The first 194 lines.
موفق شدم
خيلي وقته دختر همسايه
اميدوارم جسدم رو قبل از اينکه بوش اذيتت کنه پيداش کنن
کثافت عوضي نصفه شبه
ويلفرد بسه
شانس اوردي خونه ام کوني
بس کن - دوست پسر گمونم -
خدايا مي دوني که اعصابم رو بهم مي ريزه
چي؟
... هي
چطوري؟ - من همسايه کناريم -
... دست تکون داديم - البته -
رايان - جنا -
مي تونم چيزي برات بيارم؟ .... آب پرتقالي -
دارو؟
خوبم بي خوابي داشتم
مي دونم يه عوضي احمق با موتورش ديشب بيرون بود
ويلفرد رو ديوونه کرده بودش
متاسفم که سر و صدا کردش
همون چيزايي رو مي گفت که همه بهش فکر مي کرديم درسته؟
گمونم
ببين مي دونم تازه با هم اشنا شديم
و اين يه تحميل بزرگه اما من واقعا درمونده شدم
سم پاش داره ميادش و من کاملا فراموش کرده بودم
سگم رو جايي ببرم
و ميگن اگه تو اين خونه زندگي کنه مي ميره
و خواستم ببينم شما
بزاريد تو حياطتتون بمونه تا من برگردم
هان؟
حق با شماست تقاضاي زيادي بودش متاسفم
نه عيبي نداره - عاليه
ويلفرد يالا بيا اينجا پسر
اون واقعا ارومه اين مرد کوچولوي منه
از سگها خوشتون مياد؟ - آره -
عاليه اينجا يه کمي غذا و اسباب بازي هاش هست
پسر خوبي باش خيلي ممنونم
قشنگه
بعضي مبل ها غيرممکنه که راحت باشن
نه اين يکي
رايان درسته؟ - آره -
دي وي دي داري؟ - چندتايي -
از مت ديمن خوشم مياد - آره خوبه -
خواهرمه - فکر کن اصلا اينجا نيستم -
سلام کريستين - خب هيجان زده اي؟ -
نمي دونم چي هستم
خب اولين روز کاريت هست
و يه کمي هيجان زده بودن منطقيه قرصهات رو خوردي
... اره اونا
... واقعا به نظر نمي يان که
اون کار رو نکن - با کي داري حرف مي زني؟ -
... اين
... ببين موضوع اينه که
واقعا ازت ممنونم که کمک کردي اين شغل رو تو بيمارستان به دست بيارم
اما مطمئن نيستم موفقيت اميز باشه
قرارداد با روسا من رو خوشحال کنه
خوشحال؟ نمي خواي خوشحال باشي رايان؟
فکر مي کني بابا خوشحاله؟ - نه مي دونم گند زدم -
فکر مي کني من خوشحالم؟ - ...نه هرگز -
فکر مي کني دوست دارم همش بيست چهار ساعته بچه بيرون بکشم
منظورم اينه خدايا با اين دستا غذا هم مي خورم
اب مي خوام
آب
فکر مي کني اون خوشحاله؟ نه رايان
هيچکسي خوشحال نيست خب؟
و گوش کن ديگه بچه نيستي
اين شغل رو احتياج داري - باشه -
ممنون براي اين صحبت هاي دلگرم کننده
خواهش مي کنم يادت باشه همه اينا براي ادراکه
براي اينکه ديدت رو نسبت به اوضاع عوض کني
خيلي خب؟ - روش کار مي کنم -
بشين گازت نمي گيرم
گاز گرفتن اسونترين کاريه که مي کنم
نه که فکرش رو مي کنم
ترسيدي نه؟
نه خوبم
من هفت سالمه رايان
پيرتر و عاقل تر از اونم که بهم دروغ بگن
مي تونم بوي ترست رو حس کنم
همون طور که بوي اين شير رو از توي يخچال حس مي کنم
ديشب زيادي خوردم
اره
بد ميشه اتفاقيه که افتاده تا داريم دربارش حرف مي زنيم
نه ... از امروز يه کار جديد قراره شروع کنم
رايان تو نمي خواي به اندازه مرگت کار کني
سرفه کن بياد بيرون
يه مدتيه
واقعا مي توني بوي شير رو از تو يخچال حس کني؟
دماغم يه عضو حساس و دقيقه
و الان دقيقا بوي ترس ميادش
ترس ، يه مقدار شير و کثافت انساني
منظورت منم؟ تازه دوش گرفتم
من وسواس تميزي دارم
يه عالمه موضوع ريز تو اين دنيا هست
اونقدر ريز که با چشم غير مسلح نمي توني ببيني
و مي تونم بهت بگم از اون چيزاي ريز کثافت هاي انسانيت هست که
که تو لباس زير لعنتيت خوابيده
