The first 123 lines.
SANDS Movie
امروز هیچ تماسی نداریم.
این غیرعادیه.
میدونی، داشتم میخوندم درباره اینکه، ام...
مردهای رنسانس دارن به شهر میان.
اوه، اونا کی هستن؟ مردهای رنسانس کی ان؟
ام... اوه، اینجا فقط نوشته... فقط اینجا نوشته که...
مردهای رنسانس دارن به شهر میان، و از قرار معلوم، خیلی زوده.
- انگار واقعاً زوده. - مردهای رنسانس کی ان؟
- خب... - من نمیدونم اونا کی ان.
- مثل نمایشگاه رنسانس؟ - داداش، من فقط...
نه، من فقط دارم میگم... ببین، من فقط دارم بهت میگم...
چی دارم اینجا میخونم، مرد. همین قدر میدونم.
توئم اندازه من میدونی. من فقط دارم از روی این میخونم.
نوشته... نوشته مردهای رنسانس دارن خیلی زود به شهر میان.
- باشه. - در اسرع وقت.
من فقط نمیدونم این یعنی چی.
من نمیدونم این چیه.
این چه صداییه؟
فکر کنم همینه.
آه. خب، خب، خب.
دوستان خندان.
بالاخره همدیگه رو ملاقات کردیم.
اوه، سلام. شماها کی هستید؟
من گریم هستم و اینم نارلیه.
ما دوستان اخمو هستیم. و تازه دیروز اسباب کشی کردیم.
چه عجیب.
اوه، خب، از دیدنتون خوشبختم.
خب، شماها دقیقاً چیکار میکنید؟
اصلاً شماها چیکار میکنید؟
خفه شو مرد.
خوب بود نارلی. دوستت دارم.
منم دوستت دارم گریم.
بیا این احمق های خندان رو به حال خودشون ول کنیم.
این حتی یه خنده واقعی هم نیست.
نگران نباش چارلی.
مطمئنم رئیس میدونه در مورد این چیکار کنه.
لعنتی. لعنتی!
اوه، ببخشید، آقای رئیس.
وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا. یه لحظه، یه لحظه.
لعنت بهش!
خب، بگید. چی شده؟
ام، ما فقط میخواستیم توجه شما رو...
به اینکه یه شرکت جدید به اسم دوستان اخمو، اون طرف خیابون مستقر شده جلب کنیم،
و ما فقط میخواستیم...
دوستان... اخمو؟
- آره. - باید نگران باشیم؟
نه، نگران نباش، پيم جوون.
فقط یکم رقابت دوستانهست.
خیلی خب، عالیه.
خب، پس دیگه وقت تلف کردن نیست، چارلی.
بیا بریم بیرون و مردم رو بخندونیم!
اوه، خدای من. فکر نمیکردم این کار رو بکنه.
من رو ترسوند. این واقعاً یکم من رو ترسوند.
به هر حال، بعداً میبینمت، مرد.
پیم، چرا نمیتونیم صبر کنیم تا کارها مثل همیشه به دفتر بیان؟
زود باش دیگه، چارلی. حالا که رقیب پیدا کردیم، نمیتونیم توی اتاق استراحت بشینیم و وقت تلف کنیم.
باید بریم بیرون و دست هامون رو کثیف کنیم.
کلهت رو میکنم، مرد.
کلهت رو میکنم و روش غلت میزنم...
- اگه دوباره بهم توهین کنی. - این یارو چی؟
کلهت رو میکنم...
سلام آقا. چرا انقدر گرفته ای؟
آره، یه جورایی، خیلی عصبانی ام، مرد.
همیشه میخواستم یه هنرمند ساندکلاد باشم، مرد.
ولی، خب، هیچکس نمیخواد به، میدونی، چرت و پرت های من گوش بده،
آهنگ هام رو گوش بده، مرد.
و این من رو عصبانی میکنه، مرد.
من مشکلی ندارم. فقط باید به سخت کوشی ادامه بدی، و قطعاً مخاطب خودت رو پیدا میکنی.
کار نیکو کردن از پر کردنه.
هی، تازه یادم اومد. شما دو تا موجود کوچولو بهم گفتید...
که، اوم، اگه من فقط دست از موسیقی بردارم، کار راحت تر میشه...
و، اوم، قید این دیوونه بازی ها و این چیزها رو بزنم، مرد.
نه، ما اصلاً باهات صحبت نکردیم، آقا.
آره، نه، من... من شما دو تا رو دیدم، مرد.
من شما دو تا لعنتی رو دیدم.
تو گریمی، و توئم نارلی و این چیزها، مرد.
- اوه... نه. - اوه، نه، باشه.
خیلی خب، ببین، من میفهمم چی داره میگذره.
حالا، ببین، اونا فقط دو تا مردن که شبیه مان.
آره، اونا فقط شبیه مان.
مرد، خفه شید، مرد.
دارید سعی میکنید من رو گول بزنید، مرد.
دارید دود توی سر لعنتی من میکنید و این چیزها، مرد
اصلاً اینطور نیست، مرد.
مرد، دیگه نمیدونم به چی فکر کنم، مرد!
باشه، باشه. بیا آرومش کنیم.
هیچکس با سرت بازی نمیکنه.
- از سرم برید بیرون! - هیچکس با سرت بازی نمیکنه.
- از سرم برید بیرون! - بیا فقط...
نه. هیچکس با سرت بازی نمیکنه، مرد.
هیچکس با...
سلام آقای مرد.
فقط میخواستیم بدونیم امروز نیاز به خوشحال شدن داری یا نه.
خب، شکل سرم باعث میشه همیشه عذاب روحی داشته باشم.
به نظر میاد نیاز به خوشحال شدن دارم؟
- اوه، آره، یکم. - فکر کنم داری، آره.
در واقع، مگه شما دو نفر همین الان نیومدید و بهم نگفتید...
باید به خاطر شکل سر نفرت انگیزم احساس بدی داشته باشم،
و نباید کاری برای رفعش انجام بدم؟
لعنت بهش، مرد. همه رو گرفتن.
نه آقا، اون ما نبودیم.
راستی، سرتون فوق العادهست.
نه، من قطعاً شما دو نفر رو قبلاً دیدم.
شما... شما دارید سعی میکنید اذیتم کنید.
از سرم برید بیرون. از سرم برید بیرون!
از سرم برید بیرون، مرد!
هیچکس سرت رو اذیت نمیکنه.
ببین، پیم، من میفهمم اینجا چه خبره.
اونا... اونا نسخه های بیزاروی مان.
این عیبی نداره ولی هدف نهایی شون چیه؟
هدف از این کار چیه؟ فقط داره من رو عصبی میکنه.
بیا یه بار دیگه امتحان کنیم، چارلی. اون یارو چطوره؟
هق هق! هق هق هق!
هی، سلام، کوچولو.
چی ناراحتت کرده؟
اوه، هق هق.
فقط اینکه دنیا خیلی لعنتی گندیدهست.
این همه نفرت و شرارت وجود داره.
اسکلتون سه بعدی دیگه هیچ دلیلی برای زندگی نمیبینه.
فایدهش چیه؟ اوه، هق هق هق!
چیزی هست که باعث بشه احساس بهتری داشته باشی، اسکلتون سه بعدی؟
اسکلتون سه بعدی بادکنک دوست داره.
No comments yet. Be the first to leave one.