The first 200 lines.
سلام ؟
سلام.شما زيو شان شان هستيد ؟
از بيمارستان شانگ بي تماس گرفتم
لطفا هر چه سريعتر به بخش زنان و زايمان بيمارستان مراجعه کنيد
تاکسي جلوي خونه تون منتظره
يه اشتباهي پيش اومده اينجا شانگهايه
پدر و مادرم که تو شهر خودمونن
پس کي الان تو بيمارستانه ؟
...بخش زنان و زايمان يعني کي اونجاست ؟
شما زيو شان شان هستيد ؟
بله خودمم
بسيار خب ، کمربندتونُ ببنديد
نه
شما زيو شان شان هستيد ؟
نه ، من ، آره خودمم
آقاي راننده ، شما حواستون به رانندگيتون باشه هنوز نتونستم فکرمُ متمرکز کنم
شما خانم زيو شان شان هستيد؟
لطفا دنبالم بياين
خانم زيو رسيدن
خانم زيو خانم زيو شان شان
شما بايد همسرمو نجات بدين
الان شما تنها کسي هستيد که ميتونه به دادش برسه
خواهش ميکم خانم زيو ، لطفا ...دستم درد گرفت
تمنا ميکنم خانم زيو
يان کينگ دست خانمُ ول کن
خواهش
زيو شان شان ؟ - بله -
منفي ؟ HR با AB گروه خوني
گروه خوني خواهرم مشابه شماست
همين الان بردنش اتاق عمل
ولي موجودي بانک خون بيمارستان کافي نيست
اميدوارم بتونيد تو بيمارستان بمونيد
تا در صورت نياز داشتن به خون بهمون کمک کنيد
خيلي دلم ميخواد خونمُ اهدا کنم
ولي ميشه يه سوالي بپرسم ؟
بله بپرسيد
منفيه ؟ AB از کجا ميدونستيد گروه خوني من
و اينکه ... شما کي هستيد ؟
خانم زيو
شما کارمند شرکت فنگ تنگ هستيد، درسته؟
نگين که در دوره ي آموزشي چيزي در مورد تاريخچه ي تاسيس شرکت ياد نگرفتين
و به وبسايت شرکتمون سر نزدين
خب پس اجازه بدين معرفيتون کنم
ايشون رئيس گروه فنگ تنگ هستن
فنگ تنگ ؟
رئيس بزرگه ؟
سلام ... سلام جناب رئيس
من ژنگ کي هستم ، از بخش تحقيق و توسعه ، حتما اسمم به گوشتون خورده ؟
ژنگ کي؟
! کي خوشتيچه
اجازه بدين يه نفر ديگه رو هم معرفي کنم ايشون از بخش سرمايه گذاري هستن
مدير کل يان کينگ
. ايشون شوهر خواهر رئيسن
خانم زيو لطفا کمکمون کنيد
کي ميخواد خون اهدا کنه ؟ من من
پس لطفا دنبالم بياين
خانم زيو متشکرم- خيالتون راحت باشه-
يان کينگ ، فنگ يو چطوره؟
مادر و بچه ، هر دو سالم و سرحالن- واقعا؟-
خيلي خوبه
آقاي يان تبريک ميگم- خانم زيو-
خيلي ممنون متشکرم
خواهش ميکنم خوشحال شدم که کمکي از دستم براومد
واقعا نميدونستم بدون شما بايد چيکار ميکردم
راستي ميخواستم اينو بدين به همسرتون
دارن AB کسايي که مثل ما گروه خوني تصادف براشون خطرناک تره
من از موقعي که بچه بودم موقع رد شدن از خيابون خيلي دقت ميکردم
اگه تصادف ميکردم بدجوري تو دردسر ميوفتادم
اينو مادرم ساخته
نگاه کنيد
داخلش يه کاغذه که گروه خوني همسرتون توش نوشته شده
به اضافه ي اطلاعات تماس شما که بهتره هميشه همراهش باشه
چقدر شما با ملاحظه ايد
نه نه نميتونم قبولش کنم حتما خيلي براتون عزيزه
نه بايد داشته باشينش- نه نه نه-
نه بايد داشته باشينش- نه نه نه-
نه بايد داشته باشينش- نه نه نه-
فنگ يو دنبالت ميگرده
