The first 200 lines.
زیبا شدی، بانو پنی
میبینم کلاه جدید گرفتی
دریاسالار، تنزی
از سفر طولانی خود به دنیای مُردگان پیروز برگشتید
آیرس شیرینم با لباس مجلسی زیبا
اینم از زنبور های عسلم، حسابی مشغول هستن
واقعاً کی به همنشین نیاز داره وقتی یه باغ داری؟
این برجسته ترین رویداد اجتماعی فصله
می بینم خیلی سرت شلوغه
مرگ؟ تو باغ من چیکار میکنی!؟
گفتم بیام یه سری بهت بزنم لباس جدیدمو نشونت بدم
!ایول چه خوشتیپ کردی
آره، خودمو جمع کردم آخرین باری که حرف زدیم خیلی حالم گرفته بود
ولی الان ردیفم
چه اتفاقی افتاد؟ استراحت کردی، یا؟
میدونی، معتاد کار که باشی مرخصی تو کارت نیست
ولی الان دیدم یه خورده عوض شده
باید دیدگاهم رو عوض میکردم، همین
وای، باشه خب تعریف کن
خب، احساس میکردم دارم به خودم سخت میگیرم
انگار همون یارویی هستم که کسی چشم دیدنشو نداره
مردم فکره خوابیدن زیر خاک رو دوست ندارن
وقتی کرم از سر و کله ـشون بالا میره
!نه، اصلاً ندارن
بعد، بهش فکر کردم
زندگی بدون مرگ چیه؟
فقط یه فرآینده
مثل این گلها
تو خاک جوانه می زند که مصرفی نداره
بعد گل میدن و از بین میرن و بازم میشه همون خاک
همین اتفاق بارها و بارها تکرار میشه
چرخه ی زندگی همینه آدما باید باهاش کنار بیان
درسته، خب خیلی خوشحالم حالت بهتر شده
این کت و شلوار خیلی خفنه
آره، داشتم به این فکر میکردم خودتم باید ظاهرتو عوض کنی
مگه ظاهرم چشه؟
ظاهر مهم نیست حسه که مهمه
باید یه چیزی بپوشی که حس کنی خود واقعیت هستی
لباست باید کاری کنه حس کنی خودتی نه یه نفر دیگه
نمیشه همیشه به انتظار مردم بگردی که
کلی کار داری دوشیزه دیکنسون
کلی شعر داری که چاپ نشده صد ها شعر فوق العاده
و راستش زیادم وقت نداری
نمیدونم با این لباس میتونی با سرعتی که باید کار کنی یا نه
...پس
به نظرت چی بپوشم؟ یه کت و شلوار مثل تو؟
نمیتونم بهت بگم
باید از خودت بپرسی چی به درد من میخوره؟
چی باعث میشه از همیشه فراتر برم؟
فرا تر از هر سفری که تا به حال داشتم؟
کلی کار داری خانم دیکنسون .به یه یونیفرم نیاز داری
میدونی، راستش حس میکنم این لباس زیادی خفه ـست
یه لباس راحت تر میخوام
هر چی عشقته، امیلی
خودت باش چون زمان به سرعت میگذره
...باید شعر بنویسی
ترجمه از Soheil_HAIZ
::..کانال تلگرام هوادارن هیلی استاینفلد..:: @HaileeSt_Team
!خدا ورتون داره، این چیه ساختین
!بیا دیگه
!وینی
بله؟- نمیتونم این بی صاحاب رو درش بیارم-
میشه بیای بازش کنی؟
واسه چی میخوای درش بیاری؟ روز تازه شروع شده
چون میخوام یکم بنویسم
و این کُرست انقدر سفته نفسم در نمیاد
امیدوارم کسی به دیدنت نیاد
آخه کی به دیدن من میاد؟
همینو بگو
لباسی که این دوره تن زنا میکنن زیادی مسخره ـست
باید خودمون تنهایی بتونیم لباسمون رو عوض کنیم
یه لباس عوض کردن که انقدر دنگ و فنگ نداره
امیلی دیکنسون، چطور جرأت میکنی ظاهر زنان رو زیر سوال ببری؟
راه نفست که بسته باشه فکرم به کلت نمیرسه میفهمی اینو؟
باید نفست بالا بیاد که بهت الهام بشه
میخوام راحت بشینم پشت اون میز و این ریه های کوفتیو پُر هوا کنم
!باشه، حالا چرا میزنی
نمیخوام کُرست بپوشم خب- آرزو بر جوانان عیب نیست-
تازه حس میکنم خونم جریان پیدا کرده شعر در حرکته
هیچی نمیتونه جلوی نوشتن تو رو بگیره اینطور نیست؟
تا الان که چیزی نتونسته
و خدا میدونه خیلیا تلاش کردن
نمیتونن جلوی نوشتن منو بگیرن، وینی
چون همین نوشتن منو زنده نگهم داشته
خب، من که همیشه کنارتم آبجی
.بچرخ
به ما نگاه کن، یه خانواده شاد
همه خانواده های شاد شبیه هم نیستن
.خیلی خب
...خب
!ببین کی اینجاست
انتظار مهمون نداشتیم
مادر، پدر
.ما برای صلح اومدیم
از همون اولم جنگی بین ما نبود
این نَوه منه؟
.آره
پس، زود باشید بیایین داخل
وقتشه این پدرسوخته ی بی اسم .مامانبزرگ کوکی رو بشناسه
خب، اسمی براش انتخاب کردین؟
تقریباً- خدای من، این تأخیر برای چیه؟-
میخوایم بهش اسم خانوادگی بدیم- این درست و بجاست-
ولی قبل از انجام این کار باید بدونیم چطور خانواده ای داریم
