Release info

Kaguya-sama wa KokurasetaiS3E12 13
A Commentary by anime_lord_ir
t.me/anime_lord_ir جهت اطلاع از آخرین آدرس سایت مارا در تلگرام دنبال کنید نسخه اصلی ۴۸ دقیقه ای

Tags

other
Published on: 2022-06-25
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من میخوام درسو رها کنم و برم خارج از کشور برای تحصیل

باید بگم...

اطلاعیش خیلی کوتاهه اینط.ر نیست؟

به توصیه مدیر مدرسه بود.

فکر کردم با تلاش برای پذیرش چیزی برای از دست دادن ندارم.

صادقانه بگم، حتی من فکر نمی کردم که بگذرم.

اما این یه شانسه که فقط یه بار درخونه ادمو میزنه

من به استنفورد می رم.

تو کالج های خارج کشور ثبت نام تو اکتبره

اگه قصد پاس شدن درسو داری

که اینطور.سال بعد اینموقع اونجایی نه؟

در هر صورت...

اول بزار تبریک بگم

این یه دستاورد خارق العادست!

رفتن به استنفورد....منم بهت افتخار میکنم

شینومیا...

منم دوست دارم که باهاتون جشن بگیرم اما باید برای تیر اتش اماده بشم

فعلا .. بعدا دوباره راجبش حرف میزنیم

Anime Lord جهت اطلاع از آخرین آدرس سایت و اخبار انیمه ای دنبال کنید anime_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس

کاگویا میخواد اعتراف کنه قسمت۲

همش اینه

هایاساکا...

با من بیا.

سلام! کاگویا! چه خبره؟

سلام!

برو برو شوچیین! برو برو شوچیین!

درسته؟ رئیس تو خارج کشور تحصیل میکنه؟

کاملا غافلگیر شدم.

قرار نیست کاری بکنی؟ چرا سعی نمی کنی بگی "لطفا نرو"؟

مسخره نباش!

استفورد دانشگاهیه که حتی منم برای رفتن به اونجا دهنم صاف میشه

اون باید بره هرکسیم که بگه

این یه کاره شگفت انگیزه که انجام داده

من باید اونو با لبخند راهی کنم

استنفورد، ها؟

دخترای اونجا ممکنه جیگرتر و باهوش تر از تو باشن

حتی بهتر ازتو

تو چهار سال میتونه باهاشون خیلی تجربه کسب کنه

حتی اگه اونجا ازدواج کنه هم متعجب نمیشم

الان چرا داری تحریکم میکنی؟

نه.فقط داری مطیع رفتار میکنی که این منو میترسونه

من مطمین بودم که رییسو از رفتن منصرف میکنی

اگه ایندش باشه اینکارو باهاش نمیکنم

بنظرت من چطور ادمیم ها؟

چطور میخوای منو سرزنش کنی؟

همونطور که خودتون میخواستین تو دوسال زندگیتونو شروع میکردین

و تو سال سوم...

شما همه کارهایی را انجام می دهین که هرگز نمی تونستی به عنوان یک زوج، و از اون نهایت لذت رو ببرین

فکر کردم همچین ادمی هستی

اوهههه!

پس بهش فکر میکردی

اما هنوز برای درک اون دیر نیست، درسته؟

از امروز تا زمان خروج رئیس

باید هر کاری از دستت برمیاد انجام بدی

موافقم. من خودم دقیقاً همین فکر رو داشتم.

مطمئنم نیازی به یادآوری نیست...

اما برای تحقق اون فقط یک شرط وجود داره که باید رعایت کنی.

فکر کنم بدونم چی میخوای بگی

من باید به رییس بگم که دوستش دارم

من باید اعتراف کنم، درسته؟

خیلی طول کشید

هایساکا؟

چرا گریه می کنی؟

بالاخره تا اینجا رسیدی لیدی کاگویا.

ب-ب-اما من چطوری باید اعتراف کنم؟

اینو بسپر به من

من قبلا یه آشی برای اعترافتون پختم

طرح فوق محرمانه کامل

اینارو اول با من هماهنگ کن خب

اول با تیر اتیشیتون اتیش کمپو روشن کن

من از رئیس میخوام که تا حد ممکن پیش شما باشه

نماتون باید مرموز باشه که فضا خاص شه

ها...

قلب رییس میتپههه

بوم...بووم

بعد از بالای پشت بوم به دانش اموزای تو جشن دور اتیش خیره میشین

تو جشن که دارید قهوه میخورین

این مگا مثبت میشه.

مثبت؟

فقط نوع من.

مثبت...

و بعدش تو اعتراف میکنی

همونطور که زیورالات قلبی رو بهش میدی

خب حالا جمله هاتو برای اعتراف میگی

نقطه

هاااا؟

دور زدن!

اگه خودتو اینقدر برای بیرون رفتن داری پاره میکنی من مشکلی ندارم پس

جواب اشتباه!

و نوسانات خلقی باستانی چیه؟

یه لحظه اونجا فکر کردم خانم مکی هستی.

خب باید با اعتراف منصرفش کرد

این لحظه باید خیلی خاص باشه هایساکا! به چی داری فکر میکنی؟

تو نمیتونی باحرف بقیه کنار بیای برای همین خیلی مهمه

احساستو با کلماتت بیان کن

خ- خب...

رییس...

دوستت دارم

خوب؟

- اصلا خوب نیست. - واااای

مشکل چیه؟

نمیبینی؟

لیدی جون اعترافت فاقد ذره ای احساسه

اگه توش احساس نباشه صد درصد نتیجه شکسته

مثل این!