بازم ازتون ممنونم دارم ميرم تو
متشکرم خانم زيو
خواهش ميکنم
چيز ديگه اي هم هست که بگين؟
نه
چيزي نيست
ديگه بايد برم
ماشين کجاست ؟
راستش هنوز يه ماهم نشده بود که وارد شرکت فنگ تنگ شده بودم
فقط يک سوم دوره ي آموزشي رو گذرونده بودم
پنج روز قبل ،براي اولين بار ، بيانيه ي ماهانه ي شرکت ُ خوندم
همه گوش کنيد
هفته ي آينده ، هفته ي طلاييه
لطفا در اين 5 روز همه ي تلاشتونُ به کار بگيريد
بله
شان شان اينا رو بررسي کن
اينا اسناد ماليه
لطفا قبل از اين که بدي دست ژنگ خوان دوباره چکشون کن ! ممنون
آخر این ما باید پرونده گروه ستاره بسته بشه
ولي من تو اين آشفته بازار بايد کار کنم
با اين که من فقط دستیار بخش امور مالي هستم
که مسئول امور مالي دو تا از کوچکترين شرکت ها
بين 18 شعبه ي فرعي شرکته ، ولي من بايد به کارهاي هر دو شرکت رسيدگي کنم
حقوق 93 کارگرشونُ پراخت مي کنم
هزينه ي قهوه اي که بين جلساتشون ميخورن
تاکسي رايگان، و حتي ليوان هاي کاغذي يک بار مصرفي که تو آبدار خونه ميذارن
و دستمال توالتي که مصرف ميکنن ، همه بايد به تاييد واحد ما برسه
با اين که يه کارمند رده پايينم ولي خيلي احساس مهم بودن بهم دست داده
نميدونم بدون داشتن هيچ حامي اي در اينجا ميتونم موفق بشم يا نه ؟
فکر ميکردم دانشجوهايي که از دانشگاه 211 فارغ التحصيل شدن نتونن کار کنن
اصلا فکرشم نمیکردم بتونم بیام شانگهای
وقتی فکر میکردم مدیران بخش منابع انسانی باید رزومه مو چک کنن
همش ترس داشتم
ولي
بالاخره موفق شدم استخدام بشم
انگار حق با مامان بود
ميگفت من ذاتا عقب مونده م
ولي يه احمقم واسه خودش شانس داره
اون موقع تو جشن
رو پرچم قرمز برام تبريک نوشته بودن ، و همه جمع شده بودن تا بدرقه م کنن
فکر کنم همه با خودشون ميگفتن که من استعداد ندارم و مگه شانس بيارم که موفق بشم
منم ميخوام بهترين شانسي که ممکنه واسه خودم بسازم و بشم زيباترين گل باغچه
که از خاک رشد کرده
شهر
خيلي برام غريب بود
حتي اگه به فکر شانس آوردن باشم
ميتونم خودمُ براش آماده کنم؟
يعني واقعا قراره
بخشي از شرکت فنگ تنگ بشم؟
صبح بخير
امروز به منظور خوشامدگويي به شما براي پيوستن
به خانواده ي ما ، شرکت فنگ تنگ رو بهتون نشون ميدم
گروه فنگ تنگ ، بزرگترين شرکت نرم افزاري کشور چينه
بيشتر مشتريهاشون ، برندهاي آمريکايي و اروپايي هستن
و حداقل 40 درصد کارمنداشون فارغ التحصيل دانشگاههاي اروپا ، آمريکا يا ژاپن هستن
حتی رتبه هاي اول فارغ التحصيل شده از دانشگاههاي خود چين
بايد کارشونُ به عنوان دستيار تو اين شرکت شروع کنن
يه همچين شرکت عظيمي ، حالا درهاشو به روي من باز کرده
تو اين پازل باورنکردني
تنها دليل انتخاب من ممکنه اين باشه که
يکي از کارمندان بخش منابع انساني موقع کار چُرت ميزده
و اشتباهي روي ماوس کليک کرده
حالا همه ي شما تور بازديد از شرکت فنگ تنگ رو به پايان رسونديد
اميدوارم در ادامه ي امروز نهايت همکاري رو با ما داشته باشيد
