The first 41 lines.
Mekziko با افتخار تقدیم می کند
یک دختر کمی تنها خواهی بود
یک دختر کمی تنها
یک دختر کمی تنها خواهی بود
یک دختر کمی تنها
چند بار به تو گفتم و دوباره شروع کردم و اونا با تو درباره مشکلت همفکری می کنن قبل از اینکه
چند بار به من قول بدی تا دختر درستی باشی چند تا اشک رو گذاشتی تا به کف اتاق بخوره
چند پاکت رو تو بسته بندی کردی فقط برای این که اونا برگردن و به من بگی که
چند تا اما بیشتر نه
اگر تو اجازه درون جهانت رو به من بدی
یک دختر کمی تنها خواهی بود
اوه نو
چهرهای قشنگ زیادی رو قبل از اینکه تو رو ببینم دیدم
حالا فقط تو رو می بینم
من دارم بخاطر تو میام من دارم بخاطر تو میام
اوه نو
به این چهره های قشنگ دیگر، نیاز ندارم
شاید به تو نیاز دارم
و وقتی تو این دنیا مال من باشی
یک دختر کمی تنها خواهی بود
یک دختر کمی تنها
یک دختر کمی تنها
یک دختر کمی تنها
یک دختر کمی تنها خواهی بود
من قصد دارم تو رو اول قرار بدم
من به تو نشون می دم که ارزشت چیه
یک دختر کمی تنها خواهی بود
یک دختر کمی تنها خواهی بود
کریسمس خوب نبود، 14 فوریه هیچکدوم از اونا وقتش رو با تو نگذراند
چند بار شام بشقاب غدا رو چیدم و اون هرگز به غذاش دست نزد
چند عکس پاره رو دیدم که تو داری درست می کنی به من گفتی که نمی تونم یک در باز رو ببینم
اما بیشتر نه
اگر تو اجازه درون جهانت رو به من بدی
اوه نه
یک دختر کمی تنها خواهی بود
چهرهای قشنگ زیادی رو قبل از اینکه تو رو ببینم دیدم
حالا من فقط تو رو می بینم
من دارم بخاطر تو میام من دارم بخاطر تو میام
نو نو
به این چهره های قشنگ دیگر، نیاز ندارم
شاید به تو نیاز دارم
No comments yet. Be the first to leave one.