The first 200 lines.
برنامه پیشرو از ابتدا دارای الفاظ رکیک و صحنههای خشونتآمیز است
جورج؟
چرا زمان به عقب میپره؟
چون ما این کار رو کردیم
ما؟ - ما یه سازمان چند ملیتی فوقسری هستیم -
که به پیشگیری و به حالت اول برگردوندن رویدادهای انقراض جمعی اختصاص یافته
...پس، اگه الان ازش استفاده کنید - دیروز از خواب بیدار میشیم -
،تا زمانی که به اول جولای ۲۰۲۳ برسیم و اون نقطه بازگشت جدیدمون میشه
به پروژه لازاروس خوش اومدی
بعدش ربروف رو داریم
اون تقریباً توی همهی لیستهای تحت تعقیب تروریسم توی جهانـه
اون کارمند سابق لازاروسـه؟ - یکی از باهوشترین و بهترینهای ما -
!بعدا میبينمت
فلافی ساوثداون
واقعا؟ - آره -
فلافی چی بود؟ يه سگ؟
فلافی اسم پرخاشگرانه ماهی قرمز خواهرم بود
من به همه حيوون خونگیهای باحال حساسيت داشتم
به نظرت چه کاری رو اشتباه انجام دادیم؟
تقريبا همهچيز رو
...هی
دفعه بعد بهتر عمل میکنيم - بدتر از این دیگه نمیتونیم عمل کنین -
تقصير تو نبود - فقط داری خوب رفتار میکنی -
من هیچوقت عمدا با تو خوب رفتار نمیکنم - تصادفی چطور؟ -
شايد اتفاق نيُفته
.اتفاق میُفته !بيا دیگه، بهترین مکان برای تماشا اینجاست
گری اپليارد اسم مستعار من توی پورنـه
گري اپليارد یه اسم وحشتناک برای پورنـه
میدونم
!گری اپليارد
ربروف رو پیدا کردین؟
پلیس فرانسه به سرعت بعد از اطلاع ما به اون خونه هجوم بردن
چند نفر از آدمهاش رو گرفتن و اونا بهمون مکانـش رو دادن، آدم فروشها
این فوق العاده است - آره، الان داریم میریم سراغـش -
فکر کردم ممکنـه دوست داشته - باشی برای اون لحظه اینجا باشی آره، قطعا -
جورج؟
هيچکدوم از مامورهای ما توی مسیر هست؟ - زمان نداریم. فقط پلیس محلی -
عاليـه. تحت تعقيبترين مرد دنيا توی چنگ ماست
و ما داریم بازرس کلوزو رو میفرستيم
.نيروهای ويژه فرانسه هستن فکر میکنم همه چيز خوب پیش میره
من يه بار با يک پسر عضو نيروهای ويژه فرانسه قرار گذاشتم
،روح يه شاعر
دستهای يه قصاب
خانم. خانم
دارن توی موقعيت قرار میگيرن
اين تقصير تو نيست
ربروف؟
گرفتيمـش
،اون از اتاق جراحی خارج شده اما هنوز بيهوشـه
کی بيدار ميشه؟ - برای گفتن خيلی زوده -
،توصيه میکنم که برید خونه یه کمی استراحت کنيد
اما... اون قراره بيدار بشه؟
درستـه؟ - هنوز نمیدونيم -
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
دوباره یادم بنداز که چرا اینجاییم
يه مهمونیـه. خوش میگذره
اين خونهی کیـه؟ - پسر عموی دوست دختر برادرم -
خب، خيالـشون راحت ميشه که ما اومدیم
لطفا کل شب رو یه آدم نچسب نباش
،من توی شهر کمدن هستم
،از فنجون بهترین عمه دنیا شراب میخورم
چطور ممکنـه از این شرایط لذت نبرم؟
مشکلـت با کمدن چیـه؟
!و عمه. سلام نظرت چیـه؟
به هر حال يه دختر اينجاست - دخترای زيادی اینجا هست -
يه دختر خاص. برادرم میخواست تو اون رو ببینی
،گفت که اون باحال، باهوش و خوشگلـه
