The first 200 lines.
در خونه یه دختر رو بزن
مثل اون دختر تو دستشویی که خیلی ازش خوشت میاد
چی، ناتالی؟
آره، ناتالی
مهارتهای خوندن ویکتور اصلاً در حدی که باید باشه نیست.
و فکر میکنم باید نگهش داریم.
و من مخالفم.
و، هی، امبر داره ازدواج میکنه. چطوره؟
فقط نمیخوام ببینم اشتباه بزرگی میکنه.
شاید رایان، سث نیست. باشه؟
داری چیکار میکنی؟
دارم روی بودجه کمپین کریستینا کار میکنم.
مگه اون زنه که این کارو میکنه رو نداره؟ آره، هدر.
اما اگه بذارم اون این کارو بکنه ورشکست میشیم.
همین بالاست. باشه؟
اون پشت کمک میخوای؟ سارا: نه.
مطمئنی؟ مطمئنی؟
نه، خودم انجامش میدم. نمیدونم چطور، امم...
مادربزرگ بلانش چطور از پس این تپهها برمیاد؟
اما... آه، چیزی نمیشه.
دوستام، امم... رفیقای واحدم، همراهیش میکنن.
یا اگه لازم باشه، حملش میکنن. باشه؟
درست همینه اینجا. آخ!
خیلی قشنگه نه؟ آره، خیلی قشنگه.
منم همینطور فکر میکنم.
خیلی قشنگه.
هووف! نفسم گرفت.
آره!
آههه! وای خدا! عنکبوت! چی؟
چی؟ چیزی نیست. چیزی نیست.
من خوبم. امبر: باشه. یه نفس بکشیم.
الان خوبیم؟ باشه.
باشه! وای!
خب... باشه، پس اینه دیگه. این همون جاست.
باشه. این دریاچه ماست.
درسته. اینجا جای مخصوص ماست.
رایان تو یکی از اولین قرارامون منو آورد اینجا.
آره، یه جورایی... یه جای کوچیک و خاص خودم بود.
قبلش، برای همین آوردنش اینجا خیلی کار مهمی بود.
اما همون موقع میدونستم که اون تکه گمشدهم بود.
عزیزم. معلوم بود.
آه
دوستت دارم. دوستت دارم.
پس... امم
عالی میشه. عالیه.
اوه!
نمیدونم مامانت خوشش میاد یا نه.
اونجا چه خبره؟ حالت خوبه؟ خوشم اومد، خوشم اومد.
فقط... نمیدونم همه کجا میخوان بشینن.
فضای زیادی برای هر دو خانواده نیست.
خب، من... من فقط دارم...
رفیقامو و اونا ساقدوشام میشن.
و همین دیگه. پس... امبر: آره.
خانوادهت چی؟ اوه، فقط مامانمه.
و اون... اون نمیتونه خودشو برسونه اینجا.
مامانت برای عروسیت نمیتونه برسه؟
مامان. ما... اوه. باشه.
اشکالی نداره. پس، آدمای کمتر.
پس، بله، فکر کنم جا داریم.
آره. آره، درسته.
اما منظورم اینه که این تنها گزینه نیست، معلومه. ما فقط عاشقشیم.
ولی واقعاً امیدوارم تو خوشت بیاد.
چون برامون خیلی مهمه.
خوشت میاد؟ عاشقشم.
خوبه! خوبه. امم.
خوبه.
باشه... امم، این یه آهنگ غمگینه باشه.
آهنگای درو. بیخیال، پخشش میکنم. باشه.
آره؟ آره؟ آره، از این خوشم میاد. دوستش دارم.
آره، منم همینطور.
فکر کنم موسیقی خیلی... اینجوریه که غمگینه، ولی...
مثل اینه، امم، مثل اون یه چیزه که بهت میفهمونه...
که آیا با کسی جور هستی یا نه. آره.
میدونی؟ مثلاً، اگه نمیتونی موسیقیتو با کسی شریک شی... آره، کاملاً.
با کسی، بیخیالش.
بیمعنیه، آره. تموم شد. بیخیالش شو.
خب، این آهنگیه که باهاش حسابی گریه میکنم.
عالیه. آره. باشه. یه کم قدیمیتره.
یه کم متفاوته ولی اگه اینو بشناسی...
ما رسماً نیمه گمشده همیم، باشه؟
باشه.
درست قبل از اینکه عشقمون تموم شه، گفتی...
چیزی؟ صبر کن، آره. امم...
اوه، جادو باید یه جایی تموم میشد.
این یه... این جونی میتچله، نه؟
آره. آره، عاشق جونی میتچلم.
وای! مردم فکر میکنن چون ازش خوشم میاد عجیبه.
اما این آهنگ، یعنی من... نه، برای جونی، نه.
آره، منظورم اینه که... باهام حرف میزنه.
صداش، خیلی فراموش نشدنیه. نه؟ من... من جونی رو میپرستم.
آره، میدونم.
آره، فراموش نشدنی. کلمه خوبیه.
کلمه خوبیه، آره. آره.
من تا حالا هیچ کسو ندیدم که این آهنگو دوست داشته باشه. کاملاً.
چه برسه به اینکه اصلاً این آهنگو بشناسه.
خب، حالا دیدی.
خب، میدونی این دیگه کارو تموم میکنه، نه؟
نمیشه با سرنوشت جنگید.
درو هولت، تو رسماً بهترین دوست دوران دانشگاه منی.
اوه.
آره، تو هم همینطور.
باشه، من رفتم. اوکی.
امشب میبینمت. نه!
جدی میگم! برو تو اتاقت بازی کن!
لطفاً.
