Date A Live

Date A Live (デート・ア・ライブ)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

[AnimWorld] Date A Live S3 - 06 [Anime Khor & DiArY]
A Commentary by AnimeKhor
Anime Khor

Tags

other
Published on: 2019-02-15
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 179 lines.

می‌بینمت اوریگامی‏!‏

باشه‏،‏ فعلاً‏!‏

بابا؟ مامان؟

بابا؟

مامان؟

کار تو‏.‏‏.‏‏.‏بود‏!‏

هیچ‌وقت نمی‌بخشمت‏!‏

قسم می‌خورم‏.‏‏.‏‏.‏که می‌کشمت‏!‏ قسم می‌خورم‏!‏

یه روزی می‌کشمت‏!‏

صبح بخیر شیدو‏.‏

باهم خوابیدن‏.‏‏.‏‏.‏در یک رویا‏.‏

باهم خوابیدن‏.‏‏.‏‏.‏در یک داستان عاشقانه‏.‏

اگه فقط این خواب تا ابد طول بکشه‏،‏ مثل یک بهشت میشه‏.‏

شما دو نفر صبح به این زودی دارین چه غلطی می‌کنین؟‏!‏

‏"‏قسمت ششم‏:‏ 'تقاطع‌ها'‏"‏

زیر سقف خونه‌ای که همراه خواهرت زندگی می‌کنی‏،‏

مشغول انجام همچین کارای منحرفانه‌ای هستی؟

یـ‏-‏یه سوءتفاهم‌ـه‏!‏ درسته ناتسومی؟

شیدو یه آدم منحرفه‏.‏

هی‏،‏ چرا به حالت بالغ‌ـت تغییر حالت دادی؟

حالا که حرفش شد‏،‏ هنوز چیزی درباره ناتسومی بهت نگفتم‏.‏

مهر و موم ناقص بود یا چی؟

نه‏،‏ خود مهر و موم موفقیت آمیز بود‏.‏

پس‏،‏ یه چیزی تو وضعیت ذهنیش تأثیر می‌ذاره؟

آره‏،‏ گمونم بشه گفت که همچین چیزیه‏.‏

می‌دونی‏،‏ ناتسومی یه جورایی از لحاظ ذهنی ضعیفه‏.‏

‏-‏‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏

‏-‏‏-‏ هی تو‏.‏‏.‏‏.‏ ‏-‏‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏

دارین درباره‌ی چی پچ‌پچ می‌کنین؟

اطلاعاتتون رو برای خودتون نگه ندارین‏!‏

گوش کن ببین چی میگم‏،‏ یه فکری به حال این تغییر حالت مداومت بکن‏!‏

چون که شیدو بهم حس داره، حسودی نکن‏.‏

کیفیت پایین بدن تو که تقصیر من نیستش‏.‏

چـ‏-‏‏-‏؟‏!‏ به کی میگی بچه؟‏!‏

باید بهت بگم که من هنوز تو سن رشدم‏!‏

بچه‌‏،‏ هان؟

چقدر پر رویی که به این موضوع می‌خندی‏!‏

من حتی به این اسم هم صدات نکردم‏!‏

اعصابم رو خط‌خطی می‌کنی‏!‏

اوریگامی هنوز نیومده؟

اون‏.‏‏.‏‏.‏یکی از سربازای سی‌آر از دی‌ای‌اِم بود‏.‏‏.‏‏.‏

چه معنی می‌تونه داشته باشه؟

اون چرا‏.‏‏.‏‏.‏؟

برپا‏!‏

تعظیم‏!‏

برجا‏!‏

اوم‏،‏ قبل حضور و غیاب‏،‏ خبر بدی رو باید اعلام کنم‏.‏

عه‏،‏ چی شده تاما چان؟

خواستگاری خوب پیش نرفت؟

طرفت فِیک بود؟‏!‏

خیلی ضایع‌ست‏!‏

اهم‏!‏ خب‏،‏ راستش‏.‏‏.‏‏.‏

توبیچی اوریگامی به خاطر شرایط غیر منتظره‌ای از این مدرسه منتقل میشه‏.‏

منتقل میشه؟‏!‏

منتـ‏.‏‏.‏‏.‏قل؟

صبر کن ببینم‏!‏ اوریگامی؟‏!‏ منظورت چیه؟‏!‏

منم چیزی از جزئیات نمی‌دونم‏.‏

