The first 200 lines.
با بومرنگ من
چی؟ بعد از بازداشت من
تمام زندگیم ناپدید شد
همکارام، مادرت
اوه، همه بهترین دوستت هستن تا وقتی که بفهمن
تو یک قاتل سریالی هستی
بعد چی
منظورم اینه که، این فرهنگ رو کنسل می کنه
. فقط یه کم از دستش آزاد شدم
بعدش منو آوردن اینجا
با هیچی
....اما تو
تو اومدی پیش من
و تو هم همش بر میگردی
. با اینکه احتمالا نباید اینکارو بکنی
اما من پدرتم
. و تو هم بومرنگ من هستی
من فقط گیج شدم
گمشده
. ترسیدم
تو هیچ نظری نداری که این ملاقاتها به من مربوطه
کاری که با من کردی
پسرم
. من تو رو درست کردم
تو منو نابود کردی
مالکوم، داری چیکار میکنی؟
اومدم که بهت رو در رو بگم
چی رو به من بگی؟ که تو یه پیرمرد دیوونه ای
یک دیوانه مریض که اشتباه زندگی میکنه
ما هیچوقت با هم رابطه نداشتیم
. چون هیچکدوم از اینا واقعی نیست
من هرگز تو رو دوست نداشتم دیگه منو نمیبینیی
. "صبح بخیر آقای" دیوید
. مطمئنا برای توئه
متخصص قلب و عروق تونست نخست وزیر زندون رو تثبیت کنه
اون داره بهبود پیدا می کنه
با تشکر از مشاوره هاتون
دولت میخواست تا قدردانی خودشون رو نشون بدن
"اوه، نوار قلب" اکوکاردیوگرام کارهای سنگین را انجام میده
. من فقط افکارم رو به اشتراک گذاشتم
که همه امتیازات من هستند
مقام اولیه رو دوباره بدست بیاری؟ …
. "خب، من نظری ندارم،" مارتین
... خب، باید اعتراف کنم
. این اواخر یکم احساس منزوی بودن کردم
هرچند ، فکر می کنم اینگونه باشه
به جای آن که به زندان انفرادی بره
چند هفته هست که با پسرم حرف نزدم
دلم واسه اون بچه کوچولو تنگ شده
. مطمئنم دلش واسه منم تنگ شده
ما این فالکازانا رو نگه میداریم
احساس میکنم که به بدن - مون ربط داره
خودمون رو قانع کنیم که خوششانسی که امروز زندهای
. ما باید این ملاقات رو متوقف کنیم
، وقتی به "گاروداسانا" نقلمکان میکنیم
به خودمون یادآوری می کنیم ...
ما سزاوار شادی هستیم
برای امروز به اندازه کافی یوگا هست
درسته، نور خورشید؟
صبحانه قهرمانان
و برای پوشش ویژه فردا شب بهم ملحق بشین
"عروسی" کال تیلور
بخشی از خانواده افسانه ای تیلور
، قول میدم که "گلیت" رو تحویل بدم
همه با لباس زرقوبرق گرفته
"زندگی ماجراجویی ه"
صبح بخیر
مامان عزیزم من خیلی هیجانزدهام
بالاخره باید بری تعطیلات
. من یه هدیه سفر دریایی آوردم
. خیلی خوشگل شدی
واقعا؟
برای تعطیلات جزیره؟
حتما
اوه قسم می خورم ، آخرین بار که مجبور شدم پرواز تجاری کنم
حس میکردم که آخرین هلیکوپتر به سمت ویتنام پرواز میکرد
اره
پرواز تجاری به ویتنام خودت رو به کشتن دادی
، اوه، هر چقدر دلت میخواد شوخی کن
اما این مهمه
یه چیزایی رو به ارث بردی
از کارای پدرت و
همه این قتل ها
خوبه
اعتراف میکنم یه چیزایی بوده
از یه سری چیزا اما من کاملا خوبم
با کمی اقامت اینجا در نیویورک
اوه نه اشتباه نکن جزیره
میخوای دایکیرو بخوری
و به امواج گوش میدی و رو تخت لطیفی میخوابی
البته، تو منع کردی
. حالا، زود باش، سواری منتظرته
نه حالا کلی وقت دارم . و میتونم تاکسی بگیرم
اوه نه
. من ترتیب یه چیز خیلی بهتر رو دادم
مادرم با یه اسکورت پلیس تماس گرفته؟
بچه اگه میتونستم خودم تا خود مقصدت میرسوندمت
لباس قشنگیه
. بهت افتخار میکنم
چرا همه مثل هم رفتار می کنن انگار به منطقه جنگی اعزام میشم؟
میرم یه جا برای استراحت
و این چیز خوبیه
. ما فقط میخوایم که تو خوشحال باشی
بلدی چطوری این کار رو بکنی؟
اره حتما
من با این مفهوم جملت آشنا هستم
همه واحدها توجه کنید
ما یه مرد رو تو خیابون پرل ۳۲۸ داریم
فراموشش کن
. من تو رو به صحنه جرم نمیبرم
بیخیال، عملا تو راهه
پروازم برای ساعتها بعده
.. برایت - ببین، من از خودم مراقبت میکنم
. ولی هنوزم میتونم کمک کنم.
