The first 162 lines.
آنچه گذشت
...همچین قول و قراری درکاره
تو بحبوبه زحمت کشیدن شما ،برای حفظ امنیت خونهی من
من و کارول دنورز هم برای شما یه خونهی جدید مییابیم
یعنی میگی الان یه میلیون اسکرالی هستن که دارن راست راست بینمون راه میرن؟
ما یه رهبری میخوایم که از قدرت جنگی کمال و مهار نشدنی برخوردار باشه
در همین راستا، من گراویک رو برای سِمَتِ "اسکرال ژنرال"، معرفی میکنم
اگه هیچوقت عوض نشده بودم، دوستم داشتی؟
که اگه تو شکله واقعیه خودم بودم؟
امروزم یه شانس دیگه واسه کشتن فیوری نصیبت شد و ازش سود نبردی
گراویک، چه "دیانای"ـه رو دزدیده؟
فقط یه چند تا نمونه بوده
ولی دزدیدشون چون دستش به چیزی که دنبالش بود، نرسید
دنبال چی بودش؟
"یه چیزی که بهش میگفت "برداشت
یه پیشنهاد برات دارم
برداشت" رو شخصا برام بیار" و منم کل برنامهم رو کُنفیکون میکنم
و یه چندتا قرص یِدید هم با خودت سر قرار بیار
محفظه راکتور میتونه تحملش یکم فراتر از حد باشه
«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا»
>>>>>> مــتــرجــمــان امــیــر جـیـریـایـی و (Amir_Soap) مــریـــم شـــراهـــی (mar7am79)
«فـیـلـم2مـدیـا را در تلگرام دنبال کنید» @Film2Media_Plus
این بار اوله که بعد این همه سال، به این شماره زنگ میزنی
من یه میلیون بار این شماره رو گرفته بودم
این بار اوله که رو دکمه تماسش میزنم
خب، عجب دلداری خشک و بیروحی
از صدات معلومه جای دوری هستی. آره؟
اونقدر دوره که منطقیه راهی که میرم رو ادامه بدم
میدونی که برمیگردی یا نه؟
من... من دیگه گوشی رو قطع میکنم
اگه دلت اینو نمیخواد مجبور نیستی بری، عزیزم
مراقب خودت باش
تــهــاجــم مــخــفــی
قـسـمـت شـشـم و آخـر از فـصـل اول: خــانــه
آقای رئیس جمهور ما باید راجع به
شاخ و برگ دادن شما در پاسخ به حمله به کاروانتون، تمرکزمون رو معطوف نگه داریم
با تمام احترامی که قائلم ،ما هنوز به زمان نیاز داریم
تا اطمینان حاصل کنیم که این یه اقدام رسمی از سوی روسیه بوده
رئیس جمهور "ولادیموف"، قاطعانه، دست داشتن کشورشون تو این اقدام رو رد کردن
آهان، که اون "قاطعانه این رو رد کرده"
پس گمونم، وضعیتمون رفع و رجوع شد دیگه
رئیس جمهور "ولادیموف" یه دروغگوی بیشاخ و دمه
و من 30 تا مرد روسی تو یه بزرگراهی واسه اثباتش دارم
ما نمیتونیم احتمال انحرافی بودن این حمله رو نادیده بگیریم
امروز صبح با صبحونهتون دارویی برای تقویت حماقت صرف کردین، دریاسالار؟
اتفاقی که تو اون بزرگراه افتاد یه حمله همه جانبه به جمهوری ما بود
که توسط اسکرالها و روسهایی که
براشون سرپناه امن فراهم کردن رخ داد
فرماندهی کُل قوای ما به دلیل جراحات داخلیِ ناشی از سوء قصد به قتلی که
،با چنگ و دندون ازش جون سالم به در بردن
کماکان تحت مراقبت و درمان هستن
پس، مگر اینکه شواهده واقعی برای
حمایت از این ایدهی مسخرهی شما ،مبنی بر حملهای انحرافی داشته باشین
بهتون پیشنهاد میکنم به همون کاری برسین که برای اون به اینجا فرا خونده شدین
که ارائهی گزینههای رئیس جمهور ایالات متحده
برای پاسخ نظامی علیه روسیه هستش
بندازش روی صفحه نمایش
داریم اینجا به چی نگاه میکنیم، سرهنگ رودز؟
تصاویر ماهوارهای کنونی، قربان
اینها تانکهای روسیان که در حال موضعگیری در مرز فنلاند و اوکراین هستند
،خب قربان، اگه اجازه بدین
به خودم حق اختیار دادم که
پیشنویس اولیه سخنرانی شما برای ملت رو تهیه کنم
مردم آمریکا لازمه که صداتون رو بشنون، قربان
اونا به رهبری شما نیاز دارن
باید بفهمن که چه کسی مسئول این کار هستش
که صد در صد روسیهست
مدرکتون واسه اثباتش درست همینجاست
تصمیم بگیرین، آقای رئیس جمهور
الو؟
باید اونو از اونجا ببریش بیرون - کی رو؟ -
رئیس جمهور دیگه، دِ اِی ابله به تمام معنا
فیوری داره یه راست میاد سمتت
فیوری؟ الان چرا باید راجب فیوری به آب و تاب بیفتیم؟ تیم امنیتی کافی واسش داریم
