The first 129 lines.
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
شلیک نمیکنی؟
.ساکت باش سوته. حواسمو پرت نکن
.شرمنده
.طعمهست
.بیدفاعه ظاهراً ولی حواسش جمعه
.احتمالاً دوستاش نزدیکن
،اگه همین یه شلیکو بیدقت انجام بدم
.کارمون تمومه
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
قسمت یازدهم کار از کار گذشت
تایشین
با گروه اوسویی یوئن چی کار کردین؟
نمیدونم چرا اینقدر غیرمستقیم .عمل میکنید
اگه نمیتونید صبر کنید تا انتقامجویان ،شیشیدو بهش رسیدگی کنن
چرا چند نفر خودی رو نمیفرستید؟
.اونا گروه بااستعدادین .از دست دادنشون خیلی بده
...بعضیا ویژگیای خودشونو دارن
باعث میشه تا توی شرایط مناسب .مفید واقع بشن
.مخصوصاً با توجه به اتفاقات پیش رو
،وقتی تریاک توی ناگاساکی پر بشه
.کل کشور به مرور زمان دچارش میشن
انگلیسیهای حریص نمیتونن مقابل ،وسوسهش مقابله کنن
.و جهان به هم میریزه
.و سرانجام رویای شیمابارا محقق میشه
،و هدفتون از ایجاد پادشاهی خداوند حکومت شما بر اونه؟
.البته که نه! تنها آرزوم بقای ایمانمه
میتونید حکمران رو با صلاحدید .خودتون انتخاب کنید
...نفوذ بیشتر روی انگلیسیهای مرتد دیگه چی بیشتر میخواید؟
آنچه را که از آن قیصر است به قیصر»
«و آنچه را که از آن خداست را به خدا بده
.تا اونجایی که میتونستم حفر کردم
صید تو چهطور پیش میره؟
.خیلی محتاطن
،با سیبزمینی شیرین به عنوان طعمه .بایدم باشن
شاید بهتره از الگوی ساکاتا پیروی کنم .و برم دنبال شیشیدو
.این شد یه چیزی
.قاچاق تریاک جرم بزرگیه
حتی به عنوان ناظر عمومی ،اتحادیه کارگری ناگاساکی
اگه لو میرفت، نمیتونست از .اعدام فرار کنه
حتی ساکاتا میخواست دخل شیشیدو رو بیاره .و تریاک رو از چنگش دربیاره
اما چون شیشیدو میدونست اون این کارو .نمیکنه، باهاش معامله کرد
...اگه دربار امپراتوری بخواد عقب بمونه
،اگه بتونن تریاک گمشدهی چینگ رو پس بگیرن
انگلیسیها اهمیت نمیدن طرف معامله ،مدیر مالی ساتسومائه
.یا ناظر کل اتحادیه کارگری ناگاساکی
ولی بازم جابهجایی اون آشغال و بردنش به .محدوده خودشون خیلی تابلوئه
...که یعنی
.این مه کمکی به ما نمیکنه
.فکر نکنم اوضاع بهتر شده باشه
چیزی نیاز داشتی؟
...خب، راستش
.شرمنده رئیس، ولی باید حرف بزنیم
یه چیزی هست که خواستم با هم .بررسیش کنیم
تنها دلیل رفتن ما به ساتسوما ،هیناتا گنشینه
اون پیرمردی که رایزو کشتش، قبل مرگ طلا گاز زد، درسته؟
چه یههویی. چرا این فکرو کردی؟
.این مسائل از توان عقلی من خارجن، رئیس
.پس اگه اشکالی ندارم خلاصه پیش بریم
خب؟ درسته؟
.آره. قطعاً همینطوره
ولی بعد از این که رایزو، ماتسومینه .رو کشت، نیو رو فرستادی زنگو بزنه
برای کی بود؟