نظرت راجع به رانندگی سریع چیه؟
مستقیم بعدش بریم فرودگاه؟
هر دوجا
قول میدم
باشه
ولی فقط به خاطر اینکه من میخوام همه . تو رو توی اون کت شلوار ببینن
جی تی دنی
چه خبر، میامی؟
اوه میشه یه دوست رو تحویل بگیری صحبت کنیم
اوضاع چطوره؟
... تونستی "جیمز باند" رو بکشی یا
داره میره تعطیلات سریع اطلاعاتو بهم بدین
بعد میریم فرودگاه
. اسم مقتول "جولز کانر" - ه
وکیل سابق ولسوالی
برای یه دهه گذشته تمرین خصوصی داشته
این یارو به هم ربط داره
در مورد اون دوربین بگو
سیستم امنیتی تو خونه هست
و همه چی سوخته
. قاتل ردش رو پوشونده
. همم با توجه به سلاح قتل
اون استعداد هنرپیشگی داشته
تپانچه دو قلاب سنگین
، گلدانی فلزی
یه دزد دریایی واقعی
قدمت ش به دهه 1730 برمیگرده
دوتا دارم
کی دلال کوکائین اونا رو دعوت کرده؟
. یعنی، سلام
سرهنگ
از مرغاتون خوشم میاد
. باشه، حالا، خوشحالم که اوردنت
سلام دکتر تاناکا. ... من فقط داشتم میرفتم
برای شکار عاج در سرجنگی
. شرمنده، مجبور بودم انجامش بدم
کمدی تو سه چیزه
. ولی تا اینو ببینی نمیتونی بری
هوم
ویلفورت یکی از شخصیتای اصلی کتاب مورد علاقه من تو کودکی کنت مونت کریستوئه
گذاشتم جعبه رو تو چالهای که کنده بود بذاره
بعد وقتی داشت پاهاشو میکوبید زمین
که همهی آثار کارشو پاک کنه دویدم طرفش
و چاقومو تو سینهش فرو کردم و گفتم:
من جیووانی برتوچیو هستم
مرگ تو برای برادرم و
گنجینه ات برای همسرش
در داستان، زندگی کنت سه نفر از بین رفتن
ویللفورت, دانگلارس و فرناند
و انتقامشو از همشون گرفت
ما ممکن ه به دنبال قاتل انتقامجو باشیم
. علاقه شدیدی به عدالت شاعرانه داره
و اگه پروفایل تو درست باشه
دوقتل دیگه پیشرومونه
ما نمیذاریم این اتفاق بیفته
در حالی که تو در تعطیلات هستی
این چیه؟
ادیسا!
ما بهش میگیم بیوه سیاه
یه بمب داریم
تیم ضربت رو برام بیار، و مجهز کردن سطح بالا
همه چیزای غیر ضروری محوطه رو خالی کنین
. همه، همین الان تخلیه کنین!
افرادت رو از اینجا ببر بیرون . جسد رو بیار، بجنب
! راه بیفتین
. بزن بریم. زود باش
بیوه سیاه دیگه چه کوفتیه؟
یک مین ضد پرسنلی روسی
از دهه 50 تا کنون بوده
طالبان . این چیزا رو دوست دارن
اینو ثابت نگهدار داداش
تنها چیزی که از انفجار اینجا جلوگیری کرده
# یه فنر ضعیفه # روی بشقاب فشاری
اوه، خوب شد . من لرزش دست ندارم
تو داری جوک میسازی؟
دلیلی نداره اینجا بمونی
من از پس این بر میام تا وقتی که جوخه بمب برسه اینجا
ما تو رو ترک نمیکنیم . مشکلی نیست
...من
این چشمه
فعال شد
. خیلی خب، نوبت توئه
قطعا این مین پایدار نمیمونه
. که یعنی باید سریع حرف بزنم
آه، جی تی حراج خونه ها . گزارشها فروش اسلحه - ه
، گیل، قاتل به عنوان "کنت" شناخته میشه
No comments yet. Be the first to leave one.