The first 194 lines.
میلیونها سال پیش
فسیل زمانی تشکیل میشه
که یه اورگانیسم، که در رسوبات ،قرار گرفته
طی گذشت میلیونها سال
.دستخوش فشار فیزیکی بشه
کمتر از یک ده هزارمِ درصد
از اورگانیسمهای زنده .تبدیل به فسیل میشن
شگفتانگیز نیست که
چیزی به این شکنندگی ،بتونه اون احتمالات رو نفی کنه
...فقط تا این اتفاق براش بیوفته
.فکر نکنم درست انجامش داده باشی
،باشه همگی
.فردا از همینجا ادامه خواهیم داد ،اگه شانس بیاریم
شاید یه فسیل به کهنسالی .خانوم فیلیس مسئول ناهار پیدا کنیم
.شماها نمیدونید چی خندهداره
!کوپر
میشه اینها رو برام برداری؟
.البته
.بهتره مراقب خودت باشی
.هستم، حتماً هستم
چون میدونی اگه نباشی .قراره چی بشه
اون کی بود؟
.هیچکس
چرا هُلت داد؟
.به تو مربوط نیست
ولی اون یه نقض قانون آشکار
.انضباطی دانشآموزها بود
.باید گزارشش کنیم
،ما هیچکس رو گزارش نمیکنیم .دخالت نکن
...ولی قانون انضباطی دانشآموزها
.بیخیالش شو
....پس بیخیالش شدم
.برای شش دقیقهی کامل...
.ببخشید، آقا
،وقتی ادرارتون تموم شد میخوام ازتون یه سری سؤال
دربارهی دینامیکهای ،اجتماعی، ترسوندن
.تهدیدادت و غیره بپرسم
.کارت رو تموم کن، عجلهای نیست
illusion مترجم: امیرعلی
مشکلت چیه؟
.مشکلی ندارم
.احتمالاً باید دستهات رو بشوری
الان شاهد یه مجادله
.بین تو و جورجی کوپر بودم
مجادله؟
،یه مقابله، یه نزاع. بگذریم
فقط مایلم اطلاعات بیشتری برای
اهداف جامعه شناسی .کسب کرده باشم
،دربارهات شنیدم .همون بچه باهوشهای
،مایلم در این لحظه فروتن باشم .ولی بله، خودم هستم
.شلدون کوپر، در خدمتم
پس جورجی برادرته؟ - .صحیحه -
و سعی داری ازش محافظت کنی؟
غلطه. فقط کنجکاوم چیکار کرده .که باعث خشمت شده
همینطور، بابت .شستن دستهات خسته نباشی
.برادرت یه عوضیه
.با اون کلمه آشنا نیستم
.سعی کرد مخ دوست دخترم رو بزنه
جالبه. پس آشکاراً ،جفتت رو تعقیب کرده
،و برای تثبیت سلطهات
با خشونت فیزیکی .تهدیدش کردی
.معلومه که آره
.درک میکنم
من اغلب با هوشم .مردم رو میترسونم
.خب، یکیمون ترسوندش
.باشه
.بعدی .میسی کوپر
،فقط یه نکتهای .ژست بهترم اینه
...باشه
والدینت میدونن آرایش کردی؟
.آره، مامانم میدونه
مطمئنی؟ چون معمولاً .اجازه نمیدن
،اگه حرفم رو باور نداری .میتونی ازش ب=رسی
.باشه، یه تماس باهاش میگیریم
واقعاً؟
،خبرهای خوب .الان با تامی کلارکسون حرف زدم
چی؟ دیوانهای؟
.نه، مامان برده آزمایشم کردن
و راستش تامی مهربونتر از .چیزیه که فکر میکنی
.بهت گفتم دخالت نکنی
درسته، ولی چیزی که بهم نگفتی
این بود که با دوست دخترش ،بیش از حد صمیمی بودی
واسه همین میخواد .دهنت رو سرویس کنه
.چیزی نمونده من دهنت رو سرویس کنم
.فکر نکنم
.سلام، تامی
چطوری؟
،اگه با اون مشکلی داری .با من داری
،و فقط برای شفافسازی منطقش
.با من واقعاً مشکل داری
،به حرف برادرم گوش نکن من مشکلی
.با هیچکس ندارم
.باید عذرخواهی کنی
