Dark Angel

Dark Angel

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Dark Angel-GECKOS ENGLISH1-HI
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian dark angel 1990 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

other
Published on: 2025-11-22
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هفتاد هزار دلار برای این ماشین

بعد یه گوه سی‌دی پلیر توش گذاشتن!

اوه!

پدرسگ!

آه!

عالیه، لعنت بهش!

کریسمس کوفتی‌تون مبارک!

اوه!

ها؟

من با صلح اومدم.

بسیار خب، گروهبان هاوکینز، اتاق مدارک جی-۳۸.

۳۸... عالیه!

ممنون.

حالت چطوره؟

گروهبان هاوکینز، لطفاً به اتاق جی-۳۸ مراجعه کنید.

گروهبان هاوکینز، اتاق جی-۳۸.

بله؟

سلام.

مشکل چیه اینجا، افسر؟

سلام. سلام.

اونجا رو امضا کن.

حتماً پارتیِ حسابی بوده.

ببخشید، افسر؟

فقط یه شوخی بود.

ممنون.

خواهش می‌کنم.

بهتره عجله کنی.

چی میگی مرد؟

مثل ساعت کار کرد.

بهتره عجله کنی.

یا عیسی مسیح! اون کوفتی چی بود؟

یه جور تضمین کوچیک.

برای چی کوفتی؟

بدون شاهد.

و وقتی بهش گفتم سازمان...

اصلاً مقرون به صرفه نیست، گوش نکرد.

پس، حس کردم تنها راه برای بهره‌برداری از استعدادهام

اینه که خودم مستقل کار کنم.

آقای... دیویس.

دیویس، دیویس، دیویس، درسته جف دیویس.

منظورم اینه...

درست مثل خودتون مطمئنم، در سنین جوانی

فکر می‌کردم تحصیلاتم نجات‌بخش خواهد بود.

بده به من اون، امم، ضروریه اه، بفرما...

اجازه بدید فقط یه مثال بزنم.

همین که فهمیدم مشکل کجاست

که فارغ‌التحصیلان MBA به سرعت دارن تبدیل به یه کالای بی‌ارزش میشن.

فوری برگشتم پرینستون.

و یه فوق لیسانس دیگه تو بانکداری بین‌المللی گرفتم.

که فکر کنم الان تو این کارم.

هی، این همه گنده بک اضافی واسه چیه؟

عصر بخیر آقای منینگ.

فقط به عنوان پیک در نظرشون بگیر.

آره، باشه، ببینیم چی داری.

بیاین، بچه‌ها.

تحصیلات.

واقعاً خیلی مهمه. بیاین.

میتونم جف صدات کنم؟ آره، خب، هرچی.

بیاین، بیاین. بدون مدرک دانشگاهی

و دارم در مورد فوق لیسانس حرف میزنم، حداقل

یه آدم ممکنه ناامید بشه.

ممکنه مجبور بشه بره ارتش.

به زندگی جنایتکارانه رو بیاره.

یا پلیس بشه.

چرا این مسخره‌بازی رو تموم نمی‌کنیم، مرد، و میریم سر اصل مطلب؟

چه دانشگاهی رفتی؟

دانشگاه "بیا کیرمو بخور".

وقت پارتیه.

عاشق این گوه بازی‌ام.

عالیه.

سلام.

پول، پول، پول!

باشه!

خب، این معامله انجام میشه یا نه؟

هرچی تو بگی.

لعنتی.

خفه شو، خفه شو!

چراغا خاموش، گنده!

کلیدش پشته!

گور باباش!

اه لعنت.

شما حرف بزنید، بچه‌ها.

لعنت بهش!

پول هست!

خفه شو، خفه شو!

راستش، تو ترنری، درسته؟

کارآگاه ری ترنر؟

پول رو داری، مرد؟

کارت تموم شد؟

باز.

تو باز نیستی.

و زیاد هم باهوش نیستی.

شما پلیسا فکر می‌کنید خیلی باهوشید.

باید بهتر از اینا بدونی که با من و بچه‌های سفیدم در بیفتی.

بندازش.

ما یه هفته است که از این بازی مسخره‌تون خبر داریم.

گفتم بندازش!

این کوفتی چی میگه، ها؟

بخند، ری.

همین الان بندازش!

گورتو گم کن!

جمعش کنید، آقایان.

بله، قربان.

اصلاً اینو کی ترتیب داد؟

نمی‌دونم، قربان.

اگه وارن بود، باید بیشتر می‌فهمید.

