The first 200 lines.
...آنچه در «گريم» گذشت
طاقتت طاق شد؟ - چي ازم ميخواي؟ -
ميخوام بچهمون رو پس بگيرم
جاش، کجايي؟ - سوار اتوبوسم -
بايد يه جاي امن پيدا کني و همونجا بموني
آخه کجا امنه؟
اليزابت معجوني که آداليند روي نيک استفاده کرد رو بازسازي کرد
و براي اينکه نيک دوباره گريم بشه
...تو بايد معجون رو استنشاق کني و
و با تو عشقبازي کنه
بعنوان آداليند - واي خدا، نه -
يه ولفزانگلـه. کارِ وسنهاست
چرا؟ - چون ما ازدواج کرديم -
تو بايد دوباره گريم بشي
تو هيچ رحمي نداري. تو سرِ مردان و زنان" را قطع ميکني و اينها را همانند حلقهي گل "بر گردنت مياندازي
فقط يه بار اين سؤال رو ازت ميپرسم
اينکه من گريم بشم رو جدي گفتي؟
خودت همينو ميخواي؟
آره
پس منم همينو ميخوام
چيکار کنيم؟ گزارش بديم؟
اول بايد با مونرو و رزالي حرف بزنيم
!گلوشون رو جر ميدم
...مونرو
اگه مشکلي دارن ميتونن با من طرف بشن
...با من درگير بشن، ولي اينکار
!اي بزدلها. عجب بزدلهايي هستن
ميتونيم اين قضيه رو گزارش بديم - چه فايدهاي داره؟ -
ميتونيم دستگيرشون کنيم - اين جلوي اونا رو نميگيره -
اونا ديگه کين؟
به احتمال زياد مجمع قوانين طبيعي وسنهاست
اين يه سازمان باستانيِ تأسيسشده در قرون وسطي
براي خالص نگهداشتن وسنهاست
براي اونا، ازدواجِ بيننژادي يه جرم عليه انسان و طبيعته
اينا همش بخاطر اينه که شما ازدواج کردين؟
آره
اينم اولين باري نيست که باهاشون سر و کله زدين؟
اون پنجرهي ادويهفروشي با يه آجر شکست
روش يه ولفزانگل بود
شما بايد بهمون ميگفتين - نميخواستيم نگرانتون کنيم -
شما مشکلات خودتون رو دارين
خيال نميکرديم تا اين حد پيش بره
پس ولفزانگل، صليب آتشين اوناست؟
آره
،در اصل يه تلهي گرگ بود ...که در مورد اجداد من ميشه گفت
يه تلهي بلوتباد
تبديل به نماد کنترل روي تمام وسنها شد
انجمن وسنها هم دخيله؟
رسماً سازمانهاي خلوص خون غيرقانوني هستن
ولي افرادي توي انجمن هستن که هنوز معتقدن ازدواج مياننژادي يه حرمتشکنيه
خب، شما بايد پيش ما بمونين
اوه نه
نميذارم اونا ما رو از خونهمون فراري بدن
خب با فرض اينکه نميشه طبق روند پليسي معمول به اين قضيه رسيدگي کرد، چجوري پيداشون کنيم؟
نميدونم. اونا همه وسن هستن
فقط همينو ميدونم، پس ديگه اين مشکل به تو مربوط نميشه
خب، به زودي مربوط ميشه
يعني چي؟
نيک قراره با آداليند بخوابه
چي؟ واقعاً؟
تو ميخواي معجون رو بخوري؟
مطمئنين آمادگيش رو دارين؟
مطمئنيم
و آمادهايم. و هرچه زودتر بهتر
دو ساعت و 27 دقيقه ديگه مونده
ميخواي من برونم؟ - نميخواد -
قهوه ميخوري؟ - يکم بدي بد نيست -
احمق نوربالا زده
بذار رد بشه
مثلاً اين مسير قرار بود خوشمنظره باشه
بايد صبح حرکت ميکرديم
تو تنها منظرهاي هستي که لازم دارم
!واي خداي من
!واي خداي من
!محکم بشين
واي خداي من
سليکا
سليکا
در باز نميشه
پاهام گير کردن
سليکا
نميتونم برم بيرون
!نه
!نه
اون گير کرده. نميتونم بيرون بيارمش
« اتريش »
اگه اين اطلاعات دقيق باشه که معتقدم همينطوره
بايد سريع دست به کار بشيم
مطمئني که "مايزنر"ـه؟ - نه -
ولي به ريسکش ميارزه؟ بله
به به، چقدر خوشگل شدي
حالت چطوره؟
گرسنمه - پس بايد غذا بخوري -
آخرين باري که بهم غذا دادين عاقبت خوشي نداشت
نگران نباش
اينا همش طبيعيه
ظاهرش خيلي خوبه
ميدوني، من ميدونم جبهه مقاومت کمک کرد که تو فرار کني
و اينکه آقاي مايزنر نقش اساسي در اين ماجرا داشت
خب اون از کجا ميدونست که افراد ما منتظرتون هستن
نميدونست
اون ششتا مأمور ورات رو کشت - هر ششتا رو نکشت -
واقعاً؟ تو چندتا رو کشتي؟
