Firefly Lane

Firefly Lane

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Firefly Lane S01E01 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Firefly Lane S01E01 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-STRONTiUM
Firefly Lane S01E01 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-iKA
Firefly Lane S01E01 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-iKA
Firefly Lane S01E01 WEBRip x264-ION10
Firefly Lane S01E01 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Firefly Lane S01E01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Ki@rash
██► کیارش | Bia2Movies.bid ◄◄

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2021-02-22
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫روی صحنه می‌ریم تا پنج،

‫چهار، سه، دو،

‫خانم‌ها و آقایان، ‫"تالی هارت" رو تشویق کنید

‫سلام

‫به برنامه‌ی "دوست دختر زمان" خوش اومدید

‫من تالی هارت هستم ‫و خیلی خوشحالم که شما رو در کنار خودم دارم

‫همتون رو دوست دارم

‫- بیست ژوئن، 1970... ‫- اسم من "باربی"‌ـه

‫سلام اسم من "استیسی"ـه

‫و این دوستم "دالی"ـه

‫در منطقه اقتصادی مرکز شهر "سیاتل"

‫- "دوروثی". ‫- الان اسمم "کلاد"ـه

‫ممنون "چارلز" و صبح بخیر سیاتل

‫رز شکفته شده‌ی من

‫مامان؟

‫آره

‫می‌رم اتاق مهمان رو آماده کنم. ‫یکم استراحت کن تا به حالت عادی برگردی

‫فکر می‌کنی چیزی زدم؟

‫من بعد از 4 سال دخترم رو دیدم

‫عشق قوی‌ترین مخدره

‫می‌خوای دوباره با مامان زندگی کنی؟

‫- آره؟ بزن بریم! ‫- وسایلم!

‫نیازی به این آشغال‌های مادی نداری "تالولا" ‫

‫- دوروثی... ‫- من مادرشم. اون به من تعلق داره

‫- مادربزرگ! ‫- اگه می‌خوایش باید وکیل بگیری

‫من بچه رو می‌برم

‫تالی! تالی، صبر کن!

‫شماره تلفن و آدرس من رو بلدی، مگه نه؟

‫آره، آره

‫آره

‫اگه ترسیدی یا چیزی لازم داشتی،

‫بهم زنگ بزن، خب؟

‫فقط زنگ بزن

‫این دختر منه، تالولا

‫عالی شد

‫زنگ می‌زنی مگه نه؟

‫صبر کن لطفاً

‫- لطفاٌ تالی! ‫- خداحافظ مامان بزرگ!

‫عشق نه مرگ!

‫عشق نه مرگ!

‫عشق نه مرگ!

‫عشق نه مرگ!

‫مامان! کجایی؟

‫مامان!

‫مامان!

‫مامان!

‫کجایی؟

‫مامان

‫اوه، تالی

‫ازش متنفرم!

‫تالی

‫تالولا، خیلی... بزرگ شدی

‫مادرت فکر کرد که شاید ‫ایده‌ی خوبی باشه اگه شما با هم زندگی...

‫وسایلت رو جمع کن. ‫تو از الان به بعد با من زندگی می‌کنی

‫"کیت" آماده شو بری مدرسه

‫اتوبوس خانوادگی "مولارکی"

‫تا 10 دقیقه دیگه از ایستگاه خارج می‌شه

‫با اتوبوس واقعی می‌رم ممنون. نه اون ماشین زشت

‫هر ماشینی که تو توش باشی زشته

‫یک همسایه جدید داره میاد

‫شاید یه دختر همسن تو داشته باشن

‫- خیلی خوب می‌شه که دوست داشته باشی. ‫- من دوست دارم

‫نه، داشتی

‫تا وقتی که معروف شدن و تو رو ترک کردن

‫می‌تونی دوست جدید پیدا کنی

‫اگه تلاش کنی، تعجب می‌کنی که

‫مردم چقدر سریع دوست دارن...