واسه چی؟ تمرین تیراندازیش؟ فیوری پاک عقل رو داده به باد
میخواد که تا قبل از پرتاب بمب جلوی ریتسون رو بگیره
همین حالا رئیس جمهور رو جابجا کن
بقیه کجان؟
زندانیان
از قرار معلوم، فقط من و توییم، فیوری
همهی قرصات ته کشید؟ بمیرم الهی، مگه نه؟
.دیگه محافظت پُحافظت واست پَر چطوره به جاش لبی تر کنیم؟
آره، دست رد نمیزنم
بیا
آ باریکلا
به سلامتییِ آخرین مقاومت نیک فیوری بزرگ
...رودی، چیکار داری
داریم میبریمتون یه مکان امن، آقای رئیس جمهور
هی. داریم رئیس جمهور رو میبریم طبقه بالا
بقیهمون چیکار کنن، قربان؟ - امنه -
بهشون بگو جستجو رو شروع کنن - دریافت شد -
هر طبقه رو زیر و رو کنین آسانسورها رو قرق کنین
این یه تهدید امنیت ملیه
شرط میبندم تو مخلیهت هم نمیگنجید که ،بیست دقیقه آخرت روی زمین
این پایین صرف نوشیدن با من بشه
این لرزش ماهیچههات رو میبینی؟
تو همچین سطحی در معرض تابش، طبیعیه
به محض اینکه لرزش تا آرنجت
یعنی نزدیک به قلبت رو فرا گرفت اون موقع هستش که باید به دلهره بیفتی
قیافهم دلهرهای میزنه؟
البته که بدون قرصها علائم تسریع هم میشن
فیوری، بگو که یه نقشه زاپاس داری انتقامجویان کوچولوت تو حالت گوش به زنگن؟
اون شنل و سپر نامرئی چطور؟
تو دیگه اینقدر تو تیپبازی غرق شدی که از پوست منم مثل یه لباس استفاده میکنی
لباس، فیوری؟ این پوست رو نمیشناسی؟
ها؟ این صورت رو
این اولین انسانی بود که کشتمش
و میدونی چرا کشتمش؟
کشتمش چون تو بهم گفتی
حتی یادتم نیست
سر اولین ماموریتی بود که بهم محول کردی
میدونی، جوون بودم و سعی میکردم از همه توان مایه بذارم
میخواستم هر چی دارم بذارم وسط تا قهرمانم حَظ کنه
میدونی، همونی که قول یه خانه رو بهمون داده بود
...ولی این مَرد
این مرد فیوری، زن داشت و بچهدار بود
آره، قبول ،شاید یه کم از راه به در شده بود
ولی من بخاطر تو کشتمش
من اونو کشتم و خیلیهای دیگه رو هم کشتم
و هر کی رو که میکشتم بخش کوچیکی از قلب و ترحمم رو با خودش میکند
خب، این فقط حکایت تو یکی نیست - نه -
ولی من تنها کسیام که اونقدر دِلِش رو دارم که زیر بارش برم
تِیلوس یه شخص ضعیف بود
و ما سر ضعیف بودنش سی سال تو سایهها آواره شدیم
اون یه قماش جنگجو رو به دستهای از گداها تبدیل کرد و یعنی چی؟
یعنی بنایه که منم مقلدش باشم؟
بنایه که منم مثل تِیلوس باشم و رو دیوار تو یادگاری بنویسم؟
ما رو کردی یه مشت جاکش، فیوری
ما رو بَردهی کار واست کردی
و وقتی ازمون سیر شدی دورمون انداختی
پس اول، میزنم میشکمت
و بعدش یه جنگ تر و خشک سوزون علیه بشریت به راه میندازم
و فقط محض اینکه ...راجع به این مورد کاملاً شفافسازی کنم فیوری
یالا منو نگاه کن. منو نگاه کن
باید بگم تو مسببشی
،همهی اون بمبارانها و خاموشیهای پیش رو
کشتارها و آتیشسوزیهای ویرونگر
،و حذف قریبالوقوع انسانها از زیستگاهشون همهشون به گردن توئه
گونهای که تموم زندگی بزرگسالیت رو ،صرف دفاع ازش کردی
مقدر شده بوده که بمیرن
اونم همون روزی که پِی بردم که تو مَرد حرفت نبودی
میدونی فیوری واقِعَتاً باید به قولت وفا میکردی
حق... حق با توئه
حق با توئه، من ناامیدت کردم
ناامیدت کردم
بعد از چندین سال جستجو، متوجه شدم که
هیچ سیارهی دیگهای واسه شما وجود نداشته
میدونستم تنها راهی که میشد به قولم عمل کنم
این بود که براتون خونهای همینجا بسازم
خو چرا این کارو نکردی؟
چون نجات جون هشت ملیارد نفر، آسونتر از
نرم کردن دلشون و تغییر افکارشونه
حتی واسه نیک فیوری؟
حتی برای نیک فیوری
و بعد، اون حادثه "بشکن" پیش اومد
،میدونی
آخرین چیزی که قبل از پوسته پوسته شدن حس کردم، چی بود؟
چی بود؟
.نفس راحت
نفس راحت که دیگه لازم نبود بجنگم
که بالاخره یه راه خلاصی پیدا کردم
...ولی حق با توئه - طبقه رو خالی کنین -
No comments yet. Be the first to leave one.