The first 200 lines.
تقديم به تمام آرياييان پارسي زبان
طبق يک افسانه، جايي زير اين کوهستانها
.دروازهاي بين بهشت و جهنم قرار داره
گفته ميشه يه انجمن مقدس خواهري .از اين دروازه نگهباني ميکنه
و قدرت دعاهاي اونا، شر نفرينشدگان رو .از عذاب دادن زندگان دور نگه ميداره
...مشکل نفرينشدگان اينه که
.هيچوقت يه جا بند نميشن
!پسرم
ازش يه مرد ميسازيم، نه "رد"؟
چه مرگته؟
!مرد باش
.چه خوب دوباره ميبينمت
اون کجاست؟
.ارباب مراقبه که اون کجا ميره
.يه خرده مشکل داشتيم
اينهمه اسب واسه چيه؟
...ارباب من و "رد" رو فرستاد
.حالا، فقط منم
همونطور که گفتم .يه مشکل کوچولو داشتيم
.ماهم دوتا اسب بيشتر آورديم
.من اون يکيو نياوردم
منو يادت مياد؟
اون کجاست؟
.نيومد
.هنوزم ازت فراريه
!خدا قرار نيس نجاتت بده
.من واسه ملاقات اون اومدم
...من چيزي ندارم ولي
بيشتر وقتا وقتي يه مرد رو واسه قضاوت و داوري مياري
.تبر ميچرخه، کمند محکم ميشه
.همين
.اين بيرون، اونا برميگردن
.کشتنشون سختتر ميشه
راه نابود کردنشون؟ .قطع کردن سرشونه
مقابل اينجور آدما؟
.تمرين هدف گيري
اجازه ميخوام که بگم بين عتيقهجات خارقالعاده و مقدسي که همراهمه
.داروي درماني بخصوصي نيز وجود داره
بين اين چيزاي ناخوشايند .حس ميکنم جاي يه زن خاليه
پس يه مرد بايد از هرچي دم دستشه .استفاده کنه
با يه دلار چي ميتونم ازت بخرم؟
.دلسوزيمو
.من مهربونم
.من از مرداي بي احساس خوشم مياد
.برگرد سر پستت
خب؟
.زيرکانه بود - !زنيکهي جذاب -
تو دزدي؟
.شبيه دزد نيستي - .من رقاصم -
پس از کجا اون حقه رو بلد بودي؟
.مدرسهي باله
ميدوني که اگه به بار ديگه گذرت اينجا بيفته .اون قانوناً ميتونه تورو بکشه
مرگ بدترين اتفاقي نيست .که ميتونه واست بيفته
تا حالا اسم "گالوواکرز" رو شنيدي؟
اين داروي ويژه، تمام بيماريهارو ،درمان ميکنه
.و زامبيها رو ازت دور نگه ميداره
،کشيش "دنگ"! خيلي خب !ارابه رسيد. همشونو بلند کنيد
!راه بيفتيد! يالا! به خط شيد - !بلند شو -
.تکون بخور - .زود باش -
!يالا پاشو - !زود باش آشغال -
!يالا تن لشتو تکون بده !يالا وايسيد تو صف
يه دختر واسه نجات پيداکردن اينورا چکار بايد کنه؟
کلاً کارت درسته يا شانسي زدي؟
.واسه تو شانسي بود
خب حالا بهت مديونم؟ - .بهم مديوني -
چيزي تو فکرته؟
آره
قربان؟
ميدوني تقريبا کجاييم؟
"ايناکس همر"
.اينجا مث برج کليسا جايگاه بردباريـه
به کسي که از خودشون باشه با مهربوني رفتار ميکنن. خب؟
!رفتار ظالمانهشون کاملا اشتباه بوده
تو اينجارو ميشناسي؟
.من اينجا خانواده دارم .هفت تا برادر و خواهر
.همه هم زير خاک
!"برادران و خواهران "ايناکس همر
با خلوص نيت
اينجا جمع شديم تا شاهد عدالت خداوند
.در حق شروران و نفرينشدگان باشيم
اکنون سر تعظيم فرود آوريد .و براي روح آنان دعا کنيد
!زود باش - !بيا پايين -
!يالا - !تکون بخور -
!بيا - !بلند شو تا بلندت نکردم -
!زود باش جيگر. پاشو !بلند شو
!زائرين خوش آمديد
.شمارو "زنداني" صدا نميزنم
.به اينا هم "چوبهي دار" نميگم
.اينها دروازههاي ورود به رستگاري شما هستن
،براي اين قرباني
،خداوند شمارا برگزيده
.همانند بره
همانگونه که مرا برگزيده
براي کمک به اين مردم نيکوکار .تا عدالت را در سرتاسر زمين گسترش دهم
...من زماني گناهکار بودم - !زدي تو خال، درسته -
"چري غزه"
!همتون بکارت پاره کُن هستين - !تو هم جندهي بابل هستي -
!زبونت نيش داره
!از رحم افعي زاده شدي
!بوي زن شرور الان به من کارساز نيست
...وقتي من شيطان رو ديدم که از قبرش بلند شد
