The first 156 lines.
هیچ چیز
...در این دنیا عجیب نیست
افراد انتخاب شده در مکان انتخاب شده جمع شدن
افراد انتخاب شده شکست خورده و نابود میشوند
هیچ چیز غیر قابل پیش بینی یا جالبی در این مورد وجود نداشت
چون این واقعیه
اینجا هیچ چیز نامعلومی وجود نداره
معلومه که این شامل ترس هم میشه
...یک روح سالم
...در یک ذهن سالم...
و یک بدن سالم ساکن است...
،خدای اهریمنی، آشورا
!من روحتو میگیرم،
داد نزن، خوشم نمیاد
ولی خوب تونستید از جنون خون سیاه خارج بشید
ها؟
چی شده؟
داری میلرزی
ترسیدی؟
که اینطور، پس ترسیدی
:ترس عامل همه ناراحتیاست
...شکست
...عقب موندگی
...حسادت
...جنایت
...خیانت
، و البته
.شکست...
ساکت شو
خودتو گول نزن
،هه
ای بیچاره
!ساکت شو
داد زدن فایده ای نداره
، من ترس تو وجودم نیست
.ولی تو از من میترسی
به این وضع، تو هیچ کاری از دستت برنمیاد، چه برسه بخوای مبارزه کنی
، هر چی بگی
برای من فرقی نمیکنه،
دیگه نمیلرزه
بالاخره خودشو جمع و جور کرد
!من میجنگم
!فقط همین
!بیا انجامش بدیم، ماکا
!طنین روح
کیشین هنوز جدی نشده
بیا از این موقعیت استفاده کنیم و بهش حمله کنیم
چه ضعیف
پس آخرین حریف من، قبل از اینکه دنیا رو نابود کنم، یه موجود ضعیف مثل تو از آب در اومد
!هی ماکا، تحمل کن
حتی اون بچه ها که اونجا افتادن بهتر از تو مبارزه کردن
!هوی ماکا
پس پا میشی؟
پس باید کاری کنم که دیگه نتونی بلند شی
اون حفاظی که دور قلب ضعیفت ساختی رو کاملا پاره میکنم
میتونی ماکا؟
!من کاملا خوبم
اگه این مبارزه طول بکشه ما شانسی برای بردن ندارم
باید دنبال یه نقطه ضعف بگردیم و با قویترین فنّمون به کیشین ضربه بزنیم
،قوی ترین تکنیک ما
، اون
!فن شکار جادوگر ه
،طول موج ضد اهریمن
قدرتی که از مادرش بهش رسیده
قدرتی که گفته میشه میتونه همه پلیدی ها رو پاک کنه و اهریمن رو از بین ببره
پس میای
حریفش کیشینه
اون حریفی نیست که بشه درست باهاش رودررو شد و شکستش داد
!لعنت
با اینکه دخترم جونشو گرو گذاشته و داره مبارزه میکنی من هیچ کاری ازم برنمیاد
، ماکا، مهم نیست چی پیش میاد
فقط خواهش میکنم زنده برگرد
، این ضربه
!همه قدرت ماست
!فن شکار خدای اهریمنی
طول موج ضد اهریمنی اینه؟
...بذارید ازتون بپرسم
من اهریمنم؟
جوابش منفیه
جنونی که من پخش میکنم یک چیز شیطانیه؟
اینطور نیست
جنون احساسیه که در اعماق قلب همه افراد وجود داره
معلومه، تو قلب شما هم هست
!ای آشغال عوضی
!چه بی تربیت
انگار باید یه درسی بهت بدم
بازم یه حرکت احمقانه
سول؟
حالت خوبه؟
...ماکا
!سول؟
افرادی که قبل از تو شکست خوردن، چیزی به اسم مسئولیت و توقعات رو به گردن تو انداختن
بخواطر همین ، تو احساس اندوه و ناراحتی میکنی
اونا هم یه شکل از ترس هستن
!ساکت شو آشغال
به این یکی میگن آزردگی و تهدید
اونا هم احساساتین که منشاءشون ترسه
مگه بهت نگفتم که خفه شی
،بی طاقتی و خشم
اونا هم جزء ترس محسوب میشن
، بعلاوه
این یکی اسمش درده، این ساده ترین و ابتدایی ترین شکل ترسه
،ولی
برای موجود ضعیفی مثل تو، همین خیلی خوب جواب میده
هنوز مبارزه تموم نشده؟
، اگه اتفاقی برای کیشین افتاده بود
تو اون محفظه هم حتما تغییری ایجاد میشد،
پس یعنی تنها امیدی که ما الان داریم، طول موج ضد اهریمن ماکا آلبارنه؟
اشتباهه
ها؟
اینطور نیست
ماکا
ماکا اینطوری نیست
، همونطوری که گفتی
من یه آدم ضعیفم،
، ولی این
، در مقایسه با دردی که اون موقع کشیدم
، در مقایسه با مشتی که اون موقع خوردم
! این هیچی نیست
،پس بیا امتحان کنیم ببینیم من چقدر میتونم بهت درد وارد کنم
اگه جاخالی بدی، رفیقت میمیره
پس تموم شد؟
دوباره بلند شدی؟
نکنه آخرین زورته؟
!چی؟
چه اتفاقی افتاد؟
از چه جور حقه ای استفاده کرد؟
!بگو چی قایم کردی
پس قضیه این بوده
متخصص تبدیل به سلاح شد؟
نه، برعکسه
یعنی با اینکه خون سلاح رو به ارث برده بود تصمیم گرفت متخصص بشه؟
ولی چرا یدفعه تبدیل به سلاح شد؟
...ترسی که تو قلبش بود ناپدید شده
آخه چرا؟
ها؟
که اینطور
برای اینکه ترسشو کنار بذاره، هوشیاریشو از دست داده؟
بعلاوه، بصورت ناخودآگاه قدرت سلاحیش فعال شده
اینم از یه چیز نامعلوم دیگه که معلوم شد
، حقه ای که معلوم شده باشه
!دیگه ترسناک نیست
!گرفتمت
من بخواطر درد احساس ترس نمیکنم
،ولی
!تو چطور؟
چشاتو باز کن
!جنگیدن، وقتی که خوابی، نشونیه تنبلیه ها
آره، اینطوری بهتره
همین احساسی که تو الان داری، ترس واقعیه
دیگه کافیه، راحت باش
اگه بدنتو تسلیم جنون کنی، تو هم از ترس نجات پیدا میکنی
ترس و ناراحتی کاملا از بین میرن
در هر حال کاری از دستت بر نیومد
.دوستاتم همینطور، طول موج ضد اهریمنتم همینطور
هر کاری که شما قصد داشتید انجام بدید روی من بی اثر بود
No comments yet. Be the first to leave one.