The first 200 lines.
این یه قدردانیه
...شما تو برنامه ها زیاد شنیدید
همینطور که دارم به دوروبر اتاق نگاه می کنم
میبینم خیلی چیزا هست که به خاطر داشتنش ممنونم
قطعا تا اخر امسال بدون کمک شما
نمیتونستم اینکارو انجام بدم
ما دوست داریم داداش- اره دوست داریم -
سال گذشته من شرایط بد و تاریکی بودم
... من دوباره مصرف کردم، و
نزدیک بود بمیرم
بعد بابا منو اورد تگزاس
خدمت در اینجا یه افتخار بزرگ بود
میدونم سال گذشته واسه همه سال سختی بود
اما برای من سال گذشته پر از معجزه بود
کاپیتانمون داره بهبود پیدا میکنه
من کنار قهرمان هایی کار میکنم
که بیشتر از یه دوست هستن
اونا خانوادم هستن
و یه مرد باورنکردنی پیدا کردم
که بهم نشون داد باز کردن دوباره قبلم مشکل ساز نیست
و شاید بزرگترین معجزه ای
که از هفت سالگی براش دعا می کردم
پدرمادرم بهم برگشتن
خیلی خب، از همه به خاطر این که اینجا هستن ممنونم
بیاین برقصیم
از غذای عالی چارلز لذت ببرید حتی نوشیدنی هم داریم
و یادتون باشه انعام بدید
!هی-
خیلی ناجور بود- یه کم-
به باربر زنگ زدی؟
چهارشنبه میان
حق با ما بود که بهش نگیم
خب، نمیخوایم خرابش کنیم
!نه منظورم اینه، امروز نه
خب واضحه که باید بهش بگیم
اره ولی نه امشب- امشب، نه-
امشب ممکنه بد باشه
امشب ممکنه بد باشه
خیره نشو عزیزم
بعد
جناب، اون برای شما آمادست
ممنون برای انتخاب آستین نشنال
چطور ممکنه...اوه
قربان، حالتون خوبه؟- متاسفم-
فقط نمیخوام کسی آسیب ببینه
اوه، خدای من
جیغ نزن
فقط سرتو تکون بده...
همه پولای تو دخلو بریز تو این
و محض رضای خدا، نه زنگ خطر
نه پلیس، خواهش میکنم
قول میدم
9-1-1 مورد اضطراریتون چیه؟
امنیت ملی زنگ خطر فعال شده
در بانک ملی آستین
دریافت شد
دوربین امنیتی ای دارید که
به ما بگه افسران من در انتظار چه چیزی هستن؟
الان داریم میبینیم
صندوق داری که زنگ آلارمو فشار داد
با یه مرد مو مشکی با ژاکت نارنجی و شلوار جین
و حدودا ۳۰ یا چهل ساله، داره صحبت میکنه
پیداش کردم، میدونید مسلح هست یا نه؟
...نه ما نمیتونیم ببینیم، ولی
امن ترین کار اینه که بدترین حالتو در نظر بگیریم
به همه واحد های ۱۰ تا ۹۰ اطلاع داده میشه
در خیابان سوم، ایوانز، آستین نشنال
احتمالا یه سرقت مسلحانه در حال انجامه
اعزام ۳۶۳-اچ بیست ما پنج بلوک تا اونجا فاصله داریم
دریافت شد، ۳۶۳ اچ بیست
مظنون یه مرد ۳۰ تا چهل ساله با کت نارنجی و شلوار جین
با احتیاط عمل کنید
اداره پلیس آستین
همونجا که هستی بایست
بخواب رو زمین
نه، نه، نه ،نه
دستاتو بگیر بالا
شما نمیفهمین، اونا منو میکشن
بذارش رو زمین، همین الان
!نمیتونم
!نمیتونم فقط اونا میتونن خاموشش کنن
چیو خاموش کنن؟
این چه کوفتیه؟
بمب
لطفا، به کسی زنگ نزنید
اگر تا پنج دقیقه دیگه با پولا
سر قرار حاضر نشم
اونا فعالش میکنن
کیا؟- نمیدونم-
امروز صبح منو
تو مغازه ابزار فروشی انتخاب کردن
گفتن برای نصب دیوار کاذب برم
