The first 200 lines.
خب ما در واقع اون بيرون در حال گشت زني بوديم
و من صداي جيغي رو از داخل يه کوچه شنيدم
...ما هم شروع کرديم رفتيم داخل اون کوچه تاريک .يه کوچه واقعا تاريک
ميدونين صداي جيغا بلند و بلندتر ميشد
هرچي ما نزديکو نزديکتر ميشديم
چيز بعدي که ديدم اين زن بود
. و مردي که با لگد به سرش ميزد
من هم جلوي اون يارو استادم و سرش داد زدم
!فقط گفتم: هي
.. و بعد اون خيلي سريع از جا پريد
!وايسا احمق
اون وارد کوچه ديگه اي شد
و ما اونو انداختيم رو يه ديوار
. سعي کرد از دست ما فرار کنه همکارم گفت
هي کاري نکن که دمار از روزگارت در بيارم
و ميدونين من دستامو از هم باز کردم
ميدونين يه جورايي شبيه يه حالت ايستاده
منم بهش گفتم هيچي مرد بکش عقب نميتوني جايي بري
آروم باش همون جايي که هستي وايسا
... و اون سعي کرد که فرار کنه و ما سعي کرديم
اونو گير انداختيم
بي خبر از همه جا يه ماشين پليس سر و کله اش پيدا شد
اونم بهش دستبند زد و انداختن صندلي عقب ماشين
و به 34 سال زندان محکوم شد
"ابر قهرمانان"
من هيچ قدرت ابر قهرماني اي ندارم
داشتن قدرت ابر قهرماني
لازمه ي ابر قهرمان بودن نيست
به نظر من داشتن احساسات بالاست
و انجام دادن کارهاي خوبه که
از شما يه ابر قهرمان ميسازه
رنجر هاي قدرت !نيروهاي سري
به غار اکستريم خوش اومدين
.. اينجا خونه منه آپارتمونم
من اسمشو گذاشتم غار اکستريم
چون جائيکه من زندگي ميکنم
همينطور جائيکه من کارهاي اتحاد اکستريم
جايي که تحقيقاتم رو انجام ميدم هست
و جايي که تجهيزاتم رو انبار ميکنم
خيلي به کتابهاي مصور علاقه دارم
من کتاب هاي مصور جمع ميکنم .اونا رو ميخونم , بهشون خيره ميشم
اونا منبع الهام من هستن
مشخصا من خيلي از رنجر هاي قدرت خوشم مياد
بله
آره اونا عالين
...ميتونين به چند تا از مجموعه کتاب هايي که دارم نگاه کنين
و کمين کردن و درس هاي ديگه اي ازشون ياد بگيرن
يک قدرت محدود کننده
قانون جنايي ايالت کاليفرنيا راهنماي قانون جزا
مهم ترين رازهاي نبرد در دنيا
هنر وحشيانه دريدن و پاره کردن
سيخونک زدن و فشار دادن نقاط حياتي
به اين باب ميگن
خيليها از اين استفاده ميکنن
توسط هنرمندان هنر هاي رزمي در مدرسه هنر هاي رزمي
با يه پنجه گرگي به داغ طرف شروع ميشه
که با يه نگاه خشمناک دنبال ميشه
و بعد از تکنيک آرنج براي ضربه زدن به شقيقه اش استفاده ميکنيم
يه تکنيک آرنجي ديگه
.و بعد ميايم اينجا و بعدشم بووووومم
من حتي ميتونم بعضي از تکنيک هامو شرح بدم
از سيستم مرگبار سوپر اکستريمي
اوه پسر , دستم رو گرفته
.شايد ميخواد به من مشت بزنه لعنتي نميزاره تکون بخورم
بايد سعي کنم از صورتم محافظت کنم
و بعد بوووم... ميتونم سعي کنم به چشماش ضربه بزنم
و با شست اونا رو از حدقه در ميارم
و بعد هم شايد اون يکي ديگه
.. و بعد شايد ميتونم
...ميتونم بگيرمش
اونا رو در عمق چشماش فرو کنم
و ميتونم يه گاز هم ازش بگيرم
عجب کاري کرد
جنده لعنتي
من توي خونه اي بزرگ شدم که
که پر از بدرفتاري و خشونت بود
شخصيت من در مدرسه شکل گرفت
خود من يکي از قرباني هاي خشونت بودم
و شاهد تمام بي تفاوتيها و تبعيضها بودم
مردم فقط به خودشون فکر ميکنن
من اين کارو براي اعتراض انجام ميدم
مشکلاتي که در جامعه وجود داره
به ذهنم خطور کرد
سخته که به تصويري از اون رسيد
با کفش هاي پاشنه بلند بسرعت دويدن
.. و هنوز ار اين فکر خوشم مياد
چون اين کفشا پاهاي دختره رو زيباتر نشون ميدن
اگه اونا... اگه شما کفش پاشنه بلند بپوشين
اگه اون... زشت و غير جذاب به نظر ميرسه
اگه وجي بپوشه؟ ميدونين وجي چيه؟
وقتي اولين بار اومدم اينجا يه يارويي بود
که خودش کاپيتان چسبناک صدا ميزد
اگه احساس ميکرد اگه يه خونه تو محله هاي کثيف شهره
يه جايي تو شهر
و صاحب خونه ب مستاجرين آب گرم نميداد
ماشين لينکلنش رو جلوي اون خونه پارک ميکرد
و با يه بلند گو
شروع ميکرد به ناسزا گفتن به صاحب خونه
و هياهويي به راه مينداخت
و در نهايت براي فرار از شرمندگي و خجالت
صاحب خونه آب گرم و رو در اختيرا مستاجرين قرار ميداد
يا هر کاري رو که اون ميگفت انجام ميداد
و با لباسي که يه خرقه هم داشت در اطراف حرکت ميکرد
