The German Lesson

The German Lesson (Deutschstunde)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Deutschstunde 2019 HD BluRay x264 SRTdeutsch
A Commentary by Dark Passenger
►► زیرنویس اختصاصی فیلیمو

Tags

BluRay
x264
TS
HD
Published on: 2020-05-09
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

لذت انجام وظیفه

زیگی یپسن؟

زیگی یپسن؟

سوالی داری؟

زیگی؟

.در رو ببند

!لخت شو

.بچرخ

مکس اونجاست؟ - .پشت مرداب -

.بیا زیگی

ینس؟

از پایتخت خبری رسیده؟

.میرم سمت مرداب

!ینس

.مکس

یه مقدار خشونتش کمه، مگه نه؟

.باید این رو بخونی

.همه رو متوجهم، ینس

.فقط اینکه امضا نداره .سندیت نداره

.خیلی‌ها رو باید امضا می‌کردند

.همم

،نقاشی ممنوع، کار ممنوع

.غذا خوردن ممنوع، آب خوردن ممنوع

همچین چیزی رو نمیشه .نباید الکی قانونی میکردند

.باید روی این ممنوعیت فکر می‌شد

.آره .همینطوره

.به اونجاش فکر نکردم

.فقط باید می‌آوردمش

تصمیم ممنوعیت گرفته شده .و اعلام شده

آره، ولی

.فقط توی پایتخت اجرایی شده، ینس

به من دستور دادند مجری .ممنوعیت نقاشی باشم

.دم دستی‌ترین آدم بودم

!اون نه - .میگن نقاشی‌ها نجس هستند -

!نه، تابلوی من نجس نیست

!دست بردار

!دست بردار

.بیا .ببرش تو دفترم

!برو

.بابا یه چیزی در مورد تابلوهای نجس گفت

همم؟

.میرم لب برکه

.دیر اومده، زودم میره

.فعلاً

!هیلکه

!زیگی، برو خونه

!زیگی

!نه

اسمش چیه؟ - .کاکایی سرسیاه در حال انجام وظیفه -

.تو اجازه نقاشی نداری

!باز کنین

!در رو باز کنین

!زیگی

.شلوارت رو دربیار

!پشتت رو بکن

!سرت رو برگردون

.آخ

الان چی باید بگی؟

.وقتی هوا طوفانی میشه تو خونه میمونم

!همون چیزی که من و مادرت ازت میخوایم

!موقع رعد و برق و شب باید خونه باشی

.آدم‌های وظیفه‌شناس باید حرف‌شنوی داشته باشند، پسرم

.ما باید از شما انسان‌های وظیفه‌شناسی بسازیم

اون نقاشه کاری کرده؟

.ازت سوال کردم

نقاشی کرده؟

.مرغ دریایی

.نقاشی مرغ دریایی کشیده

مرغ دریایی؟

.آره، مرغ دریایی‌هاش شبیه تو بود

.ما باید باهم همکاری کنیم، زیگی

.هیچکس از پس ما برنمیاد

.حتی اون

،تو واسه من کار کن .منم یه آدم وظیفه‌شناس ازت میسازم

.اوه، زیگی

بابات میدونه اینجایی؟

.نه

.فکر میکنند نقاشی خطرناکه

.فکر میکنند من خطرناکم

زیگی

!بیا

میخوای با هم نقاشی بکشیم؟

همم؟

.ولی نباید به کسی چیزی بگی

قول میدی؟

.همین‌جاست

.خب

.اول طرح کلی

.بعد سراغ رنگ‌آمیزی میریم

اهالیش کجان؟

مردند؟

.نه مسلماً

.پدرت نمیتونه بهم آسیبی بزنه، زیگی

.من که نقاشی نمیکشم

.پیش اون نقاش بودی

نقاشی کشید؟

.نه - پس این همه وقت چیکار میکردی؟ -

.من نقاشی کشیدم

پس نقاش چیکار میکرد؟ - .بهم یاد میداد -

بهت چی یاد داد؟

.چطوری درد و رنج رو نقاشی بکشیم

.تو باید زیر نظرش بگیری

!نه که براش نقاشی بکشی، زیگی

هیلکه؟

زیگی؟

اهالی اون خونه خالی کجان؟

چی شد فکر اون افتادی؟

کجا رفتند؟

.هرجا که بهتر از اینجاست

