Alex Rider

Alex Rider

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Alex Rider S02E05 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider S02E05 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider S02E05 WEBRip x264-ION10
Alex Rider S02E05 AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider S02E05 1080p WEB H264-GLHF
Alex Rider S02E05 720p WEB H264-GLHF
Alex Rider S02E05 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Alex Rider S02E05 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Alex Rider S02E05 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Morteza_Lkz
► مرتضی لک‌زایی ◄

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
x264
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2021-12-18
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- اسموکینگ میرور مُرده ‫- حرفی نزد؟

‫بهم گفت دیمین کرای آدم خطرناکیه

‫مردی که اونو کشت همونی بود ‫که توی کورنوال دیده بودم

‫برای یه سازمانی کار می‌کنه که ‫به بالاترین قیمت، آدماشو می‌ده

‫- این همون آدمی نیست که...؟ ‫- داره دربارۀ شما کتاب می‌نویسه

‫نوشته وضعیتش وخیمه

‫ولی نمرده

‫خیلی بده

‫هدف‌هاش رو می‌خوایم بدونیم چیه، نه؟ ‫فکر کنم باید بریم سراغ دیمین کرای

‫- چرا؟ ‫- فکر می‌کنم تحت‌نظرِ اسکورپیاست

‫اسمتون چارلی روپره، درسته؟ ‫دوست اد پلزنس هستم

‫اد رو از کجا می‌شناسی؟

‫وقتی اونا سعی کردن بکشنش ‫توی کورنوال باهاش بودم

‫- «اونا»؟ ‫- دیمین کرای

‫من و اد هم‌دانشگاهی بودیم. ‫اون رفیقم بود

‫می‌خواست درباره بازی بدونه. ‫دیمین مدام فکرش همینه

‫کارش چیه که به کشتنِ آدم می‌ارزه؟

‫بازی بلدی؟

‫- هنوز دنبال کِی7 هستی؟ ‫- بله

‫پیداش کردم

‫این بچه کیه؟

‫کِی7؟

‫- سلام، پسر جاسوس ‫- کایرا

‫یه بچه الآن زد رویداد عرضه بازی‌م رو خراب کرد

‫اون که نگرانی نداره

‫- به خونه خوش اومدید، آقای کرای ‫- مرسی، شان

‫شب به‌خیر

‫جو؟

‫کجایی؟

‫گفتی برام داستان می‌خونی

‫جو؟

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

‫- پس تو کایرا هستی ‫- آره

‫- از پوینت بلنک ‫- و جاهای دیگه

‫- ولی چرا اینجایی؟ ‫- چطوری پیدام کردی؟

‫درواقع تو منو پیدا کردی

‫جدول رده‌بندی فدرد سرپنت

‫وقتی به‌عنوان کِی7 ثبت‌نام کردی، ‫روی پروفایلم علامتش اومد

‫دیدم کارِ توئه، گفتم شاید تو دردسر افتادی

‫- انگار درست حدس زدم ‫- تو دردسر افتادی؟

‫چیزی که می‌خواستیم رو گرفتیم

‫نسخۀ جدید فدرد سرپنت 2

‫تنها کپی پیشرفتۀ جهان

‫- به‌جز اینکه کرای سعی کرد منو بکشه ‫- چی؟ این که فقط یه بازی ویدئوییه

‫اون یاسن رو فرستاد که بابای سابینا رو ‫به‌خاطر نوشتنِ یه کتاب درمورد‌ش، بفرسته رو هوا

‫دستور داد که اسموکینگ میرور رو ‫به‌خاطر گفتنِ حقیقت، بکشن

‫- و بعد من نزدیک شدم و... ‫- الکس...

