The first 200 lines.
آنچه گذشت
دوست يا دشمن ؟
خُب تو بايد انتخاب کني اون يا من ؟
وقتي صحبت از پسرها ميشه
اگر تمامش ميکردم يه انتخاب بود شايد يه پايان بود
و آخرش فهميدم با کي باشم
بطري بچرخون
اينکار لازم بود
زماني که گذشتم به بازي گرفتن شده بود
به نظر مناسب ميومد
تمام کاري که طول سال کرده بودم پيچيده ميومد
من که ميگذرم
ميدونستم جا ميزني
درست ميگي من توي کف خرس ها نميرم
اما از دوست پسرت لب ميگيرم
موفق باشي
بنوش
توي بازي تمام تصميمات به بطري سپرده شده بود
و يه بار بي وفاتر از من شده بود
ميتوني انتخاب کني يا دوباره بچرخوني
دوباره بچرخون
بطري نميدونست من چي ميخوام اما من ميدونستم
هرچند که تصميمُ گرفته بودم
بطري رفت توي هوا
هفت دقيقه بهشتي براي شمادوتا
هنوز توي کُمد بودم
- خُب چيکار بايد بکنيم ؟ - نمايش شروع کنيم
- آره عزيزم - اوه آره
مجبور نيستيد الکي وانمود کنيد ميدونم شماها باهميد الان
باحال ـه
- بهش گفتم - اينکارو ميکنم
داري وقت ميگذروني ، داري
جيک رو ميبازي بايد بهش جواب بدي
متي کاملاً معلوم بود با دختري که ميخواست باشه
من
... خُب منم از سه دقيقه از هفت دقيقه رو
توي بهشت استفاده کردم
مسافرت تابستون دانش آموزاي سال دوم بايستي بريم
امسال خيلي افتِض بود
اما اگر بريم اروپا ميتونيم تابستونمون رو نجات بديم
چه جوري پولش رو بديم ؟
لباس زير
ميتوني لباس زيرهاي سکسيت به تاجرهاي خارجي بفروشي
فکر ميکني چقدر مافيا از پس سوشي بربياد ؟
اون ها خودشون توليد کننده بزرگش رو دارند
تا به حال لباس زيرهات رو فروختي ؟
جوابي ندارم
من لباس زيرهام رو نميفروشم
حتي اگر منظور اين باشه که اينجا گير افتادم
گير نيوفتادي
اگر دوست پسر واقعي توي تابستونت داشته باشي
اون لنگه کفش سمي ميکنه
يادت باشه تمام چيزهاي خوب توي زندگي
به چيز هاي بد خيلي نزديکن
فراموش هم کردي من و متي هنوز تکليف رابطمون رو روشن نکرديم
اوه بهم بگو دوباره نبايد اذيت کنيم
سلام
ظاهراً وضعيت دوستيمون نياز نبود که قضيه رو روشن کنيم
دوست دخترم يه گاز ازش بهم ميده ؟
يا کلمه "دوست دختر
وِرد زبون متيِ
داريم بازي ميکنيم بعداً ميبينمت ؟
تو همه چيز داري
تمام چيزي که دارم پيامک از دوست پسر قبليم ـه
ريکي دوباره ميخواد بياد و باز باهم مشکل داريم
- خيانت کار هميشه خائن ـه - خائن
داره پيامک ميده
اگر خيانت کرده بايد پاک بشه
اما خيانت ميکنه اگر باهاش رودررو نشي
و بزار بفهمه که دارم ميپيچونمش ؟ زيرکانه ـست
ممنون
فکر کنم داره جلوم رو ميگيره بايد يه تکون به قضايا بدم
نه تو کاري که هميشه ميکني رو بايد بکني
سرجاش بشوني
بهم نگو چيکار کنم مغر فندقي
دقيقاً همينطوري
سلام من ... ريکي
آره تلفن ـت رو جواب دادم چون توي ماشينم جاش گذاشته بودي
... اما
از وقتي دو روز نديدمت
نتونستم بهت پسش بدم
دلت برام تنگ شده ؟ منم همينطور
هميشه
حتماً
نميتونم تلفن به راب بدم
بعد به متي بده که بعد به تو بده
بعد متيوني کيک عسلي صدام کني
نه بهم زنگ بزن کيک عسليم
تو کيک عسلي
دوستت دارم عسيسم
خداي من چرا هميشه دوستاي قبلي ميخوان برگردن ؟
همشون ميخوان برگردن ؟
چرا به عنوان يه دوست برنميگردن
من و جيک واقعاً درموردش صحبت نکرديم
هرچند که ميگه باحال ـه اما اينطور فکر نميکنم
اما براي من که اينطوره