هم از نظر ذهني و هم همکاري در انجام کارهاتون
راستشو بگم ، من همش با خودم خيال پردازي ميکردم که چطور مديري ميشم
چقدر ميتونم جذاب و تو چشم و
با استعداد بشم
چطور ميتونم تو اين محيط کاري سخت تبديل به يکي از زنان بزرگ شرکت بشم
و نردبان ترقي رو پله پله در شرکت طي کنم
اين تصورات
برام مثل يه رويا شيرينه
کي اهميت ميده که اينا همش خواب و خياله ؟
از قديم گفتن ، جوان حق داره خيالپردازي کنه
جواني ما اين حقو بهمون ميده
درست مثل اين که ميگن ساخت يه ساختمان هزار طبقه اي از طبقه ي اول شروع ميشه
حتي با اين که من يه کارآموز در بخش مالي هستم
ولي مطمئنم در آينده ، شرکت به ارزش هاي من پي ميبره
با اين که ... تازه فهميده توانايي هاي من همچين دقيقم سطح بالا نيست
چهار طبقه زیر زمینه
ارزش حال حاضر من
...وارد کردن بي وقفه ي اطلاعاته
دارم از تشنگي ميميرم
صبح شده ، زودباش پاشو
زود باش پاشو عزيزم
... اينجا کاناپه است ، تختت درست اون طرفه
فقط چند قدم اونورتره ، نميتونستي خودتو تا اونجا بِکشي ؟
!چهار دست و پام رفته بودي به تختت رسيده بودي ديشب تا ساعت چند کار ميکردي؟
بذار يکم ديگه بخوابم
عزيزکم ... ميخواستم بهت بگم
يه ماه بيشتره که اومدي و هنوز چمدونتو باز نکردي هنوزم قصد باز کردنشو نداري ؟
همه ي خونه مو بهم ريختي
خوبه هنوز فقط يه دستياري اگه مدير بشي چي ميشه؟
چقدر ديگه بايد صبر خرجت کنم؟
خواهش ميکنم
ميدوني چيه ، اينجا يکم به هم ريخته ست مغزت که از کار نيوفتاده
دو شانگ يي ، تو که اين هه وقت داري سر من غر بزني چرا يکم وقت نميذاري اين يه ذره اتاقُ جمع و جور کني
...من ؟ خب اينا
يه زن هنرمند کمي فضاي شخصي نياز داره ميفهمي که؟
سبک همه ي هنرمندا همينه
ها . سبک ؟
خب پس باز نکردن چمدون من چه اهميتي داره "دست پیش میگیری پس نیوفتی"
اگه نتونم دوره ي آزمايشي رو رد کنم
خودمو ميکشم
برادر
چيه که اينقدر مشتاقانه داري نگاش ميکني؟
مگه فقط يه برچست مشخصات نيست ؟ خيلي وقت بوده دنبالش ميگشتي؟
جاي دوخت روي اين برچسب چند تا جاي سوراخ سوزن بزرگ داره
کوک آخرم به صورت اتوماتيک زير نزده
بايد با يه ماشين قديمي دوخته شده باشه
پارچه شم خيلي قديميه
ولي خيلي محکمه
چي داره که اينقدر مهمش کرده ؟ اين فقط يه هديه ي محبت آميز و دست دوز مادرشه
نميتوني با برندهاي بازار مقايسه ش کني
برادر ، شنيدم يان کينگ ميگفت خانم زيو آدم شاد و سرزنده و بي رياييه
تو همچين موقعتي کمک بزرگي بهمون کرد چطور بايد ازش تشکر کنيم ؟
به همون روش قديمي... يه چِک
خيلي احمقي ! ولش کن خودم يه فکري ميکنم
.:.:saba22:ترجمه و زيرنويس : ســـبــا:.:. .:.: FOrum.kOreanDream:.:. .:.: FOrum.kOrean-Dream:.:.
خيلي به خودت سخت ميگيري
وقتي با بزرگتر از خودت روبرو ميشي زيادي ملاحظه ميکني
ما 15 ساله که با هم دوستيم
No comments yet. Be the first to leave one.