Release info

Kang Koo's Story Part 2 Parsisub ir داستان کانگ گو قسمت دوم
A Commentary by ahmad@
Parsisub.ir

Tags

other
Published on: 2015-02-27
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...تيم ترجمه "انجمن پارسي ساب "، تقديم مي کند مترجم Happiness

....یک، دو، یک، دو

یک، دو، یک، دو ....یک، دو، یک، دو

....یک، دو، یک، دو

لطفا به من کمک کنید

فهمیدیم این کار برای محافظت از کانگ گوی ما در یانگ داکه

نباید فکر کنیم که به ما ربطی نداره

...اگرچه برای بازی فوتبال جدا از هم هستیم

ما همه ی مردم کانگ گو در یانگ داک محسوب میشیم

کانگ گو، تو بگو نقشه چیه

از همه ی شما ارشد هام، هم تیمی هام و دوست هام برای کمک تون ممنونم

اول باید بفهمیم که کی طرف ماست و کی دشمن مونه

اونا مثل ما لباس های ورزشی نپوشیدند

احتمالا کت و شلوار مشکی تن شونه

اما اگه دقت کنید میبینید که یه آقای خوشتیپی هست که کت و شلوار مشکی نپوشیده

و شبیه گانگسترها نیست

وقتی ببینیدش خودتون میفهمید که من چی میگم

اون طرف ماست

زمان زیادی نداریم

لطفا با دقت گوش کنید

....نقشه مون اینه که

به چهار گروه تقسیم میشیم و دنبال شون میگردیم

همین که پیداشون کردیم یک پیام به رهبر گروه ها میدیم

بعد اونجا همُ میبینیم

! عجله کنید

! حرومزاده ها بکشید عقب

اون مرده است کاملا مشخصه که اون طرف ماست

بهشون پیام بده که ما پیداش کردیم

چه غلطی دارید میکنید؟! بگیریدش - ! چشم -

...یک، دو، یک، دو

! بایستید - ! یک، دو -

شما ها دیگه کدوم خری هستید؟

! زود باشید برید خونه

! یک قدم به جلو

....حرومزاده ها

! بیایید بگیریم شون

بچه ها هیچ صحنه ای رو از دست ندید و از همه شون عکس و فیلم بگیرید

! بیا بیرون ببینم

...احمق ها

دو سیک... میدونی چرا دوستت دارم؟

چون تو فکر نمیکنی

نباید فکر کنی

کیونگ تائه تو رو یاد گذشته ها انداخته؟

! دو سیک

من...فقط به دستش رضایت نمیدم

باشه، باشه

! من باختم، من باختم

!کافیه

...پسر

دایی من این عکسُ گرفته مامانم خوشگله، نه؟

آره خوشگله

....عمو

وقتی مامانمُ میبینی قلبت تاپ تاپ میزنه؟

تو چی؟

دختری رو دوست داری که وقتی میبینیش قلبت تاپ تاپ بزنه؟

....من

وقتی یه دختر رو با سینه های بزرگ میبینم قلبم تاپ تاپ میزنه

پسر اوضاعت خرابه ها

من وقتی هم سن تو بودم نمی دونستم سینه ی دختر ها با مال من متفاوته

پخمه

بعد اینکه دوش گرفتیم حس میکنم که خیلی باهم صمیمی شدیم

بعد اینکه همه ی کارهای عمو رو دیدم

همه ی شک هایی که داشتم از بین رفتند

و همه چیز روشن شد

بخاطر دلایل زیادی عمو رو دوست داشتم

لطفا تمومش کن، داداش

من خوبم، لطفا تمومش کن

من واقعا خوبم، لطفا تمومش کن

دوباره اون کارُ نکن

...داداش

چون گانگسترم این کارُ نکردم

! چون من یک مردم برای همین از مشت هام استفاده کردم

...داداش

کسی توی ذهنت هست؟

کلئوپاترائه، درسته؟

....از وقتی به کانگ گو اومدی

فقط به اون و پسرش کمک کردی

مگه نمی دونستی؟

واسه همینه که اومدم

جانگ سو...بعضی وقت ها درباره خواهر بزرگترش که مریض بود حرف میزد

اگه اتفاقی برای خواهرش بیفته

اون از خواهرزاده ش مراقبت میکنه همیشه این حرفُ میزد

من یه بار با جانگ سو برای ماهیگیری به کانگ گو اومدم

...توی اون غذاخوری سوپ نودل خوردیم

جانگ سو، آخرشم بهم نگفت که اون خواهرشه

...هنوزم نمی دونم چرا

بعد ها...خیلی بعد بهم گفت که اون خواهرش بود

خوشبختانه، خواهرش منُ بیاد نمیاره

خواهرش و خواهر زاده ش نمی دونند که جانگ سو مرده

اون...خواهر واقعی جانگ سوئه؟

خیلی مریضه

میخوای چیکار کنی؟

! هر روز بدتر از دیروز شوت میزنی درست انجامش بده

خسته کننده است

...لی کانگ گو از اونجایی که ما همه چیز همُ دیدیم

بیا مثل دو تا مرد باهم حرف بزنیم

...مامانت باید توی یه بیمارستان خوب بستری بشه

من میگردم یه بیمارستان خوب پیدا میکنم تو هم مامانتُ راضی کن

تو باید باهاش حرف بزنی

مامانت کاری که من بگمُ انجام میده؟

ممکنه به غرورش بر بخوره برای همین قبول نمیکنه

درست نیست

مامان من اونقدرها هم که فکرشُ میکنی خجالتی نیست

