... پس من

! فراموشش کن ! حتي بهش فکر هم نکن

. نه ،من يه چند تا گشت زن باخودم ميارم

نمي خواي گشت زن هايي باشن که ديده بشن ؟

. بهمين خاطر که براي اين کار خوبن

داري در مورد چي صحبت مي کني ؟

.دادرس تو همين الانم مي دوني

. سلام بديد

. اون دادرس اين شهر هست

. دادرس - . دادرس -

چيکار کردي ؟

بهش فکر کردم و فهميدم که اونا از انسان ها هم بهترن ، نيستن ؟

اينطوري مي تونن هر جايي برن ... بالاي پشت بود ، زير کف ، سقف و

، اونا مي تونن هر جايي برن .بالاي پشت بوم يا زير زمين ، هرجايي

، براي چنين کاري و براي نفود به اونجا . اينا کاملا به درد بخور هستن

بايد همه جا رو با دقت بگرديد و دنبال .چيزاي مشکوک باشيد

. و گوش بديد که اون پيرمرد چي ميگه و چيکار ميکنه

. بهت راست گفته بودم

. خوبه . خوبه

. تو هم نظرات خاص خودت رو داشتي .بزار اينکارو به اين روش انجام بديم

... وقتي که براي اولين بار لرد چويي رو ديدم

، اما بعدش دادرس

. اينکار مجاني نيست

! خواهش ميکنم ، کينه رو از ما پاک کنيد

! جدا

چطوري تونستي يه همچين قولي بدي ؟

اما ... تو به خاطر اينکه افرادي براي ... گشت زني نداشتي خيلي نگران بودي

... درسته ، اما

فکر کردم که خيلي نگراني ... دادرس

،مي دونم که خيلي از روح ها متنفري ... اما در اين مورد قضيه کاملا فرق ميکنه

. خوبه

. خيلي بهش فکر نکرده بودم

. حتي نمي دونستم چه احساسي داري

. گفتم که منظورت رو فهميدم

، اگه خيلي ازشون متنفري .مي تونم بزارم برن

... کافيه اگه فقط يه ماه باهاش نامزده کنم

! گفتم که منظورت رو فهميدم

، اما ، بعدش ... دوباره زير چشمام سياه مي شن

. کافيه ديگه

... چون نمي تونم بخوابم

. کافيه اه . کافيه اه . کافيه اه

داري ... داري چيکار ميکني ؟

... فقط از کلمات استفاده کن

چطوري مي تونه با يه زن با خشونت رفتار کني ؟

خش ... خشونت ؟

هي ! ببين کي داره از خشونت حرف ميزنه ؟

. منظورت رو فهميدم حالا ديگه ميتوني بري

.پس ، حالا مي تونم بهشون بگم که مشکلي نيست

هي ! هي ، بهرحال بگو که براي چي ازشون کينه داشتن ؟

.صبر کن ، حالا وقتش نيست .يکم صبور باش

... مو يئون

... من اشتباه کردم

که اون رو از اينجا بيرون کردم ؟

فرامانروا ، شما کاري رو کرديد که بايد انجام مي داديد

اما به هر حال ، نمي خواي . حالت صورتت رو تغيير بدي

.من 1000 ساله که اينطوري هستم

من فکر مي کنم که درسته که .اون چنين حالت صورتي داره

.و درسته که مي گي نبايد بيرونش ميکردي

بعد از اين ماجرا ، بايد مستقيم . مي فرستاديش جهنم

چي ؟ دادرس ؟

. بله

اون خيلي ناگهاني اومد و بهم .گفت که مي خواد شما رو ببينه

براي چي ؟

.من ... نمي دونم

اون چه کاري ... ؟

،سرورم از اونجايي که شما داخليد ، وارد ميشم

. چطوري جرات کردي بياي داخل

. حالا ديگه مي توني بري

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left