The first 200 lines.
قسمت 18
شهادت سو جون سوک 03/02/1992
نوارُ اوردم
اوه، واقعا؟- بله -
شهادت ضبط ميشه
دوم مارس، 1992 شهادت سو جون سوک
نوار شهادت پدرتُ شنيديم- چي گفته؟-
پدرت، هيونگ جون سوک، مظنون قتل نبوده
پدرت رفته بوده قتلُ به پليس گزارش کنه
دوستش اوه گيل هان به دست اون عوضيا کشته شد
اون با عکسايي که گرفته بود رفته بود پيش پليس
يعني اين نوار شهادت شاهده، نه شهادت مظنون
اون عوضيا چطوري هيونگ گيل هانُ کشتن
اون آشغالايي که توي صحنه بودن
همونايين که پدرت درموردشون حرف ميزده
جونگ هو، فکر کنم همينقدر کافيه
ديگه برگرد، باشه؟
براي پخش خبري زيادم هست
چي فکر ميکني؟
بابامُ کشتن و باباي تو رو قاتل کردن
ازم ميخواي چه فکري درباره اون عوضيايي که زندگيمونُ کامل زير و رو کردن بکنم؟
بيا طبق نقشه پيش بريم و تا آخرش بريم
يه نفر ديگه هم مُرده
پارک دونگ چول وقتي مي بينه به اين راحتي از ايستگاه پليس مي ندازنش بيرون
نوار کاست شهادت رو 22 سال پيش خودش نگه ميداره
نوار شهادت ضبط شده سو جون سوک
يونگ شين، بندازش
افرادي هستن که قصد دارن اين نوار رو ازبين ببرن
و ما براي مرگ پارک دونگ چول بهشون مظنونيم
چون نوار شهادت 22 سال پيش، که اون قبل از مرگش به سام دِي داد
داستان باور نکردني اي درمورد اونا فاش ميکنه
خوبه، خوبه. يه ديقه وايسين،وايسين
بذارين بزرگترُ ببينم
آه، عجب جايي زندگي مي کنه
اونايي که درموردشون حرف ميزنيم دقيقا کين؟
يکي از خبرنگارهاي ما به مکان اونها رفته تا ازشون بپرسه "اونها"کي هستن؟
کسي که اونا بهش ميگن بزرگتر
سلام
شما کسي هستين که بزرگتر صداش ميکنين، مگه نه؟
سلام، من از اخبار سام دِي هستم
ميتونم ازتون يه سوال بپرسم، بزرگتر؟
آه، ... نميتونم؟
به نظر ميرسه اينا آدماي زيردست بزرگتر هستن
وايسا، بذاريد يه سوال از شماها بپرسم
احتمالا، شما همه ي خبرنگارايي رو که ميان با بزرگتر مصاحبه کنن رو ميزنين
يا بهشون صدمه ميزنين؟
آه، اگه خراب شه بيچاره ميشم، آسون بگيرين
پارک بونگ سو
اينم کارت خبرنگاريه سام دِيه
نگفته بودي هيلري؟
....اينجوري گفتم که
شما منُ ببينيد
اگه هيلري، وقتمُ بهت ميدم حرف بزني
....اگه نه- منو ميکشين؟-
واقعا دلم نميخواد بميرم
اوه درسته، ولي بابا بزرگ، شما بزرگترين؟
هموني که اوه ته وون ـه آدم کش زير دستش کار ميکنه؟
اگه در موردش کنجکاوي، ميتوني بپرسي
چرا ازم عکس گرفتي و توي خبر پخش کردي؟
آه، اون... چاره اي نداشتم
چيزه، اگه کسي اذيتت کرد
يا گيرت افتاد، ميکشيش
ما نميتونيم بذاريم ديگه همچين اتفاقي بيوفته
واقعا که ناعادلانه س
به خاطر همين، بايد حداقل قيافه تُ نشون همه بديم
و زيرش بنويسيم
مراقب اين سگ وحشي باشيد
فکر ميکني مردم ازت تشکر ميکنن؟
نميتونم بگم، واقعا نميدونم
اولين بارمه
بچه
تو کي هستي؟
بين اون آدمايي که کشتيشون
يه نفر اسمش سو جون سوک بود
من پسر اونم، سو جونگ هوام
بابابزرگ، از حالا به بعد وقتي خواستي يکيو بکشي
عالي ميشه اگه به پسر يا دخترشم فکر کني
تا حالا، بهش فکر نکردي، مگه نه؟
اينجا رو ببين، ويديو وسط مصاحبه قطع ميشه
همين خونه س
يکم صبر کنيد
...بايد از بالا دستيا هم دستور بگيريم
دارم ميگم، تا بخواين اجازه بگيرين-
دير ميشه- فقط به خاطر اينکه ما پليسيم، نميتونيم سر از خود بريم تو هر خونه اي، خانوم-
دارم ديوونه ميشم
خبرنگارمون که وارد خونه ي بزرگتر شد قابل دسترسي نيست
چه يونگ شين، از خونه ي بزرگتر فيلم ميگيره
آه، يه ويديوي جديد همين الان رسيد
يکي از خبرنگارامون همين الان داره از جلوي خونه فيلم ميگيره
به نظر ميرسه پليس رسيده اونجا
