Star Trek: Starfleet Academy

Star Trek: Starfleet Academy

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Star Trek Starfleet Academy S01E06 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-12
Downloads: 45
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 187 lines.

‫جدی می‌گم بهت.

‫- بس کن. ‫- جدی می‌گم.

‫خیلی خب، بگو.

‫آدما مرکز جهان نیستن،

‫چه باور کنی چه نکنی. ‫پس، «بهم بگو...

‫از اولین بارت» واسه بقیه ‫معنیِ کاملاً متفاوتی داره.

‫- آره، نه، می‌فهمم، ‫- ولی من... من فقط دارم سعی می‌کنم

‫کاملاً درک کنم ‫چی گفتی.

‫باشه، باشه، باشه، باشه. اون

‫یارو رگ و ریشه‌ی «دِلتایی» داشت،

‫و من نمی‌دونستم که واسه دِلتایی‌ها،

‫یه مراسم مفصل با کاسه‌های ‫شیرِ پاک‌کننده دارن

‫که باید خودتو باهاش خیسِ آب کنی،

‫و بعدش فک و فامیلش دورت حلقه می‌زنن ‫و می‌رقصن

‫با اون دایره‌زنگی‌های عجیب‌غریبِ دِلتایی.

‫- نگو. ‫- چرا.

‫- نه، رقصِ فامیلی با دایره‌زنگی؟ ‫- آره، رقص فامیلی با دایره‌زنگی.

‫خیلی بلاها تو زندگیم سرم اومده،

‫ولی هیچی بدتر از این داستان نیست.

‫- آره. بعدش... ‫- حالم داره بهم می‌خوره.

‫...بعدش لباسِ دریانوردانِ

‫ستاره‌ایِ باستانی رو تنت می‌کنن،

‫و تو مجبوری آوازِ دو نفره‌ی ‫دریانورد باستانی رو بخونی

‫به اسم «جفت‌گیریِ پربار».

‫متأسفانه، ‫باید اون آهنگ رو بشنوم.

‫خب، پس باید بری ‫با یه دِلتایی بریز رو هم

‫چون هنوز کابوسِ منه ‫و عمراً اون رو نمی‌خونم.

‫ترجیح می‌دم دوباره با تو باشم.

‫مطمئنی؟

‫آره.

‫آخه می‌دونی که دِلتایی‌ها،

‫یه حرکتی می‌زنن که...

‫چـ-چی؟

‫جدی می‌گی؟

‫- چیه، باورم نمی‌کنی؟ ‫- نه، باورت نمی‌کنم.

‫- خیلی... ‫- همین الان بهت نشون می‌دم.

‫کیلب...

‫چشماتو باز کن.

‫چه اتفاقی داره میفته؟

‫«بتازوئیدها» می‌تونن ذهنی حرف بزنن.

‫اینجا کجاست؟

‫امن‌ترین جایی که می‌شناسم.

‫می‌خواستم احساس امنیت کنی.

‫با من.

‫هی، نـ...

‫- دوستت دارم! ‫- مامان!

‫ما... تو سرِ من بودیم؟

‫اون تو سرِ من بود.

‫فکر کردم تو سرِ توایم. ‫تو چطوری...

‫قسم می‌خورم، ‫عمداً این کارو نکردم.

‫فقط... اتفاق افتاد.

‫خیلی متأسفم.

‫مامانت...

‫چیزی نبود که بخوام ‫با کسی در میون بذارم.

‫باشه؟ حداقل می‌تونستی بهم هشدار بدی.

‫- من فقط گفتم... ‫- یعنی همینطوری راه میفتی،

‫آخه این... ‫این اصلاً کارِ درستی نیست.

‫خب؟ اگه این یه مدل کارِ عجیبِ بتازوئیدیه، ‫پس باید فقط...

‫باید چیکار کنم؟

‫بهتر کنترلش کنم؟ قایمش کنم؟

‫نمی‌تونی همینجوری بری تو کله‌ی من ‫و اونجوری چیزمیز ببینی.

‫این یه کارِ عجیبِ بتازوئیدی نیست.

‫این بخشی از وجودِ منه.

‫من به دردِ هر کسی نمی‌خورم. می‌فهمم.

‫توجه کنید، آتنا.