‫نمی‌تونم اثباتش کنم

‫- وایسا، یاسن کیه؟ ‫- یه آدم‌کش حرفه‌ای

‫توی پوینت بلنک دیدمش. ‫و بعد توی کورنوال، و حالا هم اینجا

‫به نظرم برای کرای کار می‌کنه

‫ببین، رفیق، باید با حقیقت روبه‌رو بشی،

‫دیگه عمراً بتونی نزدیک کرای بشی

‫شاید لازم نباشه

‫مسئول روابط عمومیِ کرای، چارلی روپر، ‫بهم گفت همه‌ش مربوط می‌شه به همین بازی

‫مدام فکرش همینه

‫برنامه‌نویس‌هاش رو دیوونه کرده ‫که به‌موقع بازی رو بدن بیرون

‫هر نقشه‌ای که تو سرش داره،

‫باید مثل ساعت دقیق باشه، ‫سرِ همون ثانیه

‫از لحاظ زمانی حساسه

‫و فقط سه روز مونده

‫پس فکر می‌کنی یه چیزی توی بازی مخفی شده؟

‫آره

‫باشه. پس پیداش می‌کنیم

‫- ترور؟ ‫- ما معتقدیم هدف رئیس‌جمهوره

‫به‌خاطر هک پنتاگون؟

‫اون سیستم‌ها چیزهای بیشتری از ‫کدهای هسته‌ای رو در بر دارن، خانم

‫فکر می‌کنیم برنامۀ کاری رئیس‌جمهور رو می‌خواستن

‫تمهیدات سرویس مخفی

‫سایمون مریت، مردی که اسم خودش رو ‫گذاشته بود اسموکینگ میرور،

‫اطلاعاتی درمورد دیمین کرای ‫در کامپیوتر شخصی‌ش داشت

‫و سه روز دیگه کرای قراره میزبانِ یک شام خیریه باشه،

‫که رئیس‌جمهور واکر هم مهمان افتخاری‌شه

‫پس دیمین کرای، رئیس‌جمهور، ‫شش تا میلیاردر،

‫همه‌شون تمرکزشون روی سرنگونیِ کارتل‌هاست

‫- توی یک اتاق، توی یک زمان ‫- متوجه شدم

‫هدف بزرگیه

‫بدیهیه که فکر می‌کنیم ‫باید این ملاقات رو لغو کنید

‫اگه هر رویدادی که

‫اسم رئیس‌جمهور میاد رو کنسل کنیم، ‫دیگه هیچ‌وقت پاش رو از کاخ سفید بیرون نمی‌ذاره

‫به حدس‌وگمان نمی‌تونم اتکا کنم

‫یاسن گرگورویچ اسموکینگ میرور رو کشت

‫فکر می‌کنیم سعی داشته یه روزنامه‌نگار ‫که به کرای نزدیک بوده رو هم بکشه

‫فکر می‌کردم اسکورپیا دیگه فعالیتی نداره

‫ما هم همین‌طور

‫دیگه چی هست که بهم نمی‌گین؟

‫بیاین اینو امتحان کنیم

‫اسموکینگ میرور توی این آشیانۀ متروکه ‫در شرق لندن کشته شد

‫یکی دیگه هم اونجا بوده

‫شاید فقط من این فکرو می‌کنم،

‫ولی به نظرم شبیهِ همون بچه‌ایه که ‫توی خونۀ اسموکینگ میرور سروکله‌ش پیدا شد

‫همونی که نمی‌شناختین

‫ولی اون قطعاً شما رو می‌شناخت

‫- فکر می‌کنم بد برداشت کردین ‫- اوه، واقعاً؟

‫خب، بذار ببینم

‫،فکر می‌کنم شما یک مأمور غیرقانونی ‫زیر سن قانونی

‫در میانۀ یک عملیات بی‌ثبات دارید

‫که رئیس‌جمهور آمریکا هم درِش نقش داره

‫دقیقاً کجا رو بد برداشت کردم؟

‫اِوِلین، صبح به‌خیر. بگیر بشین

‫یه قهوه برات بیارم؟

‫- من قهوه نمی‌خورم ‫- البته

‫بدن به 2.7 لیتر آب نیاز داره. اما نیازی به ‫طعم‌دهنده نداره. درسته؟

‫درسته

‫گمونم می‌خوای دربارۀ دیشب صحبت کنی

‫ناراحت بودید

‫چند روز قبل از عرضه، نسخۀ 2 از توی دست‌هام ‫قاپیده شد. آره

‫می‌شه همینو گفت

‫پسره ادعا می‌کرد کِی7ـه

‫مشخصاً اون نبود

‫یه نفر ترتیبِ این کار رو داده

‫یه نفر که درمورد رویداد و امنیت خبر داشته

‫بهش کمک شده

‫از سمت کی؟

‫ته‌وتوش رو دربیار

‫عمو چارلی! شما اینجا چی‌کار می‌کنین؟

‫درباره بابات شنیدم

‫واقعاً متأسفم. حالش چطوره؟

‫خوبه. پایداره

‫با توجه به حادثه می‌گن حالش خوبه

‫واقعاً متأسفم

‫تقصیر شما نیست

‫حتی نمی‌دونستم توی لندن هستین

‫فقط یه چند روزی توی شهر هستم. برای کار

‫ببین

‫- می‌شه یه چیزی ازت بپرسم؟ ‫- حتماً

‫با یه پسر ملاقات داشتم که بهم گفت ‫از دوستای باباته

‫الکس

‫آره

‫الکس

‫پس می‌شناسیش؟

‫ببینین

‫باید بدونین...