ممم... تو برو سر کار. باشه؟ من حواسم هست.
آره؟ باشه.
دیرت میشه. برو دیگه. باشه. موفق باشی!
ممنون. سیدنی: مامان! داره اذیتم میکنه!
بچهها، بیاین دیگه. ما فقط یه حامی مالی بزرگ نیاز داریم.
کریستینا؟ بله.
تو سطح ۱۰ تا ۲۵ دلار خیلی خوب پیش رفتیم. باشه.
مردم دارن حمایت میکنن. اونا به کمپین تو باور دارن.
این هیجانانگیزه. اومم.
ولی این پولها خرجها رو درنمیارن. بیا دیگه آدام.
تو یه استودیوی موسیقی داری.
حتماً یه سری مشتری داری که بتونی باهاشون در مورد کمک مالی صحبت کنی.
از مشتریها پول بخوام حس بدی دارم. چرا؟
چون نمیخوام احساس کنن که مجبورن.
اوه، دقیقاً همون چیزیه که من میخوام حس کنن. وایستا، باشه.
مشتریهای قبلیت چی؟
نه مشتری... آره، آره.
اون آقای... اون یارو چی؟
حسابی گل کرد. تو خیلی کمکش کردی.
اون... اون یه رپره. آقای، آقای...
میستا ری؟ میستا ری.
میستا ری. اون میستا ری رو میشناسه؟
بله، اون میستا ری رو میشناسه.
میستا ری رو از ما قایم کرده بودی؟
تو میدونی اون کیه؟
میستا ری، مثل موسیقی متن زندگیم بود!
آلبوم اولش، شوخی میکنی؟ چجوریه؟
اون، یه، خیلی، اِاِاِ...
آدم ترسناکیه. و من ازش وحشت دارم.
و قرار نیست ازش پول بخوام. آره حتماً.
اون عاشقت بود. اون عاشق من نبود عزیزم.
از من خوشش میاومد. فرق زیادی هست.
و من قرار نیست بهش زنگ بزنم یا برم خونهاش.
و ازش ۱۰۰۰ دلار پول بخوام. باشه پس...
البته که قرار نیست ازش ۱۰۰۰ دلار بخوای.
یه آدم مثل اون... ممنون.
سراغ خیلی بیشتر میری.
یا هستی یا نیستی.
یا هستی یا نیستی.
هستی، یا نیستی؟
یا هستی یا نیستی.
و جنازهها رو زمین بمونن.
و جنازههای ما رو زمین بمونن.
وای.
واقعاً میتونم اون خودخواهی و نخوت رو تو صداش بشنوم.
آره، خب امیدوارم لیبلت همین رو بخواد.
چون این سیاُمین برداشت هست و به نظر نمیاد که تغییری کرده باشه.
یا هستی یا نیستی.
یا هستی یا نیستی.
ممنون.
بذارین... بذارین دوباره بریم.
اِ، خب، واقعاً خوب بود، بچهها.
میخواین یه برداشت دیگه هم امتحان کنین؟
یه برداشت دیگه؟
شوخی میکنی رفیق؟ اون مثل جادو بود.
دکمه ضبط رو نزدی یا چی؟ عالی بود.
اون نمونهای بود... فقط بهش بگو ساده بخونه.
میدونی؟ بسشه این ادا و اطوارای عجیب غریب.
مثلاً، ما یه صدای تمیز میخوایم.
باشه، اِم... راستش اون مثل، پوففف.
اِم، خب، هی اُلیور. صدات عالیه. بله.
لیبل داره میپرسه که شاید بتونی فقط یه...
فقط یه کم ملایمتر بخونی.
این بار تو برداشت بعدی. اوه، جمعش کنم؟
هی، برگرد.
میخوای جمعش کنم؟
آره، تا تهش رو میکنم تو کونت.
میدونی چیه، بیا یه پنج دقیقه استراحت کنیم.
و همهمون یه جورایی... آره، بیا یه پنج دقیقه استراحت کنیم.
من همونجا حساب کارو میرسم. آره، ایده خوبیه.
تو هیچی از راک اند رول نمیفهمی! باشه باشه. هووو، هووو، هووو!
آقای کت شلواری! هی، بیخیال رفیق.
گوش کن. اینجارو هنوز حتی پولشو هم ندادیم رفیق.
اصلا برام مهم نیست. اصلا برام مهم نیست.
پیانو برام مهم نیست. اگه بهترین آهنگتو برام بزنی...
و هرچی، بازم باید لایه اضافه کنیم. اینا برام مهم نیست.
دیگه از این کثافتکاریا خسته شدم.
فقط چند دقیقه بهش فرصت بدین، خودش خسته میشه.
ببین. همین الان هم نفس کم آورده.
ما دیگه میریم. وسایلتو بردار مرد.
من... من با این موضوع کنار نمیام. بریم.
بریم. چوبها رو بذار زمین. منتظر چی هستی؟
هی. صبح با اون وروجکها چطور پیش رفت؟
اوه. عالی.
همین الان دارن مجازاتشون رو انجام میدن.
آخ. بس کن، نه این...
بس کن. داری دروغ میگی... جولیا: هی.
همه چی خوبه؟
اِ، یه جورایی خوبه. ولی بهشون گفتم...
باید بعدازظهر رو به تمیز کردن بگذرونن.
هیچی تو خونه نیست که تمیز نباشه.
اِ، خب این دیگه تقصیر کیه؟
تمیز کردن به من آرامش میده. آره، البته.
میخوای یه کاری بهشون بدم؟ خودم هندلش میکنم.
خودم هندلش میکنم عزیزم. هی، بس کن!
No comments yet. Be the first to leave one.