Reckless

Reckless

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Reckless 2025 S01E01 720p WEB-DL AAC2 0 H 264-WH
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 Reckless 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-24
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

لعنت بهت!

# می‌خوای عذرخواهی کنم؟

# چرا باید از تو معذرت بخوام؟

# یا بهم میگن هرزه، یا می‌گن خشک‌مقدس

# چرا باید از تو معذرت بخوام؟... #

وای. این ودکای لیمو میرتل مزه گند میده.

پس چرا گرفتیش؟

جبرانِ اینکه مجبور شدم به اون چاه آرزوهای کوفتی کمک کنم.

راستش، می‌دونی، حتی توی کارت دعوت هم مشخص نشده بود.

مگه تو عروسی‌ها یه چیز عادی نیست؟ نه.

اینا فقط می‌خوان مفت‌خوری کنن.

خب، من این رو یه جور کمک به خوشبختی‌شون می‌بینم.

تو که پول بهشون دادی، نه؟ ای بابا!

این بی‌مسئولیتیه، چارلی.

البته، تو که هیچ‌وقت مجبور نبودی مسئولیتی رو به عهده بگیری، پس...

هی، هی.

می‌دونی اگه به خودت زحمت می‌دادی بیشتر منو ببینی،

می‌فهمیدی که من هم مسئولیت‌هایی دارم.

درسته. مغازه رو دارم. کیا هم بعد از مدرسه و آخر هفته‌ها با منه.

آخه، همه که نمی‌تونن مثل تو باشن، جون.

تو یه عمارت بزرگ زندگی کنن.

تو ماشین باکلاس صندلی گرم‌کن‌دار بچرخن.

آخه این صندلی‌های گرم‌کن‌دار چطوری خاموش می‌شن؟

نکن. نکن... آخ!

به تنظیمات دست نزن. باشه. باشه.

یک عمر طول کشید تا بعد از اینکه کیت باهاش ور رفت دوباره پیداشون کنم.

دارم از گرما کباب میشم اینجا.

چارلی، ازت نخواستم غر بزنی. گفتم رانندگی کن.

وای. چارلی، این یه شال برند لعنتیه.

دیدی، آبجی، حرفمو ثابت کردی.

در مورد اینکه تو زیادی خودتو می‌گیری.

و یه آدم درست و حسابی نیستی... (صدای جیغ لاستیک)

زنگ بزن آمبولانس.

احتمالا فقط نفسش بند اومده.

برو. نفسش بند اومده؟

داری چی کار می‌کنی؟ (موتور را خاموش می‌کند)

چارلی؟

اون قطعاً مرده.

همینجا باش. ها؟

حالا گوش کن چی قراره بشه.

به خاطر رانندگی خطرناک منجر به فوت متهم میشی.

رانندگی در حالت مصرف مواد.

به خاطر اون سیگاری که پشت سالن کشیدی.

تو از این قضیه خبر داشتی.

و منم مسئولیت کیفری پیدا می‌کنم.

چون گذاشتم با ماشین من در حالت مصرف مواد رانندگی کنی.

دفتر وکالتمو از دست میدم.

ما... ما... ما باید به پلیس زنگ بزنیم. آره.

چارلی... نه.

باید به پلیس زنگ بزنیم. بس کن!

فکر کن!

کیاه چی میشه؟

دیگه بعد از مدرسه اونو نداری.

آخره هفته‌ها نمی‌بینیش.

تو فقط میشی یه پدر سیاه‌پوست غایب دیگه تو زندان.

حالا برای چی؟

چون یه پیرمرد سفیدپوست همینطوری وسط جاده راه می‌رفت

تو تاریکی

نمی‌تونیم که همینجوری ولش کنیم اینجا.

گواهینامه‌ش میگه همین بغل زندگی می‌کنه.

ببین، در بازه.

کیف پولش دست توئه؟ آره. اسمش جرجِ.

چه فرقی می‌کنه اسمش چیه.

کیف پولش لعنتی دستته!

اون کیف پول رو برگردون تو جیبش و میریم.

بکن!

یا خدا

لعنتی.

لعنتی!

چارلی، این چه وضعشه آخه؟ نمی‌تونیم همینجوری ولش کنیم اینجا.

بیا. کمکم کن. خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

حاضری؟ یک. دو. سه. (صدای فشار)

آره.

وایسا. وایسا. وایسا.

اوه خدای من. دستاشو بپا.

نمی‌تونم. نمی‌تونم. (صدای افتادن سنگین)

مبل راحتی. چی؟

بذارش تو مبل راحتی.

دمپایی‌ها.

اوووف، لعنتی.

اهل موسیقی بود.

احتمالاً اومده بود توی مغازه.

داشت از سرطان می‌مرد.

چی؟

سرطان لوزالمعده.

مرحله آخر.

متاسفم، حس خوبی ندارم.

چارلی، ما اون رو از ماه‌ها درد استخوان‌سوز نجات دادیم.

یادته مامان چطور بود اون ماه‌های آخر؟

ما بهش مرگ سریع رو هدیه دادیم.

بریم

باشه. کیف پول.

کیف پول رو ولش کن. اوه، لعنتی.

باشه.

چارلی.