پس یه نفر فقط میتونه فرض کنه که اون يکی رو پيدا میکنه
که حداقل توی يکی از اون ويژگیها ،با اون مشترک باشه
اما اگر نه، ظاهراً شما دو نفر بايد واقعاً با هم جور بشید
اين دختر اسم داره؟ - آه، سارا -
سارا - آره -
پس ما سعی میکنيم اون رو پیدا کنیم
،و وقتی پیداش کردم، شما دوتا میتونین نمیدونم، بچهدار بشيد
و با خوشحالی زندگی کنيد و اين چیزا، باشه؟
جورج
جورج؟ رسیدیم
ببخشید
به چی فکر میکردی؟
به وقتی که من و سارا با هم آشنا شديم
عشق در نگاه اول؟
آره، فکر کنم
چند وقتـه که همديگه رو میشناسيد؟
...ما توی
تابستان ۲۰۱۸ با هم آشنا شدیم
چیـه؟
هيچی
من تابستان ۲۰۱۸ توی یه ماموريت بودم
خوب پيش نرفت
مشروب رو کجا نگه میداری؟
توی یه مقالهای خوندم که نوشته بود
نباید بعد از ضربه روحی مشروب بخوری - مزخرف گفته -
پس نسخههايی از زندگی من وجود داره
،که توسط چرخه زمان به حالت اول برگشتن
پس مسيرهای ديگهای رو انتخاب کردم
که معکوس شدن
،چه اتفاقی برای همه اونا میُفته چيزهايی که فراموش کردم؟
،وقتی اون سرم رو تزریق میکنی، مثل من همه چيز توی يه موج به ذهنـت برمیگرده
فقط به طور ناگهانی به یاد میاری
برای شما جهش يافتهها، بستگی داره
،ممکنـه به آرومی تیکههای رو به خاطر بيارین
،ممکنـه يکباره همش به یادتون بیاد شاید هم هیچوقت یادتون نیاد
چرا، شروع کردی به دیدن خاطراتـت؟ آره، شايد -
نمیدونم
،تابستون ۲۰۱۸
زمان رو به عقب برگردوندید؟ - آره -
چند بار؟
زياد
ديروز نقطه بازگشت بود
سارا ديروز حالـش خوب بود
هنوزم ممکنـه خوب بشه
اگه خوب نشه چی؟ - ،دنيا جای غمانگيزتری میشه -
و من بهت کمک میکنم تا اون شرایط سخت رو بگذرونی
،وقتی ربروف رو گرفتین
چيزی نگفت؟ - نه -
اون آدم پرحرفی نيست
همراه با ربروف به پايگاه نزدیک میشیم
شما با ناتو هستيد؟ - ما به طور رسمی وابسته نيستيم -
نه؟ خب، شما از بازرسی امنیتی ما عبور کردید
.حالا پنج دقيقه از وقت من رو داريد چی میخوایید؟
هفته گذشته يکی از جنگندههای کلاس اِف شما
بر فراز منطقه قزاقستان سرنگون شد
و شما چطور میدونید؟ - ما فقط میدونيم -
کار مدين بود - کار مدين نبود -
عکسهای ماهوارهای دارم - آره. اونا اشتباهن. کار مدين نبود -
کار افراد ژنرال زيما بود - اونا میخوان که شما تلافی کنيد -
اونا میخوان که شما به مدين حمله کنید تا مدين هم به شما حمله کنه
بعدش اونا از اون به عنوان بهونهای برای پیشروی در این منطقه استفاده میکنن
اونا بهتون میگن که برای حمايت از شماست، اما اينطور نيست
...اما اون - اون منجر به زنجيرهای از رويدادها میشه -
که به قرار دادن نيروهای زمينی ناتو توی مرزهای شما منتهی میشه
بعدش دولتها شروع به شليک موشک میکنن
،و حرفـم رو باور کن از اونجا ماجرا بهتر نمیشه
ژنرال زيما قصد داره یه تهاجم دوستانه ترتیب بده
و ناتو نيروهاش رو توی مرزهای من قرار میده؟
آره - چرا؟ -