مرد خيلي جالبي بود
و خودش رو خيلي جدي ميگرفت
ميتونه ابر قهرماني هم وجود داشته باشه که خيلي خجالتي باشه
يا شايد ابر قهرماني داشته باشين
که خيلي مغرور و خودپسنده
احتمال داره ابر قهرماني داشته باشين
که استعداد خاصي نداره يا کسي که خيلي زيرکه
ابر قهرمانا اشکال و انواع مختلفي دارن
ولي يه کم نگران ميشم
درباره کسي که هيچ قدرت ابر قهرماني نداره
که فقط يه لباس تنش ميکنه و اطراف پرسه ميزنه
.و با جنايتکارا و مردمي که ممکنه مسلح باشن سرشاخ ميشه
من متوجه شدم که اون شخص ممکنه آسيب ببينه
اسم من زيمره و اهل آستين تگزاس هستم
و الانم تو بروکلين نيويورک زندگي ميکنم
چيزي که درباره تجربه زندگي واقعي ابرقهرمانا وجود داره
اينه که ميتونين هر چيزي رو که براتون مهم بردارين
و از هر کاري که لذت ميبرين
و اونو جزئي از شخصيت خودتون کنين
و ماموريتتون
من به بشريت اهميت ميدم
به اين نکته هم اهميت ميدم که ما داريم اين سياره رو به يه زباله دوني تبديل ميکنيم
به اين مسئله اهميت ميدم که بيشتر دولتمردا فاسدن
به اين مسئله اهميت ميدم که پليسا فاسدن
تنها چيزي که محصول انسانيته قدرت تغيير پيدا کردنه
و تنها راهي که ميشه اين مشکلات رو حل کرد
اينه که يکي دست به کار بشه
متشکرم
من به دلايل زيادي به بروکلين اومدم
....مردم زيادي آنلاين هستن
چه کاري ميشه تويه شهر انجام داد
اگه ابر قهرماناي زيادي وجود داشته باشن
هم اتاقياي من ابر قهرمان هستن
من تازگيها با "زي" زندگي ميکنم اون اهل ديترويته
تساف" هم هست که اونم از ديترويته"
و لوسيد که جاهاي زيادي بوده
اين منم که نيازم رو دارم تامين ميکنم
احساس ميکنم که بايد دست به کار شد و هر کاري که بشه انجام داد
من فقط از اين همه فسادي که در اطرافم ميبينم خسته شدم
....چه اين فساد رو رئيستون در محل کار انجام بده
يا يارويي که در همسايگيتون زندگي ميکنه
که زنش رو به باد کتک ميگيره و بيست ساله کارش اينه
ميدونين موضوع اين چيزاي کوچيکن
و ما به بروکلين اومديم چون فهميديم که
مناطق زيادي وجود داره
که بايد رو اونا تمرکز داشته باشيم
پليس نيويورک
حتي به دولتمردا هم نميشه اعتماد کرد
من اينجام تا کاري بکنم, حالا هر کاري
من بيشتر با "زي"جور در ميام
چون , ميدونين خيلي به من شبيهه ...کسيه که
که يه زندگي درب و داغون داشته
اتفاقات زيادي در زندگي من افتاده
و من ميديدم که در مسير بد و خطرناکي قدم برميدارم
و اميدمو از دست داده بودم
...خب واسه همين سعي کردم
و خواستم که خودمو بکشم
و وقتي که بيدار شدم فهميدم فايده اي نداشته
و من به معناي واقعي کلمه بيدار شدم
انگار که مثل هميشه بيدار نشدم و يه جوري از خواب غفلت بيدار شدم
فهميدم که يه جوري وقت تلف کردنه
و خيلي چيزا هست که من ميتونم انجامشون بدم
ما افراد منحصر به فردي هستيم
به اين معني که هر کدوم از ما گذشته عجيب و غزيبي داريم
و فقط براي يه دليله که دور هم جمع شديم
و اون دليل هم کمک کردنه
...ت.س.ا.ف
و بمعني مسکوت و فراموش شدست
واقعا به تنها چيزي که ميتونم فکر کنم
ميخوام که يه جور يادآوري باشه
که چرا اصلا دست به چنين کاري ميزنم
و اينکه اين رو ميدونم موضوع درباره من نيست
...ابتکار نيويورک
اين فراخواني براي محاسبه توانايي هاي آدماست
براي خودمون و هر کس ديگه اي
اولين شب گشت زني من
در سالگرد در گذشت کيتي جنوويس بود
سيزدهم مارس سال 1964
در نيويورک در محله کوئينز
زني به اسمه کاترين جنوويس
..ملقب به کيتي جنوويس
بطور وحشيانه اي مورد حمله قرار گرفت
مورد تجاوز قرار گرفت و در نهايت کشته شد
و 38 نفر
...از يه مجتمع مسکوني در همون نزديکي
موضوع رو شنيدن صداي جيغاي اونا و برخي هم ديدن
ولي هيچ کاري نکردن
يه داستان جهاني بود
که مردم اينقدر بي تفاوت و بي احساس بودن
...و خب در سالگرد مرگش
و من در اون زمان با کسي رابطه داشتم
از تخت خزيدم بيرون وسايلم رو برداشتم
و زدم بيرون
و يه تجربه خيلي شخصي براي من بود
چون درباره کاري با زندگيم ميخواستم بکنم فکر کردم
و چيزي که براي من مهم بود
و فکر ميکنم که اين زندگي من رو به
No comments yet. Be the first to leave one.