از یه جای نامعلوم با من تماس گرفتش و گفت‏،‏

‏"‏دارم منتقل میشم و بعداً فرم‌ها رو می‌فرستم‏.‏‏"‏

نه‏.‏‏.‏‏.‏ به کدوم مدرسه میره؟‏!‏

اوه‏!‏ خب‏.‏‏.‏‏.‏ گفتش که یه مدرسه تو انگلیس‏.‏‏.‏‏.‏

انگلیس؟ نگو که‏.‏‏.‏‏.‏

ایتسوکا؟

آ‏-‏آخ‏.‏‏.‏‏.‏ دلم‏!‏

دلم درد می‌کنه‏،‏ پس‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

‏-‏‏-‏شیـ‏-‏‏-‏ ‏-‏‏-‏ تو لازم نیست بیای‏،‏ خوبم‏!‏

آخ‏،‏ آخ‏،‏ آخ‏.‏‏.‏‏.‏

اَه‏!‏ چرا آخه باید این شکلی باشم؟‏!‏

و بالاخره امروز به اندازه‌ی کافی زود بیدار شدم‏!‏

هیچ قصدی برای اون‌جوری بیدار کردنش نداشتم‏.‏‏.‏‏.‏

ممنون بابت چایی‏،‏ ناتسومی‏!‏

ا‏-‏اوم‏،‏ چیزی ازم می‌خوای؟

اوم‏،‏ خب‏.‏‏.‏‏.‏

اصلاً چرا اومد تو اتاقم؟

چی می‌تونه باشه؟

نکنه کینه کرده و اومده که انتقام بگیره‏!‏

نـ‏-‏ناتسومی‏.‏‏.‏‏.‏

چون تازه به اینجا نقل مکان کردی‏،‏ احتمالاً شهر رو کامل نمی‌شناسی‏.‏‏.‏‏.‏

درسته‏!‏ من داشتم شیدو رو با جعل هویت دوستای ارزشمندش فریب می‌دادم‏!‏

و‏-‏ولی‏،‏ اینجوری هم نیست که من همه جارو بلد باشم‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏پس اونقدرا نمی‌تونم که بهت کمک کنم‏.‏‏.‏‏.‏

صبر کرد تا بقیه برن تا انتقامش رو بگیره‏!‏

ولی اگه از نظرت اشکالی نداره‏،‏ میخوای که شهر رو بهت نشون بدم؟

هان؟‏!‏

همیشه این وقت روز رو تنها سپری می‌کنم‏.‏‏.‏‏.‏

و از اونجایی که تو الان اینجا هستی‏،‏ امیدوار بودم که بتونیم کلی باهم صحبت کنیم‏.‏‏.‏‏.‏

و علاوه بر اون‏.‏‏.‏‏.‏

مـ‏-‏ما باهم دوستیم‏!‏

اوه‏!‏ باید با این دختر ازدواج کنم‏!‏

شـ‏-‏شهر رو بهم نشون میدی؟

بریم‏!‏ عجله کن‏!‏ همین الان بریم‏!‏

شماره‌ای که با آن تماس گرفته‌این در دسترس نمی‌باشد‏.‏‏.‏‏.‏

چرا جواب نمیده؟‏!‏

لطفاً همینجا باش اوریگامی‏.‏‏.‏‏.‏

خوبه که تونستم بیام داخل‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏توبیچی‏"‏

اوریگامی‏،‏ منم‏!‏

اگه اونجایی جواب بده‏!‏

بازه‏!‏

اوریگامی‏!‏

کجا فرار کردی‏،‏ اوریگامی؟

‏-‏‏-‏ اوخ‏!‏

‏-‏‏-‏ ناهارت خوش‌مزه میزنه‏،‏ کوتوری‏!‏ ‏-‏‏-‏ اوه‏!‏

داداشم برام درست کرده‏!‏

بسم‌الله‏!‏

نمی‌تونی با شیدو تماس بگیری؟

تو مدرسه‌ست‏،‏ درسته؟

ظاهراً بعد شنیدن خبر انتقال اوریگامی‏،‏ مدرسه رو زود ترک کرده‏.‏

یعنی چی آخه؟

تو همچین زمانی گم شده؟ مشکوک میزنه‏.‏‏.‏‏.‏

بقیه چی؟

توکا‏،‏ خواهران یامای‏،‏ و میکو تو مدرسه دارن ناهارشون رو می‌خورن‏.‏

ناتسومی و یوشینو برای تفریح به شهر رفتن‏.‏

که اینطور‏.‏‏.‏‏.‏ از نگران کردنشون بدم میاد‏،‏ ولی نمی‌تونیم برای همیشه فریبشون بدیم‏.‏