اون فکر میکنه که یه پرنسسه

درباره قرار ملاقتته چرا نیومدی؟

...آقا

زمین تونُ نفروشید خودتون توی این کار سرمایه گذاری کنید

یا یه جور دیگه بگم بیایید باهم همکاری کنیم

قرار داد های موقتی این شهر دیگه در حال به پایان رسیدن اند

با تشکر از شما اونا دیگه نمی تونند طبق نقشه شون پیش برند

برای همینه که...از مُهر من برای قرار داد فروش استفاده نکردی؟

به جاش یه شرطی دارم

لطفا بیخیال سهام زمین تون که غذاخوری کانگ گو هست بشید

میخوام بگم که سهام تونُ به لی کانگ گو بدید

کانگ گو رو که میشناسید مگه نه؟

پسر خانمِ یانگ مون سوک

می خوای هر روز بیای اینجا؟

دیشب وقتی خواب بودم نمی تونستم یه قیافه ای رو به یاد بیارم

قیافه کی؟

تو رو

میدونی که عادت داری به آدم ها زل بزنی؟

نمی دونی وقتی یکی بهت زل بزنه باعث میشه خجالت بکشی؟

واسه همینه که نمی تونی صورت ها رو بیاد بیاری

من کاملا صورتتُ یادمه

این سوپ کیمچی رو کلئوپاترا ما خودش پخته

بفرمایید

از خوردنش لذت ببر

...صبر کن

باید یه چیزی بهت بگم

چرا غذاخوری رو نمی بندی؟

میخوام اینجا سرمایه گذاری کنم

سهام اینجا به کانگ گو داده میشه

...بعدش سهامُ بفروش و پول منُ بده

توی این مدت من به تو و کانگ گو کمک میکنم تا بتونید از پس خرج و مخارج بر بیایید

پس لطفا غذاخوری رو ببند

چی داری میگی؟

عقل درست و حسابی نداری، مگه نه؟

پس نمیخواد سعی کنی همه چی رو بفهمی

و فقط همون کاری رو انجام بده که من بهت میگم

خودت بهتر از هر کس دیگه ای میدونی که چقدر با این شرایط اداره کردن غذاخوری سخته

...اگه واقعا آشپزی کردنُ دوست داری

فقط برای من آشپزی کن

اینجا می مونی؟

خیلی بهت میاد شبیه کسایی شدی که اهل کانگ گو هستند

من خدای سازگار شدنم

من شنیدم که صید خرچنگ سفید فقط از نوامبر تا ماه می آزاده

آره بابا، از اکتبر تا ماه ژوئن صید خرچنگ سفید ممنوعه

برای همین توی اون مدت خرچنگ روسی و خرچنگ شاهی صید میکنیم

میخواستم ازت درباره ش بپرسم

چیزی درباره فریزرهایی که برای فریز کردن خرچنگ شاهی استفاده میشه میدونی؟

معلومه که میدونم

اما اینجا نیستن همه شون توی بوسان هستن

همه میرند بوسان

همه ی قایق هایی که برای خرچنگ شاهی استفاده میشند از بوسان هستند

در هر صورت، بازار عالی ای داره

! سوپ نودل خیلی خوشمزه است

....شنیدم جانگ سو یه خواهر بزرگتر داشت

از کجا باید میفهمیدم که مغازه سوپ نودل فروشی داره

...نمی دونم که میدونه داداشش چطوری مُرد یا نه

برو داخل، کیونگ تائه

حیفه که توی حومه شهر بپوسه

...هرچی که میخوای رو بردار

یک دست یا یک انگشت

...اما

اگه بازم سر راهش سبز شی

من گردنتُ میگیرم

برای بار آخر که بهت میگم

تو نمیخواد فکر کنی

فقط همون کاری که بهت گفتنُ انجام بده

مامان - بله؟ -

از عمو ممنون نیستی؟

معلومه که ممنونم

پس یکم نشونش بده

عمو برات یه بیمارستان پیدا کرد و هزینه هاشُ پرداخت کرد

و همینطورم برامون یه خونه جدید گرفته

بعدا پول همه شُ بهش میدم

! واسه همینه که نباید با خانم ها خوش رفتار باشم

! راستش عمو صد برابر از تو بهتره

اگه من جای اون بودم حتی به زنی مثل تو نگاه هم نمی انداختم

...همینطور، یه زن بیوه هستی با یه پسر

زن...بیوه؟

فقط همینُ داری که بگی؟

خودت خوشت میاد که من بعدا برم سراغ یه زن بیوه با یه بچه؟

....واقعا که، اصلا ادب نداری

! بیا اینجا

من نمیخوام برم موسسه زبان انگلیسی

معلم فقط همه ش از من متنفره

چی شده؟

چی شده؟

اون مامانت نیست

عالیه

مامانت جایزه بزرگ رو برنده شده

کل روز رو سوار موتور شیر برنج وا رفته است

بهشون حسودیم میشه

همونطور که جانگ بائه گفت مطمئنا شاد ترین لحظه برای مامانم بود

آرزو کردم کاش اون لحظه برای مامانم تا مدت زیادی باقی می موند

برای مدت خیلی خیلی زیادی

لباس بیمارستان خیلی بهت میاد

تو خوشگلی

برو

Kang Koo's Story (Kangkoo Yiyagi / 강구 이야기) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Kang Koo's Story (Kangkoo Yiyagi / 강구 이야기)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left