‫باورم نمیشه داریم یک برنامه‌ی تحولی ‫دیگه ضبط می‌کنیم. اون بیرون جنگ‌ـه

‫من عاشق برنامه‌های تحولی هستم

‫من قبلاً خبرنگار بودم

‫سلام، من تالی هارت هستم ‫و امروز در برنامه دوست دختر زمان،

‫راجع به "دارسی کُلدواتر" مادری ‫که فکر می‌کرد می‌تونه همه کار بکنه، حرف می‌زنیم

‫بعد از یک شیفت کار پر استرس

‫به عنوان متخصص بهداشت دهان و دندان

‫و بیدار بودن تمام شب برای دوختن لباس دخترش،

‫دارسی در حال خریدن مرغ کریسمس ‫در مغازه بی‌هوش می‌شه

‫زندگی سریع سال 2003 تقریباً اون رو به کشتن داد

‫ولی این یه هشدار بود...

‫موقع برنامه مهم به من زنگ نزن

‫باید چشم‌هام رو کاری کنم؟

‫راستش رو بگو. به نظر خسته میام

‫در حد بی‌هوش شدن موقع ‫خرید مرغ خسته‌ای یا معمولی خسته‌ای؟

‫شبیه 40 ساله‌ها شدم

‫خوبه چون واقعاً 43 سالته

‫چرا انقدر عوضی هستی؟

‫چون بعضی موقع‌ها سخته ‫که بخوام برات ناراحت باشم

‫امتیاز برنامه تو همه‌ی آمارها ‫اومده پایین. فکر کنم به خاطر چشم‌هامه

‫- لعنتی. نگرانی؟ ‫- به سرعت درستش می‌کنیم

‫یه برنامه با اون زنی دارم

‫که شوهر کشته شده‌اش رو غذای گربه‌ها کرد

‫خب، به نظر... کِی پخش می‌شه؟

‫حس خوبی ندارم

‫بریم یه نوشیدنی با هم بخوریم، مهمون من

‫نمی‌تونم. کار دارم

‫چیکار؟ لباس شستن؟

‫نه... راستش مصاحبه دارم

‫با کی؟ برای نگهداری بچه؟

‫تمیز کردن خونه؟ وکیل طلاق؟ ‫برنامه رو جابه‌جا کن خب

‫برای یک کار مصاحبه می‌کنم تالی

‫چی داری می‌گی؟

‫به عنوان کمک ادیتور با "سایت سیاتل دایجست" مصاحبه دارم

‫چی؟ من اون‌ها رو می‌شناسم. ‫می‌تونم کاری کنم اونجا کار کنی

‫نمی‌خوام به خاطر دوست مشهورم اونجا کار گیرم بیاد

‫می‌خوام چون کارم خوبه، منو قبول کنن

‫حداقل باید بهم زودتر می‌گفتی که آرایشت می‌کردم

‫یک بلوز شلوار از "فراک فارم" گرفتم. ‫

‫اونجا فراک فارم داره؟

‫اوه خدای من

‫صبر کن تالی

‫الو؟

‫مربی "آرون" دیده که داشته از ‫یکی از پنجره‌های اتاق قفسه‌ها فرار می‌کرده

‫- 4 تا کلاس رو پیچونده. ‫- چی؟

‫"مارا" به مدت 2 روز از حضور در کلاس‌های مدرسه منع می‌شه

‫- که از سه‌شنبه شروع می‌شه. ‫- صبر کن

‫پس عاقبت کلاس نرفتن،

‫کلاس نرفتن‌ـه؟

‫- مارا! خدایا بسه. متاسفم... ‫- چی؟ اصلاً با عقل جور در نمیاد

‫رفتار تو با عقل جور در نمیاد

‫منظورم اینه که تو سال پیش ‫جایزه حضور تو مدرسه رو بردی

‫اون جایزه حضور رو برد

‫متاسفانه داریم یک روند نزولی رو می‌بینیم

‫نمره‌های مارا دارن بد و بدتر می‌شن

‫توی خونه اتفاقی افتاده؟

‫داره از پدرم...

‫جدا می‌شه

‫مارا، لطفاً

‫- داری جدا می‌شی، حقیقت داره دیگه. ‫- آره ولی به کس دیگه...

