The first 200 lines.
درخت پر از چراغ شده
تو نزدیک من هستی
تو همه چیز منی، واقعاً
بهترین هدیه تویی
شومینه گرم و روشنه
بیا
پس امشب ما خونه میمونیم
تو همه چیز منی، واقعاً
وقت این چیزا رو ندارم
بهترین هدیه تویی
!آه
این پلیلیست کریسمس رو دوست داری؟
دارم برای کار درستش میکنم
وای
تو از درختم روشنتری
امسال قراره کادوها رو زیر تو بذاریم؟
اصلا حواسم نبود
یا آهنگها
دوستش دارم
-خوبه. -آره
باید این پلیلیست و چراغها رو
هر جا میرم با خودم ببرم
خب، به یه سیم سیار خیلی بلند نیاز داری
آره، شاید بهتره فقط برای درخت نگهش داریم
...آه، راستی، بعضی
!آه، بِکا، ویل، بس کنید
شما رو هم با سیمهای براق تزئین کنیم؟
من گفتم، "قراره کادوها رو
امسال زیر تو بذاریم؟"
ما دیرمون شده
میتونیم امشب "ساعت کمدی خانواده لارسون" رو داشته باشیم؟
نه، چون ما داریم
امشب "ساعت پاتیناژ خانواده لارسون" رو برگزار میکنیم
ولی بالاخره یکی باید درخت رو تزئین کنه
بالاخره
عزیزم، من نمیتونم
امروز جشن کریسمس شرکتمونه
و باید اضافه بمونم کار کنم. متاسفم
و مامان، امروز آخرین روز مدرسهست قبل از تعطیلات زمستونی
من میخوام با سارا و آتوم جشن بگیرم
اوه، فکر کردم آتوم باید... بره
میدونی که به خاطر همینه که
اون دیگه اینجا نمیاد، درسته؟
اوه، بیخیال
و من دارم میرم خونه دنی
ما قراره تمرین کنیم فرمهای درخواست دانشگاه رو پر کنیم
تو ۱۴ سالته
یک کم کوچیک نیستی
که جمعه شبها رو صرف کاغذبازی کنی؟
تو ۱۶ سالته
یک کم بزرگ نیستی
که به دانشگاه فکر نکرده باشی
اصلاً؟
من میخوام یک سال وقفه بندازم
-نه، اینطور نیست. -نه، اینطور نیست
بچهها
خب، پاتیناژ چی؟
بچهها؟
میدونم همه سرشون شلوغه
من اینو تو برنامه گذاشتم
از کجا میگی؟
همه چیز مربوط به کریسمس قرمزه
باشه، ما داریم میریم به باغ گیاهشناسی
تا چراغهای تعطیلات رو سهشنبه ببینیم
من تمرین لیدری دارم
تو تعطیلات کریسمس؟
لیدری تعطیلی نداره
باشه، مراسم روشن کردن درخت کریسمس
جمعه تو مرکز شهر؟
شام با مشتری
!بچهها، شما باید اینا رو تو برنامه بذارید
اوه، باشه. صبر کن
بیا. حالا میدونیم
باشه، میبینم که هیچکس کاری نداره
یکشنبه بعدازظهر
پس میتونیم بریم بازار کریسمس
تو دِلی پلازا
ولی تو گفتی یکشنبه بعدازظهر مشتری داری؟
و فکر کنم رنگ تو بنفشه؟
من یه فکری براش میکنم
قول میدم
خب، اگه کسی بتونه انجامش بده عزیزم، اون تویی
باشه، بچهها
بیایید مثل سورتمه بابانوئل باشیم
...و پرواز کنیم
!وایستا
لااقل یکی درخت رو تزئین کنه؟
مامان، فردا هم هست
درسته
در واقع، اون... دلش برای ما تنگ میشه
این خوب بود
خیلی عالی بود
من میخوام به هر کس تو خانوادهام
برای کریسمس یه منشی بدم
که بتونم باهاشون قرار ملاقات بذارم
بچههای من هنوز ۱۰ سالشون هم نشده
و اونا از من هم سرشون شلوغتره
...یعنی، بین مدرسه و نمایش کریسمس
!اوه
.جشن کریسمس! دارم کلوچه میپزم
چطور شد که پات به اونجا باز شد؟
.تو بازار به کشیش تیم برخوردم
...یه کم احساس بدی داشتم
.که یه مدته کلیسا نرفتیم
.اوه، مطمئنم که میفهمه
.تو تعطیلات سر همه شلوغ میشه
!خب، تو که هر هفته اونجایی
...خب، انگار یه انرژی مضاعف میگیرم
.تو این موقع از سال
.نمیدونم. بذار اسمشو بذاریم جادوی کریسمس
اوه، خب، میشه یه کم از اون انرژی رو برام نگه داری؟
.اوه، تو هم به اندازه من عاشق کریسمسی
...آره، ولی من
...تازگیا انگار با هم وقت میگذرونیم
...ولی ما
.نمیدونم
منظورت بچههاست یا اریک؟
.امم، هر دوشون
...اریک داره رو یه ادغام بزرگ کار میکنه
...و خب، من و تو هم نمیتونیم به اینا برسیم
.با این پروندههای فروش
...و بین اون و بچهها
...اریک و من خودمونو
...میدونی، کشیش تیم
.تو کمک کردن به زوجها برای از سر گرفتن ارتباطشون عالیه
اوه، چی؟
.نه! نه، نه. اونقدرها جدی نیست
...این... این فقط مسائل عادیه
.که، امم، میدونی... همه زوجهای متأهل باهاش درگیرن
...نه، من... من فقط تو هر روز ۳۶ ساعت نیاز دارم
.تا آخر دسامبر که درستش کنم
...انگار تو یه طوفان برفی کریسمس گیر افتادی
...ولی خیلی سرت شلوغه
...داری سعی میکنی سرتو از زیر برف دربیاری
.تا بتونی به دهکده بابانوئل برسی
.باشه، این استعاره افتضاحی بود
.آره، بود
.دقیق بود، ولی افتضاح
.وای... آفرین به این پلیلیست کریسمس
...آره، خب، یا این بود یا باید مثل بابانوئل لباس میپوشیدم
.واسه همین راه آسونتر رو انتخاب کردم
...اوه، اول به شرکا
...کریسمس مبارک بگیم
...بعد بریم شیرینی برداریم
یا برعکس؟
!نوآ، اول شیرینیه. همیشه
.اولویتهاتو مشخص کن، پسر
...واسه همینه که تو نفر اولی
.تو ادغام پترسون
برنامههای، امم، برنامههای خاصی برای تعطیلات داری؟
.اوه، چیز خیلی خاصی نه
...فقط تک تک فامیلای روی زمین
.برای شام کریسمس میان خونمون
.بهتره چند تا بوقلمون اضافه بگیری
تو چی؟
...نه، پدر و مادرم معمولاً میان
.ولی نتونستن بیان
.واسه همین فقط ما و بچهها هستیم
خانواده مگی نمیان شهر؟
.اون فقط یه برادر داره، امم، پاول تو اوهایو
.ولی قرار نیست دور هم جمع بشیم
شما چند ماه پیش تو اوهایو نبودین؟
.آره، همسر پاول فوت کرده
.اوه، این حتماً تو کریسمس خیلی سخته
پس فقط تو و مگی و بچهها؟
...چیزی که من دارم میشنوم اینه
...که کلی جا سر میز شام داری
...برای فامیل دور زنم از آیووا
.که ظاهراً هیچوقت ندیدتش
.نه، ندارم
...نه، من در واقع بیصبرانه منتظرم
.که بالاخره یه کریسمس آروم داشته باشم
...خب، پس بهتره گوشیتو خاموش کنی
.با این ادغامی که در جریانه
.آره، واقعاً
.خب، استراحت ۱۰ دقیقهایم تموم شد
.باید برم به شرکا سلام کنم
.میدونی چیه نوآ؟ کریسمسه
میخوام ۱۰ دقیقه اضافه استراحت کنی، باشه رفیق؟
.آخ، اونوقت من تنها چیزی که برات گرفتم جوراب بود
.باید یه زنگ سریع بزنم
!هی
همه چی خوبه؟
.آره، آره
...امم، هی، داشتم فقط فکر میکردم، امم
پاول برای کریسمس چیکار میکنه؟
.پاول؟ نمیدونم
باهاش حرف نزدم. چرا؟
.خب، آخه این اولین کریسمسشونه از وقتی ایمی فوت کرده
.آره، باید بهش زنگ بزنم
.آره
...چند بار بعد از مراسم خاکسپاری زنگ زدم، فقط
.نخواستم اذیتش کنم
.خب، عزیزم، مطمئنم اون این فکر رو نمیکنه
.اینجوری نیست که عمدی بوده باشه
.ما فقط با زندگی خودمون مشغول شدیم
...ببین، اگه میخوای برای کریسمس دعوتشون کنی
.میتونیم جور کنیم
. باید بهش زنگ بزنم
. ممنون. حتماً
No comments yet. Be the first to leave one.