‫الکس...

‫چیزهای عجیب‌وغریبی رو باور داره

‫شاید اون‌قدری که فکر می‌کنی عجیب‌وغریب نباشه

‫باید با الکس صحبت کنیم

‫فکر می‌کردم نمی‌خوای دوروبرمون آفتابی بشه

‫دقیقاً همین رو می‌خوام

‫ولی انگار اون فکر دیگه‌ای داره، ‫پس باید بهش اطلاع داده بشه

‫خب، خودت استخدامش کردی...

‫خودت هم بهش بگو

‫هیچی اینجا نیست

‫- منظورت چیه؟ ‫- این یه بازیه

‫عالیه، ولی فقط یه بازیه

‫- امکان نداره ‫- دارم بهت می‌گم چیزی نداره

‫اشتباه نمی‌کنم

‫هر نقشه‌ای که ریخته، توی همینه

‫توی این فقط تونل، هیولا و آزتکـه

‫خیلی هم چشم‌نوازه. ولی فقط همینه

‫پس بیا کدِ بازی رو بررسی کنیم. ‫ببینیم چه چیزی مخفی شده...

‫امتحان کردم. قفله

‫ولی می‌تونی رمزگشایی‌ش کنی

‫می‌شه صحبت کنیم؟

‫- داریم صحبت می‌کنیم ‫- یه جای دیگه

‫می‌دونی، من الآن یکی جلو افتادم

‫یکی چی؟

‫تو یک بار جونم رو نجات دادی

‫منم دو بار جونت رو نجات دادم

‫حسابشون رو داری؟

‫اوهوم. و از تو یکی جلوترم

‫یادم می‌مونه

‫یه نفر پدرومادرم رو کشت

‫جوری صحنه‌سازی کرده بودن که ‫تصادف به نظر برسه، ولی...

‫کایرا، خبر نداشتم

‫خیلی موقع‌ها ازشون متنفر بودم

‫ولی می‌دونی، پدرومادرم بودن

‫متأسفم

‫آره، منم همین‌طور

‫خب این مرد، یاسن...

‫میاد سراغ ما؟

‫اگه کرای بفهمه ما کی هستیم...

‫آره

‫باشه

‫پس بهم نیاز داری

‫به‌خاطر بازی

‫و منم به تو نیاز دارم، ‫که بفهمیم کی پدرومادرم رو کشته

‫قبوله؟

‫- نگهش داشتی ‫- معلومه نگهش داشتم

‫لازم نیست قبول کنیم که به هم کمک کنیم

‫همین‌طوری به هم کمک می‌کنیم

‫باشه

‫یه مورد جدید داریم

‫یه چیز...

‫غیرمنتظره

‫الکس رایدر هم توی این قضیه هست

‫وارد بازی شده

‫- خب چطوری به کد بازی برسیم؟ ‫- می‌تونم رمزگذاریِ ضددزدی رو بشکنم،

‫ولی چند گیگ داده اینجا هست

‫با لپ‌تاپ، چند روز زمان می‌بره

‫برای شبکه‌کردنِ موازی ‫به 20 شاید 30 تا دستگاه نیاز دارم

‫خب کامپیوتری دارین؟

‫مدرسه. اتاق کامپیوتر ترم پیش بازسازی شد، ‫همه‌شون مدل‌جدیدن

‫- من با مدرسه حال نمی‌کنم ‫- راستش فکر بدی هم نیست

‫تنها مدرسه‌ای که تا حالا رفته‌م پوینت بلنک بوده

‫یادته آخرش چی شد، مگه نه؟

‫از آدما خوشم نمیاد. از مؤسسات خوشم نمیاد

‫و به یه مدرسۀ دیگه نمی‌رم

‫اگه خالی باشه چی؟

‫چرا باید خالی باشه؟

More Farsi Persian subtitles for Alex Rider

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left