شینومیا نمیدونستم اتیش بازی رو دوست داری

منجر به سوء تفاهم می شه.

از چی خوشت میاد ؟

اوم... من عاشق شیرینیم!

منجر به خود ویرانگری می شه

اینو خودم دیگه میفهمم

این یک کمدی رمانتیک نیست که وارد حالت پرکننده شده باشه.

پس تو اولین تلاشت احساستو اثبات کن

احساس همه چیزه

در حال حاضر، تو این لحظه،من عاشقتم رئیس شورای دانش آموزی! پس من واقعاً میخوام باهاتون برم بیرون!

مثبت صفر!

واااای

مثبت بودن؟ به هر حال مثبت گرایی چیه؟

این چه نوع اعترافات ترجمه شده ماشینی بود؟

با من کوچولو می کنی؟

این همه تقصیر توئه که پنج وی اس و یکی اچ رو مطرح کردی!

بیخیال.

فقط بگو "لطفا با من برو بیرون" بعد هرچی میخوای پشت بندش بگو

رئيس شورای دانش آموزی...

دوستت دارم.

لطفا با من برو بیرون

ارزش سرگرمی صفر

داری بد جنسی نمی کنی ؟

پس من باید چیکار کنم؟

صدا کردن عشق باید با دقت زیاد انجام بشه.

اگر این یه اعتراف به عشق باشه، بیشتر.

تو نمیتونی فقط به چیزی سیلی بزنی.

چه چیزیو در مورد رئیس جمهور دوست داری؟

فقط صادق باشی و این احساساتو در قالب کلمات بیان کنی.

احساساتمو بذار...

به کلمات...

وقتی تو جمعیت راه میریم...

و کسی جا مونده

وقتی به پشت سرش نگاه می کنه، چهره اش رو دوست دارم.

چشماش اونقدر خواب آلود به نظر میرسه که من بعضی وقت ها نگرانش میشم...

اونن پوزخند محکمش زمانیه که با مشکل سختی دست و پنجه نرم میکنه...

چقدر اون یه پیکان مستقیمه... انگار داره منو نشون میده.

چقدر از باخت بدش میاد اما خوب پنهانش میکنه...

چطوری اون میتونه یه ثانیه کاملاً غافل به نظر برسه...

اما اون در واقع تو رو زیر نظر داره.

طوری که اون به من این احساسو میده که اگر به اندازه کافی تلاش کنم، میتونم هر کاری انجام بدم...

کافیه تلاش کنم، میتونم هر کاری انجام بدم...

این چیزیه که من دوست دارم.

من عاشق اینم که رئیس جمهور همیشه در تلاش برای حرکت به جلوئه.

پس...

چطور تونستم بهش بگم...

"نره خارج از کشور"؟

خیلی متاسفم بانو کاگویا.

من خیلی بی احساس بودم

بیاید مطمئن بشیم که اعترافت موفقیت آمیزه.

اولین تلاش تو جشنواره فرهنگ

میوکی شیروگان، رئیس شورای دانش آموزی "مانند یک مرد" عمیقا صحبت میکنه

کاگویا میخواد اعتراف کنه، فصل 3

Anime Lord جهت اطلاع ار اخرین آدرس سایت و اخبار انیمه ای دنبال کنید anime_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس

به نظر میرسه که من اشتباه حدس زدم.

اگر رئیس شورا تو مراسم نورافشانی نباشه، نمیتونم اعتراف کنم.

به نظر میرسه همه چیز براشون خوب پیش میره.

راستش من از این بابت ازشون دلخورم.

باد خیلی قویه، نه؟

شاید باید این کارو در داخل خانه انجام می دادیم، جایی که هوا گرمتره؟

فکر کردم ممکنه سرد باشه

لطفا اینو بپوش

باورم نمیشه حتی به فکر این هم بودی

اوه تو...

این عالی گرمه!

مطمئنا اینجا خوب و ساکته.

درسته؟ این مکان مورد علاقه منه!

گل های قرمز روشن تو بهار اینجا شکوفا میشن!

یعنی باور نمیکنی چقدر قرمزن!

شاید جسدی زیر اون دفن شده باشه؟

اینها درختان گیلاس زنگوله هستند.

گیلاس بلبلی؟

خب، از اونجایی که درختای گیلاس از خانواده رز هستند،

شکوفه های گیلاس قرمز و شکوفه های زرد رو هم میبینی.

تو زبون گلا نماد یک زن پر زرق و برق، کارهای خوب و اشراف هستن.

تو فکر می کنی من در مورد اون صحبت می کردم

هی پس گل دوست داری

اوه

اوم، خب، برای گرم کردن صحبت خوبه

وحشتناکه، نه؟ یه پسر اینچیزا رو بدونه

من اصلا اینطور فکر نمیکنم.

فقط یکم غیرمنتظره بود، همین.

سوبامه!

دیونه

فرونکازان (به سرعت باد، به آرامی جنگل، شجاعانه مانند آتش، و غیرقابل حرکت مانند کوه) عالیه!

هر کاری که انجام میدید، لطفاً مراقب خود تو اطراف اون مرد ایشیگامی باشید!

اون تو مدرسه راهنمایی به دلیل کتک زدن یه نفر تعلیق شد!

همه از اون شکارچی کثیف متنفرن!

اوه، که اینطور؟

آخه کی میخواد با اون پسر باشه؟

بی خیال باو

من پا پیش میزارم تا ببینین چطوریه

و میدونی چیه، من باهاش ​​صحبت کردم و اون واقعا...

در واقع جدی و متفکر.

ها؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left