ولی مجبورم کردن که اینکارو بکنم
بهم گفتن باید بانکو بزنم
من زنگ میزنم
!نه- میشل، صبر کن
اونا به تمام کانالهای رادیویی گوش میدن
اگه بفهمن که من دستگیر شدم
من یه مرد مرده ام
!لطفا
خواهشا بهم بگو این اراجیفو باور نمیکنی
این یارو داره دروغ میگه
لطفا
من یه پسر دارم
انریکه
شش سالشه
فقط میخوام دوباره ببینمش
قرارتون کجا بود؟
نمیدونم- البته که نه-
دو دقیقه دیگه بهم اس ام اس میدن
چراغ تو ماشینه به خدا قسم
اگر نتونم
...اگر نتونم جواب بدم، در عرض سی ثانیه اونها
!بذارید من برم
!مجبورید
همونجا که هستی بمون
!دست نگه دار
لگه میخواین یهم شلیک کنید، در هر حال من میمیرم
... شماهم همینطور اگر
منو سوار ماشین گشتتون کنید
بذار بره
یارو همین الان از بانک دزدی کرده، منظورت چیه بذارم بره؟
هر اتفاقی بیفته، مسئولیتش با من
حق با توعه، ریس
امیدوارم این قضیه تو صورتت منفجر نشه
مامان؟
مامان؟
مامااان!
او، خدای من
!ترسوندیم
اینجا چیکار میکنی؟
فکر میکردم تو و بابات شیفت باشین
پزشکی و آتش نشانی دوتا برنامه مختلفن
و من اینجا زندگی میکنم
فکر کنم تو هم اینکارو میکنی، مامان
چرا همه وسایلتو بسته بندی کردی؟
چون میخوام برگردم نیویورک
چی؟ از کی؟
تقریبا از یه هفته پیش
یه هفته پیش؟
وسایلت حتی یه هفته هم اینجا نبودن
پسر، شماها فقط بهش یه شانس دادید
گوش کن عزیزم، منو پدرت واقعا میخوایم
باهم اینکارو بکنیم
نه
میدونی که هردومون دوست دازیم
بیشتر از هرچیزی تو دنیا
نه
وقتی هفت سالم بود این سخنرانیو کردی
و تو نمیتونی دوباره همینارو بهم تحویل بدی
واقعا متاسفم
میدونم چقدر میخواستی این جواب بده
این؟ منظورت خانوادمونه؟
اره، کل زندگیمو صرف این کردم که این جواب بده
خب، باورکن ماهم اینکارو کردیم
پس چرا داری نابودش میکنی؟
جواب این سوال خیلی پیچیدست
نه اینطوری نیس
به این خاطره که هردوی شما
وسواس کنترل دیگرانو دارین
نه
و من اینطوری نیستم
خدایا، شما خیلی خودخواهین
اگر من برای اینکه شمادوتا کنار هم باشین کافی نیستم
به برادر کوچیکم فک کنید
بچت
اوه، نه
اتفاقی واسه بچه افتاده؟
نه عزیزم، بچه کاملا خوبه
و من به بچه فکر میکنم
...مشکل اینجاست
این بچه ما نیست
برای بابا نیست؟
خب.. کی؟
انزو
قبل از اینکه فحش بدی
قبل از اینکه من و انزو بفهمیم این اتفاق افتاد
مطمئنا ما داشتیم تمومش می کردیم
قبل از اینکه منو پدرت بخوایم اینکارو انجام بدیم
مامان، میدونی که هیچوقت همچین حرفی بهت نزدم
بابا؟- نه-
اون خیلی درک میکرد
ازم خواست بمونم
پس تو و انزو
این...این خوبه
شماها همیشه باهم خوب بودید
نه من برمیگردم نیویورک
به انزو برنمیگردم
انزو هنوز نمیدونه
بهش نگفتم
باید بگی
انزو پدر خوبی میشه
منظورم اینه اون هروقت خواستم کنارم بوده
وقتی بابا سرش خیلی شلوغ بود
اگه ازم بپرسی
میگم اون بچه خیلی خوش شانسه
تی کی
بابا؟
کاپیتان کندریکز بهت زنگ زد؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.