The first 97 lines.
*سفارشي از خانم نوغانيان*
"او چيست؟"
"او چه بود؟"
"آن دو چه بودند و چه هستند؟"
بهترين شب زندگي من بود، اونوقت اون چيزي حس نکرد؟
بعدش آميتاب باچان با جسم گرمش ميناکشي ششادري رو نجات ميده
ويشال، کي ميتونه اينطوري صحبت کنه؟
لطفا همچين کلماتي استفاده نکن باشه؟
ياش بذار يه خورده بگه - يه خورده گوش بده -
بعدش؟ - بعدش اونا دوجسم در يک جان شدن -
سکس و عشق چه ربطي بهم دارن؟
رفيق چرا ربطي نداشته باشن - ويشا لطفا -
هر دفعه از اين کلمهي داغون استفاده نکن
اوه که اينطور، منظورت اينه که من از وقتي پاي ميز اومد، چهار بار گفتم سکس
مشکل داره؟
خب وقتي سکس کني بايد يه چيزي لو بره ديگه
صبح بخير دوستان
صبح بخير
صبح بخير - صبح بخير -
نون روغني - آره بگير -
خيلي خوشمزهس برو تو کارش
گاهي پيش مياد امروز ميخورم
:ترجمه تخصصي رسانه فرهنگي هنري باليووديها مترجم: مجيد ح.ف/ نگارش: بينگ سامي
بالاخره مختو زد؟ -
نه -
فقط تو تخت
بسيار عالي
!ميگم چرا صبحونه نميخوري - دارم ميخورم -
حداقل ببين کره رو کجا ميمالي
..رو نون ميزنم
..حيدر
داداش چيکار کردي؟
يه کشف جديد براي استفاده از کره زدي هم روي جوجه هم روي دستمال ؟
...حيدر - داداش کجا ميري؟ -
...حيدر
واي خداي من
تانيا، ديشب براي هردومون خيلي معنا داشت
براي بعضي از دخترا اين حرفا خيلي شاعرانهس مگه نه؟
ولي براي من بچگانهس
چطور ممکنه که چيزي احساس نکرده باشه؟
اين همه اونجا بودن و من اونو براي ناهار صدا کردم
و ازش ميخوام با من اينطوري بازي نکنه
حالا که همه اومدن، بگو ميخواي چيکار کني
داداش ختي نذاشتي مشروبمو بخورم
چي گفته بودي؟
بيام مثل آدماي کسل بشينم؟
حالا ما اومديم بگو جريان چيه؟ - يه نمه صبر کن ببين داداشت چه برنامهاي چيده -
خيلي خب، چه برنامهاي چيدي؟
تو که ميدوني
اينجا چه خبره؟
کجا چه خبره؟
اينجا، جوري تظاهر ميکني که انگاري ديشب برات اهميت نداشته
براي تو داشته؟
اول من سوال پرسيدم اول هم شما جواب ميدي
ولي ريخت و قيافت جوابشو بهم ميده
حيدر براي تو اهميت داشت؟ - چي؟ -
شب به ياد موندني شد نه؟ - ببخشيد؟ -
تو هم هموني بودي که سخنراني ميکرد
من فرصت طلبم، برام فرقي نميکنه اهميت نداره ور ور ور رو
بي خيال، خودت همهي قانون ها رو گذاشته بودي حالا خودت ازشون پيروي نميکني؟
و وقتي هم که من پيروي ميکنم تو نميتوني تحمل کني؟
يه لحظه، خيلي خودتو تحويل نگير
فعلا که تو داري منو تحويل ميگيري
به خاطر همين منو از اينجا به اينجا کشوندي و داري ازم سوال ميپرسي
جناب حيدر باهاش کنار بيا
تو خودت بهم اهميت ميدي - باشه باشه، اهميت ميدادم ولي الان نميدم
ديگه نميخوام حرفاتو بشنوم، حله؟
بسمه، دارم ميرم
"چرا به ديدارم نمي آيي؟ گاه گاه لحظهاي به ديدارم مي آيي"
"چرا به ديدارم نمي آيي؟ گاه گاه لحظهاي به ديدارم مي آيي"
"اين زماني که به دست آوردهايم"
"ميخواهم ناگفتههايي را برايت بازگو کنم"
اين سورپرايز براي آوانتيکا بود
براي اينکه اين لحظه ماندگار بشه
براي اينکه زماني که باهم هستيم جشن بگيريم
و براي اينکه زماني رو حس کنيم که برامون فرق داره
"چرا به ديدارم نمي آيي؟ گاه گاه لحظهاي به ديدارم مي آيي"
"اين زماني که به دست آورده ايم"
"ميخواهم ناگفتههايي را برايت بازگو کنم"
"رابطهي ما همينگونه معمولي نيست"
"اين همان عشق است"
"باور دارم که تو مال من هستي"
"من نيز برايت نوري هستم"
اين بهترين سورپرايز زندگيم بود
واقعا؟ اون دفعه که براي شب موعظه بردمت چي؟
راشي خفه شو
ممنون - خيلي باحال بود -
:اينستاگرام و کانال تلگرام رسانه باليووديها @BollywoodihaOfficial
حيدر ديگه بازي در کار نيست
...ديشب براي من خيلي
خيلي خاص بود..
اگه بخوام صادق باشم
خيلي برام ارزش داشت "تنهايي ها"
حيدر، برام فرق ميکنه
"تنهايي ها" خيلي برام ارزش داره
تو بدجوري رفتي تو مخم
ديگه بازي درکار نيست
No comments yet. Be the first to leave one.