.خیلی متأسفم
.از اون
.خیلی متأسفم، شلدون
.تا بعد، بچه
دیدی؟ .مهربونه
اصلاً با خودت چی فکر میکردی؟
.اینکه جذاب شدم
میدونی اجازه نداری .آرایش کنی
.واسه همین بهت نگفتم
کی بهت داده؟ هدر بی؟ هدر ام؟
.مامان بزرگ
پس مادربزرگت مشکلی نداشت که تو عکسهای مدرسهات
این شکلی بشی؟
،اگه حرفم رو باور نداری .ازش بپرس
.قراره بپرسم
واقعاً؟
،اینها شاکیها
.ولری و آنتونی ساینز هستن
ولری ادعا داره با گربهاش اسکمپی
،در پلههای جلویی آپارتمانش نشسته بوده
،و اون موقع سگ آنتونی افتاده دنبال اسکمپی .بهش صدمه زده
چی نگاه میکنی؟ - .برو گمشو -
ازم عصبی هستی؟
.نمیخوام الان قیافهات رو ببینم
بسیارخب، ولی میخوام .پروفسور پروتون نگاه کنم
شنیدی چی گفتم؟ .برو گمشو
خب، تو شنیدی چی گفتم؟
میخوام .پروفسور پروتون نگاه کنم
.چه بد - .جالبه -
برام سؤاله دوست جدیدم تامی کلارکسون
.چه نظری دربارهی این پیدا میکنه
خب، اینجا که نیست، هست؟
.نه، نیست
.گمون کنم فقط مجبورم بهش زنگ بزنم
.شوخی میکنی
میزنی پروفسور پروتون؟
.نه
.باشه، باشه
.ممنون
.نشنیدم بگی خواهش میکنم
!خفه شو
.روش کار خواهیم کرد
!وقت علومه
.سلام
خب، شبیه مدونا نشدی شما؟
.ممنون
.راستش سعی داشتم شبیه شما بشم
.ممنون
چرا بدون اینکه قبلش با من حرف بزنی بهش لوازم آرایش دادی؟
.من لوازم آرایشی بهش ندادم
.خب، پس، یکیتون داره دروغ میگه
.اونه - .اونه -
.وقتشه اعتراف کنی
.من این یکی رو گردن نمیگیرم
.لوازم آرایشی رو از کیف مامان بزرگ برداشتم
.میسی، تو یه دنیا دردسر افتادی
،آروم باش .اونقدرها چیز خاصی نیست
!خیلی هم هست
،ازت دزدی کرده .و بعد دربارهاش دروغ گفته
میدونم، ولی بیخیال، فقط .ده سالشه
قراره وقتی بزرگتر بشه .کارهای خیلی احمقانهتری انجام بده
.تضمین شده است
.برام مهم نیست
اون دختر منه و .مجازات خواهی شد
.ببخشید، بچه
.کاش دختر تو بودم
جداً؟
خب، حدس بزن چی؟
امشب اینجا میخوای
چون نمیخوام یکی از شما .کنارم باشه
!عالی شد
.آره، عالی شد
جورجی، زحمت بکش یه یوهو .برام بیار
.خودت بیار
مطمئنی میخوای با اون لحن
باهام صحبت کنی؟
،شلدون .دارم خیلی از این وضع خسته میشم
خیلی بده. من .خیلی لذت میبرم
.هنوز منتظرم یوهو بیاری
فکر کردی الان ،خیلی سرت گنده شده
...قسم میخورم، یه روز - .هی -
چه خبره؟
.شلدون داره عوضی بازی در میاره
حقیقت داره؟
.من فقط یوهو خواستم
...اونجاش رو نمیگه که
.فراموشش کن
.عالیه .تموم شد
،جورجی
...کاری نکن تکرار کنم
،و یکی از اون پشت بیار .که سرد باشه
خب دقیقاً کِی لوازم آرایشیم رو کِش رفتی؟
.وقتی رفته بودی بولینگ
.کلید این خونه رو که نداری
چطوری وارد شدی؟
.نمیتونم بگم که
.شاید لازم باشه دوباره بیام
.باور نکردنیه
،و اگه در آینده دوباره خواستی انجامش بدی ،کمتر کرمپودر بزن
وگرنه آخرش شبیه .رگدی آنه میشی
.کاری کرده رگدی اَندی اون شکلی بشه
No comments yet. Be the first to leave one.