خيلي وقته که هيچ جووني تو اين خونه نيومده
بشين اونجا
بخور
من با کسي که بابامُ کشته هيچي نميخورم
سوء تفاهم شده
ما هيچوقت هيچکسُ نکشتيم
حتما دستور دادي بکشنشون
ما کارمون نجات ديگرانه
چطوري برات توضيح بدم؟
قبل از اينکه بگي ما، ما
دقيقا بگو چند تا تفاله مث خودت هست؟
منظور از ما کساييه که دنبال آدما ميگردن
و منظور از اونا کسايين که بهشون توجه ميکنيم
جوون
ميخواي طرف کي باشي؟
بابابزرگ، خيلي حرف ميزني
همش فکرميکردم اون آدم افسانه اي کي ميتونه باشه
ولي معلوم شد يه پيرمرد وراجه
دارم ميگم که خيلي ازت خوشم اومده، جوون
بهش فکر کن
خيلي منتظرت نميمونم
شهادت ضبط ميشه
سوم مارس، 1992
شاهد، سو جون سوک
اون آدما به خودشون ميگن کشاورز
بايد براي کشاورزاي واقعي متاسف باشن
سرده
ما سه تاييم، من ، اوه گيل هان، و چويي ميونگ هي
يه سال دنبال اين به اصطلاح کشاورزا رفتيم
به اطلاعاتي رسيديم که اين آدما ميخوان يه چيزي رو مخفيانه با يه کاميون جابه جا کنن
فکر کرديم ميخوان پول غيرقانوني جابه جا کنن
اين آدماي به اصطلاح کشاورز، ميخواستن همينکارو بکنن
فکر کردن کشورمون باغ سبزيجاتشونه
اونا سرمايه گذاراي سياسين، و بازياي سياسي اي ميکنن که با مزاجشون سازگاره.
قوانيني رو که ميخوان ميسازن، و ازش نفع ميبرن
ببخشيد، خانوم، نميتونيد بريد داخل
جونگ هو، چه ت شده؟
...آه، نميتونم بلند شم
چرا هميشه هر وقت ميبينمت خوابي؟
ولي تو هميشه بيدارم ميکني
هوم، دارو خوردي؟ بريم بيمارستان؟
? هنوزم اينجا منتظرتم ?
بذار يکم ديگه بخوابم
? وقتي بهم نگاه ميکني ?
خودشه؟ حالش خوبه؟
خواب آلوده
پيداش کرديم
چه يونگ شين- چيه؟ چيزي ميخواي؟-
پدرامون.... اونا واقعا باهم صميمي بودن، مگه نه؟
آره ? چرا تو اينقدر ازم دوري ?
اونا گفتن از اول تا آخرش طرف همديگه بودن
بايد اخبارو ببيني
خودت برام تعريف کن
ببخشيدا، تو که کارت خبرنگاري با خودت اينور و اونور ميبري، بايد اخبارم نگاه کني
بگو
? حتي اگه نميتونم لمست کنم، حتي اگه نميتونم بغلت کنم ?
? حتي اگه در خلوتم گريه کنم، اشکالي نداره ?
اونروز توي سال 1992، پدرامون با هم براي جمع کردن خبر رفتن
? فقط تو ?
خوب عکس بگير- نگران نباش، نگران نباش-
يه جوري عکس بگير که تار نشه
تا حالا ديدي اينجوري عکس بگيرم؟
....هي، نميخواستم بهت بگم، ولي يکي دو بار
...وايسا! اين- عاليه، نه؟-
آخرين مدله
گرونه، احمق- وايسا-
هي، هي، هي- بذار باشه-
منظورت بذارم باشه؟
ديوونه
هي، هي، هي- مي شکنيش-
بذار يه بار ازش استفاده کنم- هي، نميتوني-
فقط يه بار
اونا فکر ميکردن عکس گرفتن از صحنه ي رد و بدل پول کافيه
به خاطر همينم آروم دنبالشون رفتن، فکر ميکردن خيلي زود برميگردن
اون چيه؟
يه صندوق سيب که توش 200 ميليون وونه
مث اينکه ده تا ازش هست
يعني يه کاميون رنگ ميشه 2 بيليون وون
يکي از اون قوطي رنگا رو ميگيرم
ميخواي چکار کني؟
فکر ميکني منُ ميکشن؟ مث اينکه خبرنگارما
اگه همين کارو کردن چي؟
غيرممکنه، احمق
اون چي بود؟
من حواسشونُ پرت ميکنم، يکي از قوطي رنگا رو بردار
تو کي هستي، عوضي؟ بگيرينش
همونجا وايسا، عوضي
وايسا
اوه، وايسا، وايسا
سلام- تو کي هستي؟-
نميتوني اونکارو بکني
نميتوني برش داري
هي
چي شده؟
گيل هان تو خطره. پس
يه کم صبر کن، ميرم گيل هانُ ميارم
آماده ي رفتن شو
اوه
ولم کن! هي
زودباش
گيل هان! گيل هان
...گيل هان- سو جون سوک-
بايد بريم، زود
گيل هان
گيل هان
شماره پلاکُ بردار
بله
چند روزي در حال فرار، سعي کردم بفهمم اون رنگ چي بوده
اين سرب قرمزتقلبيه
تو ساخت و ساز، اگر اونو با يه لايه فولاد بپوشوني
No comments yet. Be the first to leave one.