‫تمام دانشجویانی که در

‫تمرین مشترکِ امروزِ آکادمی شرکت می‌کنن

‫تا ده دقیقه‌ی دیگه خودشون رو ‫به تالار مرکزی معرفی کنن.

‫- منظورم این نبود. ‫- بس کن.

‫من واقعاً متأسفم.

‫تاریما.

‫یه زمانی بود ‫که استارفلیت می‌تونست

‫بدون هیچ نگرانی ‫از قلمرو فدراسیون رد بشه.

‫امروز، کهکشان یه جای ‫خیلی خیلی پیچیده‌تره.

‫به عنوان افسرانِ آینده‌ی

‫استارفلیت، ‫شما با چالش‌هایی روبرو می‌شید

‫که گذشتگانِ شما حتی تصورش رو هم ‫نمی‌کردن، چه برسه به اینکه باهاش روبرو بشن.

‫کارِ ما اینه که شما رو ‫برای چیزای غیرقابل‌تصور آماده کنیم.

‫این آماده‌سازی از الان شروع می‌شه.

‫یه لحظه به بیرون نگاه کنید.

‫اینجا یه قبرستونِ کشتی‌هاست.

‫چند سال پیش،

‫دانشکده جنگ شروع کرد ‫به استفاده از این محل

‫به عنوان زمین تمرین ‫برای واکنش به بحران.

‫امروز، دانشکده جنگ ‫و آکادمی استارفلیت

‫توی یه تمرین مشترک ‫با هم کار می‌کنن.

‫ما قراره از اون کشتی استفاده کنیم...

‫یو‌اس‌اس میازاکی.

‫این کشتی حامل یه جایگزینِ ‫آزمایشی برای وارپ (مافوق نور) بود

‫به نام «درایوِ تَکینگی».

‫ولی وقتی خدمه ‫برای اولین بار فعالش کردن،

‫کشتی نابود شد،

‫اونم با یه سری خرابی‌های مکانیکیِ ‫پشت‌سرهم.

‫خدمه‌ش از بین رفتن.

‫نصف شما می‌رید روی عرشه اون کشتی

‫تا یه مأموریتِ واکنش به بحران رو ‫شبیه‌سازی کنید.

‫نصف دیگه روی پُلِ فرماندهیِ آتنا ‫در حالت آماده‌باش می‌مونن

‫تا یاد بگیرید ‫چطوری به شکل مؤثر نظارت کنید

‫و از خدمه در مأموریت‌های اعزامی ‫پشتیبانی کنید.

‫صدراعظم.

‫شما در دو تیم کار خواهید کرد

‫تا سیستم پشتیبانی حیات رو ‫در میازاکی دوباره فعال کنید،

‫و بعدش کامپیوتر کشتی رو ‫در کمتر از یک ساعت ری‌استارت کنید.

‫تیمِ آبی، به رهبری ‫ناخدا سوم «توموف»،

‫از جدیدترین سیستم پشتیبانی حیاتِ ‫پلاسماییِ استارفلیت استفاده می‌کنه

‫و با شاتل به اونجا میره.

‫هیچ سوالی مجاز نیست.

‫و هیچ اطلاعات اضافه‌ای

‫در طول مسیر داده نخواهد شد.

‫تیم آبی از پشتیبانی تاکتیکیِ ‫تیم قرمز برخوردار خواهد بود،

‫که پشتیبانی عملیاتی ‫و لجستیکی رو

‫از روی پلِ فرماندهیِ آتنا فراهم می‌کنن.

‫مأموریت‌های اعزامی فقط ‫با کار تیمی موفق می‌شن.

‫آبی و قرمز باید با هم کار کنن.

‫اگه نتونید کشتی رو ‫در عرض ۶۰ دقیقه احیا کنید،

‫تیم اعزامی به شاتل برمی‌گرده،

‫و هر دو تیم با ‫نفراتِ شیفت بعدی تعویض می‌شن.

‫وقتی تعویض شیفت اعلام شد، ‫پست‌های تعیین شده‌تون رو بگیرید.

‫جایگزینِ همتای خودتون ‫در تیم قرمز نشید

‫تا زمانی که تحویلِ پست ‫تأیید بشه.

‫در میدان عمل، زندگیِ شما

‫و زندگی اطرافیانتون ممکنه بستگی داشته باشه

‫به توانایی شما در استفاده‌ی حداکثری ‫از منابع محدود.

