The first 200 lines.
«در مورد «جُردن - نگران نباش -
.ما الان برامون مهمه نه آينده
.نه، اين برام مهم نيست
ميخواستم بدونم اون نقشهاي .براي دوباره رئيس شدن داره يا نه
.نميدونم
اون بيشتر دوست داره بيمارها رو مداوا کنه
تا اينکه شيفت شب رو مديريت کنه .ولي از رئيس بودن بدش نمياد
.تو شغلت رو ميخواي
.داري کودتا ميکني - .نه، من کودتا نميکنم -
...همون اولشم از اين شغل متنفر بودم، اما
جنت» ميخواد با دوقلوها خونه بمونه»
و فکر ميکنم اگه اين شغل رو داشته باشم اونم عملي بشه
.داري کودتا ميکني
.نه، لطفاً اين حرفو نزن - .داري کودتا ميکني -
.باشه
.خب ازش بپرس
خب، ميدوني.... نميخوام
بينمون شکر آب بشه، پس اميدوار بودم تو ازش بپرسي
...که ميخواد
.من عمراً بين شما دوتا قرار بگيرم - !کمک! کمک کنين -
.موفق باشي - !همسرم -
!کمکم کنين - .يه برانکار چرخدار ميخوام -
.خواهش ميکنم کمکم کنين - باشه. چيشده؟ -
چند هفته پيش، چندتا از گاوهامو دزديدن
...حالا هم يه صدايي از انبار ميومد
تو بهش شليک کردي؟ - !حادثه بود -
.قرار بود بره محفل کتابخواني
.از عمد بهش شليک نکردم .زودتر اومد خونه
باشه، اسمش چيه؟ - «مليسا» -
باشه آقا .شما بيرون بمونيد
.آقا لطفاً همينجا بمونيد
کني»، دوتا سِرم بزرگ وريدي ميخوام» .و بياين بفهميم مشکلش چيه
پال»، بيا» - علائم حياتي بدن روي 84 درصده -
خيليخب... «مليسا» صدامو ميشنوي؟
همه چيز درست ميشه، گرفتي؟
.شوهرت بيرونه. منتظر توئه تا ببرتت خونه
.فقط قبلش بايد يکم حالتو خوب کنيم
ولي اول ازت ميخوام همراه من بجنگي، باشه؟
.کتاب خوبي بود - چي؟ -
« گتسبيِ بزرگ »
در موردش بهم بگو .دائم باهام حرف بزن
.تا حالا نديدمش - .بهتر از فيلمشه -
.فکر ميکنم تير به سمت چپ سينهاش خورده
کني»، وسايل لولهگذاري رو بيار» .و براي شکاف سينه آماده باش
.صداي تنفس از سمت چپ سينهاش نمياد
گرفتگي ريه، درسته؟
.نه، بدتر
.دچار « پنوموتوراکس » شده
.خيليخب... ناي جا به جا و رگ گردنش بزرگ شده
تيغ شمارهي 10 - .مرسي -
براي لوله گذاري آماده بشين - .نبضي احساس نميکنم -
!اين يه حادثه بود - «کني»، »کني» -
.ببرش بيرون - ..آقا، ميدونم... آقا -
.بايد بيرون بمونيد. ميدونم
.متأسفم عزيزم. خيلي متأسفم
اوه، اينجايي پس - .سلام -
آمادهاي؟ - .آره -
يه مورد عمل تومور لوزالمعده هستش .که گفتن ما انجامش بديم
پانکرياديک دوادنکتومي؟
«آره، ولي ما فقط بهش ميگيم «ويپل
.اما از اشتياقت خوشم مياد 30دقيقه ديگه ميبينمت؟
.آره، برم يه چندتا قهوه بيارم
چخبر شده؟
.امم، بيا اينجا
.شوهره تصادفاً به همسرش شليک کرده
.اگه يه نفر بتونه نجاتش بده، اون تيسي ـه
.فشار اينجوري بهش وارد نکن
.به اندازه کافي خودش از اين فشارها داره
شب مرخصيت اينجا چيکار ميکني؟
.براي معاينهي کهنه سربازها داوطلب شدم
خيلي براي کار مشتاق و وفاداري؟
راستشو بخواي، فقط دنبال بهونه بودم .که از خونه بزنم بيرون
...تو و «ريک» هنوز هم
.آره، الان فقط ... اوضاع يکم دشواره
منظورم اينه، داره خستهام ميکنه
چون همش غر ميزنه
.و سخته که پيشش باشم
.و درکش ميکنم، ولي سخته
نميتوني سرزنشش کني... درد کمرم .باعث ميشه بخوام با مشت بزنم تو صورت يکي
نميتونم تصور کنم اگه پامو از دست بدم .چيکار ميکنم
.منم همينطور
.اون به يه دکتر روانشناس نياز داره
و بعدش همه چي بهتر ميشه
زماني که پاي مصنوعيش رو بگيره .و دورهي بازپروريش رو شروع کنه
چه موقع ميگيره؟ - سؤال اصلي همينه -
ما منتظر نوبت مراجعه به دکتر اندرسون در .بيمارستان نظامي هستيم
.ممکنه فردا باشه يا زماني که دلفينها پرواز ميکنن
کد آبي
.دکتر آلکساندر به بخش 2، کد آبي
جردن»، خوب شد اومدي» .ميخوام يکي کمکم کنه
کجاي کارين؟
3واحد خون و 5 الکتروشوک داخلي
4دور اِپينفيرين 2بيکربنات سديم، هنوزم جواب نميده
قلبش نميزنه؟ - تا 15 دقيقهي گذشته که اينجور بوده -
الان دارم بطن رو ترميم ميکنم ...اگه بتونيم گيره بزنيم
... آئورت رو - . آره -
.بطن تيکه تيکه شده
.سرخرگ رو گيره بزن
.اينجا
.خيليخب. گيره زده شد
.جواب نميده
.کار منم تموم شد
تي» ، هنوزم قلبش نميزنه»
نه، نه، نه، خيلي خب .پدالها رو بدين
به 2 واحد ديگه خون نياز دارم .خيليخب، آماده
.آماده
خيليخب، ميخوام حداکثر سِرُم سالين بهش تزريق بشه
5واحد اپينفيرين ميخوام که مستقيم .به قلبش بزنم
.به 40 واحد وازوپرسين نياز دارم
تيسي - .دوباره پدالها رو بدين -
.آماده
يالا، يالا، زودباش - تيسي -
.اون مُرده. مرگش رو اعلام کن
19:05.