‫گاهی اوقات از سر ضعف و آسیب پذیری کاری می‌کنیم

‫می‌تونم یک مشاور خانواده بهتون معرفی کنم

‫ممنون

‫منو پیش "اما" پیاده کن

‫عمراً. تو قطعاً تنبیه می‌شی

‫ولی ما برنامه داریم. ‫من باید 3:15 پیشش می‌بودم. الان 3 و نیم‌ـه

‫3 و نیم شد؟

‫- آره. ‫- لعنتی!

‫- مارا، بدو! ‫- آدم آب می‌شه!

‫- بدو! ‫- چرا؟

‫سوار ماشین شو!

‫دارم میام!

‫کیت مولارکی هستم برای ملاقات با "کیمبر واتس"

‫قرارتون ساعت 3 بود

‫آره. یه کار فوری پیش اومد

‫امکانش هست من بین اشخاص دیگه ملاقات‌شون کنم؟

‫باید صبر کنید تا بقیه متقاضی‌ها مصاحبه کنن

‫آره خوبه. عالیه. ‫خیلی ممنون. صبر می‌کنم

‫چرا اصلاً این کارو می‌خوای؟

‫تو هزاران ساله که کار نکردی

‫ولی جوری حس می‌شه که انگار ‫14 سال اخیر داشتم کار می‌کردم

‫بامزه بود. ‫می‌رم توی ماشین منتظر می‌مونم

‫صبر کن. چطورم؟

‫مثل همیشه

‫لعنتی

‫آینده‌ی خبرنگاری خانم‌ها هست

‫آینده‌ی خبرنگاری خانم‌ها هستن

‫خانم‌ها آینده‌ی خبرنگاری هستن

‫من آینده‌ی خبرنگاری هستم

‫و این آینده به شدت روشنه

‫کار اصلی توی "تاکوما"ـه

‫ما فقط دفترشون توی سیاتل هستیم

‫و کارمون اخبار تلویزیون‌ـه کیت

‫من اینجا کار می‌کنم. ‫تو هم قراره اینجا کار کنی

‫خانم‌ها آینده‌ی خبرنگاری هستن ‫و این آینده به شدت روشنه

‫خیلی خب. اینو توی مصاحبه نگو

‫حتماً... آره... ‫خیلی احمقانه بود

‫فقط خودت باش. اون عاشقت می‌شه

‫این فقط قدم اوله

‫در آخر تو قراره تولید کنی، منم روی صحنه برم

‫خیلی هیجان زده‌ام که فرصت مصاحبه دارم

‫بله کاملاً. ‫پس بیا با افراد آشنا شو

‫خبرنگارمون، "کارول منصور"، ‫برای ملاقات به شورای شهر رفته

‫کارول رو می‌شناسم، ‫میلیون‌ها بار راجع بهش گفتی

‫- اون "مات"ـه. ‫- توالت باز زده بالا

‫خب به مدیر ساختمون زنگ زدی؟

‫آره

‫گفت طبقه پایین برینید

‫خب، گفتم که همه چیز عالیه

‫اون هم رئیس منه، "جانی". ‫جانی بیا کیت رو ببین. بیا

‫رفقا، لعنتی. می‌تونید صبر کنید؟

‫کیت معروف

‫کلی داستان راجع بهت شنیدم

‫سلام. من جانی رایان هستم

‫کیت

‫چیز زیادی توی رزومه من نیست

‫ولی خیلی مشتاق و سخت کوشم...

‫رزومه؟ برای چی؟

‫کار؟

‫کار؟

‫محض رضای خدا

‫- گفتی کمک لازم داریم. ‫- نه

‫گفتم تو کمک لازم داری

‫اون می‌تونه فایل بندی کنه، تلفن جواب بده،

‫تموم اون کارهایی که من توش افتضاحم

‫- اون یه جورایی ابر انسانه. ‫- تالی

‫- یه روندی وجود داره. ‫- باورم نمی‌شه

‫- برای همینه که... یه سیستمی وجود داره. ‫- اون پول زیادی نمی‌گیره

More Farsi Persian subtitles for Firefly Lane

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left