‫در پنج سال گذشته، ‫هیچ تیمی امتیازی بالاتر از ۶۵٪ نگرفته.

‫موفق باشید.

‫توجه کنید دانشجوها.

‫وقتی شیفتِ میازاکیِ خودتون رو ‫تموم کردید،

‫لطفاً خودتون رو به ‫دفترِ ارشدِ دانشجوها معرفی کنید

‫برای یه جلسه‌ی توجیهیِ اجباری.

‫داری مراقبه می‌کنی؟

‫این چالش... برام خیلی آشناست.

‫مسیرم به دانشکده جنگ از وقتی شروع شد

‫که اولین بار داستان میازاکی رو

‫توی «قصه‌های مرز» خوندم،

‫یه منبع امید تو روزای تاریک.

‫«قصه‌های مرز»؟

‫یه کتاب کمیک.

‫داستانای ماجراجویی میازاکی و خدمه‌ش.

‫من حاضر بودم کاپیتان «چی» رو ‫تا هر جا بگی دنبال کنم.

‫همش تبلیغات فدراسیونه.

‫کصشرای حال‌خوب‌کن و استعمارگرانه ‫واسه شستشوی مغزی بچه‌های فقیر

‫تا واسه داداش بزرگه‌شون، استارفلیت، ‫بجنگن.

‫یا اینکه بهشون الهام بده.

‫مفهومی که تابلوئه فراتر از درک توئه.

‫کل‌کل کافیه. ‫تمرکز کنید رو کار تیمی.

‫من نیاز دارم اونجا مثل ‫یه واحد درست کار کنید.

‫مرخصی ساحلی من به این بستگی داره.

‫قربان؟

‫با فرمانده «لورا» شرط بستم ‫که شماها کسایی هستید

‫که بالاخره برق میازاکی رو وصل می‌کنید.

‫ناامیدم نکنید.

‫شش ماهه از این کشتی پامو بیرون نذاشتم.

‫شاتلِ دانشجوها

‫از آشیانه خارج شد، ‫کاپیتان آکی.

‫اسکن‌ها نشون می‌دن همه سیستم‌ها ‫و سنسورها نرمالن.

‫دارن به میازاکی نزدیک می‌شن.

‫ممنون، کامپیوتر.

‫فرمانده «توموف»، ‫وضعیت چطوره؟

‫آتنا، ‫ما قفل شدیم روش. صدامو داری؟

‫تایید می‌شه فرمانده توموف.

‫قفل پایداره. ‫اجازه ورود دارید.

‫اون کشتی رو بیدار کنید!

‫۶۰ ثانیه دیگه، و من شرطم رو می‌بازم

‫که می‌گفت می‌تونید تو دو دقیقه بعد از ورود

‫پشتیبانی حیات رو راه بندازید.

‫شاید اعتمادم بیجا بوده.

‫تیک‌تاک.

‫استفاده از ماده‌ی قابل‌برنامه‌ریزی ‫مجازه؟

‫ممنوع نیست.

‫دانشجو «میر» درسشو خوب خونده.

‫شروع تغییر مسیر.

‫باورم نمی‌شه با توموف شرط بستی

‫که تیم آبی نمی‌تونه تو دو دقیقه ‫انجامش بده.

‫- منم هستم. ‫- شرط سر چیه؟

‫یه روز مرخصی ساحلی اضافه

‫در برابر یه شیفت نگهبانی «گاما» ‫می‌گه که تو می‌بازی.

‫همین الانش رسیدن به...

‫۳۴ ثانیه.

‫قبوله.

‫۳۰ ثانیه.

‫و وقتی تو داری

‫تنهایی پست می‌دی،

‫من دارم «قاناک» می‌نوشم

‫و اسم تو رو کنار خیلی‌های دیگه که ‫در برابر برتری من شکست خوردن می‌ارم...

‫کاپیتان، علائم برق رو ‫از میازاکی دریافت می‌کنیم.

‫انجامش دادن.

‫حالا من بدعنق شدم.

Star Trek: Starfleet Academy subtitles in other languages

Comments (1)

  • Sekiro
    ممنون از زیرنویس، هم منتشر کنید، تشکر A Thousand Blows لطفا زیرنویس فصل دوم سریال
Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left