من هيچ چيز کثيفي ندارم - چرا هستش -
و اون پايين جا خوش کردن
مي خوام بخوابم
چي شده رايان
لعنت
کريستين - تو مردي -
من برات هزار تا خايه مالي کردم و تو روز اول کاري نيومدي سر کار؟
دکتر ريموس عصبانيه - متاسفم -
روز سختي داشتم - تو روز سختي داشتي؟ -
دو تا بچه دو قلو رو از يه زن اسيايي در اوردن پس چيه
اون يه دو رگه امريکايي اسيايي بودش رايان
واقعا اسيايي بودش
من دهنم گاييده شد از اون پايين کشيدم بيرون
هردوشن رو با هم
چرت خوبي بودش رايان؟
ترسوندمت؟
من مردم؟
به نظر مياد نه
يالا بيا بهت چيزي رو مي خوام نشون بدم
چي کار کردي...؟ چرا؟
تشويش جنا خيلي وقته رفته
اون مرده مطمئنم
بايد يه چيزي رو قورت داده باشه يه تيکه کوچيک لگو مثلا
اون رفته سر کار
داري سر من داد مي زني؟
چي ؟نه
من دارم باهات حرف مي زنم و تو داد مي زني سرم
ببين برمي گرده
قول ميدي؟ - البته -
ممنون رايان الان حس خيلي بهتري دارم
چرا پس هنوز داري مي کني؟
اين يه کار عاليه - بس کن -
رايان من مدل تو رو مي شناسم
تو پسر خوبي هستي وقتي بهت احتياج باشه ميايي
از اون گشادا نيستي که کونت رو به زمين بمالي
خسته نشدي از اينکه همش کاري رو که ديگران بهت ميگن بکن کردي؟
... شايد الان وقتشه با اونا بازي کني
و بعدش با من توپ بازي کني
از کجا اومدش؟ - فقط بندازش -
فکر نکنم اين کار رو بايد کنم
... بهم اعتماد کن خوشحال ميشي - نه -
هنوز بايد برم سر کار - هنوز بايد براي پياده روي برم -
وقت پياده روي ندارم
رايان تو به خاطر اين گودال عصباني هستي آره؟
درباره جنا بهم بگو
چرا؟ - شايد بخوام بشناسمش -
پات رو از اين موضوع بکش بيرون رومئو
تو توي تايپش نيستي - چطور مي توني همچين حرفي بزني؟ -
هيچي درباره من نمي دوني
مي دونم فکر مي کني اميدي نيست
... مي دونم که حس يه الماس تراش نخورده رو داري
قرار نيست هرگز بدرخشه
مي دونم ديشب مي خواستي چي کار کني
...چطور - چون من توام -
ما يه ذهنيتيم
داشتم دستت مي نداختم
امه اي رو که نوشته بودي خوندم
اون چه فکري مي کنه؟
خب الماس نتراشيده يه کمي زمخته
چهاروجهش رو نميشه ديد؟
مي خواستم با ازادي شروع کنم
اما به نظر يه کمي احمقانه مي اومدش
پس از اين کلمه هم استفاده مي کني
شايد بايد روش کار کنم
باک رو مي شناسي؟ - کي؟ -
باک
سياهه همسن منه دندوناي عالي داره مي شناسيش؟
باک رو نمي شناسم - و نخواهي هم شناختش -
چون مرده
يه روز تو زمين تنيس بودش
...بعدش - با ماشين تصادف کرد؟ -
نه تماسمون رو از دست داديم
همين تماستون رو از دست دادين؟ -
زندگي کوتاهه رايان
حرف رزباد شدش
هميشه سگت رو مياري روي ميز؟
نه هميشه اما اين بار استثنا شدش
اسمت چيه؟
ويلفرد
سلام ويلفرد
از اين خوشت مياد؟ خوشت ميادش بهتره که خوشت بياد
ازم خوشش اومده
ويلفرد بس کن
تمومش کن - سعي مي کنم -
اون فقط از من خوشش اومده
درباره اين متاسفم
مي تونيم صورتحسابمون رو بگيريم - آره -
بفرماييد
خدافظ ويلفرد
ازت خوشم مياد
اما تو يه ادم کثيفي
... ببين رايان اگه نصيحت من رو مي خواي - راستش نمي خوام -
به اندازه کافي مردم بهم ميگن چي کار کنم
فقط مي خواستم کمکي کنم نمي خواد کيري کني خودت رو
کريستين حق داره مهم نيست من چي مي خوام
بايد برم سر کار
... هي کوچولو موچولو- گمشو -
ديدي شبيه منه وقتي دارم يه تيکه استخوون کون يه موجود مرده رو مي خورم
No comments yet. Be the first to leave one.