این حرف یعنی چی؟
پدر، میخوام درباره ی موضوعی باهاتون حرف بزنم
یه پرونده حقوقی جدید توجه منو به خودش جلب کرده و اگر شما هم علاقه مند باشید
شاید بتونیم باهم به پرونده برسیم
فکر کردم شرکت خودتو برپا کردی
این پرونده به تمرکز کامل من نیاز داره
...و همچنین به تخصص شما
.که اینطور
.ادامه بده
پرونده چیه؟
یه زن جوان سیاه پوست آزاد متولد شده به نام "آنجلین پالمر" هست که
تو شهر به عنوان خدمتکار برای خانواده ی شا کار میکنه
ما خانواده ی شا رو میشناسیم
آره، خانواده ی محترمی هستن- ...نه دقیقاً-
میدونی، خانواده ی شا نقشه ای کیشدن
که آنجلین رو ششصد دلار به برده دار جورجیایی بفروشن
برادر های آنجلین نجاتش دادن
و قبل از اینکه خانواده ی شا شهر رو ترک کنن اونو از خانه خارج کردن
ولی گیر افتادن اونا به جرم آدم ربایی و دزدی دستگیر شدن
این مردا الان افتادن زندان
و اونا با کمال میل از نمایندگی حقوقی ما استقبال خواهند کرد
این پرونده درد سره خانواده شا آشنا زیاد داره
یعنی، چرا باید همچین توجه ای رو به اسم دیکنسون جلب کنیم؟
دقیقاً واسه همینه که باید این پرونده رو قبول کنیم
باید قبول کنی بابا اسم دیکنسون اوضاع خوبی نداره
بین پیوستن شما به حزب راست ...و خب
...نقاط ضعف من
من و شما سال خوبی نداشتیم
پذیرفتن این پرونده ...معنی جدیدی به نام دیکنسون میده
این معنی رو میده ...که ما سمت حق وایسادیم
.یکی زیر دو تا رو
داری چی میبافی؟
به زودی میبینی، همه خواهند دید- چی رو؟-
!یک شاهکار عرفانی افسانه ای
صبح بخیر، چه روز زیبایی
اینطور نیست؟
این هوای خوب بهم حس خوبی میده
پرندگان، زنبورها، میدونی؟ گرده و شهد
حس سرکش بودن بهم میده
!دوست دارم یه آقا خوشتیپه بیاد منو با خوش ببره
!مگی، بد فشار اومده انگار
دنبال امیلی میگردم خونه ـست؟
بالا، داره مینویسه- چیزی واسش آوردی؟-
اگه داره مینویسه، نمیخوام مزاحم بشم
اون همیشه داره مینویسه، یا فکر میکنه امیلی باید فکر کنه
بین ما تنها کسیه که این کارو میکنه
برو پیشش .از دیدنت خوشحال میشه
...یکی زیر، دو تا رو
"جنگ های من در کتاب ها جمع شده است"
کیه؟
بتی؟ بیا تو
میدونم سرت شلوغه
نه مشکلی نیست چیزی شده؟ خبری از هنری به دستت رسیده؟
نه خبری از هنری نشده دیگه امیدمو از دست دادم
بتی، متأسفم کاش کاری از دستم بر می اومد
نه، گوش کن واسه همین اومدم
چون تو سعی داشتی به من کمک کنی ولی من خیلی بهت سخت گرفتم
تمام تلاشت این بود که به من امید بدی
و این هیچ مشکلی نداره
دنیا به آدمای بیشتری نیاز داره ...که این کارو برای هم بکنن
نمیدونم، آستن
من پذیرفتم که میراثم در سیاست نخواهد بود
میراث واقعی من همینجاست ...در خانواده و فرزندانم
پس به بچه هات فکر کن آنجلین یازده سالش بوده
به وقتی امیلی یازده سالش بود فکر کن ...فکر کن میخواستن
...اونو واسه ششصد دلار به یه برده دار بفروشن
این خیلی برات مهمه، اینطور نیست؟
آره وقتشه اوضاع تغییر کنه
فصل ها تغییر میکنن جامعه هم همینه
و ما یا میتونیم بخشی از دنیای جدید باشیم
...یا فراموش شیم
.پرونده رو قبول میکنیم
فوق العاده ـست
میترسیدم یه وقت بگین !میخواید برید نبراسکا زندگی کنین
نه، همینجا در آمهرست می مونیم ...ببینیم میتونیم به مکانی بهتر تبدیلش کنیم یا نه
میدی بغلم؟- !نه، نه-
راستش، به کمکت نیاز دارم
چه کمکی؟
میخوام یه لباس جدید داشته باشم
هیمنطوری هم کلی کار ریخته سرم
نه، نمیخوام تو برام بدوزی
میخوام خودم بدوزمش
خودت؟- آره-
میدونم تو بافتن زیاد خوب نیستم
ولی خیلی مهمه که این کارو واسه خودم بکنم
لباسی که بتونم باهاش راحت بنویسم
لباسی که بتونم راحت زندگی کنم
پس، به کمک حرفه ایت نیاز دارم
چون مطمئن نیستم همچین لباسی وجود داشته باشه
خب، خوشحال میشم کمک کنم
من عاشق چالش یه طراحی جدید هستم
.عالیه
.یه صندلی بردار
قبل از اینکه دخترا بچه رو ببرن اسمشو بهمون میگین؟
خب، آره گمون کنم بتونیم
سو، افتخار میدی؟
پی پی تُنبون چطوره؟- دقیقاً-
No comments yet. Be the first to leave one.