قبل اینکه توکا و بقیه به خونه برسن‏،‏ شیدو رو پیدا کن‏.‏

این‏.‏‏.‏‏.‏

به خونه اوریگامی رفتم و‏.‏‏.‏‏.‏

اوریگامی؟‏!‏

هی اوریگامی‏!‏ چیکار می‌کنی‏.‏‏.‏‏.‏؟

آب‏.‏ تشنه نیستی؟

عه؟

اوم‏.‏‏.‏‏.‏

بس کن‏!‏ باشه‏!‏

یه خورده می‌خوام‏،‏ پس بذار مثل بچه آدم بنوشم‏!‏

درست و آروم‏.‏‏.‏‏.‏

از اینا بگذریم‏،‏ می‌تونی منو از اینجا بیرون ببری؟

نمی‌تونم‏.‏

به‏.‏‏.‏‏.‏دی‌ای‌اِم ملحق شدی؟

آره‏.‏

و منو دزدیدی؟ دستور وست‌کوت بود؟

با اراده‌ی خودم به اینجا آوردمت‏.‏

دی‌ای‌ام از این اقدام من اطلاعی نداره‏.‏

باید انجام میشد‏.‏

برای بیرون نگه داشتنت از این موضوع‏،‏ این مطمئن‌ترین کاری بود که میشد انجامش داد‏.‏

صبر کن ببینم‏.‏ بیرون نگه داشتنم؟

از چی؟

مبارزه‌م با سِرها‏.‏

سِرها‏،‏ منظورت‏.‏‏.‏‏.‏؟

البته‏،‏ توکا و بقیه و هیچ استثنایی هم درکار نیست‏.‏

فکر می‌کردم دنبال سِری که والدینت رو کشته‏،‏ باشی‏!‏

اونا ربطی به این موضوع ندارن‏!‏

همه‌ی اون سِرها مثل هم هستن‏.‏

اگه می‌خوایم جلوی به وجود اومدن انسان‌هایی مثل من رو بگیریم‏،‏

نمی‌تونیم اجازه بدیم که به زندگی ادامه بدن‏.‏

توکا و بقیه حتی به عنوان سِر هم شناسایی نشدن‏!‏

گفته بودی که دیگه دنبالشون نمیری‏!‏

اون یه تصمیم اجباری برای دفاع از خودم بود‏.‏

الان دیگه به من ربطی نداره‏.‏

هی اوریگامی‏.‏

نزدیک 6 ماه‌ـه که توکا به مدرسه ما منتقل شده‏.‏

زمان مثل برق و باد می‌گذره‏.‏

اون سِرهایی که شما باهاشون می‌جنگیدین‏،‏ الان دیگه بخشی از جامعه هستن‏.‏

الان مثل انسان زندگی می‌کنن‏.‏

و تو‏.‏‏.‏‏.‏بعد اینکه این همه مدت تماشا می‌کردیشون‏.‏‏.‏‏.‏

میگی که تغییر نکردن؟

که یه سِر همیشه سِر میمونه؟‏!‏

که اونا خیلی خطرناکن‏،‏ و باید کشته بشن؟‏!‏

فکر می‌کنی که خودم نمی‌دونم؟‏!‏

یاتوگامی توکا و بقیه‌ی سِرها‏.‏‏.‏‏.‏

همه‌ی اون سِرها مثل همدیگه‌ن‏.‏

باید عطش انتقام منو سیراب کنن‏،‏‌ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

نمی‌تونم خودم رو سر این کوتاه اومدن ببخشم‏.‏

پنج سال پیش‏،‏ قسم خوردم که انتقامم رو از سِرها بگیرم‏،‏ ولی هنوزم‏.‏‏.‏‏.‏

جوری به شرایط عادت کردم که حالا‏.‏‏.‏‏.‏این موضوع منو می‌ترسونه‏.‏

دلیل ملحق شدنم به دی‌ای‌اِم این بودکه بالاخره متوجه شدم‏.‏

زندگی همراه با یاتوگامی توکا‏.‏‏.‏‏.‏ چیزی که من انتخابش کردم‏.‏

و مشکل این چی میتونه باشه؟‏!‏ تو هم مثل من می‌دونی‏!‏

اونا فقط یه زندگی عادی میخوان‏!‏

نه‏.‏‏.‏نمی‌تونم همچین اجازه‌ای بدم‏.‏

نه تا وقتی که سِر باشن‏.‏

من باید چیزی بیشتر از اون سِرها رو بکشم‏.‏

باید کسی رو که احساسات روش تأثیر گذاشته رو بکشم‏.‏‏.‏‏.‏ یعنی خودم‏.‏‏.‏‏.‏

با گرفتن جون یاتوگامی توکا‏،‏ دوباره به همونی که بودم تبدیل میشم‏.‏

صبر کن اوریگامی‏!‏

لطفاً صبر کن‏!‏

مشکلی نداره، آیک؟

اینکه بذاری خودسرانه عمل کنه؟

.مهم نیست

.بالاخره داره یکم انگیزه نشون می‌ده

More Farsi Persian subtitles for Date A Live

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left