من کسي رو نکشتم
خب اميدوارم که خودکشي نکرده باشن
نه. يه زن اونجا بود
اون اونا رو کشت
اون از قبل اونجا بود و داشت واسه جبهه مقاومت کار ميکرد
حتماً شيرزنـيه
اتفاقاً همينطوره
تصميمت واسه رفتن به پورتلند يکم اشتباه بود
مشخص بود اونجا ميري - من پورتلند رو انتخاب نکردم -
کلي انتخابش کرد - کلي؟ -
همون زن، مادر نيک
مادر نيک برکارد؟
اينم نميدونستين؟
من تازه وقتي به پورتلند رسيديم فهميدم اون کيه و کجا داريم ميريم
بعدش من رو به خونهي نيک برد
جبهه مقاومت قرار بود شما رو به برزيل ببره
فکر کنم مادر نيک متوجه اين موضوع شد
بنظرت اين همون زنيه که با برکارد و شان رنارد توي خونهي وستون استوارد بود؟
وستون استوارد ديگه کيه؟
مهم نيست. اون مُرده
ولي کنجکاوم بدونم
رنارد از همون اول چجوري متقاعدت کرد که بچهت رو به من بدي؟
اون من رو به اداره پليس برد تا راجع به قتل مادرم حرف بزنه
که فهميدم توسط مادر نيک انجام شده
حتماً خيلي ناجور بوده - يخورده -
بعدش اون بچه رو گرفت و گفتش که اونو به تو داده
خب حالا من کنجکاوم بدونم
تو چجوري گمش کردي؟
جبهه مقاومت توي فرودگاه منتظرمون بود
ولي جبهه مقاومت که نميدونست اونا دارن به پورتلند ميرن
اون ايدهي کلي برکارد بود
بنظر مياد کلي برکارد همهجا هست
اون يه چيزي تو اداره پليس بهم گفت
من بخاطر کسي که بودم مجبور شدم از پسرم دست بکشم
اگه اونکارو نميکردم اون ممکن بود کشته بشه
اين مشکل توئه، نه من
اگه دنبال بخشش هستي، من نميبخشمت
من درخواست بخشش ندارم
ازت ميخوام درک کني
گاهي اوقات بايد چيزي که بيشتر از همه دوست داريم رو فدا کنيم
شايد دلت بخواد به ما هم بگي
گاهي اوقات بايد چيزي که" "بيشتر از همه دوست داريم رو فدا کنيم
اون اين حرفو زد
فکر کنم حالا ميدونيم بچه دست کيه
عصارهي آنقوزه
يه قطره کمتر از دفعه پيش بريز
وقتشه کلاه رو بيارين
من ميارم
بقيهش ديگه با توئه
سهتا نفس عميق بکش، نه بيشتر
مگر اينکه بخواي دائمي باشه
نه - نه -
تا چه مدت بايد مثل اون باشم؟
،مدتش زياد نيست پس وقت تلف نکنين
وقتي کارشون تموم شد نيک دوباره گريم ميشه؟
اگه اثر کنه، به موقعش اثر ميکنه
اگه اثر کنه؟
،خيلي چيزا نامعلومه اگه کاري نکني هم همين وضعه
بياين قال قضيه رو بکنيم
حالت خوبه؟
قيافهم چجوريه؟
مثل خودتي
شايد به اندازه نخوردم؟
دستت رو ببين
واي خداي من
عجب
آره، خودشه - جواب داد؟ -
چجورشم
واي، اين خيلي عجيبه
چه حسي داري؟
انگار که خودمم
کدوم خودت رو ميگي؟
من. جوليت
ديگه حرف کافيه. وقتشه بريم
ترابل - آره، من... من باهاتون ميام -
...اين... اين خيلي
اصلاً نميدونم اسمش رو چي بذارم
حداقل اين دفعه خودمم
آره، اميدوارم اينجوري بهتر باشه
شايد بهتره چشمام رو ببندم - نه -
اينجوري اينکارو نميکنيم
واقعاً؟
تو دوستم داري، نيک
چيزي که ميبيني من نيستم ولي ميدوني که منم
آره، اينجوري بهتره
اين تنها فرصتته که با اجازه من با يکي ديگه رابطه داشته باشي
بهتره ازش لذت ببري
چون هنوزم منم
و من فقط ميتونم تو رو ببينم و ميخوام حسابي حالش رو ببرم
خب، حالا که اينجوري ميگي باشه
نميتونم تصور کنم که اين چقدر واسشون سخته
فکر کنم کلمهي چندشآور مناسب باشه - واقعاً اميدوارم جواب بده -
،خيلي عجيبه که اون از من کمک بخواد وقتي خودش بهم ياد داده يه گريم چيه
مطمئنم واسه خودشم خيلي ناجوره ميدوني چي ميگم؟
مثل اينه که يه استاد از دانشجوش بخواد درسي که داده رو واسش توضيح بده
تو بهتره امشب اينجا بموني
يه اتاق مهمون داريم
No comments yet. Be the first to leave one.