.بي رحمانه بود
.خيلي وقت بود مريضي رو از دست نداده بود
.متأسفم
.هي
تي
مهمون ميخواي؟
روبراهي؟
.مُردن آدماي زيادي رو ديدم
...خودت ميدوني
هيچوقت آدم به مرگشون عادت نميکنه .پس بهتره باهاش کنار بياد
تي» ، تو هر کاري از دستت برميومد انجام دادي»
ببين، اگه من هر کاري که در توانم بود .انجام دادم، پس بايد زنده ميموند
نگاهي که روي صورت شوهرش بود رو ديدي؟
...مسئول مرگ ديگري بودن
.هي، همين الان يه تماس داشتيم
«پارتي مزرعهاي در «يکوم
بچههاي دبيرستان، مشروب و مواد مخدر
.دچار آسيبهاي متعددي شدن
امدادگرها تازه رسيدن به محل
.و «گوئن» گفت يکيشون نميتونه تکون بخوره
.از تو خواست که بري اونجا
.روي چشم
حله؟
.آره - .صبر کن -
«هي «تي
.يادت باشه تو فقط ميتوني همهي تلاشتو بکني
بيا اميدوار باشيم تلاشم به اندازه کافي خوب باشه
.هي اينو نگاه
...ميشه
.خب، احتمالاً بايد ببينيم مشکلش چيه
!برانکارد
!اينجا! از اين سمت
.خوبه
تيسي» ، دنبالم بيا»
دوتا بچه سوار يه موتور چهار چرخ بودن .و سعي کردن از دست پليس فرار کنن
راننده کنترل موتور رو از دست داده .و زده به سيم خاردار
.نميدونستم چيکار کنم
فکر کردم شايد يه همچين چيزي .توي افغانستان ديده باشي
.آآخ
يه چيزي تو همين مايه ها داخل افغانستان ديدم
.به خير و خوشي تموم نشد
بايد اين سيم خاردار رو ازش خارج کنيم
.وگرنه از خونريزي ميميره
تيم ترجمهي يک مووي تقديم ميکند
The Night Shift S02 E02
ميشه يه افسر اين بچهها رو از اينجا دور کنه لطفاً؟
.همه يکم برين عقب. برين عقب
قيچي آهنبُر ميتونه بيشتر .اين سيم خاردار ها رو ببُره
.با اينکار ميتونم رودهي کوچيکش رو نجات بدم
اوه خداي من چه اتفاقي براي «برايان» افتاده؟
دخترا، ازتون ميخوام برين عقب و بشينين، فهميدين؟
.بريد عقب . ممنونم
.خيليخب «تيسي»، سِرم بهش وصله
«ممنونم «گوئن
خب رفيق، اسمهاتون چيه؟
ترنس» ... و اين هم «برايان» ـه»
خوبه. «ترنس» ميتوني سِرم رو نگه داري؟
.باشه
.وقتي پليسا اومدن زديم به چاک
من وقتي سيم خاردارها رو ديدم جاخالي دادم
.ولي «برايان» مستقيم رفت داخلشون
.بزار يه نگاهي به شونهات بندازم
.فکر کنم در رفته - .نه، دردي حس نميکنم -
.فقط رفيقم رو مداوا کنين
چند وقته باهم رفيقن؟ .در مورد رفاقتتون بهم بگو
ما از وقتي 8 سالمون بود راگبي بازي ميکرديم
مربي از ايالت آريزونا اومده بود اينجا که بازي ما رو ببينه
واقعاً؟ چطور پيش رفت؟
.به هر جفتمون بورسيه تحصيلي پيشنهاد کرد
تنها آرزومون اين بود که داخل دانشگاه راگبي بازي کنيم
.و حالا من گند زدم بهش
گوئن» ، يکم اينجا رو آب بده»
هي رفيق، ميدونم درد داري... ميدونم
ولي تو خيلي سرسختي،
ميدونم که هستي
.خيليخب، بهش يه مورفين ديگه هم بزن
.باشه
«خيليخب «برايان
اين کمک ميکنه تو حالت خيلي خوبه، باشه؟
.حالت خيلي خوبه برايان
برايان؟
.خيليخب، بيهوش شد
خب ، اون يارو داخل افغانستان اوضاعش از اين بدتر بود؟
.اون وضعش فرق ميکرد
همسن اين بچه بود
به جز اينکه اون نارنجک فعال داخل رودهاش بود
No comments yet. Be the first to leave one.