قربان ما بايد درحضور کي از خودمون دفاع کنيم؟
!پيتر - !نميتوني بدون محاکمه مارو اعدام کني -
!ميتونم و ميکنم
شما قبلا در پيشگاه خداوند دربارتون .قضاوت و ضعفتون مشخص شده
اين ديگه از لطف خداونده که شمارو آورده اينجا .تا توسط طناب تطهير بشيد
،همونطور که وقتي من شيطان رو ديدم .منو تزکيه کرد
!از فلاکت رها شدم
.يه پيراهن ميخوام
.فقط يه رنگ داريم قربان
.نمتوني رنگ سفيد رو اشتباه بگيري
.تمام تلاشمو ميکنم قربان .اون پشت رنگاي بيشتري داريم
"کيس کات" و تو هم بايد بشي...؟ به ليبلهاي تزييني چسبدار که از پوشش کاغذي خود) (جدا ميشوند اصطلاحاً کيس کات گويند
نظرت چيه؟ شبيه منه؟
چندتان؟ - 5تا -
.خيلي خب غريبه
.بايد چهرتو ببينم
.آستينش يه خُرده بلنده
.خبرشون کن
و جهنم با زنجير و تازيانهي " سوارکاران آپوکاليپس
"نازل شد
.قدم از قدم برنميدارم تا بهم جواب ندي
.همينجا ميايستم
اينو ميبيني؟ .دستم ناجور درد ميکنه
.بپوشش
با دست چپت ميتوني انجامش بدي؟
،نصفش الان
.نصف ديگش هم وقتي کارتو تموم کني
چندتا ديگه؟
.اهميتي نداره
اهميتش فقط اينه که .اين تعداد واست زياده يا نه
چندتا جواب راجب اون چيزا بهم نميدي؟
...حالا شروع داستانه
.در پايان
.داستان با يه فاحشه شروع ميشه
،وقتي معدن خشک ميشه اون زن بارداره .پس تبديل به يه دزد ميشه
.اما نه خيلي خوب
وقتي خواهران "سان ديابلو" پيداش ميکنن .طناب دار واسش مقدر شده بود
ولي اونو بين خودشون راه ميدن و اسرار مرگ .رو يادش ميدن
:وقتي هم پسربچه بدنيا بياد اونا بهش ميگن "بايد بچه رو تسليم کني"
"دروازهي جهنم جاي بزرگ کردن بچه نيست"
.پس اون بچه رو ميفرسته يتيمخونه
.و اونجا... بزرگ ميشه ...و بزرگ ميشه
...و بزرگ ميشه
.تا وقتي 12 سالش ميشه
:و بعد به پسر ميگن "تو مرد شدي. بايد از اينجا بري "
ولي کجا؟
،يه زن بيوه پسر رو ميبينه
.ازش خوشش مياد، اونو ميپذيره
.اون زن بانوي يه کشتارگاهه
،بهش داد و ستد ياد ميده .غذا بهش ميده
.عاشقش ميشه
...و اونو با دخترش
.بزرگ ميشه
.يه دختر زيبا
.اون با عشق دختر بزرگ ميشه
.از دختر محافظت ميکنه
:يه روز طلوع خورشيد، دختر به پسر ميگه .با مامان برو پوستهارو بفروش
"نگران نباش، من ميتونم مواظب خودم باشم"
.پسر دخترو ترک ميکنه
...5تا مرد سر ميرسن
.دختر رو تنها ميبينن
!يالا
.و ازش سوء استفاده ميکنن
!اي فاحشه
دختر اينو توي دلش نگه ميداره .تا جايي که ديگه نميتونه
.تا وقتي باردار ميشه
،دختر از پسر خواهش ميکنه که ببخشش .فراموش کنه چه بلايي سرش اومده
.بخاطر بچهي بدنيا نيومده
،اون ميگه مردا رفتن .و واسه اون هيچ معني ندارن
.اما واسه پسر اينطور نيست
...نه
بچهي يکي از اوناست که توي شکم دختر .داره رشد ميکنه
.غيرقابل تحمله
.پس واسه بار دوم اون ميزاره ميره
،تا 5 سال بعدش ...پسر هيچي يادش نميمونه
.بجز درد دوري از دختر
.برميگرده و ميبينه دختر مُرده
...اون مُرد و به اون بچه
.زندگي داد
.اونا عزيزترين عشقش رو ازش گرفتن
...اونايي که مسئول اين قضيه بودن
.تاوانشو ميدن
تروي"؟"
!پسر
!آماده شو !پسرا دارن يکي رو ميفرستن
!از اينجا ميريم بيرون
.اون اينجاست عزيزم
.هميشه از اون هرزه متنفر بودم
!"سنيور"! "آميگو"
!زود باش. مارو ببر بيرون
!بايد مارو از اينجا ببري
تو کي هستي؟
...اسم اون دختر
.سوئنو" بود"
.دير کردي - ...خب -
...يه کسي بود که بايد متقاعد ميشد
.که اين ايدهي خوبي بوده
.يه بطري آبجو ايدهي خوبيه
.پوشيدن کلاه توي بارون ايدهي خوبيه
No comments yet. Be the first to leave one.