کجا مثلاً؟ کجا قشنگ‌تر از اینجاست؟

!محکم‌تر هل بده، زیگی

!اه

دیته میگه: مکس، آدم‌هایی که ،سال‌های سال کنارشون هستی

!باید کنار اون‌ها تولدت رو جشن بگیری

.باید تا ابد کنار هم باشیم

!درسته

به چه مناسبتی دور هم جمع شدیم، ینس؟

.هر دومون پشت گوش انداختیمش

هر دومون حواسمون به گودرون بود، یادت که هست؟

،با اینکه با زیباترین رنگ‌ها نقاشیت کردم .ولی اون رو انتخاب کردی

ولی تو یه آدم دیگه بودی

.جوان، زیبا، قوی

حاصل ازدواجت سه تا بچه بود .که خیلی برام عزیز هستند

،کلاوس، پسر بزرگت

.که تو میدون جنگه تا به وطنش ادای دین کنه

.هیلکه‌ی زیبا

.و مسلماً زیگی، پسرخونده‌ام

!اما سرت رو پایین ننداز

.دیته رو نباید فراموش کنیم

،خواننده‌ی مورد علاقه‌ام از فلنسبورگ

.که همه چیزش رو واسم داد

.کارش، کنسرتش

.دیته زنیه که عاشقشم

.حالا نه فقط واسه کیک‌های خوشمزه‌اش

بیست ساله که کنارم هستی

.و ازت ممنونم که تحملم کردی

هم در گذشته

.هم در حال

.خیلی خب

ممنون که واسه جشن تولد .من پیر خرفت اومدین

!به سلامتی

.به سلامتی - .به سلامتی -

!به سلامتی

،ترجیح میدم مکس صحبت کنه .چون بهتر بلده

.ولی با خودم گفتم چند کلمه‌ای صحبت کنم

مکس، اولین بار که تابلوهای ،نقاشیت رو دیدم

خیلی

.تکون خوردم

:با خودم گفتم !یا اون یا هیچکس دیگه

.و با کمال میل به خاطر تو از خوانندگی دست کشیدم

.اینقدر متواضع نباش

،تو نقاش بزرگی هستی .یکی از بزرگترین‌های دوران ما

!و زاده‌ی گلوزروپی

،همینطور مرد مهربونی هستی .ولی همه میدونند

مکس کسی نیست که تحمل ناراحتی .بقیه رو داشته باشه

.تو ذاتش نیست

،واسه همین آرزو میکنم

،وقتی به کمکمون نیاز داشتی

.هیچ‌کدوم از ما ناامیدت نکنیم

تا بتونی سال‌های سال با نقاشی‌هات .باهامون حرف بزنی

.آره

.مکس، برات یه کادوی تولد ویژه گرفتم

ینس، اون موقع‌ها که

بچه بودیم یادته؟

.به نظرم امروز باید باهم آواز بخونیم

تو آهنگمون رو

.بلدی

میشه بیای؟

.ینس - .بابایی، تو رو خدا بخون -

،روزگاری پنج تا قوی وحشی بودند

قوهای سفید و خوشگل

آواز بخون، آواز بخون، مگه چی شده؟

.کسی که ما رو نمی‌بینه

آواز بخون، آواز بخون، مگه چی شده؟

.کسی که ما رو نمی‌بینه

،پنج تا پسر صندل به پا

.در کناره‌ی رود می‌دویدند

آواز بخون، آواز بخون، مگه چی شده؟

.هیچ گلی شکوفه نداده

آواز بخوان، آواز بخوان

!واسه توئه، مکس

!از پایتخته

.هیچ گلی شکوفه نداده

روزگاری پنج تا پسربچه بودند

!آواز بخون، بابا

.مغرور و جسور برای جنگیدن - !آواز بخون -

آواز بخون، آواز بخون، مگه چی شده؟

.هیچکس دیگه روی خونه رو نمیبینه

آواز بخون، آواز بخون، مگه چی شده؟

کسی تو خونه نیست

،بر اساس قانون ضبط آثار هنری

به اطلاع شما می‌رسانیم که تمام تابلوهای

.پنج سال اخیر بایستی مصادره گردد

!تا فردا

خبر داشتی؟

تو کنار ما آواز خوندی و خبر داشتی؟

.شاید نقاشی‌هات رو پس بدن

.هیئت بررسی میکنه و پسشون میده

جدی باور میکنی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left