سرگرمش کن. برنامه "طرح‌های بزرگ بریتانیا" رو می‌بینه. انگار خیلی طرفدارشه.

اوه... بس کن دیگه.

ببخشید.

ما خوبیم.

همه چی خوبه.

# یه کانگورو مرده کنار جاده افتاده

# اینجا حس خونه رو بهم میده

# سر زدم به پاتوق محلی

# صدامون حسابی بلند شده، همه جا مثل بوتاکس پر میشه

# همه رفقا خوشحالن منو می‌بینن

# همون اسمیت قدیمی، از شهر اومده اینجا

# اشکم درمیاد که همه دلشون برام تنگ شده

# چه حالی میده یه شینتسل بخوری

# نمی‌خوام توی شهر زندگی کنم

# می‌خوام جایی زندگی کنم که چمن سبزتره

# نمی‌خوام توی شهر زندگی کنم

# می‌خوام جایی زندگی کنم که هوا تمیزتره

# نمی‌خوام توی شهر زندگی کنم

زن: وای خدای من. جون.

ماشین چی شده؟

اوه، یکی توی عروسی زد به ماشینم.

احتمالا عروس.

بعد از اون حرفای تندی که راجع به چاه آرزوها زدی.

چون توی کارت دعوت مشخصش نکرده بودن.

دیگه کلافه‌م کردی، جون.

راستش، بخاطر همین دیشب زود اومدم.

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنی وقتی اینجوری می‌افتی رو دور

نه تنها خودت رو ضایع می‌کنی، عشقت رو هم ضایع می‌کنی؟

بحث سر اصول بود.

پس اصل مست رانندگی کردن تا خونه چی میشه؟

خب، من نکردم. چارلی منو رسوند خونه.

چارلی؟ شما دو تا باهم؟

حتما مست بودی.

خب، این دیگه آخرین باره که همچین کاری می‌کنم.

چون دیگه به هیچ مراسم خانوادگی‌ای نمیرم.

اوه، چه عالی!

به نظرم تو باید به جای من بری.

چون تو با مردم محلمون خیلی بهتر از من کنار میای.

این کار منه.

راستی، تاریخ خیریه رو برای هجدهم فیکس کردم.

و واقعاً لازمه که تو اونجا باشی. (صدای ویبره گوشی)

یه مراسم خانوادگی دیگه که خودت رو احمق کنی.

همه چی خوبه؟ یه نفر رو کشتم لعنتی!

نخوابیدم.

اوه، فکر می‌کنی تو ماشین من جا گذاشتیش؟

آره، میتونم چک کنم.

اوه، چیکار کنیم؟ هیچی.

فقط فراموشش کن. فراموشش کن. چی؟ جون.

برادر احمق من

رفت و به اون چاه آرزوها کمک کرد، نه؟

حالا کارت بانکیشو تو ماشین من جا گذاشته.

احمق لعنتی.

باشه، باشه، باشه. بهش فکر نکن.

دارم بهش فکر می‌کنم.

اوه، لعنتی.

بابا!

سلام بابا. سلام عزیزم.

به نظر میاد دیشب شب سختی داشتی.

عروسی جلن.

آهان.

خب، ام، یه بار دیگه از مدرسه زنگ زدن.

می‌خوان بذارنش تو برنامه رفتاری.

هیچ کدوم از اون بچه‌های سفیدپوست تو برنامه رفتاری هستن؟

ربطی به نژاد نداره، چارلی. مسئله اینه که اون یه بچه دیگه رو زده.

آره، ولی اون بچه چی گفت؟ مگه فرقی هم می‌کنه؟

این چیه؟ همون چیزی که صحبت کردیم.

میدونی، معلومه که تام این کارو قبول نمی‌کنه.

اگه تو همراهی نکنی، ولی، میدونی...

شاید چیز خوبی باشه، یه شروع تازه تو سیدنی.

فقط مدارکو بخون. آره، آره. آره، آره.

خداحافظ، کایا. دوستت دارم عزیزم. خداحافظ مامان.

فعلاً.

بابا، لطفا منو مجبور نکن برم سیدنی.

می‌خوای بهم بگی چرا اون بچه رو زدی؟

نمی‌دونم. داشت اذیت می‌کرد.

میتونیم بریم فوتبال بازی کنیم؟

و بستنی مستر ویپی؟

اوه.

البته عزیزم.

برو فوتبالو بیار. باشه.

# اون مثل یه احمق دیوونه‌س

# پس بابای خفن چی میشه؟

یه کم بالاتر، آره؟

حالت خوبه؟

بیدار شو.

# اون مثل یه احمق دیوونه‌س

# پس بابای خفن چی میشه؟

# من مثل یه احمق دیوونه‌م

پس "ددی کول" چی میشه؟

ددی، ددی کول

اون عاشق باباشه

اوه، روش حساب می‌کنه

باباشو دوست داره...

مثل نو می‌مونه. عالیه.

ددی، ددی کول

ددی، ددی کول.

پیداش کردن.

جون: آگهی ترحیم. خب که چی؟

یعنی تموم شده، درسته؟

از سرطان مُرد.

پسر چارلی! واسه فروش تابلوهام خبری نشد؟

اِم... هنوز نه، عمو.

More Farsi Persian subtitles for Reckless

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left