نمیتونست برای هیراتا باشه. اونموقع .اون مرده بود
پس... دیگه کی اونجا بود؟
.و یه چیز دیگه هم هست
نامزدی که رایزو داره خودشو براش ...تیکهپاره میکنه گیرهسر داشت
تو درستش کردی، نه؟ .قبلاً دستت دیده بودمش
درسته. به درخواست هیراتا-ساما .انجامش دادم
،قرار بود هدیهش به یویی-سان .نامزد کوریما-سان باشه
.همین بخششو متوجه نمیشم
،طبق چیزی که رایزو بهم گفت .اون روی سرش بود
این یعنی یکی تا ساتسوما رفته بود .تا اون رو تحویل بده
درسته یا نه؟
ممکنه هیراتا-دونو قبل مرگش یه نفر رو فرستاده باشه دنبالش؟
آره؟ درسته؟
واقعاً همچین چیزیه؟
.مطمئنم یویی عاشقش میشه
شاید برای یه دختر اهل ساتسوما .خیلی مجلل باشه
.شنیدم ماموریتتون خیلی خطرناکه
،اگه میخواید از دریافت هدیه مطمئن بشید .لطفاً سالم به خونه برگردید
...پس ظاهراً برگشتنم واجب شد
...این انتقامجویانی که گفتی
ممکنه یه پیشنهاد مشروطی رو قبول کنن؟
.چه شوخی تلخی
.یه قاتل میآد سراغم
.به احتمال زیاد، یه کاردرستش
.ولی این نگرانی من نیست
میخوام یه کینه نسبت به کسایی که .مسئول قاچاق تریاک به ژاپنن حک کنم
حالا یه کوبان میتونه انتقامم رو تا ساتسوما حمل کنه؟
.تا انتهای دنیا میرسه
.بهش دادمش
شخصاً باهاش حرف زدم و یادگار پدرش .رو بهش دادم
.این کارا از تو بعید نیست
حالش چهطور بود؟ بعد از مرگ پدرش یه دل سیر زار زده بود؟
پس این انتقامجوها، انتقام پدرم رو میگیرن؟
طلایی که هیراتا-دونو آخر عمرش .حک کرد به دست اونا رسیده
خیلی طول نمیکشه ماتسومینه ،جونوشین، مدیر مالی ارشد ساتسوما
به سزای اعمالش میرسه و .زنگ انتقام پدرت به صدا درمیآد
...پدر
...ولی ماتسومینه-ساما
.ماتسومینه نمیتونه ساتسوما رو ترک کنه
پس کی پدر من رو کشت؟
فعلاً تنها چیزی که ازش مطمئنم اینه که .اسمش کوریما رایزو بوده
...ممکن نیست
میشناسیش؟
...اون... اون
!قرار بود با من ازدواج کنه! چرا؟
پس هیراتا-ساما توسط دامادش کشته شد؟
...لعنت بهت
.لعنت بهت، کوریما رایزو
فقط دنبال همین بودی؟
،گفت برای به ارث بردن خونهی هیراتا ...از اسم کوریما میگذره
گفت زندگیش رو برای محافظت !از من فدا میکنه
!تمام این مدت به سادگی من و پدرم میخندید؟
!لعنت بهش! لعنت بهش، لعنت بهش، لعنت بهش
،اگه تحت خدمت ماتسومینه بود
.مطمئنم شمشیر انتقام باید سمت اون هم باشه
.لطفاً بکشش
...اون مرد... کوریما رایزو
،مهم نیست کجا رفته
ته دنیا هم که شده پیداش کن و .مطمئن شو تقاصشو پس داده
،اگه انتقام پدرم برای مجازات ماتسومینه بود !بذار مال من برای کوریما رایزو باشه
!چهطور میتونم بذارم اون مرد زنده بمونه؟
!لطفاً! التماست میکنم
.انجامش میدم
.خب، مطمئناً خیلی از رایزو متنفر بود
No comments yet. Be the first to leave one.