حداقلش حالا یه پلیس کمتر تو دنیا داریم.

شما پسرا، حواستون باشه حتی یه ذره از اون هروئین رو هم جا نذارید.

از پشت.

بله، قربان، آقای منینگ. بزن بریم!

یالا!

من با صلح اومدم.

این چه کوفتیه؟!

کریسمس مبارک.

حواست بهش باشه.

شک نکن.

حرومزاده!

ری!

ری!

ری!

ری!

یالا، مرد!

یالا!

یالا!

لعنتی!

می‌کشمش!

صورتشو تیکه و پاره می‌کنم!

خبر انفجار انبار فدرال تایید شد.

نُه نفر کشته و دست کم شش نفر دیگه هم زخمی شدن.

عالیه!

می‌تونید یه اطلاعاتی به ما بدید؟

سلام دایان. سلام.

چه خبره اینجا؟ قتلگاه شده.

انگار وایت بویزها از چرخ گوشت رد شدن.

یا خدا، اینجا چه خبر شده؟

پنج نفر کشته شدن.

هیچ‌کس چیزی ندیده و نشنیده.

این برای این محله چیز جدیدی نیست.

کین اولین نفری بود که ساعت ۱۱:۳۲ رسید.

ولی اونم چیزی ندید.

جک، بابت ترنر متاسفم.

واقعاً متاسفم.

اونقدر کفرم دراومده که می‌تونم از این پنجره لعنتی پرتت کنم بیرون!

ولی الان این کارو نمی‌کنم.

الان وقتش نیست.

الان وقتش نیست که خودتو هم به کشتن بدی!

می‌دونم در مورد ری چه حسی داری.

ویکتور منینگ چی؟

خب، اون چی؟ اون شریک لعنتی منو کشت!

منو تحت فشار نذار، جک!

تو هشت روز تمام ناپدید شدی.

نه حتی یه هفته، که شاید می‌تونستم بفهمم.

اما هشت روز لعنتی؟

تازه

باید بابت هروئین سرقتی جواب پس بدی.

و پانصد هزار دلار!

کاپیتان مالون

یه نفر اینجاست برای دیدنتون.

به به... فدرال‌ها.

انبارشون ترکید، حالا فکر می‌کنن اینجا هم اختیار دارن.

کل این شهر لعنتی!

بهشون بگو... فقط بهشون بگو الان میام اونجا، باشه؟

بله قربان.

خیلی خب، تو از این پرونده برداشته شدی.

هشت هفته مرخصی طلبکار داری – برش دار.

همه‌اش رو.

این یه دستوره؟

نه... بدتره.

بهم قول بده.

کین، تو تنها مردی هستی که می‌شناسم ترجیح میده بمیره تا زیر حرفش بزنه.

پس، بهم قول بده، و این یک دستوره.

من منینگ رو می‌خوام.

مرخصی رو بگیر وگرنه دائمیش می‌کنم.

باشه.

خوبه.

اوه، و، خب، اگه من جای تو بودم...

یه کم وقت می‌ذاشتم و به زندگی شخصیم هم سر و سامون می‌دادم.

کارآگاه کین، ایشون مأمور سوئیزر از FBI هستن.

ایشون می‌خوان ازتون چند تا سؤال بپرسن.

خصوصی.

می‌دونی من چیکار می‌کنم، کارآگاه؟

من چیزایی می‌دونم

همین، کل کارم همینه

من چیزا رو قبل از هر کس دیگه‌ای می‌دونم

هیچی؟

می‌دونم دنبال ویکتور منینگ بودی.

اینم می‌دونم که اینا قتل‌های عادی نیستن.

سه مرد تا دندان مسلح، گلوشون بریده شده بود.

قبل از اینکه حتی فرصت کنن اسلحه بکشن

حالا اصلاً کی می‌تونه انقدر سریع حرکت کنه؟

نه کی، چی.

من کلی زخم چاقو دیدم.

اما افراد منینگ رو یه چیز دیگه کشته.

یه چیز متفاوت.

فکر می‌کنی اون سلاح یه کلیده؟ آره، همینطوره.

تو اتفاقاً نمی‌دونی از کجا می‌تونم پیداش کنم...

میشه آقای منینگ رو صدا کنی؟ کارش دارم.

ببین، دلم می‌خواد کمک کنم، ولی تازه گذاشتنم مرخصی.

یا، مگه اینو نمی‌دونستی؟

کین رو برگردون سر پرونده.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left