ظاهرش اينطوره
هيچکدوم از کاراش اينطور نيست
پس کي هست ؟
يه دختر که اعتياد داره
مثل تمارا
نميتونه باهام کنار بياد
من يه زن کاملم
و اگر ميخواستم جيک دوستم باشه
بايستي زن ميبودم
ممنون
بعداً ميبنمتون بچه ها
- سلام - سلام
عجيب ـه اينجا ديدمت
تو راهرو مدرسه ؟
پَـ نه پَـ منظورم توي کلاس ـه
من هر روز اين راه رو ميرم
منم همينطور خيلي عجيب ـه
عجيب ـه
احساس ميکني عجيب ـه ؟ چون من عجيب رفتار ميکنم
- ... من فقط - نگو
وقتي گفتم با تصميمت مشکلي ندارم ، جدي گفتم
نه اينکي چيزي ميخواستم
اما هموني بود که نياز داشتم
جدي ؟
جنا من از سال پنجم
فقط با تو بدم
حقيقتش اينهمه کار از وقتي 10 سالم بود نديده بودم
از من برداشت اشتباه نکن
خيلي قضيه دست بالا گرفتي
اونم از زماني بود که با يکي مثل خودت ديدم
... اما بعدش
از بازيکن متنفر نباش ، از بازي متنفر باش
... خُب خانوم ها
براي يه بار ، دنيا به بابِ دل من داره کار ميکنه
نه بخاطر جشن
بايد آژير رو خاموش ميکردم ... بايستي
جنا هميلتون لطفاً به دفتر مراجعه کن
خوشبختانه داشتم به سوي مشکلم ميرفتم
واقعاً ازت نااميد شدم
داري خودخواه ميشي
بايد روي قضيت کار کني و برگرديد به هم
- به هم برگشتيم - به هم برگشتيم
لعنتي ، من خوبم
آها ، بده دو ، آها آها
جنا ما جلسه خانوادگي داريم
در آخر يه اتفاق بدي افتاد
که روزم اينطوري شد
نزديکتر
نزديکتر بشو
از خانوادت خواستم که متحد بشيم
و ظاهراً اون اتحاد صدمه نديده بود
درسته ؟
- آره - خوبه
حالا من فکر ميکنم تنها راهي
که ميتوني براي اتفاق هايي که افتاده جبران کني
که جنا رو يه سفر اروپا بامن بفرستي
با خواهرش
بزار با جوونا بپره
- عاليه -... اما
- اوه ! اما - نميتونيم
اوضاع مالي الان خوب نيست
و کي مقصر ـه ؟
دوباره نه بابا ، از تو جايگاه خودخواهي اومدي بيرون
نميتوني پول از حقوق بازنشستگيت در بياري ؟
منظورم اينه اون پول براي چيت خوبه وقتي پير بشي ؟
نميخوام که برم
من فقط خوشحالم خانوادم پيش هم برگشتن
فوق العاده ست
اين چيزي که بهش ميگم از خودگذشتگي
نظرت چيه درمورد سفر فکر کنيم ؟
قابل قبول ـه جلسه موکول ميکنيم
باشه
مشکلي نيست که به آدرس نياز دارم ؟
نه ، روز خوبي داشته باشي
مشکل همون بود
به مشکل نياز دارم تا روز خوبي داشته باشم
همه چيز عاليه
شايدم خيلي عاليه
يه اتفاق بدي داشت اتفاق ميوفتاد
- امکان نداره - امکان داره
اگر توجه نکرده باشي من يه حادثه آفرين متحرک ـم
اين تابستون بهترين تابستون زندگيمون ميشه
فقط من و تو و کمپ ـمون
بايد پولشو بديم اگر ميخواي سکس کني
تعارف نکنيـا
نميخوام پيش دستي کنم ميخوام جلو باشم
داشتم عصبي ميشدم
اون لنگه کفش نميخواست
براي من بيوفته که هرچيزي ميخوام بهم بده
که شامل مککبين بيشتر و لباس هاي کمترش ميشد
- سوپرايز - سوپرايز
در مورد در زدن شنيديد ؟
نميتونستيم وايسيم ... بايد بهت ميگفتيم
داريم ميفرستيمت اروپا
ثبت نام و مُهر زده شدي و پولت رو هم داديم
خُب عصبي نميشدم يه حسي داشتم
اون لنگه کفش ديگه کامل افتاده
اما صحبت هاي قشنگي نبود
کاملاً احمقانه بود
- اروپا - اروپا
خيلي بهمون خوش ميگذره وقتي درموردش صحبت ميکنيم
چون ميخوايم بريم تو کار داستانش
داريم از خودمون پيش دستي ميکنيم
چرا ؟
No comments yet. Be the first to leave one.