چون مدين به جت شما شلیک نکرد
،ديپلماسی
«از کلمه فرانسوی «ديپلماسی
که کوتاه شده کلمه «ديپلماتيک»ـه
در نهايت از کلمه لاتين «ديپلما» گرفته شده
به معنای توصيهنامه يا اختيار
،ايده اينـه که کسی که یکم نفوذ داره
،یه خورده مصمم و با یکم شهامت
ميتونه بياد و یه مشکل رو حل کنه
با استفاده از این حقیقت که بقیه به حرفـشون گوش میکنن
.میبینی، مشکل ما همينـه کسی به حرف ما گوش نميده
ما یه ماشين زمان داريم و کسی به حرفـمون گوش نمیده
هيچکس نمیدونه که ما یه ماشين زمان داريم
بايد به مردم بگیم - آره، باید اون کار رو بکنيم -
اينا مدام جنگ جهانی سوم رو شروع میکنن
اگر ما یه کار اساسی انجام نديم
پس بيا يه کار اساسی انجام بديم
من با کارول صحبت کردم
چی گفت؟
اون بيشتر از هر چيزی ناراحت بود
کِی باهاش صحبت کردی؟
قبل از نقطه بازگشت
من با جيم صحبت کردم
کِی؟
بعد از نقطه بازگشت
ترسو - دوباره بهش میگم -
واقعاً نيازی نيست امروز بیایی سر کار
شما تازه خطرناکترين تروريست جهان رو گرفتيد
شبیه روزی نیست که بتونم بیخیالـش بشم
کاملاً روزیـه که میتونی بیخیالـش بشی - خودم میخوام که بیام -
بهش نياز دارم
اين فقط يه توضيح متداولـه
استرس پس از سانحه در اينجا رايجـه
تو چیزایی رو پشت سر گذاشتی ...که زندگی رو متحول میکنن اما از نظر فنی
اتفاق نيُفتادن - اتفاق افتادن -
اما میتونه گیجکننده باشه
منزوی کننده باشه
تو تیر خوردن دانمارکی رو دیدی
آره - از اونموقع خيلی بهش فکر کردی؟ -
تا اينکه کامیون زباله به دوست دخترم برخورد کرد
الان اون بيشتر فضای مغزم رو اشغال میکنه
تو مردن من رو دیدی - آره، ولی تو برگشتی -
آره - چون زمان رو به عقب برگردونديم -
.چون بمب منفجر شد اين رو درک میکنی، نه؟
تنها دليلی که برگشتيم به خاطر بمب بود
،اين بايد خیلی برات ناراحت کننده باشه
دونستن اینکه که دوستات اجازه میدادن همونطور مُرده بمونی
قرارداد همینـه
من انتظار ندارم کسی برام نقش خدا رو بازی کنه - چرا که نه؟ -
چه ضرری میتونست داشته باشه؟ - در هر ثانيه چهار نوزاد به دنيا میاد -
.يعني ۲۵۰ نوزاد در یک دقيقه ۱۵.۰۰۰در يک ساعت
.۳۶۰.۰۰۰نوزاد در یک روز ۲.۵ميليون نوزاد در یک هفته
اگه زمان رو فقط ۹ ماه به عقب برمیگردوندیم
،و مسير جهان رو تغيير میداديم
چه تعداد از نوزادانی که امروز زنده هستن هیچوقت حتی ایجاد نمیشدن؟
چقدر از پيشرفت رو از دست میدیم؟
من ديدم که جنبشهای ،اجتماعی کامل ناپديد شدن
رويدادهای متحول کننده جهان به حالت اول برگشتن
پس ما فقط زمانی اين کار رو انجام میديم که جايگزين بدتر باشه
میبینی، مسئله اينـه که حتی ،اگه ما زمان رو ۹ ماه عقب میبردیم
،بازم در هر ثانيه چهار نوزاد متولد میشد
اونا فقط نوزادای متفاوتی میشدن
.ما فقط به اونا یه فرصت میديم هيچکس نمیدونه، هيچکس اهميت نمیده
،ما اینجا یه ماموری